یکشنبه ۶ نوامبر با یکی از دوستان برای شنیدن سخنرانی خانم شیرین عبادی که در یکی از سالنهای قدیمی و بسیار زبیای دانشگاه کپنهاگ برگزار میشد راهی مرکز شهر شدیم. سخنرانی ساعت ۱۵ شروع می شد و ما که نیمساعتی زودتر رسیده بودیم، دیدیم جمعیت برای وارد شدن به سالن صف کشیدهاند. در موقع ورود اسامی افراد چک میشد و اگر از قبل ثبتنام نکردهبودی میبایست دمت را روی کولت میگذاشتی و برمیگشتی که نصیب عدهای شد. ساعت ۱۵ دیگر جایی برای نشستن نبود، شگفت که اکثریت آمدگان دانمارکی بودند. قبل از سخنرانی چند تن از جمله مسؤل انجمن قلم دانمارک به انگلیسی به خانم عبادی خوشآمد گفت و اشارهای کرد به نویسندگان و روزنامهنگاران در بند ایران و همانجا اعلام کرد که به تازگی حسین قاضیان و تقی رحمانی بعضویت افتخاری انجمن قلم دانمارک برگزیده شدند و از دولت جمهوری اسلامی خواست تا پرونده این دو نفر را برای همیشه ببندد (کفزدنها). سپس نوبت به خانم عبادی رسید که خوشبختانه به فارسی سخن گفت و به انگلیسی ترجمه میشد. خانم عبادی گفت: «میخواستم در مورد اسلام و دموکراسی سخن بگویم اما به دلیل آن که یکی از روزنامههای دانمارک مسابقهای گذاشته بود و خواسته بود خوانندگانش کاریکاتور حضرت محمد را بکشند ( جالب است که برنده کاریکاتور یک کودک خارجی شد و چاپ آن باعث واکنش شدید مسلمانان دانمارک و حتا اعتراض سفیران یازده کشور مسلمان از جمله ایران شد که داستانش را جداگانه خواهم نوشت) من سخنرانیم را به آزادی بیان تغییر دادم.» آنگاه خانم عبادی ضمن تاکید چندباره که به آزادی بیان اعتقاد کامل دارد اما کار این روزنامه قابل دفاع نیست و باید از مسلمانان دلجویی و عذرخواهی کند(کف زدنها). در عین حال ایشان اضافه کرد که اگر این مسابقه مختص حضرت محمد نبود و پیامبران سه دین بزرگ دیگر یعنی حضرت مسیح، حضرت موسا و بودای مقدس هم بودند به نظر من ایرادی نداشت ولی چون تنها حضرت محمد بوده است باید پذیرفت که مسلمانان آنرا توهین به خودشان قلمداد کنند و عمل این روزنامه باعث میشود تا بنلادنها و قشریون از این موضوع بهرهبرداری کنند و به مسلمانان بگویند دیدید ما بارها گفتهایم غرب دشمن شما و اسلام است (کفزدنها). آنچه ایشان در باره آزادی بیان گفت در واقع تکرار همان حرفهای همیشگی بود که خب برای کسانی که تاکنون نشنیده بودند میتوانست جالب باشد. و اما خانم عبادی اشارهای هم داشت به فیلترینگ سایتها و وبلاگها و دستگیری ۲۱ نفر بلاگر و فشار شدید به مطبوعات و نویسندگان بعد از روی کار آمدن احمدینژاد. از اکبر گنجی هم گفت و اینکه بعنوان وکیل او از زمان اعتصاب تا امروز نتوانسته است با موکلش دیداری داشته باشد و در حالیکه کمی احساساتی شده بود با صدای بلند گفت: « این حق قانونی من است که با اکبر گنجی ملاقات کنم.» از ناصر زرافشان، حشمتالله طبرزدی، رضا علیجانی، هدا صابر، تقی رویایی و دیگران هم گفت که جرمی جز نوشتن ندارند. بعد از استراحت کوتاهی بخش دوم به پرسش و پاسخ اختصاص یافت. بیشتر پرسشها در این مورد بود که آیا کشورهای اسلامی ظرفیت رعایت و پذیرش حقوق بشر و دموکراسی را دارند که ایشان پاسخش مثبت بود و استدلال میکرد، همانطور که در مسیحیت تنوع دیدگاه وجوددارد در اسلام هم چنین است و عربستان را مثال زد که زنها حق رانندگی ندارند و در پاکستان زنی رییس جمهور میشود. در پایان نشست کوتاه و خودمانی هم با ایرانیان حاضر در جلسه داشت که به پرسشهای تنی چند پاسخ داد.
در حاشیه سخنرانی:
سخنرانی در کمال آرامش و بدون هیچگونه تشنجی برگزار شد و خوشبختانه کسی هم شعاری نداد که سنت گروهی از ایرانیان انقلابی دو آتشه در چنین جلساتیاست.
خانم عبادی خیلی خسته به نظر میرسید.
در آغاز برنامه یکی از خانمهای هنرمند ایرانی به نام رویا مقدس با آهنگی از سیاوش قمیشی در مورد کودکان قربانی مین، رقصی تماشایی کرد و مورد تشویق شدید حضار و خانم عبادی قرار گرفت.
خانم عبادی را من اولین بار از نزدیک میدیدم، زنیاست بسیار شوخ و مهربان، زمانی که با هم عکس میگرفتیم گفت آقای عکاس سعی خودتو بکن منو چاق نندازی!
از عکس گفتم دوربینم را برده بودم با دو عدد باطری نو و آکبند. همینکه خواستم عکس بگیرم دیدم کار نمیکند هرچه هم با آن ور رفتم نشد که نشد. کیانوش عزیز لطف کرد عکسی گرفت از ما و همان شب ایمیلش کرد عکس که چه عرض کنم چیز حسابی نشد اما از هیچ بهتر است.

خانم شیرین عبادی و من