سرنوشت وبلاگهای کلاسیک ایرانی (۴۱)

طاهره گلشاهی، نویسنده وبلاگ، دلم چون دریاست، از بلاگرهای قدیمی است. متاسفانه بخشی از آرشیو وبلاگ‌اش ناپدید شده است. او یکی از بلاگرهای آرام و غیرجنجالی وبلاگستان است که بقول معروف سر در کار خویش دارد. نوشته‌هایش صمیمی و خالی از ادعاست.

سرنوشت وبلاگهای کلاسیک (۴۰)

وبلاگ: داریوش کبیر داریوش بلادی، نویسنده وبلاگ داریوش کبیر، از سال ۱۳۸۱ تا کنون می‌نویسد. آخرین پست او تاریخ، ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ دارد. این بلاگر که با نثر محاوره‌ای می‌نویسد، بیشتر به تجربه‌ها شخصی خود می‌پردازد و گاهی از زندگی خود می‌نویسد. وقتی ۳۵ سال می‌شود چنین می‌گوید: (درست وقتی کنتور عمرم به شماره جدید می اندازه  یادمه وبلاگ داریوش کبیر میوفتم. در دنیای شبکه های گوناگون اجتماعی که کسی دیگه وقت و حوصله وبلاگ نوشتن و وبلاگ خوندن رو نداره تنبلی میکنم که سایت فیل تر شده رو باز کنم و ادامه …

سرنوشت وبلاگهای کلاسیک ایرانی (۳۹)

وبلاگ: دات در سردر این وبلاگ نوشته شده است: ( ارتباطات جمعی، نظریه‌های ارتباطی، مطالعات رسانی، مطالعات فرهنگی و جامعه اطلاعاتی). وبلاگی که می‌تواند برای دانشجویان رشته ارتباطات مفید باشد. نویسنده وبلاگ، یونس شُکرخواه،  دارای دکترای علوم ارتباطات و عضو هیات علمی دانشگاه تهران –  دانشکده  مطالعات جهان، که تاکنون کتابهای زیادی در حوزه ارتباطات و ترجمه منتشر کرده است.  او در سال ۲۰۰۲ در نخستین پست خود می‌نویسد: ( سعی می‌کنم در این وبلاگ، به ارتباطات از منظر علمی نگاه کنم و اگر دست داد، گاه گداریِ هم چیزهایِ ادامه …

سرنوشت وبلاگهای کلاسیک ایرانی (۳۸)

وبلاگ: خدابیامرز حسن سالکی نیا، نویسنده وبلاگ خدا بیامرز،  نه تنها یکی از استعدادهای وبلاگستان، بلکه طنز نویس بی‌مانندی بود. حتی نام وبلاگ‌اش،  خواننده را به خنده وامی‌داشت. وقتی وبلاگ او را کشف کردم برایش امیلی فرستادم که من مشتری پرپا قرص وبلاگ‌ات هستم و بعدها با هم دوست شدیم. مرگ او هم یک طنز سیاه بود. او که از بیماری ام اس رنج می‌برد، جانش را در تصادف ماشین از دست داد. متاسفانه بعد از مرگ او کسی وبلاگ‌اش را آپدیت نکرد و چون خودش فوت شد. شاید اگر ادامه …

سرنوشت وبلاگهای کلاسیک ایرانی (۳۷)

وبلاگ: خانم حنا نویسنده وبلاگ، خانم حنا، از سال ۲۰۰۶ می‌نویسد. مطالب وبلاگ بیشتر در مورد زندگی نویسنده در ژاپن است. آخرین پست او در سال ۲۰۱۵ از آن به بعد مطالبی منتشر نکرده است. گاهی او بسیار زیبا و رومانتیک  می‌نویسد. بعنوان نمونه بخشی از نوشته او با عنوان: شما قسمتی از خودتان را در روحم جاگذاشتید و گذشتید را با هم بخوانیم: «  روحم نازک شده بود و شفاف،  عین شیشه. آنقدر که خودم رو درآن طرفش می‌دیدم. دختر دبستانی آن سال‌ها را،  نگین، مریم، بهارک، هنگامه، هدیه، ادامه …