از امروز نظرخواهی در باره انتخابات از حاشیه به اینجا منتقل میشود و کار و بار مصاحبهها میماند برای بعد از انتخابات. دوستانی پرسیده بودند چرا تنها نظر مخالفین شرکت در انتخابات را منتشر میکنی؟ جهت اطلاع این عزیزان باید بگویم: « نظرات رسیده بر اساس تاریخ دریافت و به نوبت منتشر میشود و اگر طرفداران شرکت در انتخابات از ارسال نظراتشان تاکنون خودداری کردهاند دیگر مشکل من نیست.» از همان آغاز اختصاص بخش حاشیه به انتشار نظرات بلاگرها هدفی جز این نبوده که همه بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند. بدیهی است از درج نظراتی که حاوی تهمت به دیگران و یا رعایت نکردن حرمت قلم و کلام است معذورم. چنانچه شما نیز در بارهی انتخابات نظری دارید، همچنان میتوانید از طریق ایمیل من را در جریان بگذارید. اگر خلاصه و کوتاه بنویسید که ممنون میشوم و امیدوارم دوستان با گذاشتن کامنت به غنای بحثها بیفزایند.
پاسخ نویسندهی وبلاگ «وبلاگ پویا»
مصالح مردم یا بازی نامعلوم؟
اینروزها بحثهای انتخاباتی داغ شده است و یا شاید بهتر است بگوییم تند. در محیط نه چندان دوستانهی وبلاگها هم این هیزمی شده است بر آتشهای دیرینه. اما بطور کلی از یک طرف بحث این بوده است که نباید تسلیم حکم حکومتی شد و حالا که کار به «لطف حاکم» رسیده است نباید به این تن در داد. در این انتخابات از ابتدا هم که کاندیداهای مردم اجازهی شرکت نداشته اند. حالا یا یکی دو تا زن بوده اند و خودی و غیر خودی فرق نمیکرده است و اصلا همان زن بودنشان نشانهی عدم صلاحیت !!! است و یا از مردان هم که فقط خودیهای حلقهی قدرت اجازه ی شرکت داشته اند. از طرف دیگر هم اینکه سیاست هنر تبدیل فرصت ها به امکانات است یا بر عکس، بستگی به اینکه چه تعریفی از فرصت و امکانات داشته باشیم. در مورد موضوع مصلحتها هم فکر میکنم ما مثالهای فراوانی در تاریخمان داشتهایم که این «مصلحت اندیشیها» همیشه و ضرورتا ما را به مقصود نزدیکتر نمیکند. یک نمونهی تاریخی که مربوط به زمان مشروطه میشود مصلحت اندیشی مستشارالدوله است که قانون سکولار فرانسه را به ایران آورده بود و برای جا انداختن آن و رفع مقاومت روحانیون، بند بند آن را با آیههای قرآن مقایسه میکرد و تازه نتیجه میگرفت که بسیاری از این قوانین از قرآن و آموزشهای اسلامی گرفته شده است ! و آنقدر گفته شد تا اصولا مفاهیم و اصول مشروطه در ذهن خود روشنفکران و مردم هم بهم ریخت. هیچگاه نتوانستیم تعریفی از ریشههای نظری و اجتماعی خردگرایی و جامعهی مدنی آنچنان که در غرب پدید آمده بود بدست بدهیم. هنوز مفهوم ناروشن «جامعهی مدنی اسلامی» در ذهن خیلی از نواندیشان ما خوش منظر جلوه میکند. نگرانی من در اینجاست که امروز هم در پی مخدوش کردن مفاهیم جامعه مدنی و «حکم حکومتی» هستیم. به نظر من دو حالت دارد: حالا که آقای معین بر کاندیدایی خود مانده است، در صورت رای دادن باید بپذیریم که حکم حکومتی بخشی از ابزار قانونی در کشور ماست صرف نظر از اینکه به نفع جناح ما باشد یا نباشد. در اینصورت ما تعریف درستی از جامعه مدنی نداریم چرا که ماهیت «حکم حکومتی» بر ضد حقوق مدنی شهروندان است. و در این شرایط چگونه میخواهیم گفتمان جامعهی مدنی را پیش ببریم؟ اگر امروز به حکم حکومتی - چون به نفع ماست - گردن بگذاریم فردا هم در قدم به قدم آن اصلاحاتی که وعدهاش را میدهیم با همین احکام حکومتی مستقیم و غیر مستقیم رو به رو هستیم که دیگر معلوم نیست در جهت تعمیق اصلاحات باشد مانند نمونهی مسکوت گذاشتن طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم. حالت دوم اینست که ما به این سیاست های خودکامگی نه بگوییم. قدمی از «زمزمه ها و گلایه های کمرنگ» اصلاح طلبان حکومتی و بخصوص آقای خاتمی پیشتر بگذاریم و انحصارطلبان را به چالش افکار عمومی دعوت کنیم. تجربهی تاریخی نشان داده است که همه چیز را فدای «مصالح» امروز کردن نه در کوتاه مدت نتیجه میدهد - که در این ۸ سال هم نداد - و نه در دراز مدت کمکی به مردم میکند. به نظر من شرکت اصلاح طلبان حکومتی در انتخابات، شرکت در بازی نامعلومی است که قوانین آن را مردم و حقوق شهروندی آنان تعیین نکرده اند. من فکر نمیکنم آقای معین به ریاست جمهوری برسد ولی اگر هم اینطور بشود فقط افتادن در سراشیبی منافع انحصارطلبان است.