با اجازه هربار لینک جدیدی اضافه کردم جهت اطلاع پینگ میکنم.
پروندهی هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت رفت. با مواضعی که دولت تاکنون داشته است جز این هم انتظار نمیرفت. مسأله چندان هم پیچیده نیست. آمریکا و اتحادیه اروپا به حکومت اسلامی تفهیم کردهاند که به آنها «اجازه غنیسازی اورانیوم داده نمیشود.» و برای قانع کردن افکار عمومی جهان در توجیه چنین تصمیمی به درستی میگویند: «جمهوری اسلامی ۲۸ سال است با حمایت مادی و معنوی از تروریستها، اشغال سفارت یک کشور و بهگروگان گرفتن کارکنان سفارت که خلاف نص صریح قوانین جهانی است، تهدید به حذف کشور همسایه از جغرافیای جهان، فتوای فتل نویسندگان، از جمله سلمان رشدی نویسندهای که شهروند انگلیسی است و قتل چند نویسندهی ایرانی از جمله سعیدی سیرجانی و نقض حقوق بشر در کشور خویش که بارها توسط سازمان جهانی دفاع از حقوق بشر تایید شده است و دلایل بیشمار دیگر و... با ایجاد تشنج در سطح منطقه و جهان مانع همزیستی مسالمتآمیز کشورها، روابط بازرگانی جهانی و نظم نوین شده است. بنابراین، ما که هم در حوزه اقتصاد، تکنولوژی، رعایت و احترام به حقوق شهروندان ازجمله انتخاب دموکراتیک دولتهایتان از طریق رای، حرف اول را میزنیم به چنین حکومتی اجازه غنی سازی ارانیوم را نخواهیم داد.»
دوستان! رسانههای اینجا پراز مطالبی است از این دست و چندان هم بیربط نمینویسند. همین چند روز پیش، درست در روز جهانی زن که نقطه عطفی است در تاریخ مبارزاتشان با جوامع مردسالار و... ماموران دولت اسلامی، خانم سیمین بهبهانی، شاعر محبوب و بلندآوازه ایران را در مراسم ۸ مارس با باتوم کتک میزنند. خانم سیمین بهبهانی از چهرههای جهانی است و اهل فرهنگ آمریکا و اروپا ایشان را بعنوان شاعری بزرگ و مبارز حقوق بشر و زنان میشناسند. آیا همین یک دلیل برای قانغ کردن ملتهای جهان کافی نیست؟ تا بگویند: «حکومتی که با بانویی فرهیخته و کهنسال چنین رفتاری میکند، لیاقت داشتن تکنولوژی هستهای را ندارد.» هر آدم شریف ایرانی که چند لحظه سکوت کند و در خود فرو رود وبدون تعصب، جانبداری و پیشداوری به آن بیاندیشد نمیتواند از ته دل موافق این حرف نباشد.
صورت مسأله
«آمریکاو اتحادیه اروپا به هیچوجه به جمهوری اسلامی اجازه غنیساری اورانیوم را نمیدهند و برای رسیدن به این هدف راه تحریم و زور را هم برای خودشان باز گذاشتهاند. و این را هم به جهانیان اعلام کردهاند و شوخی نمیکنند.»
«دولت و رهبر جمهوری اسلامی هم در پاسخ گفتهاند: که ما کار خودمان را میکنیم و از مردم خواستهاند خودشان را برای روزهای سخت آماده کنند. یعنی پذیرش و آمادگی جنگ! با آمریکا و اتحادیه اروپا».
اگر همین را بصورت مساله طرح کنید و بدهید به یک دانشآموز کلاس دوم ابتدایی با یک حساب سرانگشتیبه شما میگوید: «در صورت تحریم ارزش ریال سقوط میکند و این ملت ایران است که آسیب میبیند و با کمبود مواد غذایی و دارویی و کاهش قدرت خرید روبرو میشود و مدتها باید در برزخی زندگی کند که یک حکومت غیرمسؤول و ایدیولوژیک به آنها تحمیل کرده است. این ملت، زندگی مردم عراق را در دوران محاصره اقتصادی دیده و به خاطر دارد و در صورت جنگ، نه جمهوری اسلامی آن تکنولوژی نظامی را دارد که بتواند در مقابل آمریکا و متحدان احتمالیاش مقاومت کند و نه امروزه کسی برای شعارهای دههی پنجاه و شصت که مثلا «ایران را ویتنام میکنیم» تره خرد میکند تازه آنموقع ابر قدرت اتحاد جماهیر سوسیالستی شوروی هم بود که با حضور قوی در صحنه سیاسی جهان، آمریکا و اروپا رویاش حساب میکردند. خب حالا از چنین معادلهای هم خبری نیست و آن ابرقدرت سابق تلاش میکند تا به عضویت اتحادیه اروپا در بیاید تا بتواند هژمونیاش را دوباره در یک روند دموکراتیک بدست بیاورد. پس جمهوری اسلامی بازنده جنگ خواهد شد همانگونه که طالبان و صدام. حتا اگر حمله محدودی به ایران شود بازهم ملت آسیب میبیند و سالها باید رنج بیمارهای سرطان و انواع بیماریهای پوستی و زایمانهای غیرعادی را بدوش بکشندو... خلاصه نسلکشی. تازه هنوز خاطره جنگ هشتساله از حافظه تاریخی ملت پاک نشده است. بنابراین نتیجه میگیرداین به نفع مردم ایران است که حکومت حمهوری اسلامی از مواضع زیانبار و جنگطلبانه خود دست بردارد و با سازمان انرژی اتمی همکاری کند.» امیدوارم رهبران جمهوری اسلامی به اندازه دانشآموز کلاس دوم ما ریاضیات بلد باشند.
فرود
اکثر خوانندگان این وبلاگ، خودشان بلاگر هستند پس طبیعی است که مخاطبین منهم بیشتر همین دوستان همکار هستند و انتظار توجه دارم.
داستان امروز بحران هستهای، شبیه این میماند که قهرمان سنگین وزن کشتی جهان به بنده بگوید بیا با هم کشتی بگیریم. اگر من قبول کنم بدانید یک جای عقلم پارسنگ دارد و بقول معروف چیزیمان میشود.
در حال حاضر و با این بحران موجود که دارند ایران را به جنگی که نتایج شومش برهمگان معلوم است نزدیک میکنند کسانی که به سرنوشت مرزپرگهر میاندیشند وظیفه دارند در این موضوع دخالت کرده و نظرشان را دستکم برای ثبت در تاریخ شفاف بگویند. بحث اینکه ما حق استفاده از تکنولوژی هستهای داریم یا نه؟ در لحظه کنونی بحثی است انحرافی. پرسش اساسی این است که آیا حکومت فعلی با توجه به موضع روشن آمریکا و اتحادیه اروپا، به غنی کردن ارانیوم ادامه دهد یا خیر؟
اگر پاسخ ما مثبت باشد، بدون تعارف به جبههی جنگطلبان پیوستهایم، حتا اگر دنیایی حسننیت هم داشتهباشیم و احساسات ناسیونالیستی قلقلکمان داده باشد.
اگر پاسخ منفی است در اردوی صلحطلبان و مخالفین جنگ قرار داریم و باید با افشای سیاستهای طرفین، از وقوع چنین فاجعه ملی جلوگیری کنیم. هدف سفرهای احمدینژاد به استانهای کشور این است تا از ملت ایران برای رفتن به جهنم امضا بگیرد.
از همکاران بلاگر خواهش میکنم اگر موضعشان را در این زمینه در وبلاگهایشان قلمی کردند خبرم کنند تا لینکش را اینجا اضافه کنم، شاید توانستیم توافق کنیم نظرمان را به صورت یک بیانیه مشترک منتشر کنیم تا اگردانشجوی آینده رشته روزنامهنگاری خواست فردا در مورد موضع گیری بلاگرهای ایرانی در مورد مسایل مهم ایران تحقیق کند آیندگان بدانند ما بلاگرها در موضوعی که به بحران هستهای معروف شده است کجای جهان ایستاده بودیم.
من بعنوان یک ایرانی با «نه بزرگ» به جنگطلبان و در صف طرفداران صلح مخالف شلیک حتا یک گلوله به خاک مرز پرگهر هستم و خواستار آنم که دولت جمهوری اسلامی از کشتی گرفتن با قهرمان سنگین وزن جهان خودداری کند. این یادداشت را بسیار عچولانه نوشتم، احساس میکنم وقت تنگ است. ایرادهایش را ندیده بگیرید.
در همین زمینه:
اگربشه چی میشه؟ / وبلاگ نقنقو
چند نکته اتمی / وبلاگ ملاحسنی
صد روزگذشت و مقایسهای دیگر / وبلاگ جوانهها
مذاکرات پنهان، نتایج آشکار / وبلاگ پویا
سنگک اتمی! / وبلاگ روزنامههای م.ویسآبادی
تنها ثبت برای تاریخ؟ / وبلاگ آینه
مذاکره؛ يگانه راهحل صلحآميز! / وبلاگ حسن درویشپور