سرنوشت وبلاگهای کلاسیک ایرانی (۳۵)

وبلاگ: خورشیدخانم 

khorshid-jpg2صنم دولتشاهی، نه تنها یکی از بلاگرهای قدیمی است، بلکه از اولین بانوان وبلاگ‌نویس ایرانی است که باعث بسیاری از زنان به نوشتن در وبلاگ روی آورند. متاسفانه صنم، بعد از استخدام در تلویزیون بی‌بی‌سی، نوشتن در وبلاگ‌اش را کنار گذاشت. حالا آنکه فعالیت در رسانه‌ها نباید مانع نوشتن شود. مثلا مسعود، بهنود هم در بی‌بی‌سی کار می‌کند و هم در وبلاگ‌اش می‌نویسد و نمونه‌های زیادی ازاین  دست داریم.  نثر او محاوره‌ای است و نوعی صمیمیت در خواننده ایجاد می‌کند. در اینحال شهامت او در شکستن برخی تابو‌ها ستودنی است و البته باعث شد که رگ غیرت  بعضی از مردان ایرانی بجوش بیاید و رکیک‌ترین الفاظ را در مورد او بکار برند. در گفتگویی که با او داشتم، در مورد این تهاجم مردانه پرسیدم. باسخ خورشیدخانم این بود: «اوایل که شروع کردم خیلی خوب بود. من اولین ایمیلی که برای وبلاگم دریافت کردم از آقای رضا قاسمی بود، که با اشاره به سرگردونی من در مورد این‌که تو وبلاگم باید راجع به چی بنویسم، نوشته بود «از خودت بنویس» مردم ما احتیاج دارن درباره اون نیمه پنهان زن ها بخونن (نقل به مضمون) که خب برای من خیلی مهم بود که یه دختر بی نام و نشون از یه نویسنده و نمایشنامه نویس معروف ایمیل بگیره. اما بعد از یه مدت کوتاه، برخوردهای بد زیاد شد. ایمیل‌هایی که می‌گرفتم پراز فحاشی‌های زننده بود، «فاحشه» خطابم میکردن، میگفتن با نوشتن از زنانگی‌ات قصدداری مردها رو وسوسه و اغفال کنی، اتهام میزدن که آبروی زن ایرانی رو بردم. حتا یک بار ایمیلی دریافت کردم به امضای انصار حزب‌الله! که اون‌جا تهدیدم کرده بودن که تو اکباتان می‌یان پیدام می‌کنن و اگه به نوشتن ادامه بدم تو صورتم اسید می‌پاشن. البته اون ایمیل مطمئنا جعلی بود…». صنم دولتشاهی از سال ۲۰۰۱ در اولین پست وبلاگ‌اش می‌نویسد: «سلام، این اولین کلمات وبلاگ منه. باید اعتراف کنم چون تایپ فارسی بلد نیستم واقعا جون میدم تا یه مطلبی رو بنویسم،  ضمن از این فونت هم اصلا خوشم نمیاد. باید از هودر (حسین درخشان) عزیز بپرسم که چه طوری میشه این فونت رو عوض کرد. ولی سئوالم رو که تو گروهی که تو یاهو درست کرده ارش می‌پرسم. خوب شاید بخواهید بدونید من کی هستم. اسم من مثلا خورشید خانومه. تا یه هفته یه دیگه۲۴ سالم میشه و از کامپیوترهم هیجی سرم نمیشه.معلم زبان انگلیسی هستم و دانشجوی فوق لیسانس ادبیات انگلیسی. دیدم جای خانوما تو این وبلاگها خیلی خالیه و برای همین دست به کار شدم. البته باید بگم که سرم خیلی خیلی شولوغه و برای همین هفته ای یه بار خواهم نوشت. موضوعات وبلاگ من مختلفه، در مورد چیزایی که دوست دارم و دوست ندارم خواهم نوشت و امیدوارم شما هم بهم کمک کنید و برام مطلب بفرستید…»  اگر چه او در سال ۲۰۱۱ یک  پست در مورد تصادف یکی از دوستانش نوشت، اما  در واقع از سال ۲۰۰۹ به بعد وبلاگ‌اش خاک می‌خورد. امیدوارم روزی به بلاگستان برگردد.

 

Print Friendly