My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


تحریم

یکشنبه، ۹ بهمن، ۱۳۸۴
چندی پیش در یادداشتی حکایت کاریکاتورهای پیامبر اسلام و انتشار آن در روزنامه‌ی دانمارکی «یولندپست» و واکنش مسلمانان درون و برون مرزی را نقل کرده بودم. قضیه تقریبا فراموش شده بودتا اینکه روز پنجشنبه ۲۶ ژانویه مقامات عربستان سعودی سفیر خود در دانمارک را بعنوان اعتراض فراخواند و همزمان دست به تحریم کالاهای دانمارکی از جمله فرآورده‌های لبنیاتی شرکت«آرلا» بزرگترین تولیدکننده لبنیات در اروپا زدند. صادرات آرلا به عربستان سالانه سر به میلیاردها دلار می‌زند. بلافاصله بعد از تحریم عربستان، کویت هم ضمن اعتراض شدید به دولت دانمارک کار روزنامه‌ی یولندپست را نژادپرستانه خواند و به عربستان سعودی پیوست. ایران هم که این‌روزها درگیر بحران اتمی است، برای انحراف افکارعمومی مردم ایران و جهان و از خداخواسته، کاسه داغ‌تر ار آش شد و اعتراضش را کتبا تسلیم وزارت امورخارجه دانمارک نمود. پرسش اساسی این‌است، چگونه بعد از گذشت پنج‌ماه از انتشار کاریکاتورها دولت عربستان سعودی و دیگر کشورهای مسلمان دست به چنین اقدامی زده‌اند؟ یکی از مفسران دانمارکی در مصاحبه‌اش با تلویزیون می‌گفت: علت اعتراض عربستان، منحرف کردن افکارعمومی جهان از موضوع مرگ ۳۴۵ نفر در زیارت حج امسال است. سردبیر بخش فرهنگی یولندپست که مسؤولیت انتشار کاریکاتورها بعهده اوست و شدیدا زیر فشار اتحادیه صنایع دانمارک قرارگرفته است در جمع خبرنگاران گفت: ما بارها اعلام کرده‌ایم اگر این کاریکاتورها باعث رنجش برخی از مسلمانان شده متاسفیم ولی هیچ دلیلی برای عذرخواهی نمی‌بینیم. دولت دانمارک نباید تسلیم رژیم‌هایی که در رابطه با رعایت حقوق بشر پرونده سیاهی دارند بشود و نباید اجازه بدهد چنین کشورهای توتالیتر بخاطر روابط اقتصادی دهان ما را بدوزند. در یک نظرخواهی تازه که از دانمارکی‌ها پرسیده شد: «آیا یولندپست باید از مسلمانان عذرخواهی کند؟» پاسخ ۷۹٪ نه، ۱۸٪ آری و ۳٪ نمی‌دانم بود.

::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: ۰۸:۵۲ :::

LINK  |  Comment 9
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
‌‌بلاگ نيوز -

پيام‌هاى زير را براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: من

دوشنبه، ۱۰ بهمن، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۰۸

پرونده ی سياه؟!
نفهميدم..!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://pardismadhouse.blogsky.com


 نويسنده: دم بريده

یکشنبه، ۹ بهمن، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۴۱

دليلش اينه که من هميشه از دنيا عقبم!!! اينو که خودم از قبل ترها مطمئن بودم...
دليل اعتراض آقايون عربها رو که خودت گفتی. داد و قال اينا هم خوب معلومه، بخاطر انحراف افکار عمومی از مسئلهء اعتراض کشورها به غنی سازی اورانيومه.
خلاصه اين انحراف اون انحراف....من که ميگم اينا همشون منحرفن!!!
ولی خيالت راحت باشه . لااقل اين عربها که من ميشناسمشون ميدونم که از هر چی بگذرن از شکمشون نميگذرن... همين فردا پس فرداست که ميفرماين ببخشيد آقا غلط کرديم. بفرست اون پنيرو مخلفاتو!!!!

 E-mail:  sepidefox@gmail.com

 URL:  http://foxkid.blogfa.com


 نويسنده: دم بريده

یکشنبه، ۹ بهمن، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۵۷

اين کوچولو اسمش چيه؟ چقدر مامانه.منم سه تاشو دارم ولی اين شکلی نيستن.
ببخشيد اگه به نوشته هات مربوط نميشد. همين الان اينجا رو پيدا کردم . ميخونم ميام نظر ميدم...

 E-mail:  sepidefox@gmail.com

 URL:  http://foxkid.blogfa.com


 نويسنده: اميد

یکشنبه، ۹ بهمن، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۵۹

خب شايد روزنامه تازه به دستشون رسيده که الان اعتراض کردند..نه؟

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com


 نويسنده: ملا حسنی

یکشنبه، ۹ بهمن، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۰۷

اگر این کاریکاتور در کانادا کشیده میشد اختمالا دولت با آن برخورد میکرد و طرف را به دادگاه میکشاند. میدانید چرا؟ چون کانادا یک کشوری مولتی کالچر است و برای اینکه نفرت های مذهبی و فرقه ای اسا س این کشور را بهم نریزد یک قانونی تصویب کرده اند تحت عنوان " جرم ایجاد نفرت". یعنی مثلا من مسلمان حق ندارم علیه یهودی ها یا مسیحیان و دیگر فرقه ها مطلبی بگویم یا کاری انجام دهم که موجب ایجاد کینه علیه آن فرقه شود و اگر چنین کاری انجام دهم باید در دادگاه پاسخگو باشم.
من نمی دانم مشابه چنین قانونی در کشورهای اروپایی هست یا نه ولی نظر شخصی من این است که در یک جامعه دمکرات و آزاد همه باید بتوانند هر چیز را که اعتقاد دارند و حتی اعتقاد ندارد بگویند و بنویسند و بحث و نقد کنند و تحمل نظرات مخالف را داشته باشند. هم آن کاریکاتوریست باید عقاید مسلمانان را تحمل کند و هم مسلمانان (بشرط دمکرات بودن) باید دیدگاه طرف مقابل را تحمل کنند و برخوردهایی نظیر تحریم و تهدید و دشنام چیزی را در مغز دیگران عوض نمیکند.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://mollah.blogspot.com


 نويسنده: بیلی و من

یکشنبه، ۹ بهمن، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۵۷

حميدجان عربها اصلا چيزی بنام پچ‌پچ ندارند. زمانی که پچ‌پچ می‌کنند مثل حرف زدن عادی ماست. وای بحالی که حرف بزنند.

 E-mail:  assda@gmail.com

 URL:  http://www.mebaily.com/


 نويسنده: رضا

یکشنبه، ۹ بهمن، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۴۶

اولا سلام.اولين باره که بهت سر ميزنم .
عالی بود چون بعد از اينکه چند بار تو اخبار ازش گفتن
ديگه خبری نبود.پيروز باشی

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.hamkellasi.persianblog.com


 نويسنده: حميد/ميداف

یکشنبه، ۹ بهمن، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۳۶

در هريک از بنادر عربستان که پهلو مي گرفتم رؤ ساي بنادر و ارتشي ها که هرکدام يک جوري دمب شان به خانواده سلطنتي سعودي بند بود به بهانه هاي مختلف به کشتي مي آمدند و به گارسون کشتي که به دستور من ويسکي تعارف شان مي کرد نه نمي گفتند و اصولن براي همين منظور به کشتي مي آمدند و من لذت مي بردم آنها را با اعمال معصيت هاي کبيره و يَشرُب الخَمر و الميسَر به قعر جهنم بفرستم .ولي آنها هم زرنگ بودند و يک شرط داشتند: درب ها و پنجره هاي سالن بسته و پرده ها کشيده باشند تا بقول خودشان ( الله نبيتد ) که البته به عربي مي گفتند و چشمک مي زدند . من حرفي نداشتم، بخورند تا بترکند فقط مشکلي براي کشتي من ايجاد نکنند. تنها چيزي که بدم مي آمد بلند بلند حرف زدنشان بود که باوجوديکه بغل هم نشسته بودند هنگام سخن فرياد مي زدند انگار در فاصله چند صد متري هم در کوير ايستاده اند. ضمنا صندوق هاي عظيم ويسکي وجين وودکا وشامپاني را به عنوان محموله ديپلماتيک در ؛جده ؛ و ؛ ينبوع : و ؛ دمام: پياده مي کرديم که من البته از محتواي آنها با خبر بودم ! و حالا.... ان الله يُحِبُ المَکارين ...؟؟

 E-mail:  sclsaf@gmail.com

 URL:  http://midaf.blogfa.com


 نويسنده: طاهره

یکشنبه، ۹ بهمن، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۳۶

يادداشتتونو خوندم. يعنی همه اون تصاويری که عمامه داشت حضرت محمد بود؟؟!!
اين هم شيوه اصلی سیاستمداران و سردمداران هست که هر از گاهی برای منحرف کردن افکار عمومی مسائلی که مدت اعتبارش گذشته و انقضا شده! رو زنده ميکنند.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.