قبل از هر چیز میخواهم سپاس بیکرانم را نثار دوستان مهربانی کنم که بندهی حقیر را در این چند روزه مورد لطف و تفقد قراردادند. یکی از زیباییهای وبلاگ نسبت به رسانههای دیگر همین است که آدمی احساس تنهایی نمیکند و بلاگرها بدون آنکه بخواهند تظاهر کنند در شادی، غم و بیماری و یا هر اتقاق دیگری که برای همکارشان میافتد علیرغم اختلاف دید و نظرگاه خود را شریک میدانند و این گنجی است که بایستی با چنگ و دندان از آن پاسداری کرد. و اما ممنون از این همه پیشنهادی که دوستان داده بودند که الحق خیلیهاشان را میتوان بکار برد. خودمانیم این بلاگرها هم یکپا دکترند. آنچه که گوشزد نوشته بود بسیار دقیق بود و تقریبا باید همان راه را رفت که ایشان گفته بودند. امروز معلوم شد علت سرگیجه (البته نه صدرصد چون پیش متخصص گوش هم وقت دارم برای نوار گوش و همچنین سونوگرافی از عروق گردن همان که گوشزد پیشنهاد کرده است) بیماری است بهنام Vestibularisnervit که در واقع بالانس و تعادل عصبهای مخچه بههم ریخته میشود و باعث سرگیجه میگردد. این بیماری ممکن است کوتاه و یا به درآزا بکشد و اگر بدشانس باشی تا آخر عمر یار و مونس آدم بماند. فعلا ما داریم به این سرگیجه عادت میکنیم تا چه پیش آید. باز هم ممنونم.