My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


آیا در انتخابات شرکت می‌کنید؟

سه شنبه، ۲۴ خرداد، ۱۳۸۴

پاسخ نویسنده‌ی وبلاگ یاداشت‌های یک مرد تنها

من در اتنخابات شرکت می‌کنم چون بين بد و بدتر هميشه بايد سعی کنيم بد رو انتخاب کنيم. تو انتخابات شرکت نکردن مثل اينه که بری تو آرايشگاه و بزاری کسی ديگه مدل موت رو انتخاب کنه! شرکت تو انتخابات به معنی تاييد حکومت نيست، بزارید بخش ديگه از حرف‌ها مو بگم. ببينيد رييس جمهور متعلق به همه‌ی مملکت است، وقتی کسی که شايسته نيست و حرف زدن بلد نيست رييس جمهور ما بشه (گويی که همه باهاش مخالفن) آبروی ايران و ايرانی مي‌ره بهرحال بنظر من دکتر معين يا هر کسی رو که ما انتخاب کنيم رييس جمهور بشه برای همه‌ی ما بهتره گرچه توفيری در هيچ کدوم از سياست‌های داخلی نشه اما بالاخره آبروی ما مطرحه! اگر تو بی‌خيال شی من بی‌خيال شم همه بی‌خيال شن کسايی بيان رو کار که آبروی ايران رو ببرن آبروی من و تو رفته! بزار دولت شرکت در انتخابات رو تو بوق کرنا بکنه من و تو و همه می‌دونن که هيچ انتخاباتی تو ايران واقعی نيست.

پاسخ نویسنده‌ی وبلاگ آی ‌آدم‌ها

من در انتخابات شرکت می‌کنم و به معین رای می‌دهم چون معتقدم مشکل ما برای رسیدن به دموکراسی بیش از آن‌که به حکومت مربوط باشد به خودمان و سطح دانش و فرهنگ‌مان بستگی دارد، مقوله‌ای که جز حرکت تدریجی و صرف زمان، چاره‌ای برای آن متصور نیست. و دقیقا به همین دلیل با تحریم مخالفم! چرا که اگر در خوشبینانه‌ترین حالت، تحریم، به فروپاشی حکومت هم بیانجامد، باز هم آینده‌ای خوش برای آن نمی‌بینم! اگرچه رویایی شیرین است ولی فقط رویا است!

پاسخ نویسنده‌ی وبلاگ شبح

من انتخابم را کرده‌ام؛ در انتخابات شرکت نمی‌کنم زيرا:
۱- انتخابات آخرين پله‌ی نبردبانی است که اولين پله‌اش "آزادی بيان" و امکان نمود و بروز تمام عقايد و افکار درون جامعه است. چنانچه آن اولين پله و پله‌های بعدی مانند: امکان نامزد شدن برای همه، امکان نظارت تمام نامزدها بر انتخابات، ميزان حداقلی تقلب... وجود نداشته باشد اساسا انتخاباتی وجود ندارد.
۲- قدرت قانونی و سايه‌یی مقامی که قرار است انتخاب شود بايد متناسب با وعده‌هایی باشد که می‌دهد. اگر اين تناسب وجود نداشته باشد و در هشت سال گذشته عملا ثابت شده باشد که وجود ندارد آنوقت شعارهای تبليغاتی پوچ و دروغ و فريب می‌شود. آيا رئيس قوه‌ی مجريه نبايد مجری قانونی باشد که مجلسی فاقد وجاهت قانونی آن را تصويب کرده است؟
۳- اين روزها که تمام نگاه‌ها به ايران است. گروهی مقابل زندان اوين دست به تحصن و اعتصاب غذا زده‌اند گروه ديگری روز يکشنبه مقابل دانشگاه تهران تظاهرات می‌کنند و گروهی هم مشغول تبليغ برای شرکت در انتخابات و رای دادن به نامزدی خاص هستند من ترجيح می‌دهم جزو گروه اول باشم.
۴- آقای معين دولت خود را دولت وحدت ملی اعلام می‌کند در صورتی که او دارد وحدت و اتحاد موجود برای شرکت نکردن در انتخابات را می‌شکند، او و هواداران شرکت در انتخابات ضد وحدت ملی هستند. اگر آنها در انتخابات شرکت نمی‌کردند امروز يک صدا به جهانيان اعلام می‌کرديم اين انتخابات و اين بساط را قبول نداريم. هر چند صدای آنها ضعيف‌تر از آن است که اين فرياد همه جانبه را از صدا بي‌اندازد.
۵- شرکت کردن در انتخاباتی که بايد بين "بد" و "بدتر" يکی را انتخاب کرد، عملی از روی انفعال است. به‌خصوص وقتی "انتخاب شونده" از مردم بخواهد بعد از رای دادن به خانه‌هایشان بروند و در سياست دخالت نکنند. اين اتفاقی بود که دقيقا در ماجرای پس از دوم خرداد افتاد. اما اکنون بايد ياد بگيريم که بايد منفعل بود. راهکار عملی اين است بايد حقوق مطالبات خود را با ايجاد تشکل‌های صنفی و فرهنگی و سياسی و اجتماعی در خارج از حکومت مطالبه کنيم. در آن صورت مهم نيست چه کسی رئيس جمهور باشد ما آموخته‌ايم که حقوق و مطالبات‌مان را بايد در خارج از بازی قدرت به دست آوريم. شرکت در انتخابات برای رفع تکليف و از موضع کاملا انفعالی و نوعی فرار به جلو است. انفعال را در هم بشکنيم در انتخابات شرکت نکنيم و دنبال رهایی خود در خارج ار حکومت و قدرت باشيم.

لیست دوستان بلاگری که تاکنون نظرشان منتشر شده است:

در جدال با خاموشی / گرافیک / ف.م.سخن / سفرشب / خیابان شماره ۱۱ / خُسن‌آقا / زیتون / مریم / دندانپزشگ / طوفان / صعود برهنه / لندنی / بی‌بی باران / Dizzy Rocker / سردبیر خودم / یرقان / تارنوشت / سایه آبی / سرزمین آفتاب / نیک‌آهنگ کوثر / آواره / سیپریسک / زن ایرانی / شبکه تارعنکبوتی / برون‌کا / عبدالقادر بلوچ / ملاحسنی درکانادا / حسن درویش‌پور / میداف / وبلاگ پویا / پارسانوشت / گیلیران / دختر همسایه / پسر شمالی / رنگین کلام / غربت نوشته‌ها / مهتاب / بیلی و من / سیاستمدار / یک گیله مرد / ایران طنین / خورشید خانوم / برما چه گذشت / کوچه / منتقد / افسون فسرده / خطورات / یاد من باشد / پیام ایرانیان / حضور خلوت انس / نوشته‌های مسعود / آشیل /


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: ۲۰:۵۰ :::

LINK  |  Comment 17
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير را براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: مصي

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۲۵

براي رهايي از يك سيستم بيمار دو راه عمده ميتونه وجود داشته باشه:
۱- اصلاحات:
اصلاحات تعمير برنامه ريزي شده و آرام يك حكومت بيماره كه در اون به مردم فرصت فكر كردن و فهميدن اوضاع داده ميشه تا وقتي كه شرايط مهيا شد بهترين گزينه رو انتخاب كنند. و البته اين روند هميشه در ابتدا كند پيش ميره و بعد كه مباني اون تثبيت شد به سرعت لازم خود ميرسه. اما نكته اي كه اونو به برترين گزينه تبديل ميكنه فرصت فكر كردن و انتخاب درست در پايان راهه.
۲- انقلاب:
انهدام ناگهاني يك سيستم نادرست و جايگزيني سريع سيستم ديگري كه صد البته در شلم شورباي انقلاب و در زماني كه مردم انديشه اي جز تخليه هيجانات خود ندارند چيزي نخواهد بود جز جرياني كه قدرتمندترين اسباب به حكومت رسيدن را به دست دارد. و صدالبته كه اين به معناي جرياني خواهد بود كه قدرت قدرتمندتري از آن حمايت ميكند.
به عبارتي نتيجه انقلاب - همچنانكه قبلا نيز به چشم خود ديده ايم - فقط و فقط از چاله درآمدن و به چاه افتادن است.
احمقانه نيست اگر اين بهترين گزينه را انتخاب كنيم.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://velammkon.blogspot.com


 نويسنده: مصي

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۴

به معين راي ميدهم

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://velammkon.blogspot.com


 نويسنده: مصي

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۷:۱۲

من در انتخابات شركت ميكنم. چون هيچ اعتقادي به قيام دوباره ندارم و تنها راه نجات را اصلاحات ميدانم

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://velammkon.blogspot.com


 نويسنده: 

پنجشنبه، ۲۶ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۶:۰۶

اقایی که میگی چمران را به ریاست شورای شهر و حدادعادل را به ریاست مجلس رساندیم، بس نبود؟
من ميخوام بدونم مثلا وقتی اصلاح طلبا رو به قدرت و ریاست رسونديم يعنی تو همون شورای شهر و مجلس ششم اونا برا ما چه کاری کردن که الان با انتخاب نکردنشون از دست بديم؟غیر از حرف و تظاهراتي كه جونا توش از دست رفتن و شكنجه و زنداني شدن و نا امنی و تشنج و گرونی ؟؟؟؟؟خيلی ساده اين اگه فکر ميکنيد اصلاح طلبا نتونستن کاری انجام بدن چون دستشون بسته بود يا بی عرضه بودن اونا از اول برای فريب ادمای ساده لوحی مثل شما اومدن تا با يک سری وعده و دروغ بذارنتون سر کار تا عمر رژیم طولانی تر شه.اين جنگای بين دو جناح همش زرگريه.براتون خيلی متاسفم که روز جمعه دستتون به خيانت به کشورتون الوده ميشه.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: سعيد

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۲۳:۴۳

در انتخابات شرکت مي کنم و به معين راي مي دهم زيرا:
1)به دگماتيسم اعتقادي ندارم و از شعار دادن بيزارم.علاقمندم در بازي شرکت داشته باشم و هرچند اندک،اما در جهت نظر خود در آن تاثيرگذار باشم.وگرنه هيچکس به ياد من نخواهد بود و ديگران نظرِ خود را بر من تحميل خواهند کرد.
2)تحريم را به علل مختلف از جمله عدم اقبال مردمي و در اقليت بودن روشنفکران ، ارائه نشدن راهکار براي شرايط بعد از تحريم،خطر بروز هرج و مرجِِ کور، ايجاد زمينه براي دخالت خارجي در ايران و منفعلانه بودن آن(در توضيح بايد گفت که تحريم از موضع قدرت و در شرايطي که شما مي توانيد با اين تاکتيک، امتياز بگيريد، با تحريم از سرِ آرمانگرايي احساساتي،لجبازي و بي تصميمي سياسي کاملا متفاوت است) در شرايطِ حاضر موثرو معقول نمي دانم.جامعه ما هنوز آمادگي بسياري از آرمانهاي ما را ندارد و فقط با آموزش و بحث و گفتگو است که مي توانيم آرمانهاي خود را به گفتمان غالب جامعه تبديل کنيم و از «اقليت» به «اکثريت» تبديل شويم.بسياري از دغدغه هاي مردم معيشتي است که با دُلار هاي نفتي قابل حل است و در آنصورت بسياري از مردم ديگر سراغي از ما نخواهند گرفت.تنها راه آن است که وزنِِ سياسي خود را در جهت اهدافِ خود اعمال کنيم به اين ترتيب که فضاي موجود براي آموزش و بحث و گفتگو را تداوم بخشيم،چيزي که با روي کار آمدنِ اقتدار گرايان با مشکلاتِ جدي مواجه خواهد شد و شرايطِ سالهاي اوليه انقلاب تکرار خواهد شد و آرمانهاي دموکراسي و حقوق بشر بارِ ديگر به محاق خواهد رفت- هرچند اين بار(با وجود رسانه هايي مثل اينترنت و ماهواره)بسيار مشکلتر است- اما به هر حال نبايد مشکلِ مقابله با يک قوه مجريه اقتدارگرا را، به مشکلات موجود اضافه کنيم.
3) حاميان معين،به ويژه بعد از تشکيلِ جبهه دموکراسي و حقوق بشر به مفاهيمِ مهم دموکراسي و حقوق و آزادي هاي اساسي اعلام تعهد کرده اند و راي به معين ،راي به همين آرمانها و مفاهيم ست.مهم اين است که حمايت خود از اين مفاهيم را اعلام بداريم و وزنِ اجتماعيِ خواستارانِِ اين مفاهيم را به رخ بکشيم.اين بار، ديگر مثلِ دومِ خرداد، بحث احساسات و کاريزما و قيافه و ... مطرح نيست.حرفهاي شفافي مطرح شده و همه راي دهندگان معين، به طورِ خالص، دل در گرو اين آرمانها دارند.آن بخش ديگر از دل دادگان به دموکراسي و حقوق بشر که تحريم را راهکار مناسب دانسته اند، متاسفانه کميتشان نا معلوم و تا حدودي کم تاثير مي ماند.مواضع معين بسيار پيشرو تر از خاتمي است و مگر نه اين که او هرچه که خاتمي نگفت ، در بيانيه ورود به انتخابات و سخنراني ها و ...گفته است؟بنا بر اين در حال حاضر مطالبات طبقه متوسط شهري از زبان معين بيان مي شود و طبيعي است که اين طبقه به او راي بدهد. راي ندادن به معين با وجود اعتقاد به اين آرمانها(يعني اقدامي کهِ دوستانِ تحريمي قصدِ آن را دارند) در بسياري از تحليل ها به معناي پايگاه نداشتنِ اين مفاهيم در جامعه عنوان خواهد شد.
4)به جِد اعتقاد دارم که در حالِ حاضر، بسيار جلوتر از آنچه در سال 76(انتهاي دوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني) بوديم قرار گرفته ايم. درست است که ما، ملتِِ بازگشت به نقطه صفر هستيم ...اما من اين بار نمي خواهم باز هم به عقب برگردم.حفظِ دست آورد هايي که با تلاش و خون جگر به دست آمده در حال حاضر از هر چيزي واجب تر است.
5) براي اولين بار بعد از انقلاب، فردي مانند معين به صحنه آمده که نه به فرديتِ خود، بلکه به تيمي از مشاوران و فعالانِ حزبي متکي است و جمعي تصميم مي گيرد.معتقدم که اين فرصت تاريخي را نبايد از دست داد.
6)به نظرم راي دادن به معين با تشکيل يک جنبش مدني خارج از حاکميت که تنها و تنها هدفش نيل به دموکراسي و تضمين حقوق و آزادي هاي اساسي باشد،تناقض ندارد.به هر حال قشر اعظم راي دهندگان به معين، بيرون از قدرت هستند و تنها به اين دليل به او راي مي دهند که «صداي خواسته هاي آنان» است.با او عهدِ اخوّت هم نبسته اند-نبسته ايم.اولويتِ ما،آزادي و دمکراسي،البته بدون پرداخت هزينه هاي غير عقلاني، است.جبهه فراگير دمکراسي و حقوق بشر-که علاوه بر اعضاي فعلي بايد همه معتقدان به اين دو مفهوم(به همان صورتي که در ميثاق هاي جها ني تصريح شده و نه با تعبير هاي مثلا بومي و پسوند هاي ناقض اصلِ غرض) را در بگيرد، بايد فارغ از تعهدات و محافظه کاري هاي دولتيان، اهداف خود را با همه ابزار ها_بويژه نافرماني مدني_ پيگيري کند و در اين راه، اتحاد همه دمکراسي خواهان و باور مندان به حقوق و آزادي هاي اساسي بشر، ضرورتي تاريخي دارد. من به عنوان کسي که به معين راي مي دهم هرگز نينديشيده ام که او قرار است براي من کاري بکند و حقي را به من تفويض کند بلکه در راه طلبِ حقوقِ خود، بهتر دانسته ام که رييس جمهوري اصلاح طلب در ايران بر سر کار باشد. همه مي دانيم که رژيم موجود با ساختار هاي فعلي امکان اصلاح ندارد و لازم است که ساختار ها ،به ويژه قانون اساسي با اصول دمکراتيک و حقوق بشر کاملا منطبق شود و هر کس يا نهادي که در اين راه ايستادگي مي کند بايد کنار برود. مهم اين نيست که معين چه کار مي تواند بکند...مهم اين است که ما در فضاي مساعد تري که در صورت انتخاب معين وجود خواهد داشت چه مي توانيم براي خودمان بکنيم. من به سهم خود شرکت در انتخابات و راي دادن به معين را يک تاکتيک براي فراهم کردن فضايي مساعد تر براي تحققِ استراتژي نافرماني هاي مدني و اعتراضات مردمي، براي تحول ساختار ها و کنار زدن نهاد هايي که در برابر تحقق دموکراسي و تامين حقوق و آزادي هاي اساسي ايستاده اند، مي دانم.از ياد مبر،که مي خواهيم خود به اهدافمان دست يابيم و هيچ گربه اي مثلا آمريکا محض رضاي خدا موش نخواهد گرفت(به علاوه اينکه چنين موش گرفتن هايي حتما و حتما با خونريزي و تخريب ساختار هاي کشور همراه خواهد بود).براي تحقق چنين هدفي ، رياست جمهوري و دولت اصلاح طلب را مي توان به عنوان سنگري در قلب دشمن در نظر گرفت( و اين ماييم که بايد چنين استفاده اي از آن بکنيم) هيچ عاقلي سنگري در قلب دشمن را وا نمي نهد و به نقطه صفر باز نمي گردد....

 E-mail:  oscarwild79@yahoo.com

 URL:  http://worldinmyview.persianblog.com/


 نويسنده: آرش نصیری اقبالی

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۵۷

به نظر من الان مساله ديگه رای دادن يا رای ندادن نيست. مساله اصلی همبستگی و پافشاری برای همين خواسته هايی که امروز مطرح می شود بعد از انتخابات است. امیدوارم اونهایی که امروز برای جناب دکتر معین سر و دست میشکنند بعد از انتخابات هم همین طور بر خواسته هاشون پافشاری کنن و فراموش نکنند وعده های داده شده رو و کوتاه هم نیایند حتی یک قدم - مثل کاری که حذب مشارکت بعد از انتخابات مجلس هفتم و اعلان خروج از حاکمیت انجام داد (من هم در روز ۲۷ خرداد دستم رو آلوده نخواهم کرد)

 E-mail:  arash_nasiri@yahoo.com

 URL:  http://nothingtotell.blogfa.com


 نويسنده: آرش نصیری اقبالی

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۵۷

به نظر من الان مساله ديگه رای دادن يا رای ندادن نيست. مساله اصلی همبستگی و پافشاری برای همين خواسته هايی که امروز مطرح می شود بعد از انتخابات است. امیدوارم اونهایی که امروز برای جناب دکتر معین سر و دست میشکنند بعد از انتخابات هم همین طور بر خواسته هاشون پافشاری کنن و فراموش نکنند وعده های داده شده رو و کوتاه هم نیایند حتی یک قدم - مثل کاری که حذب مشارکت بعد از انتخابات مجلس هفتم و اعلان خروج از حاکمیت انجام داد (من هم در روز ۲۷ خرداد دستم رو آلوده نخواهم کرد)

 E-mail:  arash_nasiri@yahoo.com

 URL:  http://nothingtotell.blogfa.com


 نويسنده: مانامهر

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۳۲

به نام حضرت دوست:
مهربان گرامی جناب آقای عليمحمدی سلام:
ضمن سپاس از اقدامات موثر شما در جهان مجازی می خواستم به رسم ادب اجازه گرفته باشم از حضرت عالی برای اضافه کردن لينک وبلاگ شما.در ضمن مسرور خواهم شد اگر مرا نیز به جمع حلقه دوستانتان پذیرا باشید.
سبز باشید و مهرتان پایدار

 E-mail:  m_manamehr@yahoo.com

 URL:  http://manamehr.persianblog.com


 نويسنده: مانامهر

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۸:۳۱

به نام حضرت دوست:
مهربان گرامی جناب آقای عليمحدی سلام:
ضمن سپاس از اقدامات موثر شما در جهان مجازی می خواستم به رسم ادب اجازه گرفته باشم از حضرت عالی برای اضافه کردن لينک وبلاگ شما.در ضمن مسرور خواهم شد اگر مرا نیز به جمع حلقه دوستانتان پذیرا باشید.
سبز باشید و مهرتان پایدار

 E-mail:  m_manamehr@yahoo.com

 URL:  http://manamehr.persianblog.com


 نويسنده: دختر همسايه

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۵:۳۷

مرد تنها ....واقعا تو برای آبروی ايران و اينکه تو روی مردم خارج آبرومون نره رای ميدی؟؟؟؟ واقعا عجبا !!!!!!

توجيح( آی آدمها) رو خيلی بهش احترام ميذارم و فکر ميکنم تا بحال بهترين توضيح برای رای دادن رو داده...اما قبول ندارم....چون اعتقاد دارم که حکومت مسئول مستقیم برای بودن دمکراسی در یک کشوره...ووقتی حکومتی این چننانی در ایران حکومت میکنه ....من امید به برقراری دمکراسی در ۱۰۰۰ سال آینده رو هم ندارم...و باور کن که غلو نیست.....

شبح عزیز ...عالی گفتی امیدوارم که گوش شنوا باشد

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  http://dokhtarehamsaye.blogsky.com/


 نويسنده: آرش کمانگير

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۳۱

با سلام
آنچه در ادامه مي‌آيد مطلبي است از وبلاگ تَفتستان كه توسط عزيزي برايم ايميل شده بود. متن مختصر و دلنشيني است. بد نديدم آنرا اينجا هم بياورم ، شايد يكي از هموطنان تحريمي عزيز كه سركي به این وبلاگ مي‌كشد، با خواندن آن با تفكري دوباره، تصميمي ديگر بگيرد. اميد است تصميم نهائي ما ايرانيان فردائي بهتر براي ايرانمان ببار آورد.
((گیرم که به رای ندادن من و تو نظام از مشروعیت افتاد. بعد چه؟ اصلا سلب مشروعیت از یک نظام یعنی چه؟ در نگاه من و تو که دیری است مشروعیتی نیست. به نگاه جهان مگر دل خوش کرده باشیم که به بیراهه ایم، سخت..! به صدای یک بمب دستی مگر همه یاد خانواده و دوست نیفتادیم؟ نکند که حبیب و فرامرز و سپیده و رضا در آن حوالی بوده اند... تهران را که بغداد نمی خواهیم، نه؟ پس به رای ندادن، مشروعیت نداشته را از بین ببریم که چه؟ که در تجربه دوباره حکمرانی پدرخوانده به نافرمانی مدنی همگان دل خوش بداریم؟ من و تو که خوب یادمان هست کوی دانشگاه را... ایستادگان در پیاده رو جنوبی خیابان انقلاب را یادمان رفت؟ ناظران و منتظران را... به همین زودی؟ حقوق طلب داشته را از نظام - به فرض- از مشروعیت افتاده چگونه باز پس می گیریم؟ نافرمانی مدنی را کدام اکبر گنجی ها رقم می زنند؟ همان ها که دیروز تحصن مجلسیان ششم را تنها گذاشتند؟ یا فوج هزار هزار تحریمیان که امروز به حمایت از اعتصاب غذای زرافشان اوین را احاطه کرده اند؟ بیا دست کم من و تو به خودمان دروغ نگوییم... رای نداده مان هیچ کجا به حساب نمی رود. چمران را به ریاست شورای شهر و حدادعادل را به ریاست مجلس رساندیم، بس نبود؟ قالیباف را رییس جمهوری می خواهیم؟ وای بر من و تو اگر تفاخر به شناسنامه های مهر نخورده را از خانه نشینان زیاد سخن گو یاد بگیریم. من، به معین رای می دهم. نه به آنچه می تواند بکند، به آنچه می خواهد بکند. اگر نتوانست خود را و تو را هم مقصر می دانم. نه فقط او را... به جای "نمی تواند" دوست دارم بگویم کاری بکنیم که "بتواند." نه فقط به یک برگ تا شده رای، - که تازه همان را هم دریغ می کنیم! - که به پیگیری خواسته های نانوشته روی آن برگ... رای به معین، یک گام بیشتر نیست. به انگشت نشان دادن آن چیزی است که می خواهیم. به دست آوردن آن چیز، اما، خود داستان دیگری است. داستانی که نه خاتمی آغازگر ش بود و نه معین به پایان اش خواهد رساند. داستانی که تو و من زندگی اش می کنیم. چه کسی می خواهی بنویسدش؟ جز تو، و جز من..؟)) (www.Taftestan.blogspot.com)

 E-mail:  arash_k418@yahoo.com

 URL:  http://doranema.blogspot.com/


 نويسنده: ياور(معين)

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۳۹

دقت کردید که تقریبا همه کسانی که می گویند انتخابات را باید تحریم کرد به یک شکلی از جریان جامعه دور بوده اند؟ یعنی یا در زندان بوده اند، یا در تبعید، یا از نظر ذهنی خودشان را منزوی کرده اند؟

بر عکس تقریبا همه اصلاح طلبانی که می گویند باید رای داد کسانی هستند که در این دو، سه سال اخیر در وسط جریان سیاسی و اجتماعی بوده اند و اتفاقا بعضی هایشان هم حسابی لطمه خورده اند.

 E-mail:  braveheart@gmail.com

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: سفر شب

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۲۸

٭« گیرم که به رای ندادن من و تو نظام از مشروعیت افتاد. بعد چه؟ اصلا سلب مشروعیت از یک نظام یعنی چه؟ در نگاه من و تو که دیری است مشروعیتی نیست. به نگاه جهان مگر دل خوش کرده باشیم که به بیراهه ایم، سخت..! به صدای یک بمب دستی مگر همه یاد خانواده و دوست نیفتادیم؟ نکند که حبیب و فرامرز و سپیده و رضا در آن حوالی بوده اند... تهران را که بغداد نمی خواهیم، نه؟ پس به رای ندادن، مشروعیت نداشته را از بین ببریم که چه؟ که در تجربه دوباره حکمرانی پدرخوانده به نافرمانی مدنی همگان دل خوش بداریم؟ من و تو که خوب یادمان هست کوی دانشگاه را... ایستادگان در پیاده رو جنوبی خیابان انقلاب را یادمان رفت؟ ناظران و منتظران را... به همین زودی؟ حقوق طلب داشته را از نظام - به فرض- از مشروعیت افتاده چگونه باز پس می گیریم؟ نافرمانی مدنی را کدام اکبر گنجی ها رقم می زنند؟ همان ها که دیروز تحصن مجلسیان ششم را تنها گذاشتند؟ یا فوج هزار هزار تحریمیان که امروز به حمایت از اعتصاب غذای زرافشان اوین را احاطه کرده اند؟ بیا دست کم من و تو به خودمان دروغ نگوییم... رای نداده مان هیچ کجا به حساب نمی رود. چمران را به ریاست شورای شهر و حدادعادل را به ریاست مجلس رساندیم، بس نبود؟ قالیباف را رییس جمهوری می خواهیم؟ وای بر من و تو اگر تفاخر به شناسنامه های مهر نخورده را از خانه نشینان زیاد سخن گو یاد بگیریم»
اسد عزيز اين مطلب را در تفستان ديدم،بنظرم رسيد اينجا هم باشد بدنيست!

 E-mail:  arsohrabi@gmail.com

 URL:  http://sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: داريوش.ش

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۲۰

همين‌جا نظر بديم يا مي‌پرسيد؟!

 E-mail:  darush31@yahoo.com

 URL:  http://www.bigharar1.blogspot.com


 نويسنده: گوشزد

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۱۰:۱۶

با عرض معذرت من متوجه استدلال يک مرد تنها نشدم!

 E-mail:  gooshzad@gmail.com

 URL:  http://gooshzad.persianblog.com


 نويسنده: 

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۲۱

من ديروز شنيدم که معين در گفتگوی خبری می گفت مقام استاد تمام داره.کسانيکه وارد به امور دانشگاه باشن ميدونن که اين مقام خيلی بالاييه و صرفا به افرادی داده ميشه که تجربه سالها تحقيق و تاليف و تدريس و ترجمه دارند.برای مثال هيچ کدوم از پزشکای مشهور و هيئت علمی که ميشناسيم به اين درجه نرسيدن.اين در حالييه که معين فقط اسما هيئت علميه.يعنی حتی سر کار تدريس بيمارستانی هم حاضر نميشه.هيچ مقاله يا کتابی بيرون نداده و....اينکه هيچ کدوم از شرايط استادی رو نداره.من ميخوام از کسانيکه ميگن به معين رای ميدن اينو بپرسم که شما از ادمی انتظار اجرای عدالت رو دارين که خودش در جايگاهييه که بودنش نهايت بی عدالتيه؟؟؟؟؟؟؟؟اگر ايشون ذره ای شرف داشت و به فکر سو استفاده نبود به نا حق به خودش درجه ای نميداد که ذره ای لياقتشو نداره.

 E-mail:  وارد نشده است

 URL:  وارد نشده است


 نويسنده: محسن سالک

چهارشنبه، ۲۵ خرداد، ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۳۶

مرسی اسد خان
ارمين جان نديد بگير

 E-mail:  mohsensalek@gmail.com

 URL:  http://mardetanha.blogspot.com




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.