سرنوشت وبلاگهای کلاسیک ایرانی (۲۰)

وبلاگ: پیام ایرانیان

Masoud-Borjianمسعود برجیان، نویسنده وبلاگ پیام ایرانیان خودش را چنین معرفی می‌کند: «بهمن‌ماه ۱۳۵۷ در شهر اصفهان به دنیا آمدم. هنوز هم در همین شهر زندگی می‌کنم. مهندس مکانیک هستم و به جامعه‌شناسی، دین‌پژوهی، تاریخ، سیاست و اسطوره‌شناسی علاقه دارم. از ۱۷ سالگی، فعالیت سیاسی منظم را آغاز کردم. این وبلاگ، زبان گویا و گاه خاموش من در این سال‌ها بوده است…» مسعود از بلاگرهای با استعداد و خوش قلم وبلاگستان است. بیشتر نوشته‌های او سیاسی و اجتماعی است. آخرین پست کوتاه او، تاریخ ۱۳۹۲ را دارد و از آن پس متاسفانه مطلبی از او نمی‌بینیم. در مطلبی با عنوان  من وبلاگ می‌نویسم پس هستم می‌نویسد: «من انسانم ، می‌اندیشم ، پس وجود دارم ، اندیشه‌ام را با همنوعان و همزبانانم به اشتراک می‌گذارم ، پس وبلاگ می‌نویسم. وبلاگ نه تنها دریچه نگارش و نقش کردن اندیشه من که صمیمی‌ترین دوست لحظه‌های خلوت من است‌: عشق، تنهائی، هجران و محبت گوشه هائی از احساس من هستند، من انسانم، پس با مخاطبانم از درونم می‌گویم و اینجا فردیت پنهان شده در پس یک اندیشه، فردیت تصویر شده در کوچه پس کوچه‌های زندگی امروز را – بی‌رنگی از اندیشه و تحلیل یک فکر را – تصویر میکنم. من وبلاگ می‌نویسم پس هستم!» در ۲۱ فروردین، ۱۳۸۴ با او مصاحبه کردم که می‌‌توانید در اینجا بخوانید.

وبلاگ: پسر معمولی

PSM.jpg12زمانی که بقول معروف وبلاگدار شدم، توفیق آن را یافتم که با بلاگرهای جوان کشورم آشنا شوم. یکی از آنها نویسنده وبلاگ پسر معمولی است که حالا سنی از او گذشته است. به خوبی بیاد دارم که او کامنتی در وبلاگم گذاشته بود با این مضمون: « وقتی اینجا می‌آیم احساس می‌کنم بوی قهوه می‌دهد». آن موقع قالب وبلاگم قهوه‌ای بود و خودم هم قهوه خور، شهاب از سال ۱۳۸۱  می‌نویسد و یکی از قدیمی‌ترین بلاگرهاست. در معرفی خودش می‌گوید: «من شهاب متولد ۲۲/۱/۱۳۶۰ هستم. ۷۰ کیلو وزن دارم و ۱۷۶ سانت هم قد.
مو و چشمم مشکیه. دانشجوی سال سوم مهندسی صنایع هستم. توی یه شرکت صنعتی هم کار می‌کنم. خانواده‌ام از نظر مادی متوسطه. ورزش مورد علاقه م فوتباله؛ هفته ای یه بار بازی می‌کنم و هر روز هم روزنامه ی جهان فوتبال رو می‌خرم. به غیر از این روزنامه مجله ۴۰ چراغ رو هم می خرم؛ مجله ی بدی نیست ولی هیچ چیز نمی تونه جای خالیه هفته نامه‌ی تماشاگران رو برام پر کنه. زیاد اهل رفیق بازی نیستم(شایدم وقتشو ندارم) و سرم تو لاک خودمه. و خلاصه این که یه پسر معمولی هستم!» پسرمعمولی مثل خودش معمولی می‌نویسد و هیچ ادعایی ندارد. او همچنان فعال است.

وبلاگ: پاگرد

newhead.jpg13سارا محمدی اردهالی، نویسنده وبلاگ پارگرد شاعر است و وبلاگش دفترچه شعر، با هم یکی از شعرهای‌اش را به نام «نامه» بخوانیم. 

روزها می‌گذرند
کمی آفتاب
کمی باران
شمعدانی پشت پنجره است، نور مایل
نامه‌ات را دیر پاسخ نداده‌ام

ندیدمت
می‌شناسمت
پاریس یا دروازه غار
اکنون
هیچ جا دور نیست

کنار پنجره و فنجان چای و آفتاب مایل
کسی از پاگرد می‌گذرد

وبلاگ او همچنان فعال است.

به پایان حرف «پ» رسیدیم. از ۸ وبلاگ معرفی شده، دو وبلاگ بسته شده است. ۲ وبلاگ غیرفعال و ۴ وبلاگ همچنان می‌نویسند.

 

Print Friendly