My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


آیا در انتخابات شرکت می‌کنید؟

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴

پاسخ نویسنده‌ی وبلاگ سعید حاتمی

برای من شرکت در انتخابات وظيفه شرعی و ملی نيست، در ضمن به نظر من بين نامزدهای فعلی رياست جمهوری کسی «توانايی شخص اول اجرايی کشورمان شدن» را ندارد. همچنين با توجه به سوابق اجرايی کانديداها و شعارهای فعلی‌شان، برايم فرقی نمی‌کند کدام رئيس جمهور شوند؛ چون فکر می‌کنم با وجود هر کدام از آنها، جريانات اجتماعی و اقتصادی به مسيرشان ادامه دهند. به همين سه دليل ساده تاکنون در هيچ انتخاباتی شرکت نکردم، که اگر شرکت کنم، معنای انتخابات را زير سؤال خواهم برد. انتخابات يعنی انتخاب کسی که خواسته‌ها و توانايی‌هايش با نيازهای انتخاب کننده منطبق باشد، و اگر بين نامزدها چنين کسی وجود نداشت، دليلی برای رأی دادن وجود ندارد.

انتقادی به دوستانی دارم که تصميم دارند با تحريم انتخابات، خواسته‌های خود را مطالبه کنند.
تا آنجا که می‌دانم، تحريم کردن يعنی بازداشتن ديگران از انجام کاری، و فقط زمانی معنی می‌دهد که عمل به آن کار اشتباه دانسته شود. تحريم انتخابات هم يعنی اگر کسی انتخاب کند، اشتباه کرده! اين تعريف با روح دموکراسی و آزاد انديشی در تضاد کامل است. شرکت در انتخابات يک عمل شخصی است و نمی‌توان آنرا خوب يا بد دانست. اگر ما نمی‌خواهيم رأی دهيم، دليلی بر کاملاً درست بودن تصميم‌مان نيست، همينطور برعکس آن نيز صدق می‌کند.
از معنی لغوی آن که بگذريم، آيا مطمئنيم شرکت نکردن اکثريت در انتخابات «حاکميت جمهوری اسلامی» را زير سؤال می‌برد؟ در کجای دنيا اينطور بوده؟ اگر اينطور باشد، سالهاست حاکميت ايالات متحده آمريکا و کشورهای اروپايی که پرچمدار دموکراسی هستند زير سؤال رفته!!!؟؟؟ آيا غير از اين است که مردمی نبودن يک حکومت فقط و فقط نشانه ضعف اوست؟ آيا برای پر کردن اين ضعف برنامه‌ای داريم؟ اگر راه‌کاری وجود دارد، چرا اعلام نمی‌کنيد که از شنبه هفته آينده آن‌را اجرا کنيم؟ تحريم خالی با کاری نکردن چه فرقی می‌کند؟ نکند مثل هميشه منتظر امداد غيبی و امام زمان هستيم؟ نکند به آمريکا و اروپا دل بستيم؟ اگر اينطور است، سؤال پيش می آيد که آيا آمريکا و اروپا فکر و ذکرشان دموکراسی در ايران است که تا پايه‌های مردمی اين حکومت ضعيف شد، دموکراسی و آزادی را برای ما ارسال کنند؟ اگر اينطور بود که مردمشان از گرسنگی می‌مردند. اگر می‌خواستند اين کار را کنند، بيست و هفت سال وقت داشتند و قدرت. دو سال پيش هم که در جريان انتخابات مجلس کاملاً غير مردمی بودن حکومت ثابت شد!!! پس چرا کاری نکردند؟ آخر اگر اين کار را می‌کردند چگونه می‌توانستند قراردادهای تجاری با چند برابر کارمزد واقعی با ايران منعقد کنند؟ چگونه می‌توانستند نفت ايران را هفت دلار بخرند؟ چگونه می‌توانستند سهم پنجاه درصدی ايران از دريای خزر را به سيزده درصد برسانند؟ چگونه می‌توانستند سال‌ها به کشورهای منطقه سلاح بفروشند تا توان مقابله با حکومت غيردموکراتيک و سرکش جمهوری اسلامی ايران را داشته باشند؟ چگونه می‌توانند حاکميت ايران بر جزاير سه‌گانه خليج فارس را انکار کنند؟ و خيلی نمونه‌های ديگر. پس آنها نخواستند و نمی‌خواهند؛ چون حکومت مقتدر و مستقل و دموکرات در ايران دقيقاً برخلاف منافع مالی آنهاست.

سؤالی که هميشه برای خودم هم مطرح بوده اين است که کی انتخابات ايران آزاد خواهد بود؟ اگر مثل دوره اول رياست جمهوری تمام نامزدهايی که ثبت‌نام کردند تائيد صلاحيت شوند؟ يا اگر فقط صلاحيت دکتر يزدی هم تائيد می‌شد کافی بود؟ يا مثلاً شاهزاده رضا پهلوی و خانواده رجوی و سران کمونيست کارگری و تمام اپوزيسيون خارج از ايران هم کانديد اين پست می‌شدند؟ آيا آن بیش از پنجاه درصدی که در دوره هفتم انتخابات مجلس شرکت کرده بودند، به اينها رأی می‌دهند؟ يادمان نرود هفتاد درصد مردم ايران در روستاها و شهرهای کوچک زندگی می‌کنند و نه اينترنت دارند و نه روزنامه‌ای می‌خوانند و نه ماهواره دارند و تنها دغدغه‌شان تامين معاش و سپری کردن زندگی‌شان است و فقط کسانی را می‌شناسند که بيست و هفت سال روزی حداقل يک‌بار از تلويزيون می‌بينند. کسانی که برای آنها برق و آب و تلفن و جاده تامين کرده‌اند!!! پس وقتی آگاهی نباشد، آزادی به چه کار می‌آيد؟

شايد هم من اشتباه می‌کنم و کسی خارج از حکومت فعلی رأی بياورد و بشود رئيس‌جمهور!!! رهبر و سپاه و نيروی انتظامی و قوه‌قضاييه و مجلس و صداسيما هم در کمال آزادی و دموکراسی او را رئيس‌جمهور بدانند. حتماً انتظار داريم مثل همان شيخی که وعده پنجاه هزار تومان در ماه داده، اين يکی بسته‌ای محتوی آزادی و دموکراسی به در خانه‌هايمان پست کند، تا شايد به اميد خدا ما هم دموکرات و آزادانديش شديم؟
مگر آزادی و دموکراسی فقط شرکت در انتخابات آزاد است؟ يعنی هر چهار سال يکبار يادمان بيفتد که ما بايد دموکرات باشيم؟ چهار سال دروغ بگوييم، به همديگر خيانت کنيم، حق همديگر را بخوريم، مخالفان عقايدمان را به نادانی متهم کنيم و .. ولی سر چهار سال بشويم دموکرات تا همه مشکلات حل شود؟ [منظورم از ما، من و کسانی مثل من هستند که بارها در اجتماع دروغ (مثلاً هميشه) گفته‌ايم و خيانت (مثلاً در کار و درس) کرده‌ايم و حق ديگران را (مثلاً حين رانندگی) خورده‌ايم]

من حرف کسانی که می‌خواهند «بين بد و بدتر، بد را انتخاب کنند»، درک نمی‌کنم. اگر بين نامزدهای فعلی کسی وجود دارد که افکار و حرف‌هايش با خواسته‌های شما تطبيق می‌کند، پس ديگر نبايد او را «بد» بدانيد. اگر هم چنين کسی نبود، مگر نذر داريد که حتماً کسی را انتخاب کنيد؟ من به شما قول می‌دهم اگر مهری در شناسنامه‌تان نبود، هم کوپن خواهيد گرفت، هم دانشگاه خواهيد رفت!

من هم مثل آبراهام لينکلن، عقيده دارم دموکراسی يعنی: «يک نفر برای همه و همه برای يک نفر.» حالا اين چه دموکراسی خواهد بود، که ما يک نفر را انتخاب کنيم که او را بد می‌دانيم و تمام امور مملکت را به او بسپاريم؟ وقتی ما که انتخاب کرديم، او را قبول نداريم، چطور می‌توان توقع داشت پس از رياست جمهوری همه او را قبول کنند و برای پيشبرد وعده‌هايش، همکاری کنند؟
آيا بيست ميليونی که به خاتمی رأی دادند، برای او ماندند؟ وقتی همان چند روزنامه که توانسته بودند با تکيه بر قول‌های او کمی نفس بکشند را بستند، چند نفر از آن بيست ميليون ککش گزيد؟ وقتی دو لايحه او که می‌توانست به برگزاری انتخابات دموکرات و به عمل رساندن وعده‌هايش، کمک کند، مسکوت ماند، آن بيست ميليون که هيچ، ما که خواهان آزادی و دموکراسی هستيم، چه کرديم؟ آيا همه برای او بودند، که او هم برای همه باشد؟ آيا اين قصه برای رئيس‌جمهور بعدی هم تکرار نخواهد شد؟
پس چه بايد کرد؟ چگونه می‌شود آزاد بود و کشور دموکرات داشت؟ همان کاری که سال‌ها (و حتی قرن‌ها) آمريکايی‌ها و اروپايی‌ها انجام دادند؟ پاسخش راحت، ولی انجام آن سخت است.
«بياييم اول خود آزادانديش و دموکرات باشيم.»

پاسخ نویسنده‌ی وبلاگ یک محسن

وقتی بچه‌ها چيزی می‌خواهند که به نظر پدر و مادرشون مناسب نيست يا قابل تهيه نيست سعی می‌کنند بچه را با چيز ديگری سرگرم کنند. البته کودکان تيزهوشتر و بعضا لجبازتر کوتاه نمی‌آيند تا آن چيزی که می‌خواهند را بگيرند. کودکی می‌گذرد و ما بزرگ می‌شويم و ياد می‌گيريم برای خواسته‌هامان تلاش کنيم. بعد در دوران بلوغ و پس از آن تازه به وادی انديشه متولد می‌شويم. گويی دوباره کودک بودن را در وادی ديگری تجربه میکنيم. هنوز هستند پدرخوانده‌هايی که با کودک فرض کردن ما، انديشه‌ای غير از آنچه ما می‌خواهيم را به جای اصل جا می‌زنند تا ما از خواسته خودمان دست برداريم. ولی ماديگر کودک نيستيم. بر خواسته خود نه تنها پا می‌فشاريم بلکه برای انديشه‌مان مبارزه هم می‌کنيم. هيچ ابايی هم نداريم که قدم به قدم پيش برويم، حتي آهسته. هرگز هم به هوای اينکه فلان پدرناخوانده نمی‌گذارد ما به سوی "سرنوشت خودخواسته" خود برويم دست از آرمان نمی‌کشيم.
من به معين رای می‌دهم تا مطالبات به حق مارا در زمينه حق تعيين سرنوشت، پاسخگو و محدود کردن ارکان قدرت چه انتخابی و چه انتصابی، پيشبرد نهادهای مردمی و مدنی در مقابل نهادهای هيئتی و وابسته به مراکز قدرت غير انتخابی، دموکراسی و دموکراسی و دموکراسی را پيگيری کند. من در اين راه به راي نياوردن معين هم احترام مي‌گذارم. ولی پيش از آن سعی در جذب آرا برای او می‌کنم.
آنها که داد از معيشت مردم می‌زنند کتمان می‌کنند که دستاوردهای اقتصادی دولت خاتمی که بر اساس قانونگرايی و تنش‌زدايی و آزادی بدست آمده صدها برابر بهتر و برتر از دستاوردهای دولت‌هايی است که هيئتی و خانوادگی اداره میشده. تصميم در دولت خاتمی متکی به فرد نبوده و نيست بلکه به شور است و به رای. آنها که اميدوارند دولت مقتدر هاشمی بار ديگر رشد اقتصاد را سرعت بخشند نمی‌دانند که هميشه دولت‌های فردمحور سريعتر به دره می‌روند. ما فرد حاکم نمی‌خواهيم. ما نظام می‌خواهيم. نظم جمعی.
آنها که داد از پاسخگويی و پرسشگری می‌زنند نمی‌دانند که هفتاد ميليون جمعيت راهی جز مطبوعات برای بيان عقايد و رساندن انتقادات به گوش مسئولين ندارند. من فقط به کسی رای می‌دهم که از رای من پاسداری کند. نه آنکه در همين چند سال اخير باعث بريده شدن زبان مردم از طريق توقيف روزنامه‌ها شده و نه به کسی که از او حمايت کرده و نه به کسی که هنوز پس از گذشت سالها و اثبات بیگناهی آنها معتقد است روزنامه‌ها پايگاه دشمن بودند. گرچه معين چهرهای به مطلوبيت و محبوبيت خاتمی ندارد. گرچه معين شيوايی سخن خاتمی را ندارد. گرچه معين فيلسوفی چون خاتمی نيست. ولی معين همه آن چيزی را می‌خواهد که من و اکثريت مردمی که به خاتمی رای داديم می‌خواستند و می‌خواهند. رفسنجانی، حتی با کنار گذاشتن نقاط ضعفش در دولت سازندگی، حتی با بزرگ کردن نقاط قوتش در آن دوران، هنوز آن چيزی را نمی‌خواهد و نمی‌گويد که ما می‌خواهيم. باز صد رحمت به او و هزار آفرين به احمدی‌نژاد که راست می‌گويند و چون لاريجانی و قاليباف هزار هزار دروغ به مردم تحويل نمیدهند که رای بياورند.

لیست دوستان بلاگری که تاکنون نظرشان منتشر شده است:

در جدال با خاموشی / گرافیک / ف.م.سخن / سفرشب / خیابان شماره ۱۱ / خُسن‌آقا / زیتون / مریم / دندانپزشگ / طوفان / صعود برهنه / لندنی / بی‌بی باران / Dizzy Rocker / سردبیر خودم / یرقان / تارنوشت / سایه آبی / سرزمین آفتاب / نیک‌آهنگ کوثر / آواره / سیپریسک / زن ایرانی / شبکه تارعنکبوتی / برون‌کا / عبدالقادر بلوچ / ملاحسنی درکانادا / حسن درویش‌پور / میداف / وبلاگ پویا / پارسانوشت / گیلیران / دختر همسایه / پسر شمالی / رنگین کلام / غربت نوشته‌ها / مهتاب / بیلی و من / سیاستمدار / یک گیله مرد / ایران طنین / خورشید خانوم / برما چه گذشت / کوچه / منتقد / افسون فسرده / خطورات / یاد من باشد / پیام ایرانیان / حضور خلوت انس / نوشته‌های مسعود / آشیل / یاداشت‌های یک مرد تنها / آی آدم‌ها / شبح /


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: ۰۸:۳۸ :::

LINK  |  Comment 13
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير را براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: پیام

جمعه، ۲۷ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۴۳

با سلام و تشکر از وب سایت خوبتون من به سایت شما لینک دادم ممنون می شم شما هم این کار رو بکونید. www.pzomo.tk

 E-mail:  pzomo@yahoo.com

 URL:  http://www.pzomo.tk


 نويسنده: کیمیا

جمعه، ۲۷ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۵۱

نظر من را که برايتان ايميل کردم نمی نويسيد؟

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://1ghatreh.blogspot.com


 نويسنده: هاله

جمعه، ۲۷ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۰:۰۰

شرکت نمی‌کنم چون برای رای‌گیری و رای‌دادن ارزش قائل‌ام. آن‌چه امروز در ایران انتخابات نامیده‌اند پوزخندی‌ست به این بزرگ‌ترین دستاورد دمکراسی. شرکت نمی‌‌کنم چون به رای خود بها می‌دهم.

 E-mail:  haleh@mithras.org

 URL:  http://mithras.org


 نويسنده: باباحميد

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۴۵

هر تصمیمی که امروز (۲۷ خرداد ) برای انتخابات بگيريم . بی شک جزو مهمترين و تاثیرگذارترین تصميمات سرنوشت سياسی اين مرزوبوم خواهد بود . مراقب باشيم که آيندگان از غفلت و اشتباه احتمالی تصميم امروزمان سرزنشمان نکنند . من تصميم گرفتم به معين رای دهم و خواندن دلايلم در وبلاگم شايد بی تاثير در تصميم شما نباشد .

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://babahamid.persianblog.com


 نويسنده: نيم من

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۳۰

. سلام دلایل کافی برای انتخاب هاشمی : 1-قابل توجه کلیه منتظران مهدی(ع):انجمن حجتیه جهت یکدست شدن دنیا به جنایت انتصاب هاشمی را به ریاست جمهوری موقعیتی مغتنم میشمارد . 2- جنید با مریدان از راهی میگذشت که دزدی را به دار میاویختند جنید پای دزد را بوسه داد .اصحاب دلیل راپرسیدند .فرمود :انچنان در کار خویش یکرنگ ویکجهت بود که سر ش را در جهتش فدا کرد .بنده نیز پیشاپیش پای هاشمی را بوسه میزنم !که به همانجا خواهد رسید . مطمئنا نیت هاشمی برای ریاست خیر است وایشان قصد جبران مافات دارند اما از انجایی که جهت ایشان رو به اسفل السافلین است جبران مافاتشان نیز ادامه ی روند سابق کسب ثروت وقدرت وشهرت وجنایت و...ت خواهد بود . البته هاشمی اعلام کرده که با این شایعات دچار ترور شخصیت نخواهد شد (چنانکه تابحال )واصولا شخصیت ایشان غیرقابل ترور است ودلیلش را همه میدانند! واما 3- تمام ادعاها وطرحهای معین را فقط هاشمی قادر به اجراست ! در ضمن بدترين خود نوعی برترين است!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: سفر شب

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۲۷

جناب حاتمی تنها کسی هستند که در این نظرنامه کاملا از وجه انسانی و اخلاقی به این سوال شما پاسخ داده اند ، در واقع از ایشان باید پرسید در سیاست اگر نظر خود را تبلیغ نکنند که دیگر سیاسی کازی لازم نیست و دیگر اینکه گیرم شما نه بد را انتخاب کردید نه بدتر را ، فکر میکنید ابراهام لينکلن رييس جمهور ميشود.؟ نه برادر يکی ميشود که همين صفحه را هم از من وشما ميگيرد که نتوانيم اين چند خط دلتنگی را هم بنويسيم!

 E-mail:  arsohrabi@gmail.com

 URL:  http://sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: بیلی و من

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۲۴

يرقان جان چرا که نه! حتما این کار را می کنم

 E-mail:  assada@gmail.com

 URL:  http://www.mebaily.com


 نويسنده: رک‌گو

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۹

قر بده، رای نده
http://rokgoo.blogspot.com/2005/06/blog-post_16.html

 E-mail:  rokgoo@gmail.com

 URL:  http://rokgoo.blogspot.com


 نويسنده: سزار

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۳۵

ممنون به خاطر محبتت و لطفت از اينکه خواندی ..پيروز و سربلند باشی هميشه

 E-mail:  sezar1se@yahoo.com

 URL:  http://sezar1.blogfa.com


 نويسنده: يرقان

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۰۷

مرسی عموجان.راستی نميخواهی تمام اين نظرات را يمجا جمع کنی؟چيزی شبيه کتابچه.برای ايندگان يادگاری ميماند

 E-mail:  yaraghany@yahoo.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: نیما

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۷:۰۷

کدام سوی گود ایستاده اید!؟
نامه سر گشاده به تمام احزاب ، گروهها، رادیو تلویزیونها، مسئولین سایتها ، وبلاگ ها.
بخوانيد و جواب گو باشيد
در ضمن در صورت امکان به وبلاگ نیما یا به فراخوان ما لینک دهید

 E-mail:  nima_moshtagh@yahoo.com

 URL:  http://khalasi.blogsky.com


 نويسنده: آرش نصیری اقبالی

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۵۶

به نظر من هم رای ندادن در صورت بی تفاوتی نميتونه گرهی از مشکلات ما باز کنه. مهمترين کار حفظ اين فضای انتخاباتی در روزهای آينده ست. من هم فردا رای نخواهم داد.

 E-mail:  arash_nasiri@yahoo.com

 URL:  http://nothingtotell.blogfa.com


 نويسنده: فواد

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۵۱

سلام من هم در اين انتخابات شرکت نم يکنم و دلايلم را هم نوسشته ام اينجا بخوانيد!!

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://nasl3.blogfa.com/




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.