باید اعتراف کنم این پنجمین اردوی موسیقی ایرانی دستکم برای من یکی از بهترینها بود. دیدن و بودن با استاد شکارچی که کارهایش را شدیدا دوست دارم بجای خود، دیدن مهرداد هدایتی خواننده و بازیگر، آن هم بعد از چند سال، شادمانم کرد. آخرین بار که دیدمش همراه خانم مریم آخوندی برای اجرای نمایشنامه موزیکال اندرونی آمده بود دانمارک و بعد از او بیخبر بودم، تازه لر هم هست. اما دیدار با همشهری هنرمند و فرهیختهام منوچهر رادین نه تنها کلسیون دیدارهای لُریام را تکمیل کرد بلکه با او سفری کردم به شهر خاطرهها و عشقها. بارها بچهها بشوخی میگفتند بهتر بود نام اردوی پنجم را میگذاشتند اردوی لُرها. با منوچهر بقول تهرانیها خیلی حال کردم هر دو شده بودیم مثل پسربچههای سیزده چهارده ساله، مرتب میگفتیم و میشنیدم و میخندیدم. هردو در کلاس وزن شناسی استاد شکارچی شرکت کرده بودیم، یکروز منوچهر مثل اینکه خواب مانده بود یکساعتی با تاخیر آمد. من با صدای بلند گفتم منوچهر تا حالا کجا بودی؟ منوچهر هم با حالتی افسرده رو به آقای شکارچی کرد و گفت: آقا ببخشید دیر آمدم آخه عمویم فوت کرده بود.
استاد شکارچی در حالیکه میخندید گفت: جناب منوچهرخان ما آنموقع که دیر میآمدیم میگفتیم مادر بزرگمان فوت کرده نه عمو.
منوچهر رادین برای علاقهمندان تاتر چهرهای آشناست. او نمایشنامهنویس، نمایشپرداز و بازیگر تأتراست، پیوند او با تأتر برمیگردد به زمستان سال ۱۳۴۳ زمانی که تنها بیست سال داشت. خلاصهوار فهرستی از نمایشنامهها و پرداختهای نمایشی منوچهر را اینجا میآورم:
دنیا دریک قوطی کبریت ۱۳۴۸
ابراهیم توپچی و آقابیک، چاپ ۱۳۵۱ و ۱۳۵۶ تهران. اجراء: دلاوری۱۳۵۳، رکنالدین خسروی ۱۳۵۴ و منوچهر رادین ۱۹۹۵ آلمان.
نمایش طولانی، اجراء: جعفر والی ۱۳۵۶ در تهران و شهرستانها.
سه حرف، اجراء: پرویز تأییدی ۱۳۵۶ (تلویزیونی)
کتابخانهی شخصی ۱۳۶۲
جعفر و جمشید ۱۳۶۳
خانه کوچک من، برداشت از «شب بارانی» اسماعیل همتی، اجراء:فرانکفورت ۱۹۹۴، منوچهر رادین.
همهی کپسولهای سوئدی، قصه داریوش کارگر اجرا ۱۹۹۹، منوچهر رادین.
زندگی آه زندگی، برداشت و پرداختی نمایشی از هستی سعید سلطانپور و سردوههایش که در نامه کانون شماره ۱۲و کتاب نمایش (کلن)، چاپ شد. اجراء: ۲۰۰۰ ـ ۲۰۰۴ منوچهر رادین.
مرثیهای برای شکسپیر، قصهی شهروز رشید، اجراء ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۴ منوجهر رادین.
و البته کلی کار دیگر از قصه گرفته تا شعر و نمایشنامه که ازآن میان برخی چاپ شدهاند و یا اجرای رادیویی و سالنی داشتهاند. یک شب هم در اردو چند تا از شعرهایش را برایمان خواند. هم شعرهایش ناب بود و هم صدایش گرم.

منوچهر رادین و من