قصه برای بچه های بالای پنجاه، می شود این قصه را هم به آواز کوچه بازاری در میزان دو چهارم خواند.
اتل متل توتوله
مرتضوی جه جوره
نه دین داره نه ایمان
نه عقل داره نه وجدان
صبح که میره اداره
شلوارو در میاره
تودفترش می شینه
به ریش آقا می رینه
اتل متل توتوله
مرتضوی چه جوره
شب که کارش تمومه
با سرورش حمومه
از خستگی می ناله
تخم آقارو می ماله
آقاش اونو باد می زنه
لپهاشو یه گاز می زنه
اتل متل توتوله
مرتضوی چه جوره
غضبناکه همیشه
آدم بشو نمیشه
کج بذارید پاهاتون
یه حکم داره براتون
عاشق بند و حبسه
وافور و بنگ و بسه
اتل متل توتوله
مرتضوی چه جوره
آقا از اون راضیه
ملیجک بازیه
رو زانوهاش می شونه
براش غزل می خونه
دست به دولش می ماله
ملیجکش می ناله
اتل متل توتوله
مرتضوی چه جوره
گند کاراش دراومد
عراقی میدون اومد
عاقبتش که زاره
یا واجبی یا داره
ملت ما بیداره
از این کارا بیذاره