نويسنده: Sahand |
سه شنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۴ |
Mulla Asad: you are receiving these gifts for your deleting my innocent comment. You mother fucker, was there any insult in my previous comments? All I said was this: Mr. Zohari supports the extinct Pahlavi regime. “ We teach people how to treat us.” |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: Sahand |
سه شنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۳ |
Mr. Majid Zohari: I have found a very high pay job for you and your miserable days with Canadian welfare system is going to come to an end. Please contact any sex toy manufacture and tell them that you look exactly like a cock. They may use your face as a template for making vibrators (dildo). Also please choose Mr. Asad Ali Mohammadi as your marketing director. His expertise from back in Tehran’s SHAHRE-NOO is a big asset. Good luck with your new fortune. Asad khan; also you do look like a dick also but please don’t try to take the market from Mr. Zohari. No one would buy an old looking vibrator. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: اردلان |
سه شنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۴۷ |
هوی کچل خان قرمساق تو هم می خواهی مثه حسین درخشان پدرخوانده و صاحب اسم و رسم بشی؟ مال این حرفا نیستی. البته مال که هستی ، مرتیکه کچل دبنگ هیـپـی پایینی |
E-mail:
ar_piami@yahoo.com |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: امين |
سه شنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۴۱ |
دوستان اینجا دعوا راه نندازین. من این مجید را خوب می شناسم. تو تهرون که بود تو محل بهش مجید کسخل می گفتن . مجید جون منو یادت هست؟؟ اونشب که با بابات دعوات شد و بابات تو رو از خونه انداخت تو کوچه، اومدی در خونه ما؟؟؟؟ ای... کسخل |
E-mail:
m_m@yahoo.com |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: مجید زهری |
سه شنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۴ ساعت ۰۵:۴۴ |
آقای یاسر کراچیان بهتر است در کاری که صلاحيتاش را ندارند دخالت نکند و بچسبند به همان فيزيک و مشقهای مدرسهشان. من پیشتر هم باری که ایشان به فروکردن دماغ نامبارکاشان در کارهای نامربوط آغازیدند عدم علاقهام را به گفتگو با ایشان و دیگر همپالکیهایشان نشانداده و اکنون هم مشغولشدن همهجوره با دوست درخشاناشان و همسرشان (=ویزای کانادای پسر حاجیآقا) را بهاشان پیشنهاد مینمایم.
قضیهی مار و پونه را بچهها هم انتظار است بدانند جان شما... |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://majidzohari.blogspot.com
|
نويسنده: ياسر کراچيان |
سه شنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۴ ساعت ۰۴:۵۰ |
اينم نقدی بر این مصاحبه سوپر ادبی که خالی از لطف نيست
http://vahid.blogspot.com/2005/08/blog-post_22.html
امیدوارم به این نقد در خبرچین هم لینک بدین.
|
E-mail:
vahid@gmail.com |
URL:
http://vahid.blogspot.com
|
نويسنده: منتقد |
سه شنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۵۷ |
اينم نقدی بر این مصاحبه سوپر ادبی که خالی از لطف نيست
http://vahid.blogspot.com/2005/08/blog-post_22.html
امیدوارم به این نقد در خبرچین هم لینک بدین. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: بيگانه |
سه شنبه، ۱ شهریور، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۳۴ |
مصاحبه را خواندم و به لطف آقاي عليمحمدي با يک بلاگر ديگر هم آشنا شدم ولي چهرهاي که در پيامها ديده ميشود خيلي متفاوت از ادعاهاي متن است. آقاي زهري گويا هيچ علاقهاي به منتقد و مخالف ندارند و فقط صداي تحسين را ميشنوند. بهخصوص در مورد نويسنده اي با عنوان (سلام) که برخلاف گفته آقاي زهري هيچ توهين يا فحاشي در کلامش نيست. اگر هم پيام فحشآلودي بوده اکنون که ايشان اعلام کرده جعلي است جاي يک معذرتخواهي يا تصحيح از سوي ايشان داشت. شايد هم البته بهدليل توهينهاي مکرري که متاسفانه به ايشان شده اعصابشان بههم ريخته بوده و متوجه پيام تصحيح نشدهاند! بههر رو اجر مصاحبهکننده با جدم :) |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: شهلا |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۳۵ |
سپاس اسد خان جان. |
E-mail:
shahlajoon2003@yahoo.de |
URL:
http://21mehr.com
|
نويسنده: مجید زهری |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۴۶ |
اهری عزیز داشت شما را یادم میرفت:)
دلیل اینکه به قول شما من آدمی ریلکس و دموکرات در برخوردهایم هستم این است که من دقیقاً ماهیت این "بازجوهای اینترنتی" را میشناسم، به همین خاطر، گزافهگوییشان به جای اینکه مرا پریشان کند، باعث خندهام میشود. اصولاً بازجو جماعت -و از جمله از نوع اینترنتیاش- موجودیست سرکوبشده و ترسو که فقط در اتاقهای دربسته و پشت نقاب و نام مستعار گردنکلفتی میکند، و الا در جمع مردم که بیاید، سرش را میاندازد پایین و میشود بچهی سربهراه! درست به همین خاطر است که همیشه این افراد بینام و نشان هستند و هرزنگار.
دلیل دیگر این است که اینها به خاطر سرکوب مداوم و بیمهری اجتماع، تحمل محبت کسی را ندارند. اینکه این فرد با وجود تمام محبتهایی که از من دیده شروع کرده است به بازجویی و نفرتپراکنی، دقیقاً دلیلاش همین است. هدف اینها حل مسائل نیست بلکه بغرنجتر کردن آنهاست. اگر عقل درست و حسابی داشت، سعی میکرد دیگران را برای خودش نگه دارد و دوست پیدا کند، نه آنکس را که روزی از او حمایت کرده فراری بدهد!
به هر حال، راه برای جبران و پوزشخواستن همیشه هست و میشود مشکلات را ترمیم و برطرف کرد.
از توجه همهی دوستان ممنونم. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://majidzohari.blogspot.com
|
نويسنده: مجید زهری |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۵۸ |
عمو اروند عزیز!
از محبت پدرانهی شما سپاسگزاری میکنم. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://majidzohari.blogspot.com
|
نويسنده: مجید زهری |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۵۶ |
ساسان عزیز!
بحث در مورد مختصر و مفیدنویسی بسیار لازم است و برای این کار، لازمتر این است که حدود و خطوط بحث را مشخص کرد. آنچه مورد نظر من است، فرم در نوشتن است. وقتی نوشتن متاثر از نوعی فرمگرایی باشد، دست و بال نویسنده نیز از درازگوییهای بیهوده بسته میشود. دیگر نکته اینکه تنها انسانهایی منظم و چارچوبدار میاندیشند که ذهنیتی منظم داشته باشند. به عبارتی، درازگویی و پریشانگویی تبلوری از ذهن توسعهنیافته و پریشان است. این تئوری نوتاریخیگری (New Historicism) است که در آثار فوکو و عباس میلانی میشود توضیحاش را خواند. در این تئوری، ذهن و زبان آمیختگی کامل دارند و شانه به شانهی هم حرکت میکنند. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://majidzohari.blogspot.com
|
نويسنده: مجید زهری |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۵۴ |
نسرین عزیز!
بهکارگیری افعالی چون "بررسیدن" را میشود در آثار تحلیلی دکتر عباس میلانی چون "تجددّ و تجددستیزی" و نیز "صیاد سایهها" دید. استفاده از "آغازید" را در کار خیلی از نویسندگان و ژورنالیستها میشود نمونه آورد. به نظر من کلاً از لحاظ ادا و ضربآهنگِ زبانی زیبا هستند و شخصاً فکر میکنم از لحاظ دستوری نیز نقصی نداشته باشند. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://majidzohari.blogspot.com
|
نويسنده: سپینود |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۵۲ |
ممنون از شما آقای علیمحمدی. ما که بلاگ رولینگمان فیلتر شده... آرام آرام نیامده محو میشویم. یاد دورانی افتادم که روزنامههای اصلاحطلب و متفکر با چه تیراژهایی و با چه عناوینی درمیآمدند و یکباره مثل شمعی که فوتاش کنند، ناپدید شدند. خدا آن روز را نیاورد که وبلاگها خاموش شوند.
موفق باشید و منتظر قسمت بعدی این مصاحبه میمانم. |
E-mail:
3pnood@gmail.com |
URL:
http://3pnood.com
|
نويسنده: عمو اروند |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۱۵ |
مصاحبهی جامع و آموزندهئی است و من در آن جهتگیری و جانبداریئی از شخص به خصوصی نمیبینم. البته هیچ عقیدهئی را نباید در جا قبول کرد. نظرات ارائه شده از جانب هر انسانی تا مورد انتقاد دیگر صاحبنظران واقع نشود، آبدیده نمیشود. من اطلاعی از سن و سال زهری نداشتم و حدسام براین بود که این صحبتهای پخته و پرمعنا، باید متعلق به کسی باشد که سن و سالی از او گذشته باشد نه اینکه فردی متولد ۱۳۵۰. راستی داشتن چنین جوانانی نباید موجب مباهات جامعهی وبلاگی ما باشد. اسد جان دستمریزاد! |
E-mail:
arvand92@yahoo.se |
URL:
http://weblog.zendehrood.com/dalyleaftab
|
نويسنده: سلام |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۳۸ |
باشه اقای علی محمدی به هر حال اين وبلاگ برای شماست و حق هم داريد که پيام من را پاک کنيد و من هم نمی خواهم وبلاگ شما را جائی برای اينگونه بحثها بگذارم ولی حداقل ان است که بگذاريد تا مجيد زهری در باره اين دو سوال من پاسخ بدهد و يا انها را رد کند که البته من سوالاتم را قبلا مطرح کرده ام و دو باره مطرح می کنم اما اقای علی محمدی حداقل اگر می خواهيد جناب مجيد خان زهری اين دموکرات دوستدار انتقاد را بشناسيد چاره ای نداريد جز اينکه شما را به يکی که دست بر قضا از دوستان شما نيز می باشد ارجاع بدهم و در ضمن من می خواهم بدانم که ايا اين چيزی که شما در اين وبلاگ قرار داده ايد يک مصاحبه بی پرده و رک است و يا متنی است که توسط خود مجيد زهری تنظيم شده است؟ دوست عزيز ايا شما اسم اين را می گذاری مصاحبه! در ثانی مگر اينجور چيزها نبايد دو طرفه باشد و کسی که خود را دوستدار نقد می داند به نقدها پاسخ بدهد؟ و در اخر سر اينکه اين رسم لعنت بر پدر و مادر بقيه فرستادن هم حتما چيزی است که جنابعالی که سالهاست با فرهنگ اروپائی خو گرفته ايد می خواهيد در وبلاگشهر رواج بدهيد نه؟ فکر می کنم همان دستپخت اولتان کافی باشد.دوست عزيز وبلاگ را با جاهای ديگر اشتباه نگير؟به هر حال من بدون هيچ گونه مظلوم نمائی و احساس ترحمی برای پدر و مادر شما و خود شما ارزوی سلامتی و طول عمر می کنم و اميدوارم که هيچ پدر و مادری مورد لعنت نه شما و نه هيچ کس ديگر قرار نگيرند.
و اما اقای زهری شما بايد پاسخگوی سوالات من باشيد و ان اينکه؟
شما گفته ايد که قبلا وبلاگ نداشته ايد و بعد به فرافکنی روی اورده ايد خوب من حاضر هستم با صد و يک دليل مشخص ثابت نمايم که شما نه تنها قبلا وبلاگ نويس فعال بوده ايد که شايد از فعال ترین و بهترین های انها هم بوديد و برای اين حرف خودم هم يکی دو دليل می اورم اما شما نميز متقابلا بايد ثابت نمائيد که اين تهمتهای شما درست بوده است؟ايا حاضر هستيد؟
دوم انکه شما هنوز جواب من را نداده ايد که ان نقشه ای که برای بايکوت کامل خبری اقای پويا ارجمند کشيده بوديد و ان را به اجرا دراورديد به چه علت بود البته من دو علت از علتهای ان را می دانم و اگر بخواهيد انها را خواهم گفت اما خود شما بايد پاسخ بدهيد و اگر حرف من را نادرست و دروغ بخوانيد من هيچ نمی گويم.
اقای زهری شما چرا جواب اقای علی قديمی را به خاطر اين نوشته اشان نداديد در حالی که هر کسی اين را می نوشت و کاملا مواضع شما در مورد اينگونه افکار مشخص است او را بايکوت می کرديد و من می خواهم بدانم که سکوت شما در مورد اين نوشته چه می تواند باشد.
ali-gh.com/archives/001395.php
به هر حال من منتشر جوابهای مجيد زهری هستم البته اگر اقای علی محمدی انها را پاک نکنند.اما اگر پاک کردند به هر حال من ديگر هيچ پيامی در اين وبلاگ نخواهم گذاشت و هر پيامی که به جای من گذاشته شود را به کل تکذيب می کنم.
پايدار باشيد |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: کرم دندون |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۰۶ |
خيلی خوشحال شدم که منو قابل دونستيد ... من لينک دادم ...
گفتگو تونم عالی بود |
E-mail:
amin65@gmaIL.com |
URL:
http://amini.blogfa.com
|
نويسنده: آونگ خاطره های ما |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۴۴ |
سلامی دوباره. ممنونم ازاين که به من سر می زنيد . لطف و راهنمايي هايتان را هيچگاه فراموش نمی کنم . |
E-mail:
raavi12@gmail.com |
URL:
http://www.aavang.blogfa.com
|
نويسنده: ساسان . م . ک . عاصی |
دوشنبه، ۳۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۵۳ |
اسد گرامی
خسته نباشيد و مثل هميشه سپاسگزار زحمات شما هستم. باز، آموختم و اين از لطف شما و آقای زهری بود.
راستش بسيار خرسند شدم وقتی تعريف آقای زهری از بلاگر بودن و دفاع ایشان را از هويت فردی را خواندم.(حتی احساس غرور کردم که شهروند وبلاگشهر هستم).
درباره مسئله تغيير زبان و زبان مختص هر روايت هم با ايشان کاملا موافقم. اما با مختصر و مفيد نويسي، آن هم در همه زمینهها کمی مخالفم. البته اشاره مستقیم من به ادبیات است (و حتی گاه در مقاله نویسی). مختصر و مفید نویسی، به زعم من، اگر قرار باشد هنر نوشتن را زیر سوال ببرد و ظرافتهای نوشتن را بگیرد، شاید آسیبهای جبران ناپذیری به زبان و روایت و ادبیات وارد بیاورد که سالها دوبارهکاری نیاز داشته باشد برای بازگشت به نقطه آغاز. درباره وبلاگ نویسی،به تجربه دریافتهام که متون بلند، خوانندههای کمتری هم دارند، اما باز با اینحال احساس میکنم میشود متونی با جذابیت بیشتر نوشت و خواننده را به دنبال متن کشاند، به جای آنکه متن را دچار آسیب کرد. باز تاکید میکنم که این نظر من عمدتن مربوط به ادبیات است. به عنوان یک مثال میتوان به «داستان بی پایان» اثر«میشائل انده» اشاره کرد، که علیرغم طولانی بودنش، نه تنها خواننده را میخکوب میکند، بلکه مرزهای مخاطب را هم در هم میشکند و کوچک و بزرگ را مسحور میکند.
از تجربیات شما و آقای زهری گرامی فروان سود بردم.
پیروز و سربلند باشید. |
E-mail:
sasanassi@yahoo.com |
URL:
http://pandopan.persianblog.com
|
نويسنده: نسرین |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۴۱ |
حالا بگذریم که کامنت های من هم پر از غلط غلوطه!!لطفن این دفعه رو از غلطهای املائی و ...چشم پوشی کنین.قول می دم از این به بعد شاگرد خوبی باشم :) |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://meinexile.blogspot.com
|
نويسنده: نسرین |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۳۹ |
راستی آقای زهری،تا اونجایی که در بلاگ خودتون خوندم و میدونم این مصاحبه را خودتون ویرایش کردید،می خواستم بدونم استفاده از فعلهایی مثل {آغازید} و یا {بررسیده ام} تا چه اندازه درسته و آیا جزء فارسی اصیل هستن؟...چون واقعیتش رو بخواهی من تا حالا نه جایی شنیدم و نه خوندم که از این افعال استفاده بشه. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://meinexile.blogspot.com
|
نويسنده: نسرین |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۳۳ |
اسد گرامی و مجید عزیز خسته نباشید.همین اول یک سوال بپرسم ولی بهم نخندین!...خواستم بپرسم این مصاحبه ها از طریق تلفن انجام میشه و یا چت،اصلن سوالها رو به قول معروف به صورت لایو می پرسی یا اینکه ایمیل می کنی و از طریق ایمیل پاسخ ها رو دریافت می کنی؟...به هر حال ممنون که با این کارت باعث آشنایی بیشتر ما با نویسنده های خوبی چون مجید زهری می شید...راستی هاله و زیتون و بقیه بلاگرهای دیگه هم یادت نره...البته با عکس :) |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://meinexile.blogspot.com
|
نويسنده: اهری |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۳۷ |
ريلکس ترين و دمکرات ترين وبلاگنويسی که تا بحال بخاطرم هست غير از اين مجيد زهری نبوده |
E-mail:
bagheman@yahoo.com |
URL:
http://bagheman.com
|
نويسنده: مجید زهری |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۱۶ |
از تمام دوستان عزیزی که ناسزاگویی شخصی با اسم مستعار "سلام" ممکن است ناراحتشان کرده باشد به نوبهی خودم پوزش میخواهم. به هر حال انگار این عادت شده که باید جور اینجور افراد را هم بکشیم!
متاسفانه ثابت شده که دست ما نمک ندارد و دست هر کس را که گرفتهایم، توی رویمان تف کرده است. این فرد هم اول وبلاگ "نگاه" را راه انداخت و تنها کسی که ایشان را معرفی کرد وبلاگ خبرچین و من بودیم. بعد در خبرچین به مطلبی از ایشان لینک دادیم مثلاً در نقد اسلام که نگویند یکطرفه به قاضی میرویم که همین مطلب کلی برایمان دردسرآفرین شد. آخر سر هم وبلاگش را یکجا پاک کرد و ما را با این دردسرها تنها گذاشت! بعدش وبلاگ "م. نوشت" را راه انداخت و شروع کرد به همین گزافهگوییها. آنرا هم بعد از مدتی پاک کرد! فعلاً به تقلید از خبرچین جایی درست کرده به اسم "پیوندکده" که اتفاقاً تنها کسانی که آنرا معرفی کردند همین بچههای خوب خبرچین بودند. اما انگار که دست ما نمک ندارد!
یک روز ایشان میآید از من -از طریق لینک، ایمیل و کامنت- تعریفهای آنچنانی میکند، حالا هم که شده است اسپم و بیاسم دُرافشانی میکند! به هر حال، زندگی در این وبلاگشهر نیز حکایتی است برای خودش و از اینجور آدمها هم در آن پیدا میشود که باید تحملشان کرد.
و اما آقای "سلام": حالا ناسپاس هستی به کنار، اما آخر مگر با ناسزاگویی به کسی جایزه میدهند که شده است کار جنابعالی؟ بیا با اسم خودت نظرت را بگو و نقد کن. لازم هم نیست بعدش وبلاگت را پاک کنی که ردّی ازت باقی نماند. با ما مهربان نیستی، لااقل با خودت و فرهنگ و مردمات مهربان باش. حالا اصلاً حساب کن آدمی مثل مجيد زهری گذاشت و رفت و در وبلاگش را تخته کرد یا اصلاً خبرچین نبود؛ آخر مگر چیزی توی جیبات میرود؟
آدم از این همه وقتی که اینها برای کینهتوزی و انتقامگیریهای بیمعنی و کور صرف میکنند غماش میگیرد! برادر جان مگر راه مهربانی را بستهاند که چسبیدهای به انتقام؟ اینهمه کار سازنده روی زمین مانده آمدهای آدم کوچکی مثل مجید زهری را از روی زمین برداری؟
بگذریم... |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://majidzohari.blogspot.com
|
نويسنده: فرهنگ |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۲۹ |
اسد جان، دست شما درد نکنه و خسته نباشی. تا اینجا که بنده خواندم سوالات خیلی خوبی مطرح شده است.
در مورد مستعار زیستی مجید عزیز نکتهای رو مطرح کردند که خیلی قابل تامل است: "بدون داشتن هویت مشخص و ایستادن بر این هویت و پذیرش آنچه میکنیم، ساختن جامعهای مدنی محال است."
منتظر بقیهی مصاحبه هستم. (درضمن لینک دادم و ترکبک هم گذاشتم، اما ظاهرا ثبت نشده!)
|
E-mail:
farhang78@GMail.com |
URL:
http://farhang78.blogspot.com
|
نويسنده: کورش |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۳۵ |
ممون اسد عزیز برای لینک. منم در اولین فرصت این کار رو انجام میدم. برای گفتوگوهای خوبت ممنون.
شاد و امیدوار باشی |
E-mail:
Kureshanbari@gmail.com |
URL:
http://chawshar.blogspot.com/
|
نويسنده: سحر |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۰۶ |
سلام من آپ شدم در مورد مصاحبت هم ديسی شدم ميخونم |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://rain3.persianblog.com
|
نويسنده: ناظر |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۵:۱۳ |
در مورد ایراداتی که به خبر چین وارد شده منم موافقم..گاهی اسمهایی که به بعضی بلاگها لینک میدادن انقدر تکراری و یکی بود که کاملا معلوم بود یک سایت رو کس خاصی میخواد مطرح کنه .و البته که لینک دهندگان اونقدر منتشر نبودن که اشراف کاملی بر وبلاگها داشته باشن که مطالعه کاملی کنند و حتا دیده میشد به یک مطلب یک بلاگ با هر آپدیت لینک داده میشود و خوب این جزا ینکه فکر بشه که میخوان کس خاصی مطرح بشه برداشت دیگری نمیشد کرد.نه فقط شما بلکه کسان دیگری بودن.نوشته هایی که میرفتی سر میزدی و میدیدی که ای بابا اینکه حرف خاصی نزده.چون در هر صورت هر مطلب یک وبلاگ خوندنی نیست.اونموقع که بحبوبه ی رفتن خانمها به ورزش
گاه بود من تجربه خودمو در محیطهای ورزشی خانمها و آقایون نوشتم شرکت در بازیهای والیبال و بسکتبال تیم ملی بعنوان تماشاچی خانم و اینکه بعنوان یه ورزشکار چه مشکلاتی که برامون پیش نمی اومد.یه دید کاملا تجربی و امتحان شده با دیدی از زاویه دیگر که میتونست به مسیله حضور خانمها در ورزشگاه از جنبه ی دیگری هم قضاوت بشه.این نمونه مال من بود ولی اگه شما یه وبگرد حرفه ای باشین که از تعداد لینک دهندگان خبر چین اینکار باید بر می اومد به خیلی از نوشته های خوندنی و قابل تامل بلاگستان برخواهید خورد نه اینکه در هر روزی به وبلاگهای تکراری در خبر چین بربخورید.در هر صورت خبر چین نمود خوبی از یه کار فرهنگی بوده و منهم استفاده بردم و جز وبلاگهای روزانمه که سر میزنم ولی ایراداتش هم تو ذوق میزده.
اسم وبلاگمو نمیذارم چون یکبار با نقدم در بلاگشون با برخورد تند جناب زهری روبرو شدم و علاقه ای به شنیدن توهین ندارم. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: آونگ خاطره های ما |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۴:۳۵ |
با سلام و تشکر . خسته نباشین جناب علیمحمدی .من تازه کار که استفاده بردم از اين مصاحبه . هر چند که در بعضی موارد اختلاف نظر داريم اما آموزنده بود . شاد باشيد . |
E-mail:
raavi12@gmail.com |
URL:
http://www.aavang.blogfa.com
|
نويسنده: محسن مومنی |
یکشنبه، ۳۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۰۲ |
سلام
آقای زهری تقريبا ديگه توی قلب وبلاگ جا گرفته .
و از جايگاه خيلی مهمی توی وبلاگ برخورداره . که البته شايسته شم هست .
به هر تقدیر به وبلاگ شما لینک داده شد . امیدوارم راضی باشید
خدا نگهدار
|
E-mail:
mohsenmomeni@yahoo.com |
URL:
http://www.momeni.blogfa.com
|
نويسنده: هم زنجیر |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۰۸ |
سلام. دستت درد نکنه. خيلی زحمت ميکشی. مطالبت واقعا توپه. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://hamzanjir.persianblog.com
|
نويسنده: مجید زهری |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۰۸ |
به نوبهی خودم، از تمام کسانی که اين گفتوگو را پیگيری میکنند تشکر میکنم. مهم توافق يا اختلاف نيست؛ مهم اين است که عزيزان با اين دقت مسائل وبلاگها را دنبال میکنند و همين پیگيریهاست که پنجرههای نو برای گفتوگو را به روی همهی ما میگشايد. از اسد عزيز نيز برای تلاش و صبوریاش سپاسگزارم. |
E-mail:
majidzohari@yahoo.com |
URL:
http://majidzohari.blogspot.com
|
نويسنده: مهران خواجوی |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۳۰ |
اول این که اسد جان متشکر از تلاشت.
دوم آن که در مورد خبرچین کاملا مخالفم. بر خلاف قدیمترها که خبرگزاریهای واقعی وبلاگی وجود داشتند (مثل وبلاگ عمومی) روش کار خبرچین بسیار بسته است. به نظر میاید در خبرچین علاوه بر انتخاب گزینشی نویسندگان، افراد خاصی جزو نورچشمی ها هستند و البته برخی هم در لیست سیاه (نوشته یا نانوشته) قراردارند. وبلاگها و افرادی هر چه بنویسند لینک میخورند و عده ای هر چه بنویسند نادیده گرفته میشوند. گه گداری هم کمی چاشنی (گاهی بی خاصیت و گاه قابل توجه) در حدی که شوری آش دهن را نزند لابلای این ها افزوده میشوند. بر خلاف صبحانه و وبلاگ عمومی هم در باز نیست (ولو بطور دوره ای) که بگویند شما بهتر میشناسی بیا و معرفی کن!
بی رو دروایسی به نظر میآید هدف اصلی پدید اوردن خبرچین ایجاد فیدبک مثبت روی نوشته های اقای زهری است که البته هر کدام از آنها هم خود حاوی لینکهای مکرر به نوشته های قبلی ایشان و یا مثلا آقای میرفطروس است. (صراحت من را می بخشید که آقای زهری؟)
سوم هم در مورد نظرات آقای زهری در مورد لزوم فیلتر شدن کامنتها و یا نوشتن با اسم مستعار و ... جدا از نظر شخصی من، همیشه لحن ایشان جوری است که گویا قضیه اثبات شده و تمام شده و رفته پی کارش. هر کس هم که قانع نشده نادان است و یا مغرض! ایشان البته حق دارند نظر خودشان را داشته باشند، همچنانکه حق دارند آنرا تبلیغ کنند ولی عدم همراهی دیگران با نقطه نظرات ایشان هم دلیل بر بلاهت یا خباثتشان نیست. چون اینجا جای بحث و جدل نیست اشاره وار گفتم ولی افراد بیطرف میتوانند بسادگی نشانه های چنین برخوردهایی را در وبلاگ و کامنتهای آقای زهری بیابند. |
E-mail:
mehran1976@yahoo.com |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: اميد |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۵۰ |
سلام فکر کنم با اين آقا در برنامه فصلی ديگر در صدای آمريکا هم مصاحبه شده بود |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://www.omid66.blogfa.com
|
نويسنده: IRanian idiot |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۴۹ |
اين مطلب رو توي وبلاگم نوشتم با عنوان:
Smells Like Teen Spirit
توي اين فكرم
اگر روزي Rocker هاي هم سن و سال من
به اين زندگي خسته كننده(1), سگي و كثيفشون(2) پي ببرن و
سيگارهاشونو توي سطل آشغال بياندازند
و به جاي Anathema گوش كردن و غم باد گرفتن
به تكذيب شدنهاي(3) پياپي حقوقشون پي ببرند
و تفكرات آنارشيستي رو
جايگزين «چه گوارا» و پز روشنفكريشون كنند
و «با مشتهايي گره كرده همراه با دوستاشون»(4) داد بكشند:
«ما اينجاييم! باور, قبول و سرگرممون كنين!(5)»
و به جاي نسل محافظه كاري(6) كه الان حدود 30-38 سال سن داره
با روحيه اي شورشي و عصبي و مغزي گيج و زبون نفهم(7)
حق خودش رو مبني بر شغل, اينترنت آزاد و...
درخواست كنه و از شر فرهنگ دوگانه اي(8) كه توسط تلويزيون و ماهواره به خوردش داده ميشه راحت بشه,
بالاخره به آرامشي نسبي مي رسه؟
|
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://idiot.blogfa.com
|
نويسنده: سيما |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۲۲ |
در مورد خبرچين کاملا مخالفم. خبرچین و هفتان هر دو اینطورند. اقای زهری فقط اجازه ميدهند که کسانی که با ايشان هستند و يار و طرفدار ايشان مقالاتشان را لينک بدهند. وگرنه ان را پاک ميکنند. مرگ خوب است ولی برای همسايه. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: رنگين کلام |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۳۰ |
سنجيده و پر مغز / استفاده کردم/ هر دو خسته نباشيد. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://rangink.blogspot.com
|
نويسنده: نرگس |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۱۸ |
۱/ منم با ستيغ موافقم:) ۲/ اينکه الان آدم ديگه روش نميشه بگه وبلاگ داره برا اينکه خيليا مبتذلش کردن.مثلا همين بلاگ اسکای رو يه سر بزنين يا دختره داره قربون کامی جونش ميره يا کامی جون قربون پپر جون!!يا پرشين بلاگ...بازم صد رحمت به بلاگ اسپات..../بلاگهايی مثل خير چين هم مفيدن برای وجود وبلاگستان که مشخص بشه چه استفاده های ابزاری خوبی ميشه کرد.ولی اينکه ازبلاگ مثل دفتر خاطراتمون استفاده کنيم هم دليل بديش نيست.بالاخره هر کسی نوعی ازش لذت ميبره./چقدر برام جالب بود که خبرچين يه سايته موقته و هدفش چيز ديگريست/جدا اين عنوان حاشيه يا روز نوشت مال کيه؟بعضياشون از نوشته های خود وبلاگ جالبترن.//اين مسييله هم که فرهنگ سازيو به سياسی نويسی ترجيح ميدن جالبه.من با خوندن وبلاگهای سياسی مدام احساس تنش دارم //وقتی يه مطلب آموزشی از تغذيه مينويسم خيلی احساس خوبی دارم.//در مورد مستعار نويسی هم اينجوری آدم احساس امنيت ميکنه چون اگر تو بلاگستان مشکلی ژيش نياد تو دنيای واقعی حتما مشکل زا ميشه.شايد برا شما که در خارجين خيلی اين مسيله قابل درک نباشه که کس زيادی نميشناسنتون ولی برا ما خيلی فرق داره.متاسفانه خيليا پشت نقابها خودشونو قايم کردن و در اولين فرصتی که بشه ضربشو ميزنن...................خيلی ممنون از مصاحبتون.نکات خوبی داشت .تا قسمت بعديش. |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://www.sharabenoor.blogspot.com/
|
نويسنده: امير |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۲۳ |
عالی بود. منتظر ادامه اش خواهیم ماند! |
E-mail:
amir78@gmail.com |
URL:
وارد نشده است
|
نويسنده: سپینود |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۱۹ |
خوشحالم که آقای زهری را بیشتر شناختم(ایشان که گویا آشناییَتی با ما ندارند!). پس از شما هم ممنونم. |
E-mail:
3pnood@gmail.com |
URL:
http://3pnood.com
|
نويسنده: سياه مثل مرگ |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۱۰ |
جالب |
E-mail:
وارد نشده است |
URL:
http://meslemarg.blogspot.com
|
نويسنده: Saeid |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۱۸ |
سلام. خسته نباشید. با تشکر از هردو دوست عزیز.
لینک شد:
http://www.bloggestaan.com/blog/ |
E-mail:
saeid.yarmohammadi@gmail.com |
URL:
http://www.giliran.org/weblog/
|
نويسنده: ياشار یاغیش |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۰۴ |
سلام اسد جان از کارهايی که برای اين شهر شيشه ای می کنی و ما را در اين فضا به غنای فرهنگی می رسانی بسيار سپاسگزارم هم از تو هم از مجيد نازنين
|
E-mail:
yaghish@gmail.com |
URL:
http://surmeh.com
|
نويسنده: ستيغ |
شنبه، ۲۹ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۵۶ |
خدا رو شکر اون امضا کردن ها به پايان رسيد.. دلمان پکيد... |
E-mail:
seteegh@yahoo.com |
URL:
http://www.3tgh.blogspot.com
|