My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


نامه جمعی از بلاگرها خطاب به مردم ایران!

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴

روشنفکران، اندیشمندان، شاعران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران، بلاگرها و گروه‌های سیاسی مسئولند و باید راهی برای نجات کشور از وضعیت فرسايشی موجود پیدا کنند. نوشتن نامه، امضا کردن طومار، گذاشتن لوگو و این‌گونه کارهای دفاعی همواره توأم با خستگی و فرسودگی و تلف کردن انرژی است. چنین کارهایی را ادامه می‌دهيم اما معتقديم که روند مبارزه اينک شيوه‌ی ديگری را می‌طلبد.

بيست و شش سال گذشت و ما مدام داريم دفاع می‌کنيم که آدمی را از دست ندهيم. جمهوری اسلامی همه را به بازی گرفته، و همه مشغول اين مبارزه‌اند که يک روزنامه‌نگار کشته نشود، يک وکيل به اتهام جاسوسی در زندان نپوسد، يک زن سنگسار نگردد، و اين بازی تمامی ندارد. بيست و شش سال است که آدم‌ها به جرم جنگ مسلحانه، بابيگری، جاسوسی، زنا، اهانت به اسلام، ايجاد تشويش اذهان عمومی، اهانت به رهبری، و هزاران جرم اين‌چنينی آزار می‌بينند و يا کشته می‌شوند، و ما قبل يا پس از حادثه واکنش نشان می‌دهيم.

روش‌های دفاعی نتیجه نمی‌دهد. ما ایمان و اعتقادمان بر اين است که بايد از جسدبازی فاصله بگيريم، بايد از کابوس آنها رويا بسازيم. ما می‌توانيم با طرح موضوع و ايجاد فکر آنها را به موضع دفاعی و سلبی بکشانيم. ما فرهنگ و خبر و هنر توليد می‌کنيم، آنها اگر می‌توانند هزينه کنند و جلو آن را بگيرند. می‌دانيم که نمی‌توانند. ما با آخرين تکنيک‌ها، با تمام امکانات رسانه‌های جهانی از در و ديوار به درون خانه‌مان، ايران راه پيدا می‌کنيم تا جن‌گيرها بفهمند که جامعه نيازمند رهايی‌ست، که حق انسان اعدام و سنگسار و آويختن و شکنجه و شلاق نيست، که شأن انسان آزادی و برابری و عدالت اجتماعی است.

اگر کسی فکر می‌کند سید علی خامنه‌ای خداست و شاهرودی و مرتضوی برایش کار عزراییل را انجام می‌دهند و فقهای شورای نگهبان هم نگهبانان جهنم او هستند، خواهند دانست که يکبار زندگی می‌کنند، خواهند دانست که فريب اين متقلبان خدازده را نخواهند خورد.

نگاه کنید به مجلس مملکت، به رییس جمهورش که بناست کشور را بر پایه‌ی استخاره اداره کند، نگاه کنيد به هجوم چهار پنج سايت و وبلاگ تروريستی که آنها اداره‌اش می‌کنند! باور کنيد از وحشت به این زوزه کشیدن روی آورده‌اند. در اندازه‌های ايران و توان روشنفکرانش نيستند. از ترس و وحشت روزنامه‌نگاران و روشنفکران و دانشجویان را در زندان سرکوب می‌کنند که ادای قدرت را دربياورند. هر صدای معترضی را خاموش می‌کنند، اما نمی‌دانند که صدای اعتراض از خانه‌ی خودشان، از فرزندشان، از نزديکترين فردشان در سينه مانده است. از ترس آدم می‌کشند و ناگاه می‌بينيم جسد چهره‌ای برجسته در کوچه و بازار پیدا می‌شود.


آی آدم‌های مسلمان، چپ، کمونیست، سلطنت‌طلب، کافر، بهايی، ارمنی، يهودی، زرتشتی، پیروان ادیان مختلف ... آهای ایرانی! نجات کشور در حرکت است و شرایط آن امروز فراهم شده.

ما امضاکنندگان این نامه معتقديم که با ایجاد امید در مردم از این حالت انفعال و دفاعی خارج شويم و در گام‌های نخست در حمايت از مردم زجرديده‌ی کردستان به ياری‌شان بشتابيم. آزادی بیقيد و شرط زندانيان سياسی حق ماست. ما با تمامی احساس و تیزبینی، آنها را از تاريکخانه‌ها بيرون می‌آوريم. ايران کشور ماست، و آزاد کردنش هزينه دارد. با تمام وجود برای آزادی ايران تلاش می‌کنيم، و با ايجاد کار فرهنگی و خبررسانی به‌موقع و افشای نکبت، به زندگی نور می‌تابانيم.

ايران نيازمند رهايی است، و ما ايرانی‌ها نيازمند هماهنگی و يکپارچگی و فکرهای نو هستيم. حرکت را پرقدرت آغاز می‌کنيم.

عزیرانی که علاقه‌مند به حمایت یا امضای نامه هستند، لطفا از طريق ایمیل assada@gmail.com به اطلاع ما برسانید تا نام شما یا وبلاگتان به لیست اضافه شود.



اسامی بلاگرهای امضا کننده نامه


آریان / امیر آریاپور/ آشیل/ آینده / آزادشو / علی آرام / آبنوس / اعتراض / هشیار ایرانی/ نادر احمدزاده / داریوش اقبالی / اصغرآقا دات کام / کاوه احمدی / عبدالقادر بلوچ/ کيا بهادری / نیما نیلیان بوشهری / برون‌کا / بیدل / بی‌بی باران / بابک خرمدین / سارا باقری / به‌سوی کامیابی / بوی کهنگی / PRICE OF THE FREEDOM / توفان آریا تهم/ جهانشاه جاوید/ جهانی دیگر / امید حبیبی‌نیا / خنده‌های شراب / خُسن‌آقا / خانوم حنا / خورشید شب / حسن درویش‌پور/ اردشیر دولت / پویا داراب / دوشمن در خانه / رادیو سپهر / رهایی/ رک‌گو / مهدی رحیمی‌نصر / روزهای نازی / روح اردیبهشت / Roselaleh / زیر چتر چل ‌تیکه / احمد زاهدی / zehneh-ziba / زیتون / ف.م. سخن / سرزمین آفتاب / ستیغ خانوم / سینه‌چاک / سایه‌آبی / فرود سیاوش‌پور / شیما کلباسی / شبنم فکر / شراگیم / شیطان/ Carpe Diem / صعود برهنه / کورش صحتی / حمیرا طاری / اسدالله علیمحمدی / عرفان / مرتضی عبدلعلیان / Freedom For All / قلم من / فریاد جرس / خشم و هیاهو / فرزاد فدایی / سیامک فرید/ حمید کُدیوری / کاپیتان هادوک / رضا کریمیان / کافکا / کميته مبارزه با سانسور اينترنت در ايران / گوشزد / گل آفتابگردون / گزارش به خاک ایران / دامون گلریز / لندنی / عباس معروفی / من در غربت / مستور / ماه‌می / ملا حسنی / مانیا / من یه‌نفر+شما چند نفر / من یک زنم / مرتضی نگاهی/ ندای اکبر گنجی / علی نصرالهی / وبلاگ ژینا / پدرام هاشمی / هموطن‌ها / هملت نوشت / پيام يزديان / یک قطره / یوگینی / یاداشت‌های یک مرد تنها / ۳ پوینت / دختر همسايه / تردید / محسن خاتمی / داريوش.ش / رضا ایرانی / آرتا داوری / طاهر قاسمی / مزدک کاسپين / برای آزادی اکبر گنجی / مينو سپهر / موناهیتا / زاگرس / رامین مولائی / روزمرگی های شهری / پرنیان / سيدعلی گدا / اردلان / نيما افراز / محمد طه / اميد / مسافری در کوير / يلدا / ديده بان ايران / ساسان قهرمان / اوسا على / کامبيز / سعيد ديگر / خورشید شب / F14 Pilot / شاهين زبرجد / خزان / عباس رضائی / سرزمين عجايب / که‌یهان عه‌زیز / مسعود / چه و چه و چه / فرسان / سعيد قاسمی / یاغتی ترکمن صحرا / masood / پیام / همای سعادت / ابوالفضل حاجی زادگان / آسيد قلی خان / روزگار غریب ایران / بالش نرم گیلاس / آواره / بهزاد / آونگ خاطره های ما / کوروش پورزرتشت / آخرين ترانه ی باران / آرش / الميرا / North Star / هم آوا / مصي / آشتی ملی / Jaret / خاتون / چماق / دريای لوت / رامین / ما اینیم / مهین‌پرست جوان / farsan/ فریاد سکوت / شهبارا / رحمت ابراهیمی / گروه مسخره / نگاهی از دور / yac/ زنانه‌ها / شهلا / آرش کمانگیر / نقدی بر مذهب شیعه / سایه عوضی / رها جون / آزاد آزادی / آدینه / خطورات / كاك هيوا / پندارنیک / افشاگری / غربتستان / ایران آزاد / جنس دوم /

تعداد امضاء بلاگرها تا اين لحظه: ۱۸۹

اسامی حمایت کنندگان از نامه بلاگرها به ترتیب الفبا:


دکتر ماشاءالله آجودانی / (م.ازاد) / آنیتا / آرزو آرام / آذر آذری / علی‌اکبر امیدمهر/ جمشید اخوان /دکتر سمیرا اروجانی/دکتر امیر اروجانی/عماد.ا. /دکتر اردوان بیانی/ حميد اکبری / عسل اخوان /فریدون احمدی / پویا ارجمند /مزدک بامدادان/محمد بهشتی/ امیر بلندیان /غلامرضا بقایی /دکتر رضا براهنی /رضا برومند /ماندانا بنجار / فائزه بهزادی / پونه/ حمید پوریان/ يلدا پيروز / سیاوش پرند/ محمود تهرانی / کیانوش تو کلی/ حمید ثابت / خانجان جبل عاملی/ دکتر رضا جعفری / رشید حدادی/لیلا حقانی/زهره حبابی / بنیاد اسماعیل خویی/ هادی خرسندی / دکتر مسعود خواجه‌علی / روشنک داوری/دکتر پرویز داورپناه / سروش دانش / رضا ذوقی / علیرضا رضایی/ فریدون رهنما (فرد) / دکتر سیامک راد / اسماعيل رسولى/ مسعود سپند/منوچهر سالکی/ مهدی سامع/ فریبا سنجر/ کتایون سنگانی / ابراهیم شیرازی / لادن شیرازی / علی صمد/ دکتر حسین عبقری/دکتر شهلا عبقری/ عاطفه / سیامک عطار/ سیاوش فرجی/ حميدرضا فاطمی / شهرام قنبری/ ساقی قهرمان / ناصر کریمی/ کورش گلنام / امید. ل. / شکوه میرزادگی / مهرنیا /سعید محمدی / منوچهر / مایک مظفری / مینو / محمد / محسن مهرآرا / اسماعیل نوری‌علاء / ساغر نیکمرد تهرانی / خسرو وزیری / هانا / مهدی هدایت / هادی يوسفی /

تعداد امضاء حمايت کنندگان تا اين لحظه: ۸۰


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: ۱۵:۱۹ :::

LINK  |  Comment 229
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
سینه چاک - برون‌کا - ariapour.persianblog.com - iranian - خبر چین - ميداف - Oyax - فرهنگ گفتگو - مجید زهری - روشنگری - آژانس خبری کورش - گزارشگران - اخبار روز - ایران امروز - سيبستان - حسن درويش پور - ذهن زيبا - Global Voices Online - سايه عوضی - Editor: Myself (Persian) - ک.م - ایسکرا - پینکفلودیش - سینه چاک - ساده تر از آب - زيتون - صعود برهنه - محمد طه - عبدالقادر بلوچ - جمهوری زمستان - بانوی کوچک - برما چه گذشت - کوچه - پابرهنه برخط - پارسانوشت - پرگاربهرام - نقطه ته خط - وب نامه - بسوی آزادی - لینکدونی روزانه (ندای امروز) - رنگين کلام - رنگين کلام - سرزمین آفتاب - آواره - فلسفه جهانی - وبلاگ ژینا - سیاسی، فرهنگی، اجتماعی - ف. م. سخن - تنها برای تو می نويسم بی بی باران - جوانه‌ها - آسمان نيوز - یک گیله مرد - شهروند نصف جهانی - فرنگوپولیس - ديده‌بان ايران - ایران آرا - kelepokepique - ديا اکو - رک گو - آونگ خاطره‌های ما - آرمان - حاشيه - ما اینیم - My New Weblog - خبرچین. کام - نقش خيال - حاشيه - حاشيه - سرِ دار - حاشيه - سرِ دار - فردای روشن - حاشيه - حاشيه - یک گیله مرد - پابرهنهِ برخط -

پيام‌هاى زير را براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: چماق

جمعه، ۲۸ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۰۳

"غافلان
هم سازند،
تنها طوفان
كودكان نا همگون می سازد.

هم ساز
سايه سانان اند،
محتاط
در مرزهای آفتاب.
در هيات زنده‌گان
مرده‌گان‌اند.
وينان
دل به دريا افگنان‌اند
به پای دارنده‌ی آتش‌ها.
زنده‌گانی
دوشادوشِ مرگ
پيشاپيش مرگ
هماره زنده از آن سپس كه با مرگ
و همواره بدان نام
كه زيسته بودند؛

كه تباهی از درگاه بلند خاطره‌شان
شرمسار و سرافكنده می‌گذرد.

كاشفانِ چشمه
كاشفانِ فروتنِ شوكران
جوينده‌گان شادی
در مِجریِ آتش‌فشان‌ها
شعبده‌بازانِ لبخند
در شبكلاه درد
با جاپايی ژرف‌تر از شادی
در گذرگاهِ پرنده‌گان.
*
در برابر تندر می‌ايستند
خانه را روشن می‌كنند
و می‌ميرند."
( احمد شاملو-دشنه در ديس- خطابه‌یِ تدفين)


جناب آقای اسدخان
گفتن از دردها،سرودن و فرياد كردن و نعره هايی از درد سر دادن، را اما نزد نادانان نشانه‌ای سخيف است از رنج پرستی و مثلا مايه‌یِ بررسی روانكاوان.اما" او " به خوبی باز می‌نمايد وينان را كه« شعبده‌بازان لبخند/ در شبكلاه درد» هستند و تو نيز و ديگرانی كه سر در پی انسان نهاده‌اند و آزادی و تكه‌ای كوچك از عدالت.
اين نخستين بار ( واحتمالا آخرين بار) نيست كه جهان گونه‌ای از حماقت و ظلمت و آدم‌خواری را به خود می‌بيند.هنوز نعره‌های درد انسان‌هايی كه در آتش منابر و مساجد و كليساها وكنيسه‌ها و جاهایی ديگر سوختند را می‌توان شنيد.هنوز، من، صدای غژاغژ درب بزرگ آهنی زندان باستيل را هنگام بلعيدن « ولتر»ها می‌شنوم.هنوز بوی چرب چربیِ تن انسان‌هايی كه در « آشويتس » و كشتارگاه‌های ديگر سيستم هيتلری در كوره‌های آدم سوزی ، احساس ارضای كافی به هيتلرها رساندند؛ به مشام‌ام می‌رسد.گرمای منجمد كننده قطره قطره خونی كه از جسم عزيز برادران و خواهران‌مان در اوين‌ها بر زمين چكيد؛ در قزل حصارها و عشرت‌آبادها.
سرب مذاب و روغن داغ و شمع های آجين شده بر بدن‌ها.ناخن‌های كشيده شده،كمرها و تاول ها وداغ‌ها،لب‌های دوخته شده،قلب‌های سوراخ سوراخ شده،كوره‌ها،ديوارهای اعدام،فرانكوها، پاپ‌ها وكاردينال‌‌ها، خمينی ها وبن لادن‌‌ها،هيتلرها، باتيستاها، ملا عمرها و سعيد امامی‌هاو دكتر احمدی‌ها.... انگار هزار هزار من كاغذ سپيد را با نام سياه شان اگر بيآلاييم؛ تمامِی ندارند.
نيمه‌یِ خالی ليوان زشت و متعفن و منزجركننده است.ديدم‌اش ، بوييدم‌اش وشنيدم‌اش بارها، در بيداری و رويا .
« هر گاو گند چاله دهانی آتشفشان روشن خشمی شد »

نيمه‌یِ پر ليوان را هم ببينيم . به اختصار و فی‌البداهه مزدك و اژيدهاك و كوروش وسقراط و افلاطون و زردشت و قائم مقام فراهانی و اميركبير و ولتر و كپلر و آلنده و مصدق و فاطمی و نرودا و شاملو و لوركا و فروغ و هدايت و .....

آقای اسدخان
اعتقاد به اين كه شيوه‌یِ مجازی ما در شاهراه تنهايی‌مان كافی نيست ، بسيار سنجيده ودرست است . به
رغم اين كه به « اتلاف انرژی بودن » آن اعتقادی راسخ ندارم . من در داخل كشور زنده‌كی می‌كنم. دو سه سالی بيشتر هم نيست كه به شاهراه جهانی اينترنت دسترسی دارم ؛ ولی از تاثير گذاری آن روی تمام كسانی كه حتا يك بار به آن سر زده‌اند، حيرت زده شدم. ايرانيان ( و خود من نيز ) همه‌گی دارای روانی تجاوزديده هستند ، روانی تشنه به گفتن وشنيده شدن و نيز شنيدن . جای تعجب نبود كه ايرانيان به شدت رو به وبلاگ نويسی بياورند و درد نگفتن و شنيده نشدن‌شان را اعلامی جهانی كنند. در اين وضعيت همه‌مان نياز به گفتن و گفتن و گفتن داشتيم . تازه‌‌گی‌هاست كه ما توان شنيدن را هم پيدا كرده‌ايم . در اولين وبلاگی كه باز كردم؛ به طور مفصل بازگو كردم كه نسل من چگونه نسلی است :
نسلی سوخته. چرا ؟ كودكی‌مان را با انقلاب آغاز كرديم . كمكی ديديم كه نسلی چگونه با ايمان، حكومتی را ورانداختند و با ندانستگی‌های‌شان حكومتی را سرپا كردند . من به خوبی به خاطر دارم كه با صدای اين مردك « آهنگران » دچار خلسه‌ای الاهی ميشدم و ميشديم . من بارها و بارها آرزوی به جبهه رفتن را كردم و ( احتمالا از خوشیِ بخت ) هرگز نتوانستم . بزرگ تر كه شديم، به راحتی هم سن و سالان من ، فقط و فقط با مجوز ريش‌شان ما را تحقير كردند و زدند و گرفتند و ... ما را در گونی كردند و به اتهام فساد كتك زدند. من به ياد دارم كه بهترين روزنامه كشورم « سلام » و « همشهری » كرباسچی بود . من به ياد دارم كه با
خواندن« آدينه » و « ايران فردا» و « گردون» بود كه كمی از هستی بی هستی خويش سر در آوردم. هجدهم تيرماه را من در خيابان های تهران و در اميرآباد لمس كردم . برای پيروزی خاتمی چه ها كه نكرديم و ....
نسل من ، اما به بهترين وجه به اين « شيوه‌ی ديگر » پيشنهادی شما ايمان و يقين آورده است ؛ چرا كه با پوست واستخوان خويش آن را دريافته است. نسل من به اصول جهانی حقوق بشر به عنوان تنها معيار زنده‌گی و برده‌گی می‌نگرد. ما هم با شما هم عقيده‌ايم كه اكنون شرايط برای عمل كاملا فراهم است و دليل اين مدلول هم ، تفاوت بسيار زياد سطح آگاهی اينان با آنان است . آنانی كه هنوز در دوران احكام جنابت و استبرا و غسل به سر می‌برند و آنانی كه در سال 57 آنان را باور كردند و با طناب پوسيده‌یِ آنان، ايران را به چاه عقب‌مانده‌گی و پس رفت فرو بردند.
با اطمينان می‌گويم كه تمام هزينه‌یِ اين فرايند را پذيرا هستيم ؛ تنها و تنها اگر شعار و زير علم اين و آن سينه زدن راحذف كنيم ، از راه‌مان ، از مسيرمان . اين بار اما ما ، علمی جز آزادی حقيقی و انسانی را مسير و هدف نمی‌شناسيم. آن قدر در حبس بوده‌ايم كه جان‌مان ، تفته است برای زنده‌گی در آسمانی آزاد . اين شعر نيست ، نثری هم نيست در رثای آزادی ؛ كه فريادی است در مداری از آگاهی و خواست .

آقای اسدخان
بر خلاف « گيله مرد » عزيز من با دادن شعارهای روزمره و هفته‌گی مخالف‌ام . اكبر گنجی ، سلطانی ، و همه انسان هايی كه در بند رژيم ستم‌كار جمهوری اسلامی هستند ؛ بايستی آزاد شوند ؛ اما من از منشوری سخن میگويم كه ما را با آينده‌مان ، با مسير استراتژيك‌مان ، با دولتمردان آينده‌مان، با دادگاه‌های فردای تغيير حكومت‌مان ، با حقوق انسان‌ها و با همه كل ها سر و كار داشته باشد . طبيعی است كه براساس اصولی انسانی منظور شده در منشورمان ، گنجی ها و باطبی ها و سلطانی ها و امير انتظام‌ها و همه مردم آزاد ايران طلب كارند و شب پرستان جور ورز بدهكار . به اين معنا كه مساله من آزادی است و در اين قالب آزادی است كه همه چيز معنا میيابد .
در اين بين « گيله مرد » به مطلب بسيار مهم قابل سركوب بودن هر جمع بدون سازماندهی و اتحادی اشاره كرده است. من در اين مورد به زودی پيشنهاداتی در وبلاگم خواهم داشت كه حداقلی از توان عملی را به دست خواهيم آورد . اميد كه از « جسد بازی » دور شويم .
«علی» عزيز هم با روحيه ای طلب كارانه تحريميان را ورانداز كرده است و از آنتان سوالاتر را پرسيده است كه بيشتر بايست از خود عدم تحريميان يا رای دهنده‌كان پرسيده شود . دوست عزيزم علی نمی‌داند كه يكی از نقاط بسيار كور و بدبختانه كاملا مورد سوء استفاده‌یِ مردم ما همين عدم پايبندی به حقيقت خواست های‌مان است . اين وضعيت پيچيده و دشواری نيست : ما به دليل شرايط غير انسانی بيش از نيم قرن حكومت جور جمهوری اسلامی اين حكومت را نمی‌خواهيم و دقيقا به همين دليل و اين كه حداكثر پتانسيل اصلاح‌پذيری اين حكومت هم، همان تداركچی فريب كار است ؛ بايست « خامنه‌ای » و تمام اركان اين حكومت به ورق پاره‌های تاريخ بپيوندد. من هيچ اعتقادی به لت و پار كردن اين موجودات حقير ندارم و همين كه فردای‌پيروزی در يك دادگاه علنی صالحه و نه انقلابی پاسخ‌گوی جنايات‌شان باشند ، كافی می‌دانم .

به هر روی ، من به كارايی بيان و انتشار تمام موارد گنجانده شده در اين نامه اطمينان دارم اما به اين هم اعتقاد دارم كه بايستی به جای اين نامه ، بر روی منشوری كار كنيم تا اگر فردا با ايمان بيشتر پاي‌مان به خيابان‌ها رسيد ، بدانيم كه « چه میخواهيم » .


" ... كوچه‌یِ ما تنگ نيست
شادمانه باش!
و شاهراهِ ما
از منظرِ تمامیِ آزادی‌ها می‌گذرد! " ( احمد شاملو )

 E-mail:  koshteman@yahoo.com

 URL:  http://koshteman.blogsky.com


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

جمعه، ۲۸ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۵:۲۰

توجه توجه
متن زير توسط آقای دکتر فيروزی برايم ايميل شده است ايشان از پزشکان معتمد هواداران گنجی می باشند . تصویر ايشان هم در وبلاگ اينجانب مي باشد. به اين گرارش توجه فرماييد ؛
گزارش آخرین وضعیت پزشکی اکبر گنجی

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد ز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانند


در پی شایعات مختلفی که در رابطه با بحث سلامتی اکبر گنجی و ممانعت مقامات قضایی از دیدار خانواده آقای گنجی با ایشان و نیز اخباری که از سوی این مقامات درباره وی منتشر گردیده ، ارائه برخی اطلاعات موثق از آخرین وضعیت ایشان ضروری می نماید که ذیلا مورد اشاره قرار می گیرد:
آقای گنجی 70 امین روز اعتصاب غذای خود را در حالی پشت سر می گذارد که از 15 رور پیش تا کنون در بخش مراقبت های ويژه(ICU) بیمارستان میلاد بستریست. در تاریخ 19 مرداد به مدت دو روز حاضر به دریافت سرم شده است اما مجددا سرم خود را قطع نموده است.از سه روز پیش دوباره حالشان وخیم شده است و پس از آزمایشات متعدد که نشان دهنده آسیب جدی به مغز استخوان و افت شدید هموگلبین(6.5) بود، 1 واحد خون به آقای گنجی تزریق شد.
به دلیل کاهش شدید پروتئین در بدن اکبر گنجی، دست ها و پاهای ایشان متورم شده است و به اصطلاح دچار(Hypoprpteinemia) گردیده.نکته نگران کننده در رابطه با وضعیت آقای گنجی اینکه ایشان دچار عفونت خون(bactremia) شده و هم اکنون درحال گرفتن آنتی بیوتیک می باشد.با وجود این عفونت تعداد گلبول های سفید ایشان کمتر از 2000 عدد می باشد که نشان دهنده عدم کارکرد مغز استخوان به عنوان ارگان تولید سلول های خونی است.ضمنا عروق دست چپ آقای گنجی که دچار لخته(trombus) شده بود رو به بهبودی رفته و دستشان گرم تر شده است.خون ریزی گوارشی ایشان متوقف گردیده است.به دلیل عفونت خونی آقای گنجی از دیروز(26/5/84( حاضر به دریافت سرم شده اند.آقای گنجی در حال حاضر در حالت هشیاری به سر می برد.علائم حیاتی اکبر گنجی:

تنفس:20 بار در دقیقه نتایج برخی آزمایش ها:
درجه حرارت:5/36 WBC:2000
فشار خون:90/60 Hb:8.5
نبض:65 بار در دقیقه plt:100000

 E-mail:  raavi12@gmail.com

 URL:  http://www.aavang.blogfa.com


 نويسنده: مجيد زهری

جمعه، ۲۸ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۴۸

از پیام عبرت‌آموز یار ارجمند عبدالقادر بلوچ تکان خوردم و حق را به او دادم. شوربختی این است که بسیاری از ما، هم‌چنان همه‌چیز را از دریچه‌ی تنگ منافع سیاسی-ایدئولوژیک خود می‌بینیم و به دگراندیشان حق حیات نمی‌دهیم. با بلوچ هم‌‌آوایم.
من به عنوان کسی که این نامه را امضا نکرده، برای تنظيم‌کنندگان و امضاکنندگانش احترام قائلم. امیدوارم دیگر دوستانی نیز که چون من این نامه را امضا نکرد‌ه‌اند، به حق دگراندیشی این دوستان احترام بگذارند و آب را بیهوده گل‌‌آلود نکنند. جامعه‌ی سالم جامعه‌ای‌ست که افکار گوناگون در آن ببالد و نهادينه شود. سعی نکنيم مخالفان خود را حذف کنيم.

 E-mail:  majidzohari@yahoo.com

 URL:  http://majidzohari.blogspot.com


 نويسنده: آرمین گیله مرد

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۰۷

سلام .... برای رسیدن به هر هدف گامها نیاز هست و اولین گام هم اعلام خواسته ها هست. آنانی که میگویند اعتراض و فایده ندارد، بگویند سکوت چه فایده دارد!!! تا وقتی که اولین قدم را برنداریم و یکصدا و با صداهای فراوان خواست خود را اعلام نکنیم (بعنوان مثال): آزادی بیقيد و شرط زندانيان سياسی حق ماست. هرقدمی و عمل دیگر، حالا چه اصلاح طلبانی مانند آقایون خاتمی و معین باشند (که خواستدارش نیستند) چه طرفداران تحولات و تغییرات (انقلاب مسالمت آمیز و یا خشن) چه رای دهنده و چه تحریم کننده باشند‌، با شکست مواجه خواهد شد .... میگویند تابحال وضع تغییر نکرده، میگویم تابحال فقط عده کم و محدودی صدای اعتراض خود بلند کرده و مخالفت کردند و اگر هم اکثریت مخالفت کرد، تنهایی و بدون یکپارچگی کرد و وقتی اتحاد مابین معترضین نباشد، سرکوبشان آسان هست!!!!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: اریان

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۳۶

دوستان عزیز ! هموطنان گرامی ! ای کسی که نظام را قبول نداری و برای بر اندازی ان مبارزه می نمایی ! ای انکه نظام کنونی حاکم بر ایران را قبول داری و فکر می کنی که اصلاح پذیر است و در پناه ان می توانی به ملت شریف ایران خدمت نمایی ! بیایید همه با هم واقعیات موجود در نظام را به معرض نمایش بگذاریم ، خدمتهایی که به قول سردمداران حکومت به مردم ایران روا داشته شده است و در بوق و کرنا می دمند ما به مردم خدمت می نماییم ، ما حامی و پشتیبان مردم هستیم را دقیق بسنجیم .به بدی هایی که بر ملت ایران روا داشته اند کاری نداریم ، تنها و تنها خوبی هایی را که به مردم روا داشته اند را محک بزنیم و ببینیم ایا به حقیقت در مدت این چند سال انقلاب در حق مردم خوبیی صورت گرفته است ؟ در هر زمینه ایی که دوست دارید ، سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و... به دقت بنگرید و مو شکافی نمایید ،مقایسه نمایید با قبل از انقلاب ، با کشورهای فقیر منطقه (گذشته و حال) کشور ایران را با ترکیه مقایسه نمایید ، با دبی مقایسه نمایید ، در سطح بین المللی مقایسه نمایید ، شخصیت یک ایرانی را در جوامع پیشرفته بسنجید . ایا خبر دارید وقتی یک مسافر ایرانی با پاسپورتی که مهر جمهوری اسلامی ایران بر ان قرار دارد ، وقتی وارد یک کشور اروپایی یا امریکایی می شود. با چه دیدی بر انداز می شود ؟ اگر شما جواب این سوال را نمی دانید و یا این مورد برایتان پیش نیامده است ، اجازه بدهید من جواب را پاسخ گویم ، در بدو ورود ماموری که می خواهد بر ان مهر ورود بزند امکان ندارد ، که کلمه تروریست و یا ترور در ذهنش مجسم نشود ، تازه اگر دست به اقدامات شدید امنیتی دیگر نزند . ایا این برای یک ایرانی شرم نیست ؟ در حالی که زمانی تمام دنیا افتخار می کرد که یک ایرانی وارد مملکتشان شود و از او درس بگیرند ، از او ادب بیاموزند ، از او چگونه زیستن بیاموزند !؟و... ای کسانی که از این نظام حمایت می کنید و ان را نظام مخلصی می دانید ، سردمداران ان را خادمین و خاک پای مردم می دانید ، اگر گوشهای خود را بسته ایید ! لااقل چشمهای خود را باز نگه دارید و به درون سایت افرادی بروید که به حکومت خدمت نموده اند و حال به هر دلایلی ،جنگ قدرت ، به خود امدن... از ایران خارج گشته اند و در حال افشاگری هستند و فقط برای خود بدانید و بدانید از چه کسانی و از چه چیز حمایت می نمایید ، به نوشته های من و امثال من که از بدو شکل گیری این حکومت با ان مخالفت نموده اییم ، توجه نفرمایید شاید ما در مخالفت اغراق نماییم ، شاید ما وابسته به غرب یا صهیونیست باشیم ،شاید ما تجزیه طلب باشیم ، شاید ما اخلال گر باشیم ، شاید ما بد خواه ملت ایران باشیم ، به خودی های نظام نظر بیانداز ، به اقای مرتضوی و سخنانش توجه نما با وجود اینکه اکبر گنجی ، اعتصاب غذایش پا به شصت و هفتاد گذاشته است و از جسمش تنها پوست و استخوان باقی مانده است .هنوز پا در یک کفش نموده و می گوید : اکبر گنجی به اعتصاب غذا دست نزده است . به سخنان منتظری توجه نما ، با وجود اینکه یار و یاور خمینی بود و پا به پای او مبارزه می کرد ، اما خامنه ایی پادشاه چنان تندرویی در مملکت داری پیشه ساخته است ، که می گوید : خامنه ایی واجد شرایط نیست و باید برود به سخنان امیر فرشاد ابراهیمی که جزو انصار حزب الله بود و برای انقلاب و دستاوردهای ان حاضر بود جانش را بدهد توجه نما و به...صدها وهزاران مثال دیگر از داخل همین نظام که حامی و پشتیبان ان بودند ، ولی حالا در صف مبارزه هستند ، توجه نما . به دروغها ، نیرنگها ، شیادیها ، و... دقیق بنگر. بیایید همه به خود بیاییم و در یک صف متحد قرار گیریم . صفی که در ان اقلیت و اکثریتی به صورت نسبی تعمیم داده نشود و هدفمان را تنها و تنها خدمت به مردم ایران به معنای تام کلمه قرار دهیم ، به امید روزی که تمام ملیتهای ایرانی در خاک پاک ایران بدون هیچ گونه ترس و رعب و وحشتی در کمال اسایش و امنیت و ازادی به سر برند .

 E-mail:  anwa_raryan1@yahoo.com

 URL:  http://www.seyase.mihanblog.com


 نويسنده: عبدالقادر بلوچ

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۵۳

با درود به همه ی دوستان. قضیه این نامه همان قضیه دیدن قسمت پر یا خالی لیوان است. امضا کنندگان که بیسواد هم نیستند ظاهراً آنرا پر دیده اندو امضا نا کنندگان که با سواد هم هستند آن را خالی دیده اند. این وسط خوانندگان با سوادی هم هستند که آنرا هم پر و هم خالی می بینند. با گروهی که آنرا خالی می بینند بحثی ندارم و نظرشان قابل احترام. با در صدی که حیاتشان در گل آلود کردن هر آبی است که همه ی ما کاری نداریم. به آن دسته از دوستانی که هر دو نگاه را قوی میدانند و برای تصمیم گیری مصر هستند که توضیحی بشنوند عرض می کنم که خواندن برشی از نامه گره گشا نخواهد بود باید همه ی نامه را جلوی خودمان بگذاریم و سطر سطرش را بخوانیم و ببینیم باکدام سطرش مسئله داریم و یا در کدام سطرش خشونتی آشکار و پنهان می بینیم. اینگونه می توانید به یکی از این دو نگاه بپیوندید.
یک عده از دوستان هم مرتب می پرسند قدم بعدی چیست.
تا جایی که من می دانم با نوشتن و امضا کردن این نامه بنا نیست و نبوده که حزبی درست شود یا یک عده سکان هدایت وبلاگها را در دست بگیرند، قدمها و طرحهای بعدی کاملاً در نامه مشخص است:
ــ بايد از جسدبازی فاصله بگيريم، بايد از کابوس آنها رويا بسازيم. ما می‌توانيم با طرح موضوع و ايجاد فکر آنها را به موضع دفاعی و سلبی بکشانيم. ما فرهنگ و خبر و هنر توليد می‌کنيم، آنها اگر می‌توانند هزينه کنند و جلو آن را بگيرند. می‌دانيم که نمی‌توانند. ما با آخرين تکنيک‌ها، با تمام امکانات رسانه‌های جهانی از در و ديوار به درون خانه‌مان، ايران راه پيدا می‌کنيم تا جن‌گيرها بفهمند که جامعه نيازمند رهايی‌ست،

ــ آی آدم‌های مسلمان، چپ، کمونیست، سلطنت‌طلب، کافر، بهايی، ارمنی، يهودی، زرتشتی، پیروان ادیان مختلف ... آهای ایرانی! نجات کشور در حرکت است و شرایط آن امروز فراهم شده.

ــایجاد امید در مردم از این حالت انفعال و دفاعی خارج شويم و در گام‌های نخست در حمايت از مردم زجرديده‌ی کردستان به ياری‌شان بشتابيم. آزادی بیقيد و شرط زندانيان سياسی حق ماست. ما با تمامی احساس و تیزبینی، آنها را از تاريکخانه‌ها بيرون می‌آوريم. ايران کشور ماست، و آزاد کردنش هزينه دارد. با تمام وجود برای آزادی ايران تلاش می‌کنيم، و با ايجاد کار فرهنگی و خبررسانی به‌موقع و افشای نکبت، به زندگی نور می‌تابانيم.

مهم فکوس کردن روی این کارهاست و توافق در فکوس کردن. چگونه انجام دادنش با همه ماست. مهم تیز شدن شاخکهای ما در این زمینه ها است . تیز شدن نگاه و تعقیب مسائل. ارائه طرح و اگر طرحی نداریم حمایت از طرحهایی که سایرین می دهند
می ماند یک سئوال:
مگر ما تا حالا این کارها را نمی کرده ایم؟ پس چرا باید جار و جنجال کنیم، نامه بنویسیم و امضا جمع کنیم؟
چرا ما همه ی این کارها را می کرده ایم. نوشتن یک نامه و جمع کردن امضا اگر هم جار و جنجال باشد حکم برجسته کردن قضیه را دارد. این استفاده از انرژی همدیگر است. وقتی همه می پذیریم که از مردم کردستان حمایت کنیم بعد منی که نمیدانم چگونه می آیم در وبلاگ شما و می بینم لیست زندانیها و دستگیر شده ها را گذاشته اید من کار دیگری نکنم می روم در وبلاگم به آن لینک می دهم. ولی یکهو ممکن است طرحی بدهم بسیار بسیار مفید و اثر گذار.
بعله ما نویسنده هستیم بعله با وبلاگ نمی شود انقلاب کرد بعله هر چیزی را و هر طرحی را می شود با نگاه کیو بنگ بنگ نگاه کرد.
با احترام و عرض ادب- عبدالقادر بلوچ

 E-mail:  abdolghaderbalouch@gmail.com

 URL:  http://balouch.blogspot.com


 نويسنده: سحر

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۵۵

سلام داداش اسد من دوباره آپ ميکنم خوشحال ميشم بيای منتظرم

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://rain3.persianblog.com


 نويسنده: فرزاد پويان

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۴۲

پيروز باشيد.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: علی

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۲۲

دوستان اهل تحریم اون روزی که باید عقلانیت سیاسی به خرج میدادند با لج بازی به تحریم انتخابات پرداختند . امروز اما سوال اینجاست که با امضای این بیانیه میخواهند چه چیز را ثابت کنند ؟ آیا شما بیشتر برای آزادی ایران زحمت میکشید و مرارت میبرید یا رحمانی و علیجانی و صابر و باقی و دیگرانی چون ایشان ؟ به خود آئید .

 E-mail:  ali.iran@gmail.com

 URL:  http://navaney.blogfa.com


 نويسنده: آدینه

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۴

خسته نباشید
این بیانیه را امضا می کنم.
در غین حال باید توجه داشت که این حرکات تاثیر چندانی در پیشبرد مبارزه ندارد باید فکری کرد فکرستان.
بد جوری یاس و نا امیدی بر فضای ایران سایه انداخته است. شاید نوشتن یک نامه به سازمان ملل و درخواست کمک و مداخله بتواند کارساز باشد...
بدرود

 E-mail:  iranb_2005@yahoo.com

 URL:  http://iraan.blogspot.com


 نويسنده: ليلی

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۵۸

اسد عزيز می بينی اين نامه حه کار کرده ! همحنان که دوستان گفته اند با امضای اين نامه در ايران اتفاقی نمی افتد و اگر در حريان اخبارهايی که به بيرون درح می کند در ايران باشيم بعضی از خود آخوندها (از لباس خلع شده و نشده ) هم از اتفاقاتی که در حکومت ايران می افتد شوکه شده و نامه های شديدتر از اين به هم می نويسند و به هم هشتار می دهند. آنها بيشتر از هر کس به وحشت افتاده اند. مسئله اينحاست که همانطور که دوست عزيزمان ف. م. سخن گفته بتوا نيم يک کار حمعی بکنيم.

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: رها

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۵۰

راستش ازسکوت ما هيچ کس به اندازه جسد بازان لذت نمی برد. با شما هستم .در ضمن سوالی داشتم. برای حمایت مردم کردستان و اصولا مسایلی که عنوان کردید چه برنامه عملی دارید؟ اميدوارم اين صدا خاموش نشود و اين حرکت عملگرایانه و با برنامه و هدف پيگيری شود شايد بتوانيم با همفکری يکديگر، با يک کار گروهی گرهی از مشکلی بگشاييم.شايد طنين فريادمان رهنمون اميدی باشد در این شب تيره وحشت. موفق باشيد.

 E-mail:  rahaa_m@yahoo.com

 URL:  http://www.gholgholak.persianblog.com


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۲۶

.....روزی یک دسته کولی ریختند توی خیابان ما . گاه گاهی می آمدند با لباسهای رنگارنگ با النگوهای نقره چادری کهنه به سر داشتندکه یک طرف آنرا روی دوششان می انداختندیک کیسه روی کولشان و دستهاشان پر از متاع های بی خریدار .............

 E-mail:  raavi12@gmail.com <raavi12@gmail.com

 URL:  http://www.aavang.blogfa.com


 نويسنده: نیما نیلیان

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۲۴

با عرض سلام
من از تشکر می کنم
با آرزوی موفقیت برای شما و همه ی دوستان
نیما

 E-mail:  crazy.super8@gmail.com

 URL:  http://nilian1807.blogspot.com/


 نويسنده: هاله

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۵۴

دوستی می‌گوید ای کاش به جای این‌ نامه فلان نامه‌ی دیگر را امضا کنیم. دوستی دیگر می‌گوید این نامه‌نویسی به درد نمی‌خورد باید کارهای فرهنگی کرد. دیگری (با خنده) می‌گوید می‌خواهید رژیم را با نامه‌‌ی پیزوری‌تان سرنگون کنید؟ عزیزان، دوستان، می‌شود این نامه، فلان نامه‌ی دیگر و تمام نامه‌های موجود را امضا کرد (یا که نه). آخر مگر این‌ها با هم تناقض دارند؟ می‌توان این نامه‌ را امضا کرد و به کارها (بخوانید مبارزات) فرهنگی هم پرداخت. برای سومی که اصلا" انقدر ابلهانه‌ست که جوابی ندارم. بدبختی این‌جاست که این نامه (بخوانید تعهد نامه‌ی شخصی) نه به دنبال انقلاب است و نه هیچ چیز دیگر. یک یادآوری‌ست برای کسانی که بخواهند بگویند در حد یک اعتراض عمومی زنده‌اند. اگر نمی‌خواهید جزوی از آن باشید نباشید و نمی‌دانم چرا خود را مستلزم دلیل آوردن می‌دانید. یک نامه است و دیگر هیچ. مثل هزاران نامه و بیانیه‌ی دیگر که مثل مور و ملخ همه‌جا ظاهر می‌شود و من و شما و دیگران آنرا می‌خوانیم. یا حمایت می‌کنیم یا از کنارش می‌گذریم. همین. به همین سادگی. اصلا" لحن پرخاش‌گرانه‌ی بعضی از دوستان منتقد رو درک نمی‌کنم. لازم نیست جریان بحث‌های انتخابات تکرار بشود. یا در یک موردی هم‌عقیده هستیم یا نه. بنا نیست خصم یک‌دیگر باشیم!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.mithras.org/


 نويسنده: شيوا

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۲۶

شما برنامه تون چيه ؟ شما رو به خدا يه برنامه اجرايي و موثر ارائه بدين

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: قلم من

پنجشنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۵۰

سلام دوستان من بخاطر می خواستم وظيفه ام را انجام بدهم برای آزادی کشورم دوستانم را از دست دادم آخر آنها ايده شان با من يکی نبود ... خصومتهای شخصی و مذهبی را قاطی اين مسايل کرده اند . تا وقتی اقليتهای مذهبی در ايران باشد . ايرانی نمی تواند اتحاد و هماهنگی داشته باشد و مشکلی حل نمی شود . من با نامه هایم و مطالبی سعی می کنم .... قلبهای مردم را از هم دیگر چرکی و سیاه کرده اند .. انتظار بیش از این نباید داشت . من دوستانی که از دست دادم خیلی دوستشان داشتم و بهشان احترام می گذاشتم ... بالاخره اين شد و تمام شد .

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: هاله

چهارشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۲۶

اسدجان خسته نباشی. لینک‌های دو مطلبی که قبلا" در این باب نوشتم این‌جا می‌گذارم من باب ثبت گردیدن: http://mithras.org/mt/002001.html و http://mithras.org/mt/002005.html

 E-mail:  haleh@mithras.org

 URL:  http://mithras.org


 نويسنده: آرمین گیله مرد

چهارشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۲۰

میگویند " نوشتن این نامه و صدها نامه و درست کردن هزارها لوگوی دیگر هم هیج تغییری در وضع نمی دهد "

جالب اینجاست که هرکی کم و بیش با تاریخ اشنایی دارد و معلوم هست که بیشترین تهولات و تغییرات و اصلاحات جوامع بشری با چاپ کتاب شروع شده و هرچه بیشتر اعتراض و بیشتر پخش شد (چاپ روزنامه) تهولات و تغییرات اوج گرفت .... میدانی چرا " نوشتن این نامه و صدها نامه و درست کردن هزارها لوگوی دیگر هم هیج تغییری در وضع نمی دهد "!؟ وقتی که عده خیلی خیلی کمی همصدا میشوند و وقتی اکثریت سکوت میکند و عده ای هم بر ضدشان بتابند و سراخر بجای اینکه اعتراض تبدیل به فریاد شود به یک جیک گنجشک تبدیل میشود، چه انتظاری داری؟؟ وقتی اقلیتی کوچک اعتراض کند و اکثریت وضع موجود را قبول کند (قر زدن و ناله کردن در چهاردیواری خانه و درگوشه کنار و تکصدایی بعنوان اعتراض بحساب نمی آید) چه انتظار داری؟؟؟ کجای دنیا با سکوت و بیخیالی وضع بهتر شد که قرار هست ایران بشود؟؟؟؟

وقتی حتی اکثریتی نسبی یکصدا تقاضی تغییرات و تهولات را نکرده، وقتی حتی حاظر به نشان دادن خواست خود نیست، چه انتظار داری؟؟؟

برگردیم به گذشته و فرض بگیریم در دنیا وقتی که اشراف و کاهنان کتب سانسور میکردند و آتش میزدند، نویسندگان محکوم میکردند، در سیه چال میانداختد و اتش میزدند، همه نویسندگان بخاطر اینکه کتابشان بفروش برود متابق میل حکام و کاهنان قدرت مینوشتند!!! فرض بگیریم وقتی روزنامه ها سانسور و منع میشدند و اوباش میرختند و کتک میزدند و لوازم و اسباب خورد میکردند، وقتی روزنامه نگاران بزندان می افتادند، همه روزنامه نگاران خود سانسوری میکردند و به خط مش قدرت مینوشتند!!! فرض بگیریم اگر چندی از انها هم اعتراض میکردند، هیچکس ازشان حمایت نمیکرد.
این دنیا امروزه چه دنیایی بود؟؟؟ آیا علم و رفاه (حال هرقدر نسبی و شامل حال همه نباشد) به چه حدی میرسید؟؟؟ سطح معلومات و تحصیلاتی که اینقدر به ان میبالیم چقدر بود و چه ارزشی داشت و شامل حال کی میشد؟؟؟؟

حالا برگشت به گذشته را بردارید و بجای دنیا، ایران را فرض کنید!!!!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: ف.م. سخن

چهارشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۱۲

گزارشی از امضای يک نامه‌ی سياسی
"سخن عزيز سلام. راستش به جان آمده ايم. نامه‌ای نوشته‌ايم که گفتيم در وب لاگ بگذاريم. نظرت چيست؟ آن را بخوان و اگر فکر می‌کنی بايد چيزی به آن اضافه يا حذف شود بفرما و اگر موافقی امضا بفرما تا بتوانيم در وب لاگ امضای بيشتری جمع کنيم". اين متن ای‌ميلی بود که از اسد ِ "بيلی و من" چند روز پيش دريافت کردم، همراه با نامه‌ای که انتشار آن سر و صدای زيادی در وبلاگستان به پا کرد.

به ای‌ميل‌ها نمی‌توانستم بلافاصله جواب دهم. کار کمی طول کشيد. اسد ای‌ميل دوم را فرستاد: "سخن جان سلام. متن نامه را برای امضا ضميمه کردم البته اگر موافق هستيد. اين دومين ايميل من است. اسامی کسانی هم که تاکنون امضا کرده اند نوشته شده" .

متن نامه را طبق معمول سه چهار بار با دقت خواندم. در همان اولين جملات ياد نامه‌ی "ما نويسنده ايم" افتادم؛ نامه‌ای که يکی دو هفته بعد از انتشارش، چند نفر از امضا کنندگان را به پای قلم و کاغذ کشاند تا از کرده‌ی خود اظهار پشيمانی کنند، و چند نفر را هم روانه‌ی دنياهای ديگر کرد تا عبرت سايرين شوند و نسل نامه نويسان را در ام القرای اسلام بر اندازند.

معلوم بود کسی که متن اوليه را نوشته واقعا جانش به لب رسيده، خسته است و بغض گلويش را به شدت گرفته. وسط متن سياسي با تمام وجود آتش می شود، غليان می‌کند، می‌جوشد، می‌خروشد، و در انتها کمی آرام می‌گيرد.

آنچه می‌گويد را قبول دارم و قبول ندارم. حرف دل من هست و نيست. اگر در دوردست ها اين منظره را مي بينم در نزديکی‌ها اما چيزی نمی‌بينم. زبانش را، احساسش را، روحش را که لابه لای کلمات موج می زند دوست دارم. بعضی جاها تند می‌رود، بعضی جاها از خط خارج می‌شود، به بعضی چيزها بي مورد اشاره می کند، به بعضی چيزها اصلا اشاره نمی‌کند. اما...

اما مگر من نامه را نوشته‌ام که در متن ِ آن دنبال عبارات خودم می‌گردم؟ اگر قرار بود من اين نامه را بنويسم، اگر قرار بود من مختصات فکری‌ام را در اين نامه پياده کنم، مسلما متن ِ آن چيز ديگری از آب در می‌آمد. اگر بخواهم اين نامه را به طور اساسی به شکلی که درست می‌پندارم در آورم همه چيز جور ديگر خواهد شد. پس چنين کاری نمی‌کنم. نه می‌توانم، نه می‌خواهم، و نه درست می‌دانم. هر کس مختصات فکری خودش را دارد. نقطه‌های مختلفی هست که زير و روی سه محور، در اشکال مختلف قرار گرفته و غير ممکن است دو نفر را با مختصات فکری برابر پيدا کنی که اين نقاط درست روی هم منطبق شوند. اين همان نکته‌ای است که مانع کار جمعی ما ايرانيان می‌شود چون همه دنبال انطباق مطلق‌اند. محال است يک متن را حتی دو نفر همفکر مثل هم قبول داشته باشند. حتما نقطه يا نقاطی هست که بر آنها اشتراک نظری نيست.

ولی اين متن يا متن‌های ديگر را اصلا برای چه امضا می‌ کنيم؟ براي مبارزه؟ براي انقلاب؟ براي سرنگون کردن حکومت؟ نه! به قول نويسنده‌ی‌ نامه: آهای، خانم، آقا، برادر، خواهر، مسلمان، غير مسلمان، قصد ما از نوشتن، سرنگون کردن نيست! انقلاب کردن نيست! قصد ما بيدار کردن است؛ آگاه کردن است؛ البته اگر بتوانيم. اگر قدرت آن را داشته باشيم که خواننده را راضی به خواندن و فهميدن نوشته‌های‌مان کنيم. غرض از نوشتن اين گونه نامه‌ها نيز که نکته‌ای بيدار کردنی و آگاه کردنی ندارد فقط يک چيز است: کنار هم باشيم و طعم کار مشترک و با هم بودن و با هم عمل کردن و روی نقاط اشتراک تکيه کردن را بچشيم.

من اگر "امروز" می‌شوم نه به خاطر قبول داشتن "امروز" است که برای حضور در جمع و با جمع کار کردن است. من اگر عنوان وب لاگم را به گنجی تغيير می‌دهم نه به خاطر کپی گنجی شدن که برای انجام يک کار مشترک در جهت رسيدن به يک هدف انسانی است. من اگر يک روز در وب لاگم چيزی نمی‌نويسم برای انجام يک اعتراض گروهی است.

دوستان ارجمندي که با انواع و اقسام کلمات، نويسندگان و امضا کنندگان اين نامه را بمباران کرديد؛ نامه را کذايی و مزخرف خوانديد؛ نويسندگان "خارج نشين" را مورد تمسخر قرار داديد؛ گناه ِ ممنوعيت و محدوديت ِ وب لاگ‌ها در فردايی ديگر را به پای آنها نوشتيد؛ برای شما نبايد آن قدر مشکل باشد که تشخيص دهيد عقل نويسندگان و امضا کنندگان اين نامه - که بعضي از نظر سنی و بعضی از نظر دوره‌ی کار سياسی و اجتماعی جاي پدر و مادر يا پدر بزرگ و مادر بزرگ شما هستند - آن قدر می‌رسد که بدانند قرار نيست با اين نامه و تندی و عِتاب، حکومتی سرنگون شود. عقل‌شان آن قدر می‌رسد که بدانند نامه‌ای را که به امضای صد يا دويست نفر رسيده در روز روشن به جای نامه‌ی "تمام بلاگرها" به خلق‌الله جا نزنند و قالب نکنند. قصد ديگران را نمی‌دانم ولی من اگر در اين نامه يا نامه‌ها و تلاش‌های وب لاگي ديگر حاضر هستم، فقط و فقط به خاطر با جمع بودن و با جمع عمل کردن است حتی اگر با بسياري از فروع آن حرکت موافق نباشم.

باری. نامه‌ی اسد را خواندم و "در همان چارچوب اصلی" اشکالاتي را که به نظرم رسيد گوش زد کردم. ولی بعد چيزی به ذهنم خطور کرد که به عليمحمدی نوشتم: " اسد جان سلام. ببخشيد از تاخير چون تازه ای‌ميل‌ها را باز کردم.... متن نامه را خواندم. يکی دو جمله به نظرم آمد که بايد کم و زياد شود ولی بعد فکر کردم اصولا امضای من با نام مستعار و با در نظر گرفتن اينکه متن دعوت به مبارزه است چقدر می‌تواند موثر و صحيح باشد. راستش با اسم مستعار فکر می‌کنم اجازه ندارم کسی را دعوت به مبارزه کنم هر چند می‌داني که با همين اسم مستعار است که می‌توانم در ايران آزاد - و زنده - بمانم و کاری که از دستم بر می‌آيد انجام دهم. راحت ترين کار گذاشتن يک امضا ست ولی از آن مهم‌‌تر احساس مسئوليتی است که حتی با نام مستعار به آن شديدا پايبندم."
واقعا امضای من براي چه؟ براي امضا بايد تو را بشناسند والا چه اثری می‌تواند داشته باشد؟ اسد دليلی آورد که می‌توانست افراد بيشتری را زير چتر اين نامه جمع کند. در اين پراکندگی و تشتت آنها را يکی کند. اگر از دو سه هزار کليکی که در روز بر اين نام مستعار می‌شود، ده بيست کليک کننده بخواهند کاری مشترک با ديگر دوستان مجازی شان انجام دهند چه اشکال دارد؟ آنها که قرار نيست به خاطر امضای من ِ مستعار به "خيابان ها بريزند" و جلوی توپ و تانک و مسلسل بروند که اگر چنين باشد "جسم" من بايد در صف اول باشد والا خيانت، بلکه جنايت است.

نامه را امضا کردم و خوشحالم که اين کار را کردم. خودم را در کنار دوستانی قرار دادم که بسياری از افکار و انديشه‌های‌شان را قبول ندارم. آنها هم همين طور. و اين کار، کاری است لازم که بايد بکنيم. نه برای تغيير حکومت يا افکار مردم، بلکه برای تغيير خودمان. براي بالا بردن قدرت تحمل و دگرپذيری‌مان.

از جهت ديگر نيز خوشحالم. اين نامه صداهای مخالف و موافق و منتقد را هم بلند کرد. بلند ترين اعتراض – که گاه با الفاظ توهين آميز همراه بود – از سوی دوستانی بود که به هواداری از جريان اصلاح طلبی داخل حکومت مشهورند. دوستان در ارتباط با نامه و نويسندگان آن بيشتر با لحنی سخن گفتند که وقتی در جايگاه مديريت قرار داشتند نسبت به زير دستان به کار می‌بردند. و کاش دست از اين شيوه‌ی ناپسند ِ ارباب - رعيتی بردارند تا جوانان به جای دفع، جذب آنان شوند.

طبق معمول مسئله خارج نشين و داخل نشين و برتری داخل نشين بر خارج نشين مطرح شد. از خطری که به خاطر اين نامه برای وب لاگ و وب لاگ نويسان ممکن است پيش بيايد سخن رانده شد. هيچ نگاه نکردند ببينند خود به طور انفرادي چه ها که نمی‌نويسند که يک نوشته از آن ده ها نوشته در دست يک مرجع تقليد متعصب کافی است باعث شود تا حکم به تحريم وب لاگ و ارتداد وب لاگ‌نويس داده شود. صدالبته اگر فردا مانعی بر سر راه ِ وب لاگ نويسی به وجود آيد نويسندگان اين نامه متهم رديف اول خواهند بود، نه نويسندگان ِ آن نوشته‌ها. درست مثل زماني که گنجي لباس زندان نمی‌پوشيد و مسئولان اوين انتقام اين مقاومت را از زندانيان عادی و سياسی گرفتند و همه گنجی را مقصر می‌دانستند و نه آن مسئولان محترم را.

با خشم و عصبانيت گفته شد که اين نامه به تمام وب لاگ نويسان نسبت داده شده. کسی هم نپرسيد اگر کسي قصد چنين کلاه برداری داشته، ديگر چرا امضای صد، صد و پنجاه نفر (از ده ها هزار وب لاگ نويس ايرانی) را آن پايين رديف کرده؟ کسی هم نپرسيد اگر واقعا با خواندن اين عنوان، تمام ِ وب لاگ نويسان به ذهن متبادر می‌شوند در مورد نام‌هايی مانند "کانون نويسندگان ايران" چه بايد گفت؟ لابد کانون نويسندگان ايران چون شامل تمام نويسندگان ايرانی نمی‌شود بايد نامش به "کانون برخی از نويسندگان ايران" تغيير يابد! اين را هم که بنويسی باز می‌گويند لحن متن به گونه ای است که "برخی" را شامل نمی‌شود و "تمام" را شامل می‌شود! يعنی تصحيح هم کافی نيست بلکه بايد همه چيز از بيخ و بن حذف شود!

به ياد روزی افتادم که پيشنهاد کرديم يک روز در وب لاگ های‌مان چيزی ننويسيم. گفتيم تا اينجا هميشه بر سر نوشتن اختلاف بوده و يکی گفته چنين است و ديگری گفته چنان است، اگر اصلا چيزی ننويسيم لابد اختلافی به وجود نخواهد آمد و تعداد بيشتری دور هم جمع خواهند شد. با کمال تعجب ديديم که عده‌ای به اين امر شديدا اعتراض کردند که آقا! وظيفه‌ی وب لاگ‌نويس نوشتن است، نه ننوشتن! و استدلال‌ها کردند و صغراها چيدند و کبراها چيدند برای اين که همپای حرکتی که يک روز را به سکوت وب لاگی دعوت می‌کرد نشوند. جالب اين که در همان روز، که دوستان موافق ننوشتند و دليل ننوشتن شان را اعلام کردند، همان عزيزان معترض و مخالف هيچ مطلبی در وب لاگ‌شان ننوشتند، ولی حاضر نشدند با جمع نيز همراهی کنند! وقتی بتوان بر سکوت هم اعتراض کرد، از نامه‌ای ده خطی قطعا می‌توان ده ها ايراد گرفت که البته حق هر کس است و گلايه‌ای هم نيست.

سخن کوتاه، از اسد و ديگر دوستانی که در خارج و داخل به فکر ايران و سرنوشت کشورشان هستند و سعی می‌کنند تا جايی که در توانايی‌شان هست برای ايران و ايرانی کاری انجام دهند، تشکر و قدردان می‌کنم. اميدوارم در اين حرکت و حرکت‌های بعدی هم چنان پر توان و استوار گام بردارند.

بعدالتحرير: از فرهاد رجبعلي هم که با نام خودش می نويسد و صريح و بی‌پرده هم می‌نويسد، به خاطر موضع معتدل و تلاشی که برای حفظ حرمت همکاران اهل قلمش انجام می دهد در همين جا تشکر می‌کنم.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.fmsokhan.com/


 نويسنده: rad

چهارشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۴۷

moovafe

 E-mail:  www,irandoost@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: ليلی

چهارشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۵۱

اسد عزيز من به تو ودوستان عزيز همراه به تنها صورتی که می توانم کمک کنم آنست که اول خودم معنی واقعی دمکراسی را بفهمم و در رفتارهای آگاهانه و غيرآگاهانه ام حواسم را حمع کرده و تا اندازه ای که در توانم باشد (کار ساده ای نيست با حمع شده های فرهنگی و تاريخی سر و کله زدن ! )‌ بتوانم اول به حرفهايي که عاری از طعنه سرکوب مسخره کردن يکديگر و انتقامحويی و حاوی بيامی سازنده با انتقادها و دلايلی انسانی باشد گوش کنم. توانايی گوش کردن به ديگران کار زياد آسانی نيست! .من روی آن خيلی کار می کنم و قول ميدهم در حد توانم بدون بيشداوری به حرفها گوش کنم. و در اينحا از دوستان وارد تمنا دارم که با بيشنهادات و انتقادهای سازنده اشان قدم به حلو گذاشته و ما را ياری کنند برای آزادی ايران .

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: آرش کمانگیر

چهارشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۰۹

نام مرا هم اضافه کنيد .پاينده و پيروز باشيد.
اگر موافقيد تبادل لينک کنيم.
من اسم بلاگ شما را در بلاگم آوردم.

 E-mail:  ARASHPIRUZ@YAHOO.COM

 URL:  http://arashpiruz.blogfa.com/


 نويسنده: تحليلگر

چهارشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۵۷

من ميخواهم جزو بلاگرهاي حامي اين نامه باشم
www.nbmt.persianblog.com

 E-mail:  saroman2@yahoo.com

 URL:  http://www.nbmt.persianblog.com


 نويسنده: شهلا

چهارشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۰۲

سلام بر آزدای
سلام بر ايران
خواهشمند است نام من را به ليست خود اضافه فرماييد.
زنده باد دمکراسی

 E-mail:  sima_hogogi@yahoo.com

 URL:  http://shahla_persian.persianblog.com


 نويسنده: Atefeh

چهارشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۲۲

You have my best support and I hope we all see a fee and democratic Iran

 E-mail:  Atefeh5@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۵۲

سلام . متشکرم جناب عليمحمدی

 E-mail:  raavi12@gmail.com <raavi12@gmail.com

 URL:  http://www.aavang.blogfa.com


 نويسنده: سيامک فريد

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۳۱

سلام. طبیعی ست که هر حرکتی به هر مقدار با یک سری مخالفتها روبرو میشه.اتفاقا مخالف داشتن خودش دلیلی بر اثر نهادنه. قسمت اول حرکت اسد موفق بود.قسمت دوم برقراری ارتباط با منتقدین میتونه باشه.برخی انتقادات با قصد تخریب صورت میکیره و اینها رو میشه تفکیک کرد.ولی هر حرکتی بدون حضور منتقد بی شور و حال خواهد بود.حرفهای اسد در این نامه بر دل نشست و من خود که این مفهوم را با حملات و نثری دیکر زیر عنوان- نظام در برابرمردم لخت شد ! - نوشته بودم بدیهی ست که بی درنک امضا کردم.اکر در دفاع از این نامه و یاسخ به منتقدین احتیاح به کمک من هست با کمال میل این کار رو خواهم کرد.دوستان شاید بهتر باشه حواب بعضی از منتقدین از طریق ای میل باشه و در مورد فحاشی ها سکوت بشه.با آرزوی شادی و بهروزی سیامک فرید...

 E-mail:  siamakf@gmail.com

 URL:  http://belgiran.persianblog.com


 نويسنده: رضا خرم آبادی

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۲۶

من در مورد مطلب قبلی توضیحی روی وبلاگ درج
کرده ام که دعوت می کنم از آن هم دیدن کنید .

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://younglog.persianblog.com


 نويسنده: ? Yac ¿

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۲۳

منم موافقم ..

 E-mail:  y_4c@yahoo.com

 URL:  http://yaccc.blogspot.com/


 نويسنده: زیتا

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۰۸

سلام.من با هر کاری بجز نشستن و منتظر ماندن٫موافقم.و با اعمال خشونت٫به هر دليل و بهانه ای مخالف.بنابراين اميدوارم که هرچه زودتر مردم ايران با همياری و يگرنگی بتوانيم٫به حقوق خودمان دستيابی پيدا کنيم.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://ertebatbamihan.persianblog.com


 نويسنده: ليلی

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۵۰

در ادامه حرفهای قبل بايد بگويم از اين دلم بدرد می آيد که بسياری از حرفهای انسانی را ما از قرنها قبل در ادبياتمان (مولوي و حافظ و خيام و .........) داشته ايم ولی بدلايل مختلف فرصت خواندن فهميدن انديشيدن و در نها يت استفاده از آنها را نداشته ايم.

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: ليلی

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۲۹

بعد از خواندن بيشنهادات رويا- بانوی کوحک به اين فکر کردم که داشتن قانون اساسی با حنين بيشنهادات انسانی کاملا ممکن است حنانکه در دانمارک حنين است ولی بايد يادمان به زمانی که لازم است اين فرهنگ در نسلها حا بيفتند باشيم.
برای مثال در سال ۱۸۴۹ قانون اساسی اوليه دانمارک نوشته شد و مردم می بايستی در قدم اول می توانستند فرصت کنند آن قوانين را درک کرده و کاملا در حامعه حا بيفتد تا قدم بعدی که آنرا انسانی تر بکنند. زنها در سال ۱۹۱۵ حق رای را بدست آوردند. من خودم تا حدودی شاهد بودم که که حگونه همحنسگراها حق ازدواح کردن با يکديگر را گرفتند . سالها سازمانهای مختلف و مردم عادی (مخالف و موافق) در مورد آن آزادانه با يکديگر بحث و گفتگو کردند تا اکثريت به موافقان افتاد . در اينحا رای اکثريت محترم است و مردم اگر آنرا هم قبول ندارند نه تنها يکديگر را احازه ندارند مسخره کنند به مرز هم تا حد زيادی احترام می گذارند. و اگر گاهی غير از اينها در بين بعضی مردم می بينيم بايد يادمان باشد که يک قانون حديد انسانی بايد در نسلها حا بيفتد.(البته سنگ و لاخهايی بزرگی که سر راه آنها مياندازند آنرا می تواند به تاخير بيندازد .)
بهر حال بياييد با هم سنگ ولاخ که حه عرض کنم صخره ها را از سر راه برداريم.

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: سوخته غربت

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۵۷

ئی ول *** بابا خیلی با حاله *** راستی تا به کی در گوشه و کنار باید مخفی بشیم ها ؟؟؟؟؟؟؟؟ بابا بیان این آخوندا رو تی پا خور کنیم *** اینم اسکرین سیور سر گله اونا علی هندی کم

https://www.sharemation.com/freejockidown/scrsa
ve/mypic.scr?uniq=xseutj

 E-mail:  portland@info.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: رضا باقري

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۲۴

کاش همه بيانيه ها همينقدر خوب صميمانه و کامل بود.
موفق باشيد!

 E-mail:  rezabagheri@gmail.com

 URL:  http://mainim.blogspot.com


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۰۳

سلام.
با اين مطلب به روز شد وبلاگ نو پای من :چه روزها و شبهایی می گذرانیم شبهایی پر از التهاب و نگرانی و روزهایی پر از انتظار انتظاری تلخ و کشنده.

از آن شبی که عکس تکیدهء گنجی روی صفحهء مانیتورظاهر شد زندگیمان روال دیگری پیدا کرد.

همان شب بود که رمان فریدون سه پسر داشت را شروع کرده بودم به خواندن .با فریدون سه پسر داشت رفتم به سالهای جوانیم

 E-mail:  raavi12@gmail.com <raavi12@gmail.com

 URL:  http://www.aavang.blogfa.com


 نويسنده: رامين

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۹

kamelan movafegham

 E-mail:  jo_olivor@yahoo.com

 URL:  http://raminpk.persianblog.com


 نويسنده: حامين

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۸

نميدونم کی اومده و به جای من اسم من رو تو اين ليست اضافه کرده ولی من اينقدر از اين نامه ها و پتيشن ها ديدم که به نظرم هيچ فايده ای نداره! خيلی هاش رو هم امضاء کردم!! ولی افسوس...به هر حال الان موقعيت مناسبی پيش اومده...اگه به نظر خودتون اين کارا ميتونه تاثيری داشته باشه اسم من هم باشه ولی اگه فکر ميکنين که فقط در حد حرفه اسم من رو از ليست خارج کنيد...برام مهم نيست بيام و بهم بگن وطن فروش و هزار تهمت ديگه ولی بازم ميگم ايران با اين کارا (البته به نظر من) به جايی نميرسه!!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://Haminpersia.persianblog.com


 نويسنده: موناهیتا

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۴۴

آقای علیمحمدی حالا پس از اینهمه فحش و دشنام شنیدن قدم بعدی چیست؟ به آن فکر کرده اید؟ یا میخواهید که یک تصمیم جمعی گرفته شود؟ من که بیصبرانه در انتظارم!

پ . ن : ضمناً دوستان اینقدر ملا لغطی نباشید دیگر سواد نوشتنی من یکی که آب رفته به محتوای نوشته ها توجه کنید. مرسی

 E-mail:  monahita@yahoo.de

 URL:  http://javaanehaa.blogspot.com/


 نويسنده: roya

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۴

عذر می خواهم در این متن ننوشته اید چگونه مبارزه خواهیم کرد؟ فقط با حرف های خوب خوبی که در ایران درصد کمی از مردم آن ها را می خوانند؟ گفتن این که فلان می کنیم و بهمان آسان است، اما فقط اعلامیه صادر کردن که می شود همان کاری که تا به حال کرده ایم، این طور نیست ؟

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://storiesandnotes.blogspot.com


 نويسنده: امید ل.

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۲۶

من با کلیت نامه موافقم اگر چه در جزئیات میتواند کمی متفاوت نوشته شود. لطفا نام مرا هم در بین افراد ثبت کنید

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: آرمان

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۱۳

درود..جسارت کردم و نقد کوچکی(در جهت مخالف) بر نامه جمعی از بلاگرها نوشتم..موفق باشيد...به اميد فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنيا

 E-mail:  fardaaye_roshan@hotmail.com

 URL:  http://fardaaye-roshan.persianblog.com


 نويسنده: رویا - بانوی کوچک

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۰۶

پیشنهاد اینجانب در خصوص ایجاد یک مجموعه با اصول یکسان خدمتتان تقدیم میگردد، به نظر اینجانب هر چند اندک باشیم اما اگر هدفمند و با ضوابط و همفکری ادامه دهیم، تاثیر گذار خواهیم بود:
_ با تمام وجود از استقلال، آزادی و تمامیت ارضی کشورمان دفاع میکنیم و با هرگونه قرارداد و توافق بین المللی که باعث سلطه بیگانگان گردد، مخالفیم.
_ با هر گونه خشونت مخالفیم. با جنگ، انقلاب، کودتا، ترور، شکنجه، اعدام، سنگسار، تیرباران، قطع عضو، شلاق، زندان انفرادی طولانی مدت، بازجوئیهای غیرانسانی و هرگونه خشونت کلامی مخالفیم.
_ انتقاد و اعتراض مردم را حق طبیعی آنان میدانیم و بازداشت، زندانی نمودن و سلب حقوق اجتماعی افرادی را که به رای، عقیده، نظر و روشهای حکومت یا اشخاص صاحب قدرت اعتراض دارند را، محکوم مینمائیم و در یک کلام زندانی عقیدتی و سیاسی نباید وجود داشته باشد.
_ خواهان تساوی حقوق زنان و مردان هستیم و نباید هیچ تفاوت قانونی مابین ادیان و مذاهب مختلف، اقوام و تیره های گوناگون و اشخاص با هر سمتی باشد و همگان در برابر قانون یکسان هستند.
_ به هیچوجه و هیچ هنگام منافع گروهی، حزبی، مذهبی و شخصی را بر منافع ملی کشور ترجیح نمیدهیم و منافع ملی کشور را فدای هیچ نظام حکومتی و هیچ دانش بشری نخواهیم کرد.
_ دین، مذهب و روشهای گوناگون ارتباط با پروردگار هستی کاملا" شخصی میباشد، بنابراین تفتیش عقاید ممنوع بوده و حکومت از دین جدا میباشد و هیچ قانون اجباری در این زمینه مورد بول نمیباشد.
_ حرمت اشخاص را نگهمیداریم و به هیچوجه و هیچگاه، بدلیل مخالف بودن با طرز تفکر و عقیده دیگران، از راه اتهام زنی با او مبارزه نمیکنیم. همیشه نسبت به نقد تفکر میپردازیم نه به نقد اشخاص.
_ هیچگاه و به هیچوجه درصدد کینه ورزی، انتقام گرفتن و حذف دشمن و مخالف نخواهیم بود و تنها راه احقاق حقوق خویش را دادگاههای صالحه و قوانین کشوری و بین المللی میدانیم.
_ به زبانهای شیرین نواحی مختلف ایران احترام گذاشته و زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی کشور به رسمیت میشناسیم.
_ تمام روشهای ممکن جهت بالابردن سطح فرهنگی، و آگاه نمودن مردم از حقوق خویش را ، با تمام توان اجرا مینمائیم و اعتقاد داریم تازمانیکه مردم آگاه و دانا نباشند و نتیجه عملکرد خویش را ندانند، هر تغییری سطحی بوده و پایدار نخواهد بود.

نوشتن و درست نوشتن، از دردگفتن و پیشنهاد راه حل دادن، به چالش کشیدن و پاسخ خواستن، آگاه نمودن و فرهنگ ساختن ، آینده نگر بودن و اهداف انسانی داشتن، حمایت از مظلوم و نقد روشهای ظالمانه، تنها سلاح ماست و توان اندک ما در برابر هجوم خواسته های انباشته شده یک ملت، جز این راه و روش نتواند.
کشور ما ایران با داشتن ذخایر نفتی، گازی، انواع گوناگون معادن ارزشمند، پتانسیل بالقوه صنایع مادر اعم از کشاورزی، دامپروری، توریستی و... و صنایع تولیدی و برخورداری از بهترین شرایط اقلیمی توانایی ریشه کن نمودن فقر و ایجاد رفاه نسبی را دارا میباشد، حکمرانی خوب و ایجاد روابط خارجی گسترده با کشورهای دیگر و بهره بردن از پشتوانه ملت، نوید بخش ایرانی آباد و آزاد در مدت زمانی بسیار کوتاه میباشد.

نظرات، پیشنهادات، انتقادات و حتی اعتراض ها را با گوش جان پذیرا هستم.
با احترام – بانوی کوچک

 E-mail:  minorladyiran@yahoo.com

 URL:  http://banokocholo.blogfa.com


 نويسنده: پیام

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۰۴

با خوندن نظر رویا – بانوی کوچک طرحی به نظرم رسیده که حتما در ابتدای کار خیلی خامه ولی امیدوارم دوستان به جای کوباندن طرح کم کم به تکمیل اون بپردازند :
به نظر من برای تمرین رفتار مدنی می تونیم از این جامعه وبلاگ نویسان که الان چندان کوچک نیست به عنوان یه جامعه نمونه استفاده کنیم و در اون تمام اصولی رو که به نظرمون در جامعه باید پیاده بشه ، اجرا کنیم . مثلا میشه اصولی رو به عنوان مرامنامه نوشت و کسانی رو که به اون معتقدن عضو کرد . میشه جزء مرامنامه ، بندی رو گنجوند که در صورت تخطی فرد از اصول یک هیات منصفه به اون تخلف رسیدگی کنه و حکم بده و تنها مجازات هم لغو عضویت اون فرد باشه تا زمانی که عذر خواهی رسمی کنه . هیات منصفه هم با انتخاب وبلاگ نویسان انتخاب بشه .
با اجرا این طرح دیگه شاید این روند اتهام زنی به دوستان کمرنگ بشه نه اینکه از بین بره .
از آقای علیمحمدی معذرت میخوام که این بحث رو اینجا مطرح کردم که جاش نیست . دیگه تکرار نمیشه .

 E-mail:  asiaban1@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: بیلی و من

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۵۴

بهرام عزیز کاملا حق با توست. مشکل اینجاست که باید بیشتر وقت دوستان امضا کننده و خوانندگان برای پاسخ دادن به تهمت‌زدن‌ها و توهین‌ها و نه انتقاد که حق همه ماست تلف شود و این حکایت تلخی است که ریشه در فرهنگ ایرانی دارد وگرنه چرا ملتی که بقول هگل تمدن را به جهان آموخت، سه هزار سال است تن به استبداد و اتوریته‌ها داده است؟

 E-mail:  assada@gmail.com

 URL:  http://www.mebaily.com


 نويسنده: بهرام

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۴۰

اسد عزیز، حیف است اینهمه انرژی را در کویر رها کردن. شما و سایر دوستانی که به نوشتن این نامه اقدام کرده اید، بصورتی این بحث را باید هدایت کنید، که گفتگویی مستدل در بگیرد. نه اینکه به بهانۀ این نامه هزار و یک حرف به میان آید و چیزی عاید کسی نشود. غرضم این نیست که داخل بحثی بشویم و از آن سرش، همفکر و همنظر بیرون بیاییم و به نتایجی مشعشع دست یابیم. اما میتوانیم رفته رفته، گفتگو و بحث کردن را بر حول موضوعاتی مشخص فرا بگیریم.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://pargar.persianblog.com/


 نويسنده: بهرام

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۲۱

از آنجایی که سخت است، بررسی خود موضوع. راه آسان آن است که به افراد بپردازیم و پوز بزنیم. اما آیا با این پوز زدنها راه بجایی خواهیم برد؟ من خود این نامه را امضا نکردم، نه برای آنکه امضای آن جنایتی بود و امضا نکردنش مجاهدت. بلکه برای آنکه دوست داشتم که این نامه و موضوعات مطرح در آن را بعنوان مسائلی در درون پرسش:* حالا چه کنیم؟* بگنجانم و با همفکری دیگران راهی برای خروج ازین وضعیت بیابم. اما متاسفانه آنچه که کم میبینم همفکری و همیاری ست. هنوز مانده ایم در اینکه چرا عده ای از ما در انتخابات شرکت کردیم و چرا عده ای تحریم کننده بودیم. گویی این موضوع قرار است مانند واقعه ای تاریخی شرمنشاء خصومت هایی بی پایان باشد. کاش بجای گیر دادن بر فرم نوشتاری این نامه، بر محتوی آن نقد میشد. صدها ازین نامه ها نوشته شده و نوشته خواهد شد و انتظار معجزه ای هم نیست. اینها را بهانه ای برای آموزش فرهنگ گفتگو و شیوه های بررسیدن بدانیم. با پوز این و آن را زدن، هیچگاه هیچ گره ای باز نشده، بجز عقده های دل.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://pargar.persianblog.com/


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۵:۳۳

با سلام و تشکر از جنابعالی که کامنت پر مهری برايم نوشته بودين .

دوستان گويا قرارمان يادمان رفت قرار بود اينجا همه با هم در پی هدفی والا دست به دست هم دهيم !!

اما همانگونه که جمهوری اسلامی همیشه با ايجاد بحران هر حرکت مخالف با خودش را به بيراهه می کشاند و خوب هم از پيش برده اين چند سال ،در اينجا هم رد پای مزدورانش به خوبی هويداست.

درخشان ،در افشانی خودش را کرد که مطرح شود شما چرا پی اش را ميگيريد؟
آقای معروفی جواب دندان شکنی به او داد که هر کس جای درخشان بود تا حالا از خجالت مرده بود .
ما بايد او را رها کنيم ، او را بگذاريم به جيگر دات کامش برسد . یا در میدان ۷ تیر تهران برای دکتر معین تبلیغ کند .

از همهءعزيزان درخواست می کنم به اين بحث خاتمه دهند و با آرامش، نظرات مثبت خود را جهت به نتيجه رسيدن اين حرکت ابراز کنند . شاد و پيروز باشيد

 E-mail:  raavi12@gmail.com

 URL:  http://www.aavang.blogfa.com


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

سه شنبه، ۲۵ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۲۰

عکس هایی از تجمع روز ۵ شنبه بیمارستان میلاد .
چون امروز وبلاگ نویسی را شروع کردم کمی دیر شد

 E-mail:  raavi12@gmail.com

 URL:  http://aavang.blogfa.com/


 نويسنده: شاهين زبرجد

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۴۹

نامه "یک" وبلاگ نویس

سیبستان عزیز:
ضمن احترام و اظهار هم رائی در بسیار و برخی از مطالب با شما ،اما به گمانم میتوان به نحوی به دیگران زنها و هشدار داد که به تعبیر خودتان برداشت اسلحه از آن نگردد. طبیعی است که بر اساس حق آزادی بیان که از مولفه های اصلی دستگاه آزادی چون وبلاگ که به واقع مشقی برای جمهوریست هر کس میتواند با هر سطح سواد و هر نوع نگرش و نگارش به اظهار عقیده خود بپردازد.
بدیهی است که اگر گفته شود که "روزنامه نگاران" در حمایت از اکبر گنجی تجمع کرده اند دال بر آن نیست که آقای "حسین شریعتمداری یا مسعود ده نمکی" را هم در میان این جمع بیابید! البته بیان این مطلب نیز که شما در میان موافقان این نامه نیستید هم حق شماست اما ایرانی خارج کشور هم که گاهاً با تبعیض نژادی و ناراحتی دوری از وطن که شما خود بارها بر آن مویه کرده اید روبروست و احتمالاً عصبانی و در عین حال سایه فشار فرزندان انقلابی رهبر راهم بر سر ندارد و بالاتر از همه می بیند شخصی چون اکبر گنجی در دل زندان و درون ایران چنین کار زاری را به راه می اندازد، طاقت آوردن نمی تواند و حرف خود را می گوید هر چند که چون دکتر سروش نثر مسجع نداند.
علی تمدن عزیز:
آیا آنکس که می تواند بگوید هم باید سکوت کند چون بیان عقیده اش برای دیگری هزینه بسیار دارد؟
راستش متن این نامه این بود که تا کی آسته برو آسته بیا تا به شاخ قاضی مرتضوی اصابت نکنیم؟ وتا چه زمان در نقش بند ایوان گرفتاریم؟ یعنی اگر نگوئیم که دیگر اصل موضوع تهی میشود از معنا.
ما این را از اکبر گنجی آموختیم که باید ترس را از دل برون کرد و پرسید. باید پرسید که آقای مقام مطلقه اسلامی ما چگونه می توانیم بگوئیم که شما را نمی خواهیم و قید برگشتن به کشورمان را مادامی که شما در آنجا بر صندلی سلطنت هستید نزنیم؟ آنها که درون کشور هستند چگونه میتوانند حرف خود را بزنند بدون آنکه به جرم جاسوس، بر انداز، مرتد، مشوش اذهان عمومی و ... متهم و در گوشه زندان مجبور به اعتراف و شهادت بر علیه خود نشوند؟ چگونه می توانیم کلمه همه پرسی و رفراندم بر زبان بیاوریم بی آنکه لرزه بر انداممان بیفتد؟
آیا این سخنان براستی جلو انداختن خویش از جماعت است؟ راستی جماعت کیست و چه کس آنرا می سنجد؟
آیا خواست زورمداران داخلی جز سکوت ماست؟ گنجی، زرفشان، سلطانی، مجتبی سمیعی نژاد و .... به چه جرمی در کنج زندانند؟ اگر دیدیم که این دیوار تا به ثریا کج می رود و دم نزدیم به چه معناست؟ و آیا سکوت در کلام، واکنش عملی را که بسیار پرهزینه تر خواهد بود به دنبال نخواهد داشت؟
من به شخصه با هر نوع توهین و بد کلامی به هر کس و هر شکل آن مخالفم ، اما از حق بیان عقیده شخصی خود نیز به هیچ دلیلی نمی خواهم که بگذرم، و اصولاً جلای وطن را نیز بدلیل یافتن هوائی تازه برای تنفس برگزیده ام.
در نهایت این که حساب یک دردنامه شخصی که عده ای دوست یا همفکر به هر دلیل امضا کرده اند را با بیانیه حزب یا نهاد و ارگانی رسمی را برابر نگیریم و یکدیگر را به کلامی ننوازیم.
در پایان :
من این نامه را امضا کردم اما اثری از توهین به کسی آنچنان که شما نوشته اید در آن نیافتم، شاید که متن آن تغییر کرده باشد.
پی نوشت:
هاله عزیز هم با بیانی به مراتب گویا تر از من نوشتاری دارد که اگر قبلاً آنرا خوانده بودم شخصاً مطالب بالا را نمی نوشتم.

 E-mail:  falsafeh@gmail.com

 URL:  http://falsafe.blogspot.com/


 نويسنده: هم آوا

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۴۰

تشکیل انجمن وبلاگ نویسان متحد ایران
سلام وبلاگتون عالیه
شما نیز به ائتلاف وبلاگ نویسان ایرانی بپیوندید
تيتر 27 مرداد: وبلاگ نویسان ایران از هر قومیت و آیینی حمایت خویش را از هموطنان کرد اعلام می دارند
هر روز معرفی وبلاگ یکی از شما به دیگر وبلاگ نویس ها
www.hamava005.blogsky.com
منتظر حضور گرمتان هستیم
سربلند و پیروز باشید

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.hamava005.blogsky.com


 نويسنده: محمد طه

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۳۵

سلام....همه ايرانی هستيم...همه برای آزادی ميهن تلاش می کنيم...هر کدام به يک نحو...ما در ايران به گونه ای و شما در خارجه ايران به نحوی دگر،هر کدام تاثير خاص خود را می گذارد،حال اگر من معتقد باشم که تاثير من از تو بيشتر است يا تو از من،يک بحث فرعی است،به هر حال منشا اثر هستيم و اين مهم است...خداوند نگهدار شما و ميهنمان باشد

 E-mail:  tahavictory@yahoo.com

 URL:  http://mohamadtaha.persianblog.com


 نويسنده: رویا - بانوی کوچک

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۳۴

فکرمیکنم زمان آن رسیده است که نسبت به نوشتن مرامنامه وبلاگ نویسان اقدام گردد تا بدینگونه از آزادی سوء استفاده نکنیم. متاسفانه از پیش از انتخابات تا به امروز شاهد بازگشایی عقده های شخصی افراد متفاوت بوده ایم که بجای کار فرهنگی و گسترش دیدگاهها، روشی همانند جمهوری اسلامی پیش گرفته اند که هرگاه با گفته ای یا مقاله ای مخالف اند بجای نقد مقاله، اقدام به تخریب شخصیت دیگران مینمایندو مشخص است که از قبل مقدمات تخریب آنان آماده شده و منتظر زمان موعود هستند. ما میتوانیم و ما میخواهیم صفت نخبه کشی را از پسوند ملت ایران برداریم.

 E-mail:  minorladyiran@yahoo.com

 URL:  http://banokocholo.blogfa.com


 نويسنده: يکی

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۳۰

ای بابااا !!! اولن اينکه اسد خان ميگی اين نامه خطاب به اساتيد نيست خطاب به مردمه مگه اساتيد جزو مردم نيستن !! ثانيا اينکه با اسطوره موافقم . فقط خودمون!!!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: الميرا

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۴۷

ok!

 E-mail:  in_the_name_of_satan_666_eli@yahoo.com

 URL:  http://www.ellmira.persianblog.com


 نويسنده: اریان

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۳۷

سلام من در و‌بلاگ خود مطالبی را در مورد این حرکت و پیامدهای ان نوشته ام دوستان می توانند با مراجعه به انجا مطالعه نمایند

 E-mail:  anwa_raryan1@yahoo.com

 URL:  http://www.seyase.mihanblog.com


 نويسنده: ليلی

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۳۵

حه بگويم!...........
يک آدم خيلی معمولی هستم ولی می بينم هنوز حه راه درازی در بيش داريم.
دوستان عزيز باز هم خواهش وتمنا و حتی التماس ميکنم بياييد کينه و دشمنی های شخصی را کنار گذاشته و همان طوری که دوست عزيرمان گفته حکومت سرکوبگر را که می بيند ما هم مثل خودش شده و بحای همکاری با يکدگر بحان هم افتاده ايم خوشحال نکنيم. با اينکه نظراتمان با هم يکی نيست بياييد به هم گوش کرده و نظريات مختلف را کنار هم گذاشته راه حلی برای نحات و همکاری با انسانهای بيگناه و از حان گذشته ای که در ايران مبارزه ميکنند بيدا کنيم.
از طرفی يادمان نره که ما بايد مشوق باشيم نه مخرب.

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: فرهاد رجبعلي

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۳۶

در سخن با دوستان آهسته باشيم

24مرداد1384
حسين بالاخره كار خود كردي؟ خسته نباشي. به راستي چه عايدت مي‌شود از اين همه حقد و كينه؟ از تو انتظار نداشتم اينچنين به نويسنده‌اي بزرگ حمله كني.
حرف‌هايي كه حسين درباره عباس معروفي زده بسيار سنگين است. آزردن روح لطيف يك نويسنده و رمان نويس كه بيشتر عمرش را همه مي دانيم كه در كار فرهنگي بوده، هنر نيست.
حسين! اگر عليه عباس معروفي مدركي داري كه ثابت مي كند او خائن و جاسوس است، منتشر كن. بي ملاحظه منتشرش كن. يادت باشد همه آن حرف‌هايي كه به معروفي زدي، به خودت نيز مي زنند و تو بيش از هر كس ديگري طعم تلخ اتهام زني را چشيده‌اي.
يادداشت آخر معروفي داغي را در من تازه كرده است كه از سر بي‌حرمتي در دلم افتاده. من يك بار سال قبل به بهنود حمله كردم. تا آنجا كه مي توانستم به او توهين كردم. رفتار او را با تبهكاري هاشمي مقايسه كردم، اما چيزي جز شرمندگي بر خود نماند و بعد از مدتي از او عذرخواهي كردم. هنوز در بعضي مسائل با بهنود اختلاف نظر دارم، اما ياد گرفته‌ام و سعي مي كنم حرمت او و ديگر نويسندگان بزرگ كشورم را نگاه دارم. چونكه بزرگ ترين سرمايه‌هاي زندگي‌ام امثال بهنود و معروفي و خيلي هاي ديگر اند.
حسين جان هر نويسنده‌اي صاحب فكر و انديشه اي است. معروفي پاي نامه ‌اي را امضا كرده كه شما محتوايش را قبول نداري . خيلي خوب. مي گويي كه امثال معروفي بيرون گود نشسته اند و مي گويند لنگ‌اش كن. باشد قبول؛ راه حل ارائه كن. ديگر چه كار داري به اينكه چطور از ايران خارج شده و با پشتيباني چه كسي‌ بوده است. آن هم بي مطالعه.
هفته قبل يادداشتي درباره سفرت به ايران نوشتم و سعي كردم توجيه كنم كساني را كه تو را همكار حكومت مي دانند. در آن يادداشت گفتم كه بابا اين طور نيست؛ از وقتي كه حسين آمد تا زماني كه رفت، تنش مي لرزيد. حالا خودت همان حرف‌هاي بي اساس را درباره ديگران جاري مي كني.
حسين جان، مراقب باش و در سخن با دوستان آهسته باش تا ندارد دشمن خونخوار گوش.
يك بار ديگر مي گويم، اين نوع برخوردها با نويسندگان به خدا به نفع نظام است. يعني ديگر حكومت نيازي به هزينه كردن ندارد. ما خودمان بزرگان‌مان را له مي كنيم، له.

 E-mail:  webnaameh@yahoo.com

 URL:  http://webnaameh.blogspot.com


 نويسنده: پیام

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۱۷

جناب m
لطفا به نقد این نوشته بپردازید نه به نقد گذشته . نقد گذشته لازمه ولی جاش اینجا نیست . از طرف دیگه نقد گذشته همیشه ساده تر از نقد حاله ، چرا که نتایج حرکت دیده شده ، بحث اینه که الان چه باید کرد ؟ لطفا راه حل پیشنهاد بدید .

 E-mail:  asiaban1@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۴۹

زمانی اينجا را امضا کردم اما ديدم دارای هيچ هويتی نيستم يک نام بی نشان .
به خاطر همبستگی بیشتر با شما نوشتن در وبلاگ را آغاز کردم .بدون هیچ ادعا. فقط خواستم امضای من هم با نشان باشد .

 E-mail:  raavi12@gmail.com

 URL:  http://www.aavang.blogfa.com


 نويسنده: امان

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۴۹

تلاش بيفايده است گوش شنوائي نيست

 E-mail:  FIROOZ@RAZIP.COM

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: رضا خرم آبادی

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۵۷

واقعيت اين است آنچه که ما امروز می کشيم نتيجه
تندروی های اينچنين است .

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://younglog.persianblog.com


 نويسنده: m

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۴۷

واقعيت اين است که آنچه که امروز ما می کشيم بسياری از ان به علت برداشت اشتباه طبقه به اصطلاح روشنفکر مااز اوضاع سیاسی و حتی اجتماعی جامعه و کلا اشتباه در ابتدایی ترین اصول دموکراسی از زمان انقلاب تا کنون دارد . گروهها روشنفکر و چپ در زمان انقلاب با اشتباه ترين کارها باعث شدند که حکومت دودستی تقديم ملايان شود فقط به اين علت که نميخواستند که ملی گرايان که به حق دموکرات ترين و دلسوزترين و آگاهترين گروههای سياسی ايران بوده اند به قدرت برسند . لذا جمهوری اسلامي با حمايت اين گروهها شکل گرفت و با دنباله روی از الگوهای کشورهای کمونيستی مملکت را به قهقرا برد .

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: رضا خرم آبادی

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۲۹

حالا که ما قراره هزينه بديم بزار با اون چهار کلمه حرف حساب يکم دلمون خنک شه بعد خدمون رو واسه ...

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://younglog.persianblog.com


 نويسنده: یلدا

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۱۵

سلام....من از اين نامه حمايت کردم اما اسممو برداشتين..فکر کنم خيال کردين من همون يلدا ی وبلاگ نويسم اما نيستم:)

 E-mail:  yalda54542000@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: موناهیتا

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۴۶

من نمیدانم این نامه که کوچکترین راه روشن و قاطعی را برای مبارزه با این رژیم قرون وسطائی پیشنهاد نداده و در حد درد دل است چگونه توانسته کک به تنبان هواداران آن بیاندازد (از جمله حسین درخشان و یا رضا خرم آبادی..) اگر روزی واقعاً با حرکتی جدی این رژیم به خطر بیافتد آنها چه میکنند؟ قطعاً با چوب و چماق و پنجه بکس و قمه (مانند پدران و مادران خلفشان، هادی قفاری و زهرا خانم) حتی اگر شده وب لاگی به جان ما میافتند.

 E-mail:  monahita@yahoo.de

 URL:  http://javaanehaa.blogspot.com/


 نويسنده: رضا خرم آبادی

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۳۰

من در محکوميت بيانيه شما در وبلاگم مطلبی قرار دادم
اگر مايل بوديد می تونيد مطالعش کنيد

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://younglog.persianblog.com


 نويسنده: بانوی باران

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۵۳

سلام آقا اسد با عرض شرمندگی اين تلفن خونه قطع شده و تماس من با اينترنت خیلی مشکل شده ممنون ميشم اسم من رو حذف نکنيد تا سر فرصت لينک بدم........باز هم ممنونم

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.pouyehm.blogfa.com/


 نويسنده: پیام

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۴۶

اسد جان سلام.
با عرض معذرت من اشتباهی سه با رآدرس وبلاگم را وارد کردم (بعلت "Error" هائی که می داد) که امیدوارم ببخشید.
اگر لطف کرده و فقط یکی را بنام "همای سعادت" درج کنی، بسیار سپاسگزار خواهم شد.
پیروز باشی

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.homaye-saadat.blogspot.com


 نويسنده: 

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۵۳

قرار شد با کامنت گذاشتن و امضا کردن با همبستگی خود راهی پيدا کنيم برای آزادی کشور خودمون نه اينکه متلک و قصد اذيت به دوستان خودمون .... چرا بايد حتما بزاريم کشورها بيگانه برای ايران تصميم بگيرند .... ما خودمون می تونيم با پيوستگی و هماهنگی اين مسله را حل کنيم ... نمی تونيم معجزه کنيم و آخونها را بيرون کنيم .... ولی حداقل کاری کنيم که ديگه جوانها کشته نشند و تو زندونها هلاک نشند .... البته حرکت بايد از ايران شروع بشه ... ايرونی های عزيز اگه شماها لطفی کنيد و حرکتی ... ممنون می شيم .واقعا که شرمندم - از من مادر مجرد چيزی ديگه بر نمی ياد جز نوشتن پر حرفی و غصه خوردن واسه کشورم و آينده جوانها ايرونی ..... موفق باشيد. يا ربّ

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: ali

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۴۳

نامه ای که رهبران نظام را "متقلبان خدازده" و "آدمکشان" "زوزه کش" معرفی می کند؛ in ham : cut & paste " Farsi az poste shoma

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: ali

دوشنبه، ۲۴ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۴۱

aghayeh Ali Reza Tammadon: chon site shoma bakhshe "comment" nadareh, ve ya be zabane digar" faghat dastgahe forostande yeh shoma kar mi noke ve az girande habari nist" man majbor shodem haminja vasetoon in peygham ra boghzaram' man har che gashtam in "cut& paste" Frasi ra dar khode name payda ne kardam. aya matne name dobare nevisi shode? ve ya inke shoma be delkhah name ra tafsir farmode eed?

 E-mail:  ali@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: رضا خرم آبادی

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۴۴

هيچی ديگه می خوايید در اينترنت رو هم با اين مجاهد بازيا تخته کنید . آخه من موندم شما دیگه چه رویی
دارین . اون ور دنیا از هزینه حرف می زنید و انتظار دارید
ما براتون هزينه کنیم شما بيايد . . . اگر راست
می گيد پاشيد بيايد ايران بعد اين جور بنويسيد و بگيد .
آخه ما چه گناهی کردیم که باید جون بکنیم و اینجا تلاش کنیم تا یک روزنه باز شه بعد شما بیاید و نابودش کنید .
خدا ازتون نگذره که یکی از عوامل وضعیت کنونی همین
شما ها بودین .

 E-mail:  reee63@yahoo.com

 URL:  http://younglog.persianblog.com


 نويسنده: کسری

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۳۹

متاسفم. شما هنوز ايرانی را نشناخته ايد. انتظارات زياد از حدی از مردمی که فاقد ساده ترین فرهنگ اجتماعی و مسوليت اجتماعی هستند داريد. نوک پايی تشريف بياوريد و خودتان از نزديک مشاهده کنيد.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://kasranegah1.blogspot.com


 نويسنده: مسعود

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۴۹

با احترام به اكبر گنجي نامه را امضا مي كنم.

 E-mail:  masood_masoodorand2000@yahoo.com.au

 URL:  http://masoodorand.persianblog.com


 نويسنده: عباس معروفی

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۳۹

خوانندگان عزیز آثار من،
هرگز از نقد کسی به نوشته‌هام برنیاشفته‌ام، هرگز نظر کسی به کاری که می‌کنم آزارم نداده است، اما اگر سال‌ها در برابر اتهام‌زنندگان خاموش ماندم، به این خاطر بود که دوستانم به من می‌گفتند خودت را همسنگ با اراجیف کسی نکن.
من، عباس معروفی بابت این خاموشی بهای سنگینی پرداخته‌ام که از این پس با جفت پا می‌کوبم به چهره‌ی ذهنیت‌های تهمت‌ساز. در قوانین کشورهای آزاد ذهنیت تهمت‌ساز از نوع ساختار "جنایی" به حساب می‌آید، و تروریست فیزیکی فرقی ندارد با تروریست شخصیتی.

زمانی که ناچار شديم متن «ما نویسنده‌ایم» را بنويسيم، فضا همين‌گونه بود. سه عامل باعث می‌شد که چهره‌ی نویسنده مخدوش شود، و این مسئله چنان برای همه آزاردهنده و توهین‌آمیز شده بود که در همان سطر اول چنين نوشتيم:
«ما نویسنده‌ایم، اما مسائلی كه در تاریخِ معاصر در جامعه‌ی ما و جوامعِ دیگر پدید آمده، تصویری را كه دولت و بخشی از جامعه و حتا برخی از نویسند‌گان از نویسنده دارند، مخدوش كرده است؛ و در نتیجه هویتِ نویسنده و ماهیتِ اثرش، و هم‌چنین حضورِ جمعی نویسند‌گان دست‌خوشِ برخوردهای نامناسب شده است.
از این‌رو ما نویسند‌گانِ ایران وظیفه‌ی خود می‌دانیم برای رفعِ هر گونه شبهه و توهم، ماهیتِ كارِ فرهنگی و علتِ حضورِ جمعی خود را تبیین كنیم.
ما نویسنده ایم، یعنی احساس و تخیل و اندیشه و تحقیقِ خود را به اشكالِ مختلف می‌نویسیم و منتشر می‌كنیم. حقِ طبیعی و اجتماعی و مدنی ما است كه نوشته‌مان- اعم از شعر یا داستان, نمایش‌نامه یا فیلم‌نامه, تحقیق یا نقد, و نیز ترجمه‌ی آثارِ دیگر نویسند‌گانِ جهان- آزادانه و بی هیچ مانعی به دستِ مخاطبان برسد. ایجادِ مانع در راهِ نشرِ این آثار به هر بهانه‌یی, در صلاحیتِ هیچ كس یا هیچ نهادی نیست. اگر چه پس از نشر راهِ قضاوت و نقدِ آزادانه در باره‌ی آن‌ها بر همگان گشوده است.»

آن روزها پشت پرده‌ی ترور نام‌ها، سعيد امامی بود و اژه‌ای، و حالا باز اينها برگشته‌اند سر کار و بار ديگر ناچاريم متن «ما نويسنده‌ايم» را منتشر کنيم.
امروز دوستانی از ايران به من نوشته بودند در جايی کسی به شما اتهام زده است. آن را خواندم و دلم سخت گرفت از اين روزگار شاعرکش پست که چنان آدمی چنين دروغی بگويد و نداند که شده عمله‌ی بی جيره‌ی حاج سعيد.
نوشته است: «... جالب است که تقریبا تمامی امضا کنندگان از میان تحریم‌کنندگان انتخابات بودند. کسانی که فرقی بین معین و احمدی‌نژاد و رفسنجانی قایل نبودند و همه‌ی کسانی را که با همه‌ی گرفتاری‌ها در ایران مانده‌اند و کار می‌کنند و می‌گفتند باید رای داد خاین می‌دانند.
به من بگویید، کسی که مثل عماد باقی چند سال در زندان مانده و الان هم که بیرون آمده همان حرف سابقش را می‌زند و برای دموکراسی و حقوق بشر می‌نویسد و درس می‌دهد و ریسک می‌کند در تغییر اوضاع ایران موثرتر است یا عباس معرفی -- که به‌ قول همکاران سابقش با خرج و کمک مهاجرانی که آن زمان معاون رفسنجانی بود به آلمان آمده و پناهنده شده -- با چند نفر خواننده‌ی وبلاگش که نشسته‌اند در اروپا و آمریکا و بعد از هر بار دستشویی یک بیانیه‌ی اعتراضی یا لوگو و «پتیشن» به زبان فارسی تولید می‌کنند و کل جهان را با آن جهان از تاریکی جهل درمی‌آورند و ارکان رژیم را می‌لرزانند؟»


من اين آدم را نمی‌شناسم. به من هم مربوط نيست که در روزهای انتخابات گشت و گذاری در ايران داشته. نامش نفر اول ليست ارهابيون است اما سُر و مُر و گُنده آمد و شد می‌کند. باز هم به من مربوط نيست. برای من اين مهم است که ديگر هيچ اعتمادی به هيچ نوشته‌ای از او ندارم، و از اين پس وبلاگش را نمی‌خوانم. چون دروغ گفته، و به من اتهام زده است. و حالا خيال می‌کنم بقيه‌ی نوشته‌هاش هم از همين جنس‌اند.
اينهمه سال در غرب چريده . هنوز ياد نگرفته که هر کس به شيوه‌ی خودش مبارزه می‌کند، و اگر کسی مثل او فکر نکند آزاد است که جور ديگری فکر کند.
اين شيوه البته تازه نيست، گاهی برخی کوته‌فکران و فاشيستچه‌ها چنان عامل ديکتاتور می‌شوند که يادشان می‌رود خودشان قربانی خواهند شد.
روزی که به آلمان وارد شدم، دريافتم نام و چهره‌ام به وسيله‌ی يک روزنامه‌نگار به حدی مخدوش شده که چند سالی می‌بايست بی دليل به چنين سئوال‌هايی مواجه می‌شدم: «آيا شما جاسوس جمهوری اسلامی نيستيد؟»
پاسخ می‌دادم: «جمهوری اسلامی برای جاسوسی از گاو پيشانی سفيدی مثل من استفاده نمی‌کند، از گمنامی چون تو بهره می‌گيرد.»
کسی می‌گفت: «اگر برای آزادی مبارزه کرده‌ايد پس چرا زنده‌ايد؟»
و من برای جسدبازان بی رويا پاسخی نداشتم. تنها گفتم: «کابوس‌هام را کشف می‌کنم، و از آنها رويا می‌سازم. شهرزاد را می‌کشانم روی ميز تحريرم که موقع نوشتن به خش‌خش خودنويسم بر کاغذ خيره شود، و اگر دلش خواست لب‌هاش را جوری غنچه کند که ياد آلبالو بيفتم.»
گذشت. در سوئد ايرانيان به من حمله‌ور شدند و من در پناه پليس به سالن سخنرانی‌ام می‌رفتم. و می‌ديدم تيم سعيد امامی اينجا هم پر قدرت عمل می‌کند. و حالا؟
باز می‌بينيم که تيم مزبور با زرادخانه‌ی کيهانش به قدرت سابق باز گشته تا شاعری را با طناب خفه کند، يا نويسنده‌ای را به رگبار اتهام ببندد. زننده‌ی تير خلاص‌ حتا اگر مأمور نباشد، از نادانی به دامی افتاده که خود قربانی‌اش خواهد بود. و چون قصد تخريب کسی را داشته، و اتهامی زده که بايستی آن را اثبات کند، از ديد من يک تروريست است.
هرچند که برای تخريب شخصيت و نام من چند نمره کوچک باشد.

 E-mail:  abbasmaroufi@gmx.de

 URL:  http://maroufi.malakut.org


 نويسنده: حميد/ميداف

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۳۷

من نيز نقد بعضی از هم ميهنان از نامه بلاگرهادر وبلاگ شان خواندم و بسياری ازاين نقد ها وايراد ها را بجا ديدم و به عنوان يکی از امضا کنندگان معتقدم که می بايست درحرکت ها واقدام های بعدی اين پيشنهادها و نقد ها را مد نظر فرار داد، با اين حال اصل عمل، یعنی انتشار نامه را کاری صحيح ميدانم زیرا معتقدم در اين برهه از زمان سکوت وبی عملی کار ساز تراز عمل نيست، چه اگر سکوت کنیم به دلخواه کساني عمل کرده ایم که سکوت 70 میلیون ایرانی را ظالبند. عزیزانی که اصل ايراد شان برانتشاراين نوشته است خودجز نوشتن در وبلاگ چه اقدام ديگری توانسته اندتا کنون انجام دهند ؟ و اصولن امکان انجام کدام عمل را داشته اند تا ما هم دنباله رو شویم ؟ ما که هدفمان پرهيز ازدرگيری مسلحانه است کدام روش را برگزینیم، اگر نه مبارزه قلمی را ؟ ما که نگفتيم با انتشار اين نامه حکومت اسلامی دود می شود و به هوا می رود ولی بر اين باوريم که از جائی بايد شروع کرد وقدم به قدم جلورفت. ما امروز قدم اول را برداشتیم شما فردا قدم دوم را بردارید ! دنیا در برابر اعمال ناشایست وانسان ستیز حکومت اسلامی بی تفاوت نیست، نگذاریم از یاد ها به پستوی خاطره ها کشیده شویم، نگذاریم به فراموشی سپرده شویم، اگر ما هیچ اقدامی نکتیم چه کسی به داد ما خواهد رسید.

ما از اسد خواهش کرده بودیم نامه ما را در وبلاگش منتشر کند و شبی که آن نوشته را منتشر کرد من در آلمان واو در دانمارک پشت کامپیوتر نشسته و از طریق تلفن با هم درتماس بودیم. او تمام شب کار کرد ایمیل های رسیده را از سراسر جهان پاسخ می داد لیست اسامی را آپدیت می کرد. او نیازی به کمک من نداشت من اما تا شش صبح در کنارش ماندم و شاهد بودم شب زنده داری اش برای ثبت نام ها وپاسخ دادن به میل ها . من ساعت شش صبح تنهایش گذاشتم واو پس از استراحتی کوتاه ادامه داد در روز وشب بعد نیز گرفتار به روز لیست وثبت اسامی بود، به من گفت که " بیلی " چگونه احساس تنهائی می کند ونمیداندچه خبر است و چرا بابا دوروز است کاری با او ندارد وتنهایش گذاشته است. من به سهم خود از زحمات اسد تشکر می کنم.

ما می خواهیم ادامه بدهیم شما عزيزان هم با ایده های خودتان ما را یاری دهید !

 E-mail:  sclsaf@gmail.com

 URL:  http://midaf.blogfa.com


 نويسنده: ali

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۳۳

این نامه که سهل است هر نوشته کانون نویسندگان ایران و جهان را هم اینقدر زیر زره بین ببرید اشتباه املایی هم پیدا خواهید کرد. دوستانی که ایراد دارند فرض کنید این ایرادات تمام و کمال از بین برود و اصلاح بشود آیا اهل امضا هستند؟ بگذریم که اصلاً امضا یعنی چه . آقای درخشان این همه امضا زیر نامه را ندیده و می نویسد نامه عباس معروفی و هوا دارانش!!!

 E-mail:  ali432@hotmail.com

 URL:  http://....


 نويسنده: عسل

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۱۹

من هم هستم!

 E-mail:  a_cold_day_in_god_hell@yahoo.com

 URL:  http://asalhell.persianblog.com


 نويسنده: پیام

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۸

تا چند روز پيش من هم جزء کساني بودم که به اين روند نامه نوشتن يکي و امضاء کردن بقيه و بالعکس معترض بودم . ولي الان که همين روند باعث يه زمينه گفتگو شده و ما رو از اون تعارفات هميشگي نسبت به هم و ابراز توافقهاي الکي بيرون آورده ، حقيقتا خيلي به اين حرکت اميدوار شده ام ، نه اينکه اين حرکت آزادي رو براي ما به ارمغان بياره بلکه فقط اينکه يه سري از حرفايي که بالاخره بايد يه زماني بين ما رد و بدل ميشد، الان بشه و مسلما هر چه زودتر بهتر . مثل اين بحث داخل ايران و خارج ايران (که البته من قبولش ندارم چونکه روشنفکرهاي خارج از ايران هم تا حالا از محبت آقايون بي نصيب نبودن) . اميدوارم اين بحث جوري هدايت بشه که از اين به بعد هم ادامه پيدا کنه و آخريش در نوع خودش نباشه . هدايت کردن اين بحث هم با همه دوستانه و نه صرفا با نويسندگان نامه . اين يکي از معدود جاهايي هست که ما داريم تجربه آزاد حرف زدن رو پيدا مي کنيم . پس فکر کنيم "اولين گام" موفق بيرون اومدن از اين تجربه ست بعد بريم سراغ گام بعدی که آزادی ايرانه!!؟ کسانی هم که مثل چند روز پيش من منتظر گام بعدی هستن خودشون اونو پيشنهاد بدهند و طلبکارانه دنبال يه مصلح بزرگ نگردن که نيست چرا که از اين بحثهاست که اون مصلح بزرگ ساخته ميشه . اينجا فعلا همه کوچيکن مثل خودمون

 E-mail:  asiaban1@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: ليلی

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۵۶

سلام به دوستان زودرنح
در بين نوشته ها گاهی بر می خوريم به دوستانی که خود را غقب کشيده ومثل اينکه قهر ميکنند!!!!!!
اينهم يکی از اتفاقاتی است که معمولا در بين ما ايرانيها زياد بيش می آيد !
عزيران من بهتر نيست بحای آن با هم مکالمه کرده تا هدفمان را دنبال کنيم و از هم حيز ياد بگيريم ؟
من فکر نمی کنم با قهر کردن بتوانيم به حايی برسيم.
دوستان عزير می بينيد ما برای عوض کردن اوضاع ايران اول بايد خودمان خيلی حيز ها ياد بگيريم.

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: رویا - بانوی کوچک

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۰۰

در خصوص جمله های زیر مختصر انتقادی دارم:
"همواره توأم با خستگی و فرسودگی و تلف کردن انرژی"
هر کاری اعم از سیاسی و اقتصادی انرژی بر میباشد اما هنگامیکه دارای هدف مشخص و با نتیجه مثبت و رو به جلو همراه باشد، خستگی و فرسودگی احساس نمیشود بلکه جای خودرا به شادمانی و نشاط ناشی از به نتیجه رسیدن عملکرد و فعالیت دارد، حال اگر بدون هرگونه برنامه ریزی و فی البداهه حالتهای تدافعی گرفته میشود و نتایج مثبت مورد نیاز دیده نمیشود، ناشی از عدم برنامه ریزی و تشکیلاتی عمل نمودن وبلاگ نویسان سیاسی میباشد، در این زمینه به یک تشکل یا انجمن مجازی نیاز میباشد که هر کاری از دست اینجانب برآید در خدمت کلیه دوستان هستم.

"تا جن‌گيرها بفهمند"
ایکاش گفتمان ما آنچنان متمدنانه بود تا هر مخالف و موافقی را از بابت لحن کلام به ستایش وا میداشت. فرهنگ نوشتاری ما غنی از کلمات و جملات زیبا برای بیان واقعیات جامعه مان میباشد. خواهشمندم از عباراتی که جمهوری اسلامی در این سالها استفاده نموده است بهره نگیریم ، یادآوری میکنم که این نامه قرار نیست که در روزنامه کیهان چاپ شود تا نیاز به این گونه نگاشتن داشته باشد.

"اگر کسی فکر می‌کند سید علی خامنه‌ای خداست و شاهرودی و مرتضوی برایش کار عزراییل را انجام می‌دهند و فقهای شورای نگهبان هم نگهبانان جهنم او هستند، خواهند دانست که يکبار زندگی می‌کنند، خواهند دانست که فريب اين متقلبان خدازده را نخواهند خورد."
سیستمها و حکومتهای بیمار و تمامیت خواه با تعویض افراد اصلاح نمیشوند و حتی اگر افراد فرهیخته به درون این سیستمها راه یابند، از اعتبار آنان نیز خواهد کاست لذا درصورتی که اعتراض به شیوه ای داریم باید از آوردن نام اشخاص خودداری نمائیم و جهت تعویض یا اصلاح سیستم بکوشیم ، آیا ریاست قوه قضائیه در طول سالهای گذشته تغییر نکرده است؟ و آیا با تغییر ریاست در روشها تغییر محسوسی اتفاق افتاده است ؟

"نگاه کنید به مجلس مملکت، به رییس جمهورش که بناست کشور را بر پایه‌ی استخاره اداره کند، نگاه کنيد به هجوم چهار پنج سايت و وبلاگ تروريستی که آنها اداره‌اش می‌کنند! باور کنيد از وحشت به این زوزه کشیدن روی آورده‌اند."
اگر مجلس یا رئیس جمهور به نظر ما انتخابی نمیباشند و روش شورای نگهبان در سالیان گذشته این مورد را به اثبات رسانده است باید به هر روشی که میتوانیم به جهانیان اعلام و اثبات نمائیم که این اشخاص نمایندگان واقعی ملت ایران نیستند ، خیلی از تحریم کنندگان داخل کشور این دلیل را به عنوان منطق خویش برای عدم شرکت در انتخابات برگزیده بودند که من نیز پاسخ قانع کننده ای نتوانستم به آنان بدهم.

درخاتمه بیان میدارم که به نظر اینجانب متن فوق شایسته وبلاگ نویسان فرهیخته ایرانی نبود.
پیروز باشید. دوستدار شما. بانوی کوچک.

 E-mail:  minorladyiran@yahoo.com

 URL:  http://banokocholo.blogfa.com


 نويسنده: زيتون

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۰۰

اسد عزیز، به علت فیلترینگ شدید و دست‌رسی نداشتن به وبلاگ‌های دیگه متوجه نشده بودم که این نامه‌ واقعا نامه‌ی جمعی از بلاگرها‌ست. معذرت.

من نتونستم کل کامنت‌ها رو بخونم. اما با خوندن دوسه‌تاش یه اظهار نظر کوچک بکنم.
ایران مال همه‌ی ماست. چه داخل‌کشوری‌ها و چه خارج‌کشوری‌ها. شاید کسی که به ناچار و یا به حالت تبعید در غربت زندگی می‌کنه مسائلی که در ایران اتفاق می‌افته براش مهم‌تر باشه.
موردی که در وبلاگم گفتم فقط به خاطر افراد شناخته‌شده‌ای‌ست که با امضا‌کردن این نامه ممکنه به خطر بیفتن. و گرنه صحت این نامه بر همه‌ی ما روشنه.
امیدورام بتونیم کاری از پیش ببریم.

 E-mail:  z8un@z8un.com

 URL:  http://z8un.com


 نويسنده: نرگس

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۳۱

/مسیله اصلی اینه که عنوان نامه در اول نامه ی بلاگر ها بود نه فقط تعدادیشون .اگرم نقدی کردیم فقط به این خاطر بوده. که حالا اصلاح شده.بعدشم خود شما آقای علیمحمدی خواستین که نظرات مختلف گفته بشه.نگفتین؟نمیدونم چرا انقدر آدم بده شدیم ما.منکه مطمینم نه نیت بدی داشتم و نه لحنم بد بوده...دیگه تجربم شد تو این جریانا ی بلاگی مخصوصا سیاسی جلو خودمو بگیرم و ساکت باشم و فقط مشاهده کنم همین.
موفق و موید باشین.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.sharabenoor.blogspot.com/


 نويسنده: قلم من

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۱۷

سلام آقای محمد ط . چقدر گفتتون زيبا بود و واقعا شما مبارزه گر اصلی شما ها و اکبر گنجی ها هستند . ولی باور کنيد بعضی از ما ها در شرايطی نيستيم که به ايران بياييم . و تنها کاری که ميکنيم با قلم خود مبارزه می کنيم . من در کانادا زندگی ميکنم و در يک کشور آزاد و راحتی هستم ولی باور کنيد برايم يک زندان است .... من اين آزادی و زيبايی را نمی خواهم .. و دلتنگ کشور عزيز خودمان هستيم... آزادی جايی است که قلبت آزاد باشد ... قلب من ايران است .. ديدن عزيزانم است ... می خواهم به سر خاک برادرانم بروم ... من که برادرم را پشت ميله های زندان ملاقت می کردم . می فهمم شما چه می گوييد ... من که جنازه برادرم را نديدم ... آن نامردها جنازه او را به ما ندادند ... اجازه گريه به ما ندادند ... اجازه عزا داری ندادند ... .... کاش می توانستم من هم مثل او باشم. ... ولی افسوس فقط يک قلم دارم و ميخواهم من هم سهمی داشته باشم برای آزادی کشورم ... اگر کشورم آزاد شود من هم می توانم آزادی را حس کنم گر چه شاید نتوانم به ایران بروم .. موفق باشيد ...

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: tomas

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۰۰

عباس معروفی می گويد « با توپ هيچ ديکتاتوری بازی نخواهد کرد» کاملن درست است! چون ديکتاتور توپ به شما نمی دهد برای بازی.شما را توپ می کند برای بازی اش.شما - مخالفان ِ این شکلی و هميشه گی رژيم های سياسی در همه جای دنيا - توپ بازی ِ ديکتاتور ها هستيد.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: Ali

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۲۱

نميدانم چرا بعضي از وبلاگ نويسان مبارز وآزادي خواه ووطن پرست ودوستدار گنجي و......به اين زودي وحشت زده شده وجفت کرده اند .نمرديم ومعني اين کلمات دهن پرکن را فهميديم.يکي ميگه به افراط راه ندهيم از هر سو که هست اون يکي ميگه انقلاب پشت درهاي بسته ومگاوبلاگنويس مشهور جهان وکهکشان ميگه امضا کنيد تا جمهوري اسلامي سرنگون شود...
کجايند آن مردان وزنان سال 1357

 E-mail:  al1329@msn.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: قلم من

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۱۷

غرق شدن آدمها در آب به خاطر به آب زدن نيست ٬ بلکه برای زير آب ماندن و شنا نکردنه ۰۰۰۰

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: محمد طه

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۰۹

سلام...من امضا کردم...من در ايران هستم،من مبارزه می کنم در ايران،در کشورم،فقط هم امضا نمی کنم،عمل هم می کنم،چند نفر از شما در ايرانيد؟ چند نفر حاضريد که به ايران بياييد؟ چندنفرتان آخر هفته در سواحل مديترانه را با باتوم و دشنام در ايران تعویض می کنيد؟ چند نفرتان ديسکوهای آنجا را با بازداشتگاه های انفرادی معامله می کنيد؟ من امضا کردم! اما ياد مقاله ی {کيو،کيو،بنگ،بنگ}حجاريان افتادم.....من امضا کردم! من در ايران هستم! من در ايران مبارزه می کنم! اما....خداوند نگهدار همه ی شما

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://mohamadtaha.persianblog.com


 نويسنده: نی لبک

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۴۴

اسدجان خسته نباشی.
بی نهایت شرمنده ام از بابت تنها گذاشتنت.بد موقعی برام مهمون رسیده.ولی حواسم به تمام نقدها هست و دلم میخواد که همه این نقدها را جمع بندی کنم و نتیجه ای از این دیالوگ زیبا بین بلاگرها استخراج کنیم و از دل این دیالوگ جایگاه و ابزارها و امکانات و محدودیت و گستره اثرگذاری بلاگرها را ارزیابی کنیم.
اسد عزیز ایمیل ات نگران و ناراحتم کرده است.لطفا مراقب خودت باش و در دام رادیکالیسمی که محیط بیرونی به ما تحمیل میکند نیفت و همچنین به خودم هم میگم ؛نیفتیم.

 E-mail:  neylabak2001@yahoo.com

 URL:  http://neylabak1.blogspot.com


 نويسنده:  مينو

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۱۴

روزی قرار بود خواستگاران دختر پادشاه شانس خود را امتحان کنند و از وی خواستگاری کنند . طبيعتا شرايط بسيار سخت بود و دست يابی به دختر پادشاه کاری مشکل . هر کس که شرايط تعيين شده را در خود ديده بود پا پيش گذاشت و به حضور پادشاه رسيد .
در بين اينان شخصی بی سواد بی پول بی هنر با چشم لوچ و قوز در کمر لنگان لنگان به خانهء پادشاه رفت ، وقتی دربانان او را با اين وضعيت ديدند به طرفش رفتند که تو اينجا چه ميکنی ؟ گفت آمدم بگويم * رو من حساب نکنيد *
یکی نیست به اين کسانی که می آيند و به اين حرکت می تازند بگوید مگر کسی شما را مجبور به این امضاء کرده ؟
یا دعوتنامه رسمی ارسال شده که خود را موظف به پاسخ گویی میدانید؟

آقای عليمحمدی از شما و يارانتان درخواست می کنم که نيرويتان را برای راهتان سرمایه کنید نه برای پاسخ گويی به مخالفان بی منطق.
متاسفانه بايد بگويم که اين خط کشيدن بين ايرانيان خارج و داخل حرکتي ست زشت و نا پسند که ۲/۳ ماه پيش شروع شده شما بی تفاوت بگذر يد که پاسخ ... خاموشي ست .

پيروز باشيد

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: بیلی و من

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۳۰

خب برخی از دوستان انتقاداتی به نامه بلاگرها دارند که من همه را به حساب حسن نیت این دوستان می‌گذارم و برای اینکه ثابت کنیم مرغ یک پا ندارد عنوان نامه را به نامه جمعی از بلاگرها تغییر دادیم. برخی از دوستان هم ایراد نگارشی گرفته‌اند و اینکه ما سروش‌وار ننوشته‌ایم.
جهت اطلاع این دوستان باید عرض کنم ما نخواستیم انشا بنویسم تا دوستان ادیب به ما نمره بدهند این نامه ای است به مردم و نه اساتید دانشگاه که اگر چنین بود نویسندگان نامه احتمالا جور دیگری می نوشتند. و اما خواهشی دارم! آنقدر نگویید خارج نشین و داخل نشین اگر ایران ملک پدری شماست لطفا قباله‌اش را در وبلاگتان منتشر کنید تا ما هم تکلیفمان را بدانیم و اگر کردید قول می‌دهم در این وبلاگ هرگز سخنی از ایران و سیاست نرود و مرتب برایتان از دغدغه‌های ذهنی‌ام بنویسم. با احترام/اسدالله علیمحمدی

 E-mail:  assada@gmail.com

 URL:  http://www.mebaily.com


 نويسنده: Just An Input

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۱۹

I just want to thank you for changing the title of the letter. The original title was very offensive to me and I believe to many others who have their own voice and do not like to be represented by others. .

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده:  مينو

یکشنبه، ۲۳ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۱۷

سلام.

با تشکر از کسانی که اين حرکت را آغاز نموده اند و اميد به ،پيروزی تمام کسانی که به آزادی *ايران * مي انديشند لازم می دانم به دوستانی که با دليل يا بی دليل به اين حرکت می تازند مطالبی را عرض کنم :

معترضان محترم ،تا کی استخوان لای زخم گذاشتن ؟ تا کی تن به ذلت سپرد ن و تو سری خوردن ؟ چرا سعی داريم هر حرکت مثبتی را در نطفه خفه کنيم؟ بيائيم اول تکليف خودمان را معلوم کنيم سپس نق نق و غر و لند.
. يا ما اين حکومت را قبول داريم!! يا نه. اگر قبول داريم که احمدی نژاد و استخاره هايش مبارکمان باشد .
خلايق هر چه لايق.
اگر هم قبول نداريم پس بايد حرکت کنيم ، شروع کنيم ، با هم همراه شويم . باید دست در دست ، شروع کنیم و با صبوری و بدون شتابزدگی پیش رویم .
یادمان باشد که *طولانی ترین سفر ها با گام نخستین آغاز می شود *.

آری آغاز دوست داشتن است /گرچه پایان راه نا پیداست/ من به پایان دگر نیندیشم / که همین دوست داشتن زیباست.


اگر بخواهیم نردبانی را بالا رویم پا روی پله اول گذاریم و نگاهمان به پله آخر ، حتما پایمان خواهد لغزید ، مهم این است که بدانیم برای چه از پله بالا میرویم .

چندين سال است که همهء ما منتظر يک شروع هستيم؟ منتظر يک اتفاق ؟ چرا فکر می کنيم همهء راهها به بن بست ختم ميشود ؟
چرا اینقدر به این بی لیاقتان بها می دهیم ؟


درد ما مخالفين حکومت اين است که سعی می کنيم ديگری را بکوبيم تا خود را مطرح کنيم ، هر کس حرکتی را شروع می کند با موجی از مخالفت روبرو ميشود .

دوستی در وبلاگش اعتراف کرده که از اين حرکت وحشت دارد !!!! هيچ اشکالی ندارد شما بترس و کار خودت را بکن ! اما به کسانی که از مرگ تدريجی خسته اند نتازيد لطفا .

دوستی امضاء ما را کور کورانه لقب داده !! مهم نیست شما اینطور فکر کن ،گاهی کور بودن بهتر است از چشم داشتن و شاهد .....بودن است .

باید شروع کنیم ، هر کس به سهم خود وظیفه اش را انجام دهد و دلسرد نشود . راهی دراز در پیش داریم اما پایان راه روشناییست .

و اما نکتهء بسیار مهم اینجاست :
۱ـ باید اطلاع رسانی کنیم باید دیگرانی که با اینترنت سر و کار ندارند به نحوی داخل جریان بکشانیم ، این موضوع پر اهمیتی ست . حالا چگونه ؟!! خوب است که دوستان هر پیشنهادی در این مورد دارند اینجا بنویسند تا بتوانیم از راههای مختلف که عزیزان پیشنهاد میدهند استفاده کنیم .

۲ـ بیائید با حرکات نمادین از همین امروز آغاز کنیم البته با هماهنگی همه ، مثلا در فلان روز با داشتن يک شاخه گل سفيد از جلو درب دانشگاه قدم زنان رد شويم . اين کار ۲ حسن دارد يکی اين که اين حرکت از دنيای مجازی به بيرون برده ميشود دوم اين که به مرور ديگران هم از اين حرکت با اطلاع خواهند شد .

به اميد آزادی گنجی و پيروزي

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: مردی به نام هيچ کس

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۳۷

۱- يکی از دوستان که اينکاره هست لطف کند و يک لوگو برای اين حرکت درست کند
۲- اين نامه هر چه نباشد تمرين خوبی برای دموکراسی بود اينکه موافق و مخالف بدون ابنکه همديگر را جر دهند با هم بحث کنند کاش دوستانی که با اين حرکت مخالفند دلايلشان را هم توضيح دهند
گفتم که گفته باشم همين

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://zehneh-ziba.persianblog.com


 نويسنده: عبدالقادر بلوچ

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۵۵

برای نامه‌ی بلاگرها که نامه‌ی جمعی از بلاگرهاست! چند نامه نوشته شده. این خوب است، نامه‌ای که برایش نامه نوشته نشود نامه‌ای است مثل نامه‌ای که نکیر و منکر دست آدم می‌دهد. البته یک عده ایراد و انتقاد خود را مطرح کرده‌اند* و عزیزانی هم آنرا به صورت هوک چپ و راست حواله فرموده‌اند. هر دو انتقاد کرده‌اند هر کدام به سبک و سیاق خویش. اگر امروز که هیچکس نیستیم از هر نوع انتقادی دلگیر بشویم فردا که چون خامنه‌ای خدا شدیم صاحب عزراییل هم خواهیم شد. ایراداتی چون عنوان نامه یا جدا بودن امضا بلاگیست‌ها و غیر وبلاگنویسها علیرغم همه‌ی بزرگی‌اشان خوشبختانه قابل اصلاحند. درعصری که بر وحی مُنزَل ایراد می‌گیرند یافتن ایرادات در متن نامه طبیعی است و می‌شود با همدلی به متنی بهتر رسید. مشورت با همه قبل از نوشتن یک نامه غیر ممکن نیست اما تا همان سرحد سخت است. ده ، بیست، سی نفر زحمتش را می‌کشند سایرین اگر ایرادی ندیدند می گویند دستتان درد نکند امضا می‌کنیم، که کردند. عده‌ای هم اعلام می‌کنند که اگر این ایرادات نبود مورد تإیید ما هم بود. می‌ماند مسئله خشونت و عقب و جلو بودن روشنفکر از جامعه، فکر می کنم به ابهامات متن و تفاوت برداشت مربوط می‌شود. من در متن شمشیری در دست کسی ندیدم و باور ندارم که دعوتنامه‌ای باشد برای جنگی مسلحانه. دعوتی است برای بیرون آمدن از بی تفاوتی و تأکیدی است بر مهیا بودن شرایط برای نافرمانیهای مدنی در سطح گسترده که می‌شود جزو ذوب شدگان در ولایت نبود ولی با این نظرهم مخالف بود. می‌شود جزو تأیید کنندگان نامه نبود اما مبارز و ایرانی و وبلاگنویس و محترم هم بود.
____________________
* از تمدن گرامی به خاطر واژهای محبت آمیزی که در مورد من به کار برده سپاسگزارم.

 E-mail:  abdolghaderbalouch@gmail.com

 URL:  http://balouch.blogspot.com


 نويسنده: ليلی

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۱۷

می خواستم از دوستان عزيزی که از حرکت بعدی صحبت می کنند ببرسم مگر ما هنوز اصلا حرکت اول را شروع کرده ايم که دنبا ل بعدی هستيم........

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: عباس معروفی

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۱۱

اسدجان، بسياری در صفحه‌ی تو نظر داده‌اند يا پرسش‌هايی مطرح کرده‌اند که لازم می‌بينم پيش از هرچيز برای اين ديالوگ به همه‌ی دوستان تبريک بگويم. اين داد و ستد فکری جامعه را از جمود و حالت دفاعی نجات می‌دهد. ايجاد پرسش کاری زيباست، از آدم‌هايی که فقط جواب‌ها را می‌دانند بايد کمی ترسيد. بسيار چيزها مانده که می‌توانيم به کشف آن نائل آييم. نخست کشف خود و توان خود است که اگر آن را بشناسيم خواهيم فهميد چه می‌توانيم بکنيم. امروز در پاسخ دوستی که پرسيده بود: «...بعد از امضاي اين نامه ماچه مي كنيم؟»
نوشتم: « دوست عزيزم،
من جز نوشتن کاری بلد نيستم، و مبارزه‌ی مسالمت‌آميز برای حصول آزادی. گرايش به خشونت را هم به کسی پيشنهاد نمی‌کنم، الآن هم مشغول نوشتن يک متن برای روزنامه‌ديت‌سايت آلمان هستم؛ کمی افشاگری، کمی تحليل اوضاع داخلی ايران.
اما در حرکت بعدی از تمامی دوستان وبلاگ‌نويس، از همه‌ی فعالان سياسی، از کوشندگان فرهنگی خارج از کشور می‌خواهم که در روز معينی، با متن مشخصی، در تمام کشورهای دنيا مردم را به يک حرکت نمادين در برابر سفارت جمهوری اسلامی فرا خوانيم، و آنجا "ديوار" پينگ فلويد را با هم با صدای بلند بشنويم، و مسئولان سفارت را با نوشته و متن به پرسش بکشيم که مثلاً سرنوشت گنجی چه می‌شود؟ (متنی که به زبان محلی هم ترجمه شود برای عابران)
وقتی ديوار برلين فرو ريخت، گروه پينگ فلويد آلبوم "ديوار" را برای آلمانی‌ها اجرا کرد. مثلاً اين يکی از کارهاست...
ولی حيف که به جای داستان و رمان همه داريم تباه می‌شويم. ابرهای همه عالم در دلم می‌گريند. اين وضعيت ما نويسندگان در مقاله‌ی "شهرزاد" آمده است که همين روزها برای شما می‌گذارمش در صفحه‌ام.
شاد باشيد. با احترام و مهر / عباس معروفی»

 E-mail:  abbasmaroufi@gmx.de

 URL:  http://maroufi.malakut.org


 نويسنده: علی صمد

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۲۶

با سلام و تشکر از ابتکاری که ارائه داديد. اسم من را هم لطفا اضافه کنيد. علی صمد. فعال سياسی

 E-mail:  alisamadpouri@yahoo.fr

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: محمد طه

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۲۳

سلام....من هم لينک دادم

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://mohamadtaha.persianblog.com


 نويسنده: يرقان

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۱۷

من امضا نميکنم....اين نوشته خودش نقض غرض است..

 E-mail:  yaraghany@yahoo.com

 URL:  http://www.yaraghan.persianblog.com/


 نويسنده: مهتا

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۴۳

آقای عليمحمدی عزيزم.تکليف کامنت هايی که توضيح بيشتری خواسته اند تا امضا کنند و با تمام وجود پيگير باشند چيست؟از امضا کنندگان خواستيد در بحث شرکت کنند وابهامات را بر طرف کنند. منتظريم.می خواهيم که با هم باشيم.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://mainogaiti.persianblog.com


 نويسنده: مزدک کاسپين

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۱۰

همدل و همگام و همراه هر آنکس که درد ايران و ايرانی دارد.لينک داده شد. حرکت بعدی چيست؟

 E-mail:  hamishak2001@yahoo.com

 URL:  http://iranara.blogspot.com


 نويسنده: علی کريمی

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۳۹

دوستان نادیده:
غم انگیزترین فصل تاریخ ملتی آن نیست که در برابر قدرتهای ستمگر شکست می خورد، بلکه هنگامیست که خفت را نهادینه می کند.
آنجا که احترام به ساختارهای سالم جامعه و ارزشهای و آرمانهای مشترک انسانی از قبیل راستگویی، عدالت؛ آزادگی؛ و شجاعت جای خود را به ترس و فریب و دورویی ودریوزگی بی امری عادی و روزمره تبدیل میشود.
پایمردی و شور انسانی تک تک ماست که وقتی یک سویه می شود توانمندیهای معرفتی نهفته ی ملتی را آشکار می کند . که دستهای در آستین را به نوشتن و دهان های بسته را به گفتن وامی دارد. بگذارید عربده را بی صدا کنیم .
من بی وبلاگم اما در این سمفونی صلح که براه انداخته اید همنوایم.

 E-mail:  karimi49@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: داريوش.ش

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۲۲

هستم!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.bigharar1.blogspot.com


 نويسنده: رضا ایرانی

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۱۵

رژیم جمهوری اسلامی؛ روزنامه ها را که میتوانستند نقش پررنگی در روشنگری مردم داشته باشند، بطور فلّه ای بست و اینک کینه خود را به راستگویان با گنجی کُشی برُخ میکشد. این زورآزماییها همه نشان از آن دارند که شیشهء عمر دیوان رژیم با افزایش آگاهی ونیز پدیداری همبستگی مردم، تَرَک برداشته و سرانجام میشکند. رژیم سخت از دوست شدن ایرانیان با یکدیگر میهراسد. " خامنه ای " گنجی کُش که تکبّرش، ابلیس را بستوه آورده و واداشته که گوی سبقت را در پستی و پلشتی بوی واگذارد، برای ماندن خویش بر سر قدرت، به یک تودهء" دشمن با خود " نیاز دارد. رژیم ناگزیر از جدا کردن ما از یکدیگر و ما ناگزیر از با هم شدن و پدید آوردن یک جبههء هماورد هستیم. رژیم 27 سال تلاش کرده و بیلیونها داراک کشور را بباد نیستی داده تا هم میهن را در ایران با نام سنّی، شیعه، زردشتی، بهایی، مسیحی، یهودی، اسماعیلیه ویا بنام تُرک، کُرد، فارس، لُر، بلوچ، ترکمن بجان هم بیندازد.همچنین در کارخانه خودی و ناخودی سازی دستگاه خلیفه گری که14 قرن از بزرگترین دشمنان ایران و ایرانی بوده است، گونه های دیگر تفرقه افکنی مانند معمم و مکللا و یا مزلّف ( که مللایان برای توهین آنرا بکار میبرند) ، عالم و عوام و نامواژه های دیگر پدید آمده تا بتوانند بر ما حکومت کنند. پس ما راه خود را که بهم پیوستن و همبستگی است دریابیم!

 E-mail:  zardoshtiani@yahoo.com

 URL:  http://zardosht.persianblog.com


 نويسنده: تردید

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۵۱

حمایت وبلاگ تردید را از این حرکت اعلام می کنم و امیدوارم در حد امضا و لوگو باقی نماند.

 E-mail:  siavash352@yahoo.com

 URL:  http://www.tardeed.blogspot.com


 نويسنده: leyla

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۵۲

با هاله عزيز موافقم.

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: نرگس

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۲۶

آقای علیمحدی ضمن احترام به حرکت شما و نظر دوستان من خواستم از یه دیدگاه دیگه نظرمو بگم............این فضای مجازی وبلاگ داره میشه یه جور تهدید سیاسی.یعنی وقتی بخوان فیلتر کنن کار ندارن دیگه تو سیاسی مینویسی یا ادبی .میان تخته میکنن چون کلی میبینن.وبلاگ برا خیلی از ماها یه مشغولیت مهمه و
برا شمایی که خارج از ایرانین و تهدیدی بالا سرتون نیست مشکلی نخواهد بود ولی اینجا وقتی بدونید که همه ی وبلاگها در وزارت اطلاعات پرونده دارن حتا اونهایی که دیلیت شدند پس جور دیگه به قضیه نگاه میکنید.۱ درصد موفقیت این جریانو که خیلی هم ناچیزه با ۹۹ درصد بقیه در نظر نمیگیری.
از دیدگاه دیگه تا جایی که یادم میاد در مورد مسایل سیاسی هیچ موفقیتی در بلاگستان از نظر پتیشن نداشتیم تا حالا. فقط تغییر نام خلیج فارس بوده و بس.
این راه خیلی موثری برای امید دادن نیست .مگه چند درصد ما وبلاگ نویس و خواننده وبلاگ داریم؟
و مسیله بعدی اینکه با این حساس سازیای سیاسی فقط داره برای وبلاگها حساس سازی میشه وگرنه از نظز سیاشت و حکومت و اسلام هممون این تنش روو حس کردیم و میکنیم.
عزیز... دوست من میگفت ۱۸ تیر ۲سال پیش با همه وعده و وعیدهایی که دوستان داده بودن کسی برای راهپیمایی نیمد.اونکه شرکت زنده تو جلساتشون بود نیمدن .هنوز اون همبستگی لازم در آدمهای غیر مجازی نیست.ما چطور میتونیم در مورد این نامه ها امید ببندیم؟؟فکر نمیکنین یک مقدار سرخوردگی هم میاره و حتا باعث میشه به حرکتهای دیگر هم با شک نگاه کنیم؟فکر میکنین اگه قرار باشه حرکتی در طی این نامه انجام بشه چند نفر از کسانیکه اینجا امضا کردن و در خارج هستند پا میشن میان؟؟؟و حتا در داخل ایران.قبول کنید که این پتیشن و نامه و لوگو بیشتر جنبه ی تزیینی داره تا اجرایی.فقط حساس میکنه ک بنظر من بیشتر ضرر داره تا منفعت.


 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.sharabenoor.blogspot.com/


 نويسنده: آرزو آرام

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۲۴

راستش من اصلا ً سرم از پراکنده گويی های جناب عباس معروفی در نمی آيد . نمی دانم چرا حرف هايش مثل نوشته هايش از هم گسيخته و بی اتصال معنايی است . اگر کسی از حرف های آن جناب سردر می آورد ، برای ما ( گروه شش نفره ای هستيم ) ، دوبله کند .

 E-mail:  zr_aram@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: ولگرد.

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۳۵

من مطمئن نیستم امضای من چه قدر اثر داشته باشد .
و لی نطر همه اناني که ميبنم اين جا را امضا کرده اند و برايشان احترام قائل هستم با امضايم تاييد ميکنم.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده:  كوروش

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۴۳

متاسفانه نتوانستم كود را در قسمت نظرها به چاپ برسانم ولي برايتان ايميلش ميكنم.

 E-mail:  priceofthefreedom@hotmail.com

 URL:  http://priceofthefreedom.blogspot.com/


 نويسنده: كوروش

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۳۹

اين كود لوگو هست كه من براي اين حركت زيبا طراحي كردم اميدوارم اين را مد نظر قرار دهيد.
پاينده ايران
با تشكركوروش

 E-mail:  priceofthefreedom@hotmail.com

 URL:  http://priceofthefreedom.blogspot.com/


 نويسنده: سيامک فريد

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۱۶

با اين حرکت همراهم.هميشه دلت شادو لبت خندان باد.

 E-mail:  siamakf@gmail.com

 URL:  http://belgiran.persianblog.com


 نويسنده: هاله

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۴:۵۱

اسد جان، خسته نباشی. از ته دل.

توضیحاتی در مورد این نامه نوشته‌ام که اگر دوستان میل داشته باشند می‌توانند نظر بدهند. مسئله این است که این یک فراخوان برای هم‌یاری‌ست بیش‌ از هر چیز. اگر کاستی‌ و کمی‌ای در متن نامه، نحوه‌ی انتشار، لحن آن هست با انتقادات سازنده می‌توان رفع کرد. اگر هم کسی تنها راکد نشسته‌ و منتظر تا یک حرکت گروهی شروع بشود و آن‌را بکوبد، بی هیچ استدلال به درد بخوری، که باکی نیست. من اصلا" لحظه‌ای به آن فکر نمی‌کنم. این حرکت مانع حرکت‌های دیگر نیست، هر کس ایده‌ای دارد لطفا" در میان بگذارد و من شخصا" با کمال میل با ایشان همراهی خواهم کرد.

 E-mail:  haleh@mithras.org

 URL:  http://mithras.org


 نويسنده: يوسف

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۳۴

جنبش مردم کردستان با اميد پيوستن به جنبش فراگير آزادی ايران پاينده باد

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://massodman.persianblog.com


 نويسنده: علی کريمی

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۱۸

اين همايش شما و رویدادهای پیاپی بازتاب نیاز به بازگشت به خویش انسان ایرانیست . نگرشی که با گسستن از واقعیتهای دستکاری شده تنها خویشتن خویش را با همه ی کاستی ها و توانمندی ها می بیند و در میابد که راه برون رفت از این مجموعه دستکاری شده فقط با انسانی کردن جهان بیرون ممکن می شود و نه بر عکس.به دیگر سخن از این جهان جعلی میبرد و در خود و برای خود ایده آلهایی را ٫پیش رو می گذارد تا با آن همه ی سیستمها و دستگاه ها را برای عملی کردن آن ایده ها و آرزوها بکار گیرد. و در همین راستاست که به درکی تاریخی می رسد که شما رسیده اید و آن ایمان داشتن به توان مادی و معنوی خویشتن خویش است نه متولیان قدرهای غصبی. وقتی که حکومتی بار تمامی گناهان نکرده را بر دوش انسان فرهیخته و شرافتمند می گذارد.سخن گفتن از حتی قانون جاذبه ی زمین و ازشهای نیوتونی بی آنکه بار را از دوش برداریم ٬ جز ریشخند انسان و طولانی کردن درد او نیست. و اما این هردو امکان پذیر نیست مگر انکه انسان٬ دانسته ها٬باورها٬ شادیها٬ و دردهای فردی اجتماعی را درونی کند یعنی آن را به مساله ای شخصی تبدیل کند که ذهن او را به خود مشغول کرده و او را بجستجو ی راه و چاره می خواند٬ نه اینکه از سر سیری یا بنا به وظیفه ی حزبی٬دینی٬ملی و غیره از بان بپردازد. همه ی اینها وقتی که با هم شد ما را به رودررویی بی واسطه و همه جانبه ای با نظامی می کشاند که منطقی جز زور و هراس و فریب نمی شناسد.
پیروز باشید

 E-mail:  karimi49@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: کاوه

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۱۴

سلام و با تشکر از اين حرکت ارزشمند که می تواند همه ی امضا کنندگان را در آينده ای نزديک برای حرکت های ديگر به هم نزديک و با هم متحد کند. وبلاگ جمهوری زمستان نيز با کمال افتخار به جمع امضا کنندگان اين نامه می پيوندد.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://jomhoriezemestan.blogfa.com


 نويسنده: عباس معروفی

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۳:۰۰

متن سيبستان را خواندم. متن های ديگر را هم. می‌دانيد رفقا، ما با اين رفتارها داريم خودمان را اذيت می‌کنيم. اين متن را گروهی از وبلاگ‌نويسان خارج از کشور نوشته‌اند. هيچ‌ کسی هم اجبار به امضايش ندارد، هيچ کدام از ما هم حاضر نيستيم خون از بينی کسی جاری شود. اما اين متن که من هم دستی در نوشتنش داشته‌ام، يک حرف صريح دارد؛ معيار مبارزه از امروز همان حرف‌های گنجی است که در زندان نفس‌نفس می‌زند تا بگويد ما می‌خواهيم با روش مسالمت‌آميز رهبر را در يک نظام "جمهوری" محدود کنيم. و کمی تندتر: رهبر بايد برود.
اگر می‌گوييم آدمکش، شوخی نداريم. کشتارهای فردی و جمعی مسلماً رهبر دارد، و اين رهبر مسالمت‌آميز می‌تواند برود جايی پناهنده شود. اين حرف‌ها را هم گنجی از پشت ميله‌های زندان زده است.
اگر صحبتی از زوزه کشيدن چهار وبلاگ تروريستی شده، بر اين لحن تأکيدی هست که دوستان می‌توانند به سايت "اسلاميک آرمی" توجه بفرمايند. بسياری از ما تهديد به مرگ شده‌ايم. چرا خيال می‌کنيم که شتر تروريست‌ها جلو خانه‌ی ما نمی‌خوابد. تروريست هر وقت طعمه خواست زوزه می‌کشد و می‌زند به جمعيت. و ما جزو جمعيتيم. امنيت من با تمام کرّ و فرّش از امنيت فريدون فرخزاد بهتر نيست، و او حالا ديگر نيست. قصابی‌اش کردند و گريختند.
اين متن از وبلاگ‌نويسان است، يعنی همان گروهی که امضاش کرده‌اند. مثل کانون نويسندگان که چهارصد عضو رسمی داشت اما سعيدی سيرجانی، نويسنده‌ی ارجمند عضوش نبود، و هرگز اعتراضی هم به ما نداشت.
تخريب يک متن، ساده می‌تواند با دست هر کسی رخ ‌دهد، اما چه چيزی آن را بهتر می‌کند؟ منتسکيو گفت: «شما ده خط از نوشته کسی را به من بدهيد تا من بر اساس آن ده خط حکم اعدامش را صادر کنم.»
نه دوستان. قاعده‌ی بازی را من تبعيدی خودم تعيين می‌کنم، و اجازه نمی‌دهم بايدها و نبايدهای زندگی نابودشده‌ی مرا قوانين رژيم خودکامه برای من تعيين کند. من با توپ هيچ ديکتاتوری بازی نمی‌کنم.

 E-mail:  abbasmaroufi@gmx.de

 URL:  http://maroufi.malakut.org


 نويسنده: آرزو آرام

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۲:۰۴

عزيزان من ... درود بر شما باد که با اسلحه ی عشق و حقيقت پا به اين ميدان گذاشته ايد .
درود بر شما باد که پاک باخته و آزاده سينه سپر کرده ايد !
من هم افتخار می کنم که در کنار شما عزيزان باشم .
آرزو آرام

 E-mail:  zr_aram@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: اریان

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۰۳

اسد جان سلام
نوشته را در وبلاگم قرار دادم و به وبلاگت لینک دادم به امید پیروزی
اریان

 E-mail:  anwa_raryan1@yahoo.com

 URL:  http://www.seyase.mihanblog.com


 نويسنده: مهدی سامع

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۴۹

با سلام
من وبلاگ ندارمُ اما از حرکت تعرضی شما حمايت می کنم
مهدی سامع
فعال سياسي

 E-mail:  mehdi_samee@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: بابک خرمدین

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۳۱

دوستان عزيز
دو همجنسگرای ديگر در شهر اراک قرار است ۵ شهريور اعدام بشوند
چرا بايد سکوت کنيم
و نظاره گر کثافت کاری های افکارهای باشيم که بر ايران ما حکومت می کنند
وقت کمی داريم اين خبر را هم ژوشش بدهيد

 E-mail:  babak.khorramdin@gmail.com

 URL:  http://babakweb.blogspot.com/


 نويسنده: بابک خرمدین

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۲۸

با سلام
من تا جای که بتونم اين متن رو پخش می کنم
در ضمن سايت اطلاعات هم لينک داده است
http://ettelaat.net/05-08/news.asp?id=8395
ضمنا هاله عزيز هم در سرزمين آفتابش هم نوشته هم لينک داده که خودش يکی از آغاز کنندگان است
خسن آقا هم لينک داده
بازم ميام
بدرود

 E-mail:  babak.khorramdin@gmail.com

 URL:  http://babakweb.blogspot.com/


 نويسنده: رک‌گو

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۱۴

جناب اسد آقا، ممنون جهت تحرير امضا. متاسفانه لينک وبلاگ درست نيست. لطفن تصحيح فرمائيد. تف بر ريش سيد خندان.

 E-mail:  rokgoo@gmail.com

 URL:  http://rokgoo.blogspot.com


 نويسنده: leyla

شنبه، ۲۲ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۰۲

اسطوره عزيز سلام
من متاسفانه منظور شما را از بالا دستها نميفهمم .واز طرفی فکر می کنم مشکل اصلی ناآگاهی تک تک ماهاست که نميدانيم در اطراف ما حه ميگذرد.
شما بگوييد که ما حگونه تک تک آستينمان را با لا بزنيم. من اين را با تمام احترام از شما سؤال ميکنم و واقعا ميخواهم ياد بگيرم. حگونه ميتوانيم معنی واقعی مردم سالاری و دمکراسی را بفهميم ونگذاريم بالادستها برايمان تصميم بگيرند اگر بهم آگاهی ندهيم ؟

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: آبنوس

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۳۵

دوست عزيز, من با صحبت هاي شما موافق هستم.

 E-mail:  abnuss@yahoo.com

 URL:  http://abnuss.blogspot.com


 نويسنده: leyla

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۱۸

به دوستان ايراد گير
بهتر نيست که برای يکدفعه هم که شده بحای اينکه يکديگر را بکوبيم و از هم ايراد بگيريم با هم همدل شده به اعتقادات هم احترام گذاشته تا با همفکری و آگاهی دادن بيکديگر راهی بيدا کنيم و منتظر نشويم تا يک سازمان يا بت ديگر از غيب رسيده و ما دوباره کر و کور و لال و بی اطلاع دنباله رو آن شويم ؟؟؟؟
کاش به تاريخمان نگاه کنيم و باز.......باز هم اشتباه نکنيم.

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: اسطوره

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۱۵

آقای عليمحمدی!
همونطور که گفتيد متوجه شدم که اين نامه رو شخص شما ننوشتيد!...اما چون به طور عمده فعلا اینجا به عنوان سایت انتشار اون مطرح شده و شما هم حداقل یکی از حامیان جدی اون هستید باز هم مجبورم نظرم رو پیرو کامنت های شما و دوستان مبنی بر امضا نکردنم،اینجا وخطاب به شما مطرح کنم!...
ببینید!...اونطور که از متن این نامه بر میاد نهایتا چیزی که به ذهن خواننده القا میکنه،اینه که منشأ تموم بد بختی که امروز جامعه دچارش هست و عامل تموم کمبود ها،نداشتن ها،شکوفا نشدن ها...حکومت حال حاضر ایرانه!ومن صد در صد با اين مخالفم!...نمی خوام سوء تعبير بشه!...و فرصت اينکه بخوام اينجا موضع گيريه سياسيمو اثبات کنم ندارم!...من مدت هاست که در تفکر شخصيم چشم انتظار از بالادست بر داشتم!...اين بالا دست خانواده منه،بعد رئيس دانشگاه منه...و همينطور ميرسه به حکومت!...شکی نيست که من تويه تموم محيط های زندگيم نوعی از رفاه،آسايش و شکوفايی می خوام!...اما آيا بايد برای تموم بهتر شدن ها و بدتر شدن ها به اون بالادست ها نگاه کنم!؟؟...پس خود من چی؟؟؟...چرا يک بار هم که شده خودمون برای اون چيز هايی که می خوايم آستين بالا نزنيم!؟...اون دکتری که تويه همين وضع بد تحقيقاتی و امکانات جامعه مياد پروژه ی سلول های بنيادی رو تو ايران عملی ميکنه ،بيشتر به نزديکی ايران به رفاه و شکوفايی کمک می کنه!؟...يا کسايی که ۲۴ساعت آنلاين ان و عمده فعاليتشون در راه ترقی ايران امضا کردن و لوگو گذاشتن و ...است؟؟؟؟...
آقای عليمحمدی!...سر نوشت مملکت جای ديگه ای داره رقم ميخوره!جامعه جای ديگه ای داره طعم همه جور فقر را تجربه ميکنه!...
...خلاصه کلامم اينه که حقيقت تویه «آفلاين»!!!در جريانه ،نه تویه «آنلاين»!!!....آدم هايی که پشتشون روبه صندلی نرمشون دادن و امضا تایپ ميکنن به مسئوليت امضاشون و سنگينی و نفس بری اين حرکت واقف نيستن!...
گفته بوديد نظرمو بگم!...
نظرم اينه که شما که هيچ، عزيزانی که در ايران هستن حداقل يک هفته ای رو آفلاين باشن و توی جامعه برن!جائيکه درد واقعی رو لمس کنن!...با هنر مندایی که سنگشونو به سینه میزنن ،بچه های نويسنده،تئاتر از نزديک روبرو بشن!و حتی اگه واسشون ممکنه سری به زندان بزنن و فقط به ميله ی زندان دست بکشن!...اونوقت اگه بر گردن مطمئنم لوگويه حمايت از گنجی رو بر ميدارن!...نه بخاطر عدم«حمايت!!!»،که از شرم احساس سطحی که با اون،لوگو رو توبلاگشون گذاشتن!...
کسائيکه ما ميخوايم نجاتشون بديم ده ديقه آنلاين بودن رو هم در عمرشون تجربه نکردن!...باور کنيد!...به اون آفلاين فکر کنيد!......
جواب کامنت شما رو واسه رعایت احترام اینجا گذاشتم!اما بعد ازین میخوام برم«آفلاین »!!!بشم!...برم مثل قصه ها درس بخونم!...تا مردممو نجات بدم!...از راهش!نه با رویا پر دازی جمعی و هیاهو های بی نتیجه!...گفتم که اگه بعد ازین کامنتی بی جواب موند علتشو بدونید!...
...شاد باشيد!

 E-mail:  ostooreh@usa.com

 URL:  http://ostooreh.mihanblog.com


 نويسنده: leyla

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۱۲

باز هم امضا می کنم. ليلا حقانی.

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: بیلی و من

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۰۹

می‌خواهم توجه دوستان را به این نکته جلب کنم که این نامه‌ «من» یا نامه‌ «اسد» نیست بلکه نامه تعدادی بلاگر خطاب به مردم ایران است که من تنها تقبل کرده ام آنرا در وبلاگم منتشر کنم البته آگاهانه امضایم را بعنوان تایید مفاد و مضمون آن پای نامه گذاشته‌ام و در تدوین آن شرکت داشته‌ام. همین حالا که این یاداشت را می نویسم ۱۲۶ نفر امضا کرده‌اند که در واقع می شود نامه همه آنها. بنابراین از عزیزان امضا کننده خواهش می کنم در بحث شرکت کنند تا بتوانیم در یک پروسه دموکراتیک به نتایجی برسیم و ابهامات را رفع کنیم. با تشکر اسدالله علیمحمدي

 E-mail:  assada@gmail.com

 URL:  http://www.mebaily.com


 نويسنده: پویا

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۵۱

اسد گرامی با سلام. برای من هم مثل بعضی از دوستان متاسفانه متن نامه روشن نیست. یعنی آنچه گفته ای روشن است ولی آنچه امضاکننده می خواهد روشن نیست. اینکه بی تفاوت نباشیم، خوب من فکر می کنم که این برای آنها که بی تفاوت نیستند عملی شده است. حمایت از اقدامات آزادیخواهانه هم که بوده و ادامه دارد. من متاسفانه منظور شما را متوجه نشده ام. چون برای جمع آوری امضا هم هست،‌ فکر می کنم نام آن چند سایت را که هجوم کرده اند خوب بود صریحا می آمد. در ۲ پاراگراف آخر هم باز خیلی کلی چیزهایی را گفته ای که تا حالا هم بوده و طبیعتا جریان خواهد داشت. پوزش از این همه نوشتن اما فقط برای این است که من متوجه منظور شما نشده ام.
شاد باشی
پویا

 E-mail:  pouya2004@gmail.com

 URL:  http://www.pouyashome.com


 نويسنده: مجتبا

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۴۹

هر امضایی نوعی از خود گذشتن است...اما ما به جز این چه چاره داریم...مایلم اعتقادم را بیان کنم.

 E-mail:  mj.mian@gmail.com

 URL:  http://mian.persianblog.com/


 نويسنده: قلم من

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۱۴

امضاء می کنم . و با دوستان هستم . يا ربّ

 E-mail:  hisnotalone@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: leyla

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۱۶

سيمای عزيز سلام
درست می گويی هيحكدام ما حا ضر نيستيم برويم ايران و اقدام كنيم وبايد خودت بدونی حرا (ح با ۳ و يک نقطه ميانش را ندارم.) خيلی از ما واردتر ها مثل اكبر گنحی ها و........... می خواهند يا می خواستند كاری كنند .
داريم می بينيم آنها را به حه روزی انداخته و می اندازند.
‌ًٌٍَُِّْبس بهتر نيست فعل‌‌ٌ از آنها يی که در ايران حانشان را در مبارزه برای آزادی ملت ايرانی می دهند حمايت کنيم و اگر خودمان کاری نمی کنيم حداقل به آنها و تمام همگام و دوستاران آنها نشان دهيم حقدر کار آنها برای ما با ارزش است. شايد همگی با کمک هم حای بای آنها را گم نکنيم و بتوانيم همه روزی به مقصد برسيم. آيا بنظر شما بهتر نيست عوض اينکه بهم احساس گناه بدهيم در حد توانائيمان کاری کنيم؟؟؟؟؟؟؟

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: اسطوره

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۸

آقای عليمحمدی!
راستش من فکر ميکردم که امروز بايد يک پيوست توضيحی، چيزی برای روشن شدن ابهامات اضافه شده باشه!...که می بینم همچنان نشده!...
من دلم نمی خواد توی يه حرکت مثبت با اين پرسشها و تعللم برای امضا کردن اين فرخوان سنگ تويه راه باشم!...ولی اين امضا حداقل برای خود من مسئوليت ميآره!...نه فقط اين که هر امضای ديگه ای!...
وقتی واسه خوندن تموم کامنت ها نداشتم!...اما متا سفانه چيزی که از همين مطالعه سطحی دستگيرم شد همون موردی هست که ديروز گفتم!...باز خورد احساسی!...امضاهايی از سر نا آگاهی!که شايد يک دقيقه فکر هم پشتشون نيست!...
تقريبا به اين ميمونه که ازشون پرسيده باشی ازين حکومت راضی هستی؟؟...اگر نه!،اين «نه» رو با امضات اعلام کن!...همينقدر سطحی!...من اميدوارم فکری خيلی عميق تر و عملی تر ی پشت اين طرح باشه!...اگر من ازين فکر اطلاع پيدا بکنم (کهاگر موجود باشه فقط با يک آپديت کردن اين کار امکان پذیر میشه!)،مطمئن باشيد از تمام امکاناتم برای حمايت از اين حرکت استفاده می کنم!...ولی فعلا تا وقتيکه جواب سوالی رو که گفتم نگيرم نمی تونم اونو امضا کنم!...
..............
نمی خوام بگم امضام با ارزشه!...ولی مطمئن باشيد اگربا بر هان های محکمی متقاعد بشم به امضا کردن این نامه تا حد توانم کمک خواهم کرد!...شاد باشيد!

 E-mail:  ostooreh@usa.com

 URL:  http://ostooreh.mihanblog.com


 نويسنده: زيتون

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۱

موافقم. من هم معتقدم افسردگی و حالت انفعالی و خنثی هيچ به نفعمان نيست. اميد داشته باشيم و به هم روحيه بدهيم.

 E-mail:  z8un@z8un.com

 URL:  http://z8un.com


 نويسنده: امير

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۰

سلام اسد جان
دلايل من برای مخالفت با اين طرح
http://amirfs.blogspot.com/2005/08/blog-post_12.html

 E-mail:  amirfs@gmail.com

 URL:  http://amirfs.blogspot.com


 نويسنده: mehr niya

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۰۰

......man asiram baa azadehgan hastam

 E-mail:  mehr_niya@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: سیما

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۵۵

از چی حمایت کنیم؟ این نامه که حرف تازه ای نزده. باید اقدام جدی کرد. خوب آره بعدش چی؟ هی امضا کنیم بعد بریم خونه بخوابیم خوشحال از اینکه حمایت کردیم؟ از چی حمایت کردیم؟ کی حاضره با عمل حمایت کنه؟ نه با امضا... با عمل.... چند تا مون حاضریم پاشیم بریم ایران اقدام کنیم؟ فقط هرکی که حاضره توی همین شرایط کنونی بره ایران و مبارزه کنه حق نوشتن و امضای چنین نامه ای رو داره..... کدومتون حاضرید؟

 E-mail:  xneda@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: لاله

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۲۷

سلام/امضا می کنم/با افتخار به وطنم/ولی هر حرکتی ولو روشنفکرانه نيازمند آدابيست/از جمله نياز به رهبری يا رهبرانی جلو برنده و روشن بين/نکته دان و برنامه ريز/حاضريد طرح چنين انجمنی را بريزيد/حتی از خارج از کشور و با کمک کسانی که اينجا هستند و می دانند اوضاع از چه قرار است؟/اگر آری که می بينم نامه تان از دل برآمده با جان و دل حاضرم ادامه دهم بخاطر وطنم بخاطر ايرانم و بخاطر هويتی که لگد مال شده است./اين انتظار را ناتمام نگذاريد.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.roselaleh.net


 نويسنده: saeed

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۱۸

man ham hazer be emza kardan hastam

 E-mail:  rezapour_s@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: saeed

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۱۶

tamame melate donya bayad az jonbeshe mardomiye iran defa va poshtibani konand

 E-mail:  rezapour_s@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: بیلی و من

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۰۲

دوستان مهربان رفتم شام بخورم. نیم ساعت دیگر باز اینجا در خدمتم.

 E-mail:  assada@gmail.com

 URL:  http://www.mebaily.com


 نويسنده: سحر

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۴۷

سلام من حاضرم بخونم و امضا کنم اما کجا؟؟ برای آخرين بار به وبلاگم بيا.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://rain3.persianblog.com


 نويسنده: خورشيد شب

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۴۲

درود
من نيز حمايت می کنم
آزاد باشيد

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://khorshideshab.blogfa.com


 نويسنده: نرگس

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۲۰

از زحمتی که میکشید بنوبه خودم ممنونم.از اطلا ع رسانی و توجهتون هم ممنون....بدون اینکه قصد بی احترامی داشته باشم این حرکتها رو خیلی موثر نمیبینم و مدتیه خودمو در گیر نامه و پتیشن نمیکنم.ولی یه نقطه مثبتشو دیدم و اونم حساس سازیه که بالاخره میتونه یه زمانی اثر گذار باشه.موفق باشید و با امید کلی آرزوهای خوب عمو اسد:)

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.sharabenoor.blogspot.com/


 نويسنده: علی آرام

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۱۶

با سلام
من هم بیانیه را امضاء می کنم و کنار شما هستم.
با سپاس
علی آرام

 E-mail:  mehrali_aram@yahoo.de

 URL:  http://www.aliaram.com


 نويسنده: مردی به نام هيچ کس

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۰۹

منم امضا می کنم ممنون بابت حرکت خوبت

 E-mail:  z_e_h_n_e_h_z_i_b_a@yahoo.com

 URL:  http://zehneh-ziba.persianblog.com


 نويسنده: کميته مبارزه با سانسور اينترنت در ايران

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۰۱

درودی بی کران
کمیته مبارزه با سانسور اینترنت از این حرکت شما تا حد توان حمایت و در مورد فیلترینگ کمکتان می کند
به امید روزی که آزادانه در ایران زندگی کنیم
بدرود

 E-mail:  sansour@gmail.com

 URL:  http://iran-proxy.blogspot.com/


 نويسنده: بابک خرمدین

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۵۰

درود بر تمام عزيزانی که از اين حرکت حمايت می کنند

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://babakweb.blogspot.com/


 نويسنده: وحید

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۲

من نامه را با تمام محتویاتش قبول دارم و امضا میکنم.

 E-mail:  vahid.kdn@gmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: داريوش ايراندوست

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۲۱

برو بريم و ر‌ژيم را بكوبيم تو سرش

 E-mail:  daryushe_iran@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: ساراباقري

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۱۶

من يک بار کامنت گذاشتم و امضا کردم . اسمم هم هست خودم هم هستم . حرف آن که گفت منشور حقوق بشر را مبنای کار قرار دهيم به دلم نشست . يادمان نرود بدون تشکيلات و اساسنامه و هدف شفاف به هيچ کجا نخواهيم رسيد .

 E-mail:  sarabagheri2003@yahoo.com

 URL:  http://anahidgirl.blogspot.com


 نويسنده: آزادشو

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۰۸

با عرض درود ...
من هم همراه و همگام شما خواهم بود .
به اُميد اينکه کاری ، کارستان کنيم ( به زير کشيدن رژيم دايناسور آخوندی )

 E-mail:  azadsho@myway.com

 URL:  http://azad-sho.blogspot.com


 نويسنده: قلم من

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۰۴

من تا انتقام خون برادر بی گناهم را نگيرم که مظلومانه سرش بالای دار رفت . از پای نمی نشينم . قلبم را شکستند - کمرم را شکستند - قلمم را شکستند . ولی مقاومت را نمی توانند از من گيرند و تا جايی که انگشتها یم توان تایپ کردن دارند می نويسم . دشنامهای و توهین های زيادی را به چشم کشیده ام ولی هیچ رقمی نمی تواند مرا از مبارزه با ظلم و بيداد گری باز دارد . من هم خون برادرم هستم و همچون زهرا کاظمی ها و ندای حق همچون اکبر گنجی . ارادتمند : ايران و ايرانی و دوستان آزادی خواه

 E-mail:  hisnotalone@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: علی

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۲۲

من هم با کمال ميل اين نامه رو امضا می کنم.

 E-mail:  bufekur88@yahoo.com

 URL:  http://www.kafka.mihanblog.com


 نويسنده: ني لبك

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۱۲

http://www.iranglobal.dk/nameh%20webne%20visan.htm
اسد عزيز
اين لينکهايی که می نويسم آدرس سايتهايی هست که نامه را منتشر کرده اند.

 E-mail:  neylabak2001@yahoo.com

 URL:  http://neylabak1.blogspot.com


 نويسنده: مهتا

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۴۰

آقای عليمحمدی عزيز.ممکن است متن روشن تری تهيه شود؟با تصميم گيری واضح برای تقسيم سهم هر کدام از ما در رويکردی فرهنگی در مقابله با بستگی خبری و فکری؟متنی کمتر حسينی که در ضمن روشن کردن آنچه بايد کرد عده ی خيلی بيشتری آنرا امضا خواهند کرد که در نهايت هدف همه شان به قول دوستی آزادی فکر و بيان و لاجرم کسانی که فکرشان را بيان ميکنند است.

 E-mail:  karimimahta@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: علی نصراللهی

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۳:۳۹

من هم حمايت و تلاش خود را برای پيشبرد اين اهداف اعلام ميدارم.با منطق با صبر بی هيجان

 E-mail:  nasrollahi@gmail.com

 URL:  http://alefnun.com


 نويسنده: جاويد

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۵۹

اسد جان من قبلا هم پيغام گذاشتم نمی چرا ثبت نشده ... بهر حال بازم ميگم من هم هستم و بايد با هر طريقی شده ملا ها رو از ايران بيرونک رد ...من مبارزه مسلحانه مردمی روتنها راه حل عملی و انقلابی ميدونم

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://jaylondoner.blogspot.com/


 نويسنده: حامين

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۵۵

البته اسم وبلاگ من اينه! من يه نفر+شما چند نفر...در ضمن بعد از امضاء و موافقتم اميدوارم که مثه حرکتای ديگه دوره ای نباشه و ادامه داشته باشه...من هم چند تا لوگو درست ميکنم که اگه خوب بود استفاده بشه...

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://Haminpersia.persianblog.com


 نويسنده: حامين

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۵۱

منم امضاء...

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://Haminpersia.persianblog.com


 نويسنده: پویا داراب

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۴۶

سلام !
منم خواهان پایان این دوره ی شرمگین کشورم هستم و تا جایی که بتوانم حاضر به همکاری در این راهم .تنها مورد این است که راهی باید یافت که با مردم کوچه و خیابان و عامه پلی ارتباطی بر قرار شود و همه را از جنایات با خبر کرد .مطمعنم که بسیاری از مردم ساده و مذهبی ایران هم با این نظام مخالفند یا می شوند ،اگر که بدانند ،چه دارد بر سرشان می آید و با این روال حاکم شاید ایران و ایرانی بدبخت تر و پس رفته تر از این بشود .پس باید این نظام برود .حالا به هر صورت ممکن ـتا حد ممکن بدون خونریزی و آسیب جانی انسان ها - .می دانم که من شاید چون دن کیشوتی هستم ،اما می دانم که باید مبارزه کرد .انسانی که به زور و خفت تن در دهد ،چون کالبد بشری یک کامپیوتر است و خاموش و روشن شو .پس باید به میدان آمد ،هر چند در میدانی دیجیتالی .باید نشان داد که ما هم هستیم و دیگر نمی گذاریم که اینچنین بماند .
به امید پیروزی !

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://farhanjideh.blogspot.com


 نويسنده: ني لبك

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۴۶

http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=6559

 E-mail:  neylabak2001@yahoo.com

 URL:  http://neylabak1.blogspot.com


 نويسنده: ابراهيم شيرازی

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۴۴

وطنم ایران ، سوگند میخوریم ...
بنام خونهای گرانبهایی که بخاطر تو در دامانت ریخته شد و پرچمت را گلگون نمود ....
بخاطر اشک مادران و پدران و همسران و فرزندانی هنوز در غم از دست دادن عزیزانشان لباس غم از تن در نیاورده اند ....
به قلبهای اندوه بار و شکسته فرزندانت که در سراسر ایران گسترده اند ....
در نام انسانهای پاکی که بخاطر ایده ها و عقایدشان در اعماق خاک سردت استخوان برهنه کرده اند ...
به روان فرشته دخترانت که در شب اعدام بنام خدا از آنان هتک حرمت شد ....
به یاد پسران نیکت که پرچم بیگانه بر اندامشان پوشاندند و اعدامشان نمودند ....
به عظمت روح شیر زنان و مردان سلحشورت که بخاطر پاسداری از نام و عرضت جان پاک خود را فدایت نمودند ....
به روح بزرگانی چون ستار خان ها ، باقر خان ها ، کسروی ها و گلسرخی ها و ....
به بزرگداشت اصالت هزاران نفر که شهامت کردند و حق گفتند و امروز در سیاه چالهای رژیم سالوسان اسلامی در غل و زنجیر بسر میبرند و از کوچکترین حقوق اولیه یک انسان بدورند ...
......
ای مهد دلیرانم ... ای سرزمینم ... ای مادرم ... ای وطن ،
انتقامت را خواهیم گرفت ....
ترا از دست این ملایان خدا ناشناس ، رها خواهیم ساخت و آبی آسمانت را ... خاک تفته ات را ... شفق سرخت را ... آبروی از دست داده ات را ... حرمت گذشته ات را ... شیرینی آب خالصت را ... عظمت روح گمگشته ات را ... مرزهای آبی و تمامیت مرزی از دست رفته ات را و نام پر فروغت را ....
باز پس خواهیم گرفت و خاک پاکت را از آلودگی لوث وجود این مزوران پاک خواهیم کرد.
ای ایرانم ... چون تو نباشی تنم ، روحم و روانم مباد و تا هستم بتو میبالم ...
ترا ستایش میکنم ای خاک مقدسم.

 E-mail:  dandenung@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: puckish

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۴۹

چرت و پرت نيست همون۳ پوینت..ه!...ببينم نکنه چرت و پرته که خودم خبر ندارم!؟

 E-mail:  points_33@yahoo.com

 URL:  http://3-points.blogspot.com


 نويسنده: جاوید

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۴۷

سلام من هم موافقم

 E-mail:  jay93london@yahoo.co.uk

 URL:  http://jaylondoner.blogspot.com/


 نويسنده: مهدی

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۴۵

من نیز امضا می کنم اما یقین دارم که حکومت جنایتبار آخوندی جز در برابر یک خیزش مردمی، پا پس نخواهد کشید. در این رژیم نه تنها اقتصاد، بلکه فرهنگ، دمکراسی، حقوق بشر و خیلی چیزهای دیگر مال خر است. باید کاری کرد کارستان

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.neuewelt.persianblog.com


 نويسنده: puckish

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۳۵

سلام! منهم مثل بقيه اميدوارم كه موفق باشيد و اين حركت مثل اكثر حركتهايي كه فقط كلكسيون امضا جمع كردند نباشه...با اين همه من هم هستم ...راستي به نظرم بايد يه لوگو درست كنين تا كارتون راحت تر بشه...

 E-mail:  points_33@yahoo.com

 URL:  http://3-points.blogspot.com


 نويسنده: خیال تشنه

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۳۴

با سلام و سپاس از این کار ارزنده تان
برای رهایی مردم ستمدیده کشورم از هیچ کار مثبتی دریغ نخواهم کرد.

 E-mail:  homeira_tari@hotmail.com

 URL:  http://khialeteshne.blogspot.com


 نويسنده: بابک خرمدین

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۳۱

درود بر آزاد گان در جامعه بردگان
به عنوان یک ترک ایرانی از ملت کردستان حمایت می کنم و حرکت رژیم در کردستام رو محکوم می کنم
به عنوان یک انسان از زندانیان سیاسی حمایت می کنم و خواهان آزادی تک تک زندانیان سیاسی هستم

اکبر گنجی باید آزاد شود و
خامنه ای باید برود
دولت باید متشکل از خود ملت ، روشنفکران، اندیشمندان و ... تشکیل شود
پس با هم هماهنگ یکپارچه و با فکری نو پیش می رویم
بدرود

سنگسار ها ، اعدام ها ، کشتار های دسته جمعی ، ترور ها باید در مملکت ایران که توسط رژیم جمهوری اسلامی صورت می گیرد باید متوقف شود
سانسور اینترنت باید متوقف شود

 E-mail:  babak_khorramidin@yahoo.com

 URL:  http://babakweb.blogspot.com/


 نويسنده: ساراباقري

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۲۵

من هم هستم

 E-mail:  sarabagheri2003@yahoo.com

 URL:  http://anahidgirl.blogspot.com


 نويسنده: بابک خرمدین

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۲۲

با سلام و درود
با هم با شیم
متحد و در کنار هم
امید ها را افزایش می دهیم
شعار ما از همان روز اول هم اتحاد و یکپارچگی بود
من هم با شما هستم
بدرود

 E-mail:  babak_khorramidin@yahoo.com

 URL:  http://babakweb.blogspot.com/


 نويسنده: بانوی باران

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۱۰

آقا اسد من هم امضا می کنم ممنونمممم

 E-mail:  ladyof_rain@yahoo.com

 URL:  http://pouyehm.blogfa.com


 نويسنده: سیامک

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۳۷

های
عزيزان روی حمايت من نيز حساب کنيد.
وبلاگ ( گزارش به خاک ايران )

 E-mail:  tanhatarin1305@yahoo.com

 URL:  http://khakeiran.blogspot.com


 نويسنده: رضا کريميان

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۳۲

سلام با سپاس لطفا وبلاگ مرا هم اضافه نماييد(تانگوی تک نفره)

 E-mail:  rezakarimian@gmail.com

 URL:  http://ghese-goo.persianblog.com


 نويسنده: سامان

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۲۴

سلام :)
لطفا لينک بنده را نيز اضافه نماييد.
ممنون

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://captainhadock.blogspot.com


 نويسنده: خانوم حنا

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۳۱

کاملن موافقم که ايران ما بيشتر از هر چیز به تغییر شرایط فرهنگی نیاز داره.برای همین این نامه رو امضا میکنم

 E-mail:  khanumhanna@yahoo.com

 URL:  http://khanumhanna.blogspot.com


 نويسنده: faridpouya

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۲۵

Good.I translate a few sentences and I will send to journalists that I know.With your refrences.Best

 E-mail:  faridpouya@gmail.Com

 URL:  http://webgardesh.blogspot.com/


 نويسنده: RASHID HADDADI

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۴

kalame be klame hastam

 E-mail:  rashid_haddadi@yahoo.dk

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: قلم من

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۳

سلام خسته نباشيد . من مدتها ست امضا کرده ام ولی حالا وب لاگ شما را پيدا کردم. قلمم را خیلی میشکنند ولی بیشتر مقاوم میشود .... موفق باشيد تمام شما دوستانی که با قلم مبارزه می کنيد... جاده سبز بی انتهاست . بای

 E-mail:  hisnotalone@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: رک‌گو

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۲

جناب اسد خان صد در صد موافقم. لطفن امضای بنده را نيز تحرير فرمائيد. تف بر رییش سيد خندان.

 E-mail:  rokgoo@gmail.com

 URL:  http://rokgoo.blogspot.com


 نويسنده: آشيل

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۴۴

با سپاس .امضا شد .

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://achilles.blogfa.com


 نويسنده: عرفان

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۱۳

هستم.

 E-mail:  erfan_n92@yahoo.com

 URL:  http://erfan92.persianblog.com


 نويسنده: 

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۵:۴۴

متن نامه می تونه بهتر بشه تا بچه های داخل کشور هم بتونن امضا کنن و متهم به اعدام نشن.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: امير آرياپور

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۴:۲۷

نام مرا هم به طومارتان اضافه کنيد...در کمال صحت و سلامت عقل و جسم امضاء ميکنم.
با احترام.

 E-mail:  ipb1000@yahoo.com

 URL:  http://ariapour.persianblog.com


 نويسنده: ملا حسنی

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۴:۲۵

من هم انگشت میزنم.
کاش همه کارها به همین راحتی باشد

 E-mail:  mollaincanada_2@hotmail.com

 URL:  http://mollah.blogspot.com


 نويسنده: شراگيم

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۴:۱۲

امضا

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://www.sandiego.persianblog.com


 نويسنده: برون کا

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۵۴

اميدوارم در حد امضا و لگو باقی نمونه

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://boroonka.blogspot.com


 نويسنده: مسعود

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۵۲

من هم با شما هستم. مرا هم به جمع یاران پذیرا باشید

 E-mail:  hamvatanha.com@gmail.com

 URL:  http://www.hamvatanha.com


 نويسنده: Fereidoun Rahnama

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۴۸

Yaad aan aziz az dast rafte_ye javid mioftam ke goft "een sarzamin man che bi darigh bood ke saye-ye kheesh raa bar shanehay-e zolaktaf pahn kard, va bagh ha miyan atash sookht ..vaz shaneha tanaab gozar kard...een sarzamin man che bi darigh bood, seghle zamin kojaat man dar kojay-e jahaan eestade am ey sarzamin man.....
.. .... "

 E-mail:  fereidoun_rahnama@yahoo.ca

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: برون کا

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۳۹

من نه انديشمندم نه روشنفکر نه چيز ديگه ولي هستم

 E-mail:  akraam@gmail.com

 URL:  http://boroonka.blogspot.com


 نويسنده: mohamad

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۱:۰۸

Long live Ganji and all Freedom Fighter inside and outside the Iran

 E-mail:  setareh_@verizon.net

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: هاله

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۲۴

سلام اسد جان و خسته نباشی. می‌شه خواهش کنم لیست امضا کنندگان رو سوا جائی بگذاری (ولو در یک پست جدید) که بتوان مجزا به آن لینک داد؟ ممنون می‌شم. می‌تونی هم زیر نامه‌ات بگذاری و هم مجزا.

 E-mail:  haleh@mithras.org

 URL:  http://mithras.org


 نويسنده: آسمون

جمعه، ۲۱ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۱۰

سلام
من هم امضا ميکنم.

 E-mail:  saayeye_aabi@yahoo.com

 URL:  http://saayeye-aabi.blogspot.com


 نويسنده: پينوكيو

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۵۷

خوش به حال آنهايی که ميدانند چرا گرسنه هستند!!!!

 E-mail:  pinokiotanhast@gmail.com

 URL:  http://pinokioo.blogfa.com/


 نويسنده: هانا

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۴۴

من وبلاگ ندارم و روشنفکر، اندیشمند، شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار هم نیستم٬ فقط یه آدم کاملا معمولی ام و اگرچه این فراخوان(نامه ی) بلاگرهاست ولی من هم با تمام وجود همراهتون هستم. این رو نوشتم که بدونین تعداد امضاها رو می شه به توان n در نظر گرفت.n های بالقوه ای که شايد حتی صدای شما به گو ش اون ها نرسه ولی ميل باطنی شون چيزی غير از داشتن کشوری آزاد و آباد و سربلند نيست.n هايی که ديده نمی شن ولی هستن٬ وجود دارن و ايرانی ان.بنابراین طنين * آهای ايرانی* رو رساتر باید فریاد زد٬ اونقدر بلند که از ارتعاش امواج مثبتش گنجی ها جون بگیرن.

 E-mail:  hana_aoei@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: نادر احمد زاده

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۴۱

با سلام و ارادت . خوب فعلا هر حرکتی که مخالفت با اين حکومت جهل و جور باشد مقبول ، من هم حمايت ميکنم . ولی دوستان ، اينها را بايد با زور به زباله دان تاريخ انداخت . بايد اين صدا به صورتی جامع به گوش همه جهانيان برسد . اميدواريم که کار به کشت و کشتار نکشد ولی اگر مجبور شديم ، بايد راه های ديگر را پيش بگيريم .

 E-mail:  nader.d@gmail.com

 URL:  http://inbashar.blogspot.com


 نويسنده: اریان

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۳۴

من هم با کمال میل نامه را امضا می کنم به امید اینکه بتوانیم کار مثبتی برای نجات ایران از دست این جلادان و خون اشامان انجام بدهیم
اریان

 E-mail:  anwa_raryan1@yahoo.com

 URL:  http://www.seyase.mihanblog.com


 نويسنده: ماه می

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۲۹

لطفا نام مرا هم به فهرست امضا کنندگان اضافه کنيد. دست مريزاد.

 E-mail:  themay2002@hotmail.com

 URL:  http://themay.blogspot.com


 نويسنده: گيسو

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۱۷

با کمال ميل حمايت و امضا می کنم.

 E-mail:  gisoo1972@gmail.com

 URL:  http://www.goleaftabgardun.persianblog.com


 نويسنده: هوشيار ايرانی

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۰۳

منم امضاء می کنم. اما این متن با همه مزایاش از نواقصی برخورداره مثلا فراخوانیه برای اموری به طور نسبی معین با راهکاری نامعین و این اشکال عمده ایه.

 E-mail:  hooshyarirani2002@yahoo.ca

 URL:  http://zoragh.persianblog.com


 نويسنده: آريا تهم

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۵۷

اصل قضيه فراموشم شد . من هم در کمال افتخار امضا می کنم . سبز باشيد ُ نه سيز !

 E-mail:  ariatahm@gmail.com

 URL:  http://hees2.blogspot.com/


 نويسنده: آريا تهم

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۵۵

سلام و عرض خسته نباشيد . به نظر بنده اينگونه حرکات بايد در بين وبلاگ ها بيشتر شود و همه از جمله وبلاگ نويسان از طلسم انفعال و کرختی و بی تفاوتی « که سایه شومش بر افکار و اراده صاحب اندیشه قفل سکوت زده » در بيایند . سيز باشيد .

 E-mail:  ariatahm@gmail.com

 URL:  http://hees2.blogspot.com/


 نويسنده: سینه‌چاک

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۳۹

با کمال میل امضا می کنم و موارد زیر را پیشنهاد می کنم و بر آن اصرار دارم:
1. به شرف بلوچ و اسد تا اینجا اعتقاد دارم و به همین خاطر امضاء می کنم.
2. اگر این داستان وارد هرگونه باند بازی غیر دموکراتیک مانند گردهمایی پالتاک، و داستانهای دیگر شود که گروهی بخواهند از آن برای
خود قبایی بسازند، در مقابل آن ایستادگی می کنم. با پاچه خواری، تملق و چاپلوسی های نوکر مابانه به شدت مخالفم و تمام توانم را برای
مبارزه با آن می گذارم.
3 پایه مشترکی که همه ما می خواهیم بر آن اساس تولید اندیشه کنیم، منشور جهانی حقوق بشر است. این منشور بسیار پایه محکم برای
تولید اندیشه و ادامه کار است. باید قید شود که همه انسانهایی که اینجا جمع شده اند همه حداقل به منشور جهانی حقوق بشر اعتقاد دارند
و در حرف ها و رفتارشان به آن عمل می کنند. یعنی ما فقط به صرف اینکه وبلاگ می نویسیم دور هم گرد نیامده ایم. بلکه وبلاگ نویسانی
هستیم که به حداقل حقوق انسانی ایرانیان پای بند هستیم. شعار الکی بیشتر هم نباید بدهیم. مرگ بر فلان و زنده باد فلان.
دفاع نکردن و تهاجمی برخورد کردن به این معنی نیست که شعارهای گنده گنده و دهان پر کن بدهیم. بلکه هرگز نباید فراموش کنیم،
چه اتفاقاتی افتاده و چه اتفاقاتی می افتد. و همه خواهان چه هستیم .
4. با کمال میل آماده برخورد به نظریاتم هستم و آن را با جان می پذیرم.

 E-mail:  sinehchak@gmail.com

 URL:  http://sinehchak.blogfa.com


 نويسنده: سامان زندی مقدم

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۲:۰۳

مردم کردستان را تنها نمی گذاریم!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: رضا

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۵۳

ما هم امضاءمی‌کنم

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: leyla

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۵۱

من هم اين نا مه را امضا می كنم.

 E-mail:  leylahaghani@hotmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: m.j

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۵۱

این نوشته که چیز ِ بد و مهم و تحفه و خطرناکی نیست ابتدا برای قسمت نظرخواهی ِ سر سلسله دار شرف و انسانیت و آزادی«عباس معروفی»ارسال شد و چون حذف شد و در قسمت نظر خواهی قرار نگرفت /نمی گیرد؟/نخواهد گرفت؟ و از آنجایی که این روز ها وبلاگ ها همه شکل هم هستند،با یک دهان،در اینجا مزاحم اوقات شریف ِ وبلاگ نویس-بیانیه نویس های شریف شدم.بالاخره وقتی از در بیرون می کنند پنجره که هست!!!....." اين نامه " البته كه با " اون نامه " بسيار تفاوت دارد. اما من رو به شدت به ياد ِ " اون نامه " انداخت. بله! " اون نامه " كه جمعي از روشن فكران! و هنر مندان نوشتند و مردم رو به شركت در انتخابات و راي دادن به رفسنجاني تشويق كردند. بله! " اين نامه " هدف اش راي جمع كردن براي عالي جناب نيست اما خطاب به " گوسفند هاي مفروض " نوشته شده. البته اشتباه نكنيد . مشكلي نيست كه مردم رو گوسفند فرض كنيم و خودمون هم نقش ِ چوپان رو بازي كنيم. اما اگر مردم رو گوسفند مي بينيم بايد مثل آيت الله امام ! بلد باشيم چه طور چوپاني كنيم كه گوسفند ها ايمان بيارند به صداي ِ ني و ضرب ِ چوب - دست! البته باز شباهت هست بين " اين نامه " و " اون نامه ". هر دو از سر ِ ترس نوشته شده اند. " اون نامه " ترس اش عريان بود و " اين " يكي ترس اش پنهان ِ . ببخشيد اساتيد!حضرات! شما وقتي مي ترسيد پشت چه چيزي معمولن پنهان مي شويد؟! مفاهيم عظيم الجثه؟! آزادي؟ انسانيت؟ وطن؟ نه جدن مايل ام بدونم پشت چه چيزي پنهان مي شويد؟! پشت ِ پرده ي پوسيده ي نخ نما ؟! خيلي معلوم هستيد! من كه ديدم! سُك سُك !

 E-mail:  kakisse76@yahoo.com

 URL:  http://azad.gooya.ws


 نويسنده: اسطوره

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۴۰

آقای عليمحمدی!
حس ميهن پرستی و ظلم ستيزی تون قابل درک و احترامه!... شما با توجه به سنتون تجربه انقلابی رو که بر پايه احساسات بوده رو داريد!...و عواقبش رو هم دیدید!...من نمی دونم آيا شما برای اين نهضتی که ازش حرف ميزنيد طرح و برنامه ی حساب شده ای هم داريد يا نه؟...اگر تنها يک جنبش احساسی باشه که قرار ه افراد رو تهييج کنه فکر نکنم فرق چندانی با انقلاب امثال «هخا» داشته باشه!...
اگر طرح و برنامه ای در کار باشه که «احساس» فقط موتور انجام اون باشه قطعا استقبال ميکنيم!...

 E-mail:  ostooreh@usa.com

 URL:  http://ostooreh.mihanblog.com


 نويسنده: عبدالقادر بلوچ

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۱۰

پانته آ، سام الدین ، نویسنده خسن آقا و سایر دوستان و سروران گرامی ببینید آیا این توضیح که آنرا از نی لبک به عاریه گرفته ام جوابگوی سئوالات هست یانه:
متن زیر با تلاش دوستان وبلاگ نویس تهیه شده است. هر حرکتی در نطفه اولیه خود خام است و نپرداخته.مواردی و جملاتی و یا بخشهایی از این نامه می تواند مورد توافق ما قرار بگیرد یا نگیرد که حتما هم همینطور است.امضا یا عدم امضای این نامه همراه با نقد آن می تواند ابعاد و محتوای آن را روشن تر و پخته تر و عمومی تر کند.از نظر من این نامه می تواند و باید که مورد چالش و نقد و پردازشی چندباره قرار بگیرد و مقدمات یک دیالوگ سازنده و عمومی را در وبلاگ شهر فراهم کرده و به نهادینه ساختن گفتمان دموکراتیک و کسب اجماعی عام یاری رساند.
نقطه آغازین هر حرکت جمعی نه کمال نهایی (که امری ذهنی است ) بل که تکامل تدریجی وتاریخی و مرحله بندی شده در عمل است.برای شروع یک کار جمعی نیازی نیست که همه مفاد ان ایده آل ما باشد .اگر که به سهم و نقش خود در کار گروهی باور داریم از طریق پیشنهادها و انتقادات می توانیم آن را بهتر کنیم.نقد این نامه بسیار ضروری است و راهگشای عمل مبتنی بر خرد جمعی.
مهم؛ تمرین شیوه های دموکراتیک و مسالمت آمیز برای پیشبرد تقاضاهای متکثر اجتماعی است که امید است با ابتکاراتی این چنینی (نامه وبلاگ نویسان) ما را نه با هدف دموکراسی که با شیوه های دموکراتیک آشنا و دمساز کند.

 E-mail:  abdolghaderbalouch@gmail.com

 URL:  http://balouch.blogspot.com


 نويسنده: شبنم

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۰۴

من هم اين نامه رو امضا می کنم، وبهتون خسته نباشيد ميگم، ولی متوجه نشدم راه حل جديد در برابر عکس العمل دفاعی سابق دقيقا چی هست...وبلاگ شبنم فکر : http://www.shabnamefekr.blogspot.com

 E-mail:  shabnamefekr@yahoo.com

 URL:  http://shabnamefekr.blogspot.com/


 نويسنده: زير چتر چل تیکٌه

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۵۴

تشکر و تذکر

لینک های وبلاگ های
زير چتر چل تیکٌه
و جناب دکتر حسین عبقری
قررو فاطی شده اند!

 E-mail:  molai@gmx.de

 URL:  http://zir-chatr-40tikke.blogspot.com/


 نويسنده: ستيغ

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۴۰

من زياد اهل سياست نيستم...اما اگه بودنم کمکی ميکنه منم هستم....

 E-mail:  seteegh@yahoo.com

 URL:  http://www.3tgh.blogspot.com


 نويسنده: خُسن آقا

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۵

اگر با امضا کردن کار درست می شود ما هم هستیم. تا امروز هم کاری بجز این که خواسته اید نکرده ایم ولی چنین که ما می هفمیماین آقایان حرامی ها با حرف و نوشتن بیرون نمی روند اینها را باید با تیپا بیرون کرد.

این ها را باید با سلاح گرم بیرون انداخت راه دیگری نمانده

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://blog.hasanagha.net


 نويسنده: مستور

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۴

مستور حمايت می کند .

 E-mail:  mohsenmomeni@yahoo.com

 URL:  http://www.momeni.blogfa.com


 نويسنده: پانته آ-گلخونه

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۲۰

فرمايش شما در اين نامه کاملا درسته...اما دوتا سئوال برای من پيش اومده: اول اينکه مخاطب وبلاگستان عموما خود وبلاگ نويس ها هستند. چه جوری ميخواهيم قصدمون رو به سمع و نظر ملت ايران برسونيم؟منظورمون از ملت ایران اصولا چیه؟ چون بلاگر بودن که به تنهایی مکتب فکری خاصی نیست...مگر اینکه ملت ایران رو غیر بلاگر ها فرض کنیم. دوم اينکه کلا اين نامه يه مقداري عملگرايی هم لازم داره. همين مورد مردم کردستان رو ما دقيقا ميخواهيم چه کار کنيم که با لگو و پتيشن نکرده ايم؟

 E-mail:  golkhooneh2004@yahoo.com

 URL:  http://golkhooneh.blogspot.com


 نويسنده: خسرو رحيمی

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۳۲

با همه توش و توان ایستاده ایم تا ان هميشه استوار دو باره بر خيزد

 E-mail:  khrahimi@hotmail.com

 URL:  http://www.radiosepehr.com


 نويسنده: علی

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۲۵

با عرضه سلام خدمت شما که اين نامه رو نوشتی.
من هم با کمال ميل اين نامه رو امضا می کنم.

 E-mail:  bufekur88@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: Protest

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۲۴

.Sign

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://protestiran.blogspot.com


 نويسنده: نسرین

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۴۳

اسد عزیز،چه زیبا گفتید.۲۶ سال است چوب یکرنگ و یک دل نبودنمان را می خوریم!!.نامه را هم با کمال میل امضاء می کنم.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://meinexile.blogspot.com


 نويسنده: nima

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۲۴

من این نامه را امضاء میکنم و با محتوای آن موافقم.
از شما بخاطر نوشتن این نامه و همچنین نوشتن نامه به وزیر امور خارجه دانمارک به نوبه خود تشکر می کنم.
لینک این مطلب را هم به زودی در وبلاگم قرار می دهم.

 E-mail:  nima59@gmail.com

 URL:  http://carpediem.atnima.com


 نويسنده: سام الدين ضيائی

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۱۶

سلام و احترام ويژه،متن آنچنان که بايد محکم نمی نمايد.در يايان نیز بيش از حد انقلابی است و هر چند چنين قصدی در کار نبوده است،به نظر دعوت به آخرين راه يعنی انقلاب است و يا دست کم دو يهلو می زند.باری،دوستان ! وقتی مانيفست گنجی که دعوت به شورش هم نیست امضا نمی شود،چگونه برای نامه ی رودر رويی مستقيم با خامنه ای و برگزيدن صفاتی هر چند برازنده اش،اما خشن، می توان امضا جمع کرد؟!داستان سنگ بزرگ را هم به خاطر داشته باشيم.با احترام دوباره و يوزش

 E-mail:  samz1345@yahoo.com

 URL:  http://sameddinziaee.persianblog.com


 نويسنده: نيکی

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۱۶

من که از بس لو گو ديدم از گنجی و پتيشن امضا کردم خودم شدم لوگو پتيشن زنده متحرک و به روز شده ...

 E-mail:  nik_ravan@yahoo.com

 URL:  http://nikravan.blogspot.com


 نويسنده: زير چتر چل تیکٌه

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۰۲

امضای فراخوان

 E-mail:  molai@gmx.de

 URL:  http://zir-chatr-40tikke.blogspot.com/


 نويسنده: 

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۸

سلام
اولش خوب اومديد اما اخرش جوگيرشديد خيلي تند نوشتيد اكبرگنجي هم اين طوري نمي نويسد
مطالبات كاملا به حق است اما متاسفانه به زعم من نوشته بهترازاين مي تواند باشد

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: کیمیا

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۱۹

جنبش مردم کردستان را حمايت می کنم .

 E-mail:  kimiakhanoom2002@yahoo.com

 URL:  http://1ghatreh.blogspot.com


 نويسنده: بیلی و من

پنجشنبه، ۲۰ مرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۱۲

از دوستان خواهش می‌کنم نام وبلاگ و آدرسشان را دقیق بنویسند .اسد

 E-mail:  assada@gmail.com

 URL:  http://www.mebaily.com




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.