عربدهکشان جمهوری اسلامی به خوبی میدانند، ما و دنیا هم میدانیم که آمربکا و اروپا به هیچوجه به ایران اجازهی غنی سازی اورانیوم و نهایتا دستیابی به بمب اتم را نخواهد داد و این واقعیتی است مسلم که هیچ چون و چرا برنمیدارد. احمدینژاد و دولتش دست به قماری زدهاند که همینحالا میشود برنده و بازنده آن را پیشبینی کرد. احمدینژاد که در این بازی خطرناک از پشتیبانی و حمایت مردم ایران برخودارنیست، مزورانه تلاش میکند با تبلیغ و تحریک احساسات ناسیونالیستی پای مردم ایران را که داشتن و یا نداشتن انرژی هستهای تأثیری در زندگی آنها ندارد به این ماجرا بکشاند. شگفتا که این تبلیغات در بخشی از روشنفکران، اثربخش بوده و مرتب در گفتار و نوشتارهای خود از حق ایران برای داشتن تکنولوژی هستهای دفاع میکنند. از آن طرف شاهدیم که نیروها و سازمانهای طرفدار محیط زیست، صلح و مخالفین سلاح اتمی سالهاست برای بستن و از کارانداختن این پایگاهها فعالیت میکنند. دلیلش هم خطرناک بودن چنین پایگاههایی است. آنچه چندسال پیش در روسیه اتفاق افتاد میتواند در هر کشوری از جمله ایران تکرار شود. ما نمیدانیم جمهوری اسلامی تاکنون چه مبالغ هنگفتی صرف دستیابی به تکنولوژی هستهای کرده است اما میتوان تخمین زد که هزینه آن رقمهای میلیارد دلاری است که میشد آن را در صنعت نفت سرمایهگذاری کرد میدانیم کشوری که روی نفت خوابیده است وارد کننده بنزین و بسیاری از فرآوردههای نفتی است. از آن گذشته حکومت آخوندی به دلیل جاهطلبیها، حمایت از تروریست، دشمنی کور و بیدلیل با اسراییل، سیاست خارجی جنگطلبانه و تحریک کننده صلاحیت داشتن تکنولوژی هستهای را ندارد.
امروز اپوزیسیون داخل و خارج به زعم اختلافاتی که دارند می توانند شعار «رییس جمهور باید استعفا بدهد» را به خاطر موضع خطرناک و بازی با آتشی که دودش فقط و فقط به چشم مردم ایران خواهد رفت، مطرح و تلاش کنند تا ملت را دستکم و در این یأس موجود حول محور این شعار بسبج کنند.
بلاگرها در این لحظه حساس بجای کوبیدن به سر وکله هم و بحثهای ملالآور میتوانند با افشای سیاست خارجی دولت و طرفداران طالبانیاش از این بنبست مصنوعی بیرون بیایند و با نوشتن نامههای سرگشاده ،جمعآوری امضا و فرستادن آن به سازمانهای بینالملی برکناری و یا استعفای احمدی نژاد را خواستار شوند. همه ما در مقابل مردم ایران، و آیندگان مسؤولیم.