این شعر را دوستم "سیخونک" برای درج در وبلاگ فرستاده با هم میخوانیم.
دویدیم و دویدیم
طول تاریخو دویدیم
به پهلوی رسیدم
ساواکیها رو دیدیم
ناخن کِشارو دیدیم
پا شکنا، دَس شِکنا رو دیدیم
ایرانی کبیرو
اسیر دیوها دیدیم
دویدیم و دویدیم
نفتارو بردن دیدیم
جاش بادکنک خریدیم
نفتو دادیم بادکنک
شادان زدیم به تنبک
خوشحال و شاد و خندان
با فکر نبودیم چندان
دویدیم و دویدیم
طول تاریخو دویدیم
به انقلاب رسیدیم
انقلابش سفید بود
سفید و سرسری بود
رفتنش یه وری بود
دَسِش زدیم نیفته
نگو که توش پَتی بود
به ضرب دست خالی
چپه شد و ولو شد
نپرس دیگه چظور شد
دویدیم و دویدیم
گفتیم یالا بیایید
انقلابو بپایید!
دستش زدیم هپو شد
هپلی هپی هپو شد
چپه شد و چپو شد
بعدش یه هو چطور شد؟
بعدش یه هو دویدیم
دویدیم و دویدیم
به جمهوری رسیدیم
کاشکی نمیرسیدیم!
به انقلاب رسیدیم
سبزو سفید رو دیده
حالا به سیاه رسیدیم
انقلاب سیاهو
به جون و دل خریدیم
این همه که دویدیم
به ریش و عبا رسیدیم
دوباره باز دویدیم
دویدیم و دویدیم
طول تاریخو دویدیم
اما به جون مردا
اما به جون زنها
هرچه که ما دویدیم،
طول تاریخو دویدیم،
این دفعه اما جانا
پس پسکی دویدیم
طول تاریخو دویدیم،
به قعر اون رسیدیم