همین یکشنبه ساعتها را یکساعت بردیم جلو، اسمش را هم گذاشتهاند ساعت تابستانی ولی باورکنید اینجا هنوز از بهار هم خبری نیست و باد و باران و برف و ابر و مه درکارندتا پوست اعصاب مارا بسایند. القصه هفت هشت ماهی است که ما در فریزر تشریف داریم و کی آفتاب میشود و اندکی گرما تا بتوانیم یخهای جسم و جان را آب کنیم با کرامالکاتبین است.
« لاکن اینطور نمیشود که در بلاد اسلام روشنفکر کج (بخوان چپ) باشد. بنده نصیحت میکنم روشنفکران کج راست بشوند و اگر نمیتوانند راست بشوند لااقل گردش به راست بکنند تا به اسلام و امت خدمت بکنند اینها... روشنفکر کج معنی ندارد این مال غرب است که باید کج باشد و چند ده هزار دلار بگیرند و چه و چه و اینها... لاکن همه روشنفکران باید راست باشند اینجا و بروند درخت بکارند و هرس کنند و آب بدهند تا بزرگ بشود و میوه بدهد و اینها... و میوهها را ببرند میدان میوه بفروشند و خداوند به روشنفکران راست عزت بدهد.»
خب با این سرمای لعنتی نباید از این مخ یخزده ما بیش از این انتظار داشت. نمیدانم چرا یکدفعه یاد فراماسونها افتادم. دو سه قرن پیش تعدادی روشنفکر فرهیخته که از فساد و بیعدالتی و خرافات و دیکتاتوری و عقبافتادگی جامعه به جان آمده بودند دور هم جمع شدند و گفتند ما باید راهی بیابیم تا برابری و برادری و آزادی را در جهان برقرار کنیم و عقلشان را روی هم گذاشتند و نتیجه گرفتند که برای رسیدن به آرمانشهر باید از درون دولتها شروع کرد راهش هم پول و قدرت است تا بتوان به بشریت خدمت نمود. و از آن روز تصمیم گرفتند بههرشکلی شده با کمک یکدیگر پستهای مهم دولتی و غیردولتی را اشغال کنند تا منبع خیر و برکت شوند برای ستمدیدگان و معروف شدند به فراماسون و کلی لژ تشکیل دادند. از قضا ایده این روشنفکران فرهیخته انساندوست که واقعا هم حس نیت داشتند خیلی زود جهانی شد و روشنفکران ایرانی هم در دوران قاجاریه که فساد و ظلم و خرافات و بیعدالتی غوغا میکرد به تقلید از برادران انگلیسی و فرانسوی لژ خود را تشکیل دادند. اینکه این روشنفکران توانستند به مقصد برسند تاریخ خلافش را نشان میدهد ولی انگار این تفکر فسیل شده بین بچه مسملونها طرفدارانی دارد و سبک و سنگین میشود. بد هم نیست روشنفکران چپ که آه در بساط ندارند بروند با جمهوری اسلامی همکاری کنند، هم وضع مالی خوب میشود و هم میتوانند بدون ترس و لرز به امت مسلمان خدمت کنند.
بیلی هم از دست این هوای بیپدرومادر کفری است و دعا میکند سیزدهبدر دستکم هوا بیاد چنددرجهای بالای سفر تا ما هم برویم بیرون و سیزده را بدر کنیم با کبابی اگر شد.