دیشب داشتم آلبوم عکسهایم را ورق میزدم، دیدم با خیلی از هنرمندان میهنم که گذرشان به دانمارک افتاده است عکس دارم، با خودم گفتم بد نیست گهگاه در اینجا این عکسها را بگذارم تا شما هم ببینید. شش سال پیش هنرمند بزرگ موسیقی ایرانی استاد کامل محمدرضا لطفی چندباری به دانمارک آمد که علاوه بر کنسرت، کارگاه موسیقی هم برای علاقهمندان برگزار میشد که منهم سعادت شرکت در کلاسهای ایشان را داشتم و حدود دوازده ساعتی در مجموع درس گرفتم. معمولا کلاسها از ده صبح شروع و تا ده یا یازده شب طول میکشید حتا شاگردانیاز دیگر کشورها برای شرکت در این کارگاه و بهره گرفتن از محضر استاد میآمدند. تدریس انفرادی بود و همینکه درس یکی از شاگردان تمام میشد و ایشان برای استراحت بیرون میآمدند سازی را برمیداشت و مینواخت. کمانچه، دف، تمبک، سنتور، نی و اگر سازی نمیزد نقاشی می کرد یا خطی مینوشت و خب این همه انرژی ما را شگفتزده میکرد، برخی از دوستان میگفتنند استاد لطفا کمی استراحت کنید، آقای لطفی جواب میداد: «دارم استراحت میکنم.»
یکبار برای آوردن ایشان رفتهبودم فردوگاه وقتی توی ماشین نشستیم تا خانه ما نی زد. میگفت بدی هواپیما این است که نمیشود سازی بزنی. در این مدت کوتاهی که در حضورش بودم او را مردی فروتن، مهربان، حساس ، شوخ و بذلهگو یافتم. و گاه افسوس میخورم برای آن همه جوان ایرانی عاشق! که بعلت تنگنظری و نگاه منفی و ایدئولوژیک اهل حکومت به موسیقی، استعدادهای جوان را ازبودن با لطفی، این نابغه صدسال اخیر موسیقی ایرانی محروم ساختهاند.

درحال بوسیدن استاد (راستی کلهی ما هنوز اینقدر سفید نشده بود)