دیروزسفارت دانمارک در دمشق توسط تظاهرکنندگان سوری به آتش کشیده شد. همه میدانیم از جمله مسلمانانی که یک جو انصاف داشته باشند در سوریه غیرممکن است تظاهراتی بدون اجازه و تایید مقامات حاکم صورت بگیرد. در کشوری که نفس کشیدن شهروندان هم کنترل میشود چگونه است که عدهای از دیوار سفارت مملکتی آن هم در روز روشن و در جلوی چشمان پلیس بالا میروند و ضمن به آتش کشیدن ساختمان، اموال موجود را هم غارت میکنند؟ تازه دارم متوجهی همدلی جهان اسلام میشوم!
اما چرا یکباره پرزیدنت اسد کاسه داعتر از آش میشود و در مسابقه جهانی چه کسی بیشتر مسلمانتر است از همه جلو میزند؟
واقعیت این است سوریه هم در غرب و هم در جهان اسلام کشوری است منزوی. دولتهای مسلمان، سوریه را خیلی مثل خودشان مسلمان نمیدانند. برای بازگشت به کلوپ باید مسلمانیات را ثابت کنی و کدام موقعیت بهتر از امروز تا به بهانه توهین به پیامبر، ریاکارانه پرچم سبز اسلام را بر بام سفارت کشور کوچکی به اهتزاز در بیاوری! البته این قابل فهم است اما چرا روشنفکران این کشورها که بخوبی میدانند رژیمهای توتالیتر اسلامی همواره از دین بعنوان ابزاری برای سرکوب مخالفین و پیشبرد مقاصد شوم سیاسی استفاده کرده و میکنند خود را به کوچه علی چپ زدهاند و تنها عمل روزنامه یولندپست را محکوم میکنند؟ آیا بشیر اسد دلش برای اسلام میسوزد؟ آیا دولت حمهوری اسلامی که برای عقب نماندن از مسابقه مسلمان بازی امروز سفارتش را در دانمارک بست دلش برای اسلام میسوزد؟ آیا آتشزدن سفارت، تهدید به قتل شهروندان کشورهای اسکاندیناوی ارزش محکوم کردن ندارد؟
راستی چرا خبرنگاران و روزنامهنگاران کشورهای اسلامی این تظاهرات خشن را محکوم نمیکنند؟ فرصتطلبی هم اندازه دارد! پس چگونه است وقتی یکی از شماها دستگیر میشوید همین روزنامههای بلاد کفر برای آزادیتان گوش فلک را کر میکنند ولی امروز که همکارانتان در روزنامه یولندپست توسط گروههای حزباللهی به مرگ محکوم شدهاند جیکتان در نمیآید و مرتب دارید آزادی مطبوعات را که خودتان ندارید برای همکارانتان در غرب تعریف میکنید و دم از باید و نباید و اگر و مگر میزنید؟ انصاف هم چیز خوبی است نه؟

سفارت دانمارک در دمشق