سرنوشت وبلاگهای کلاسیک ایرانی(۱)

چند سال پیش بازار وبلاگهای کلاسیک ایرانی بسیار گرم بود. آن سالها من مطالبی در مورد وبلاگها با عنوان «وبلاگهای کلاسیک ایرانی» در ۱۴ مارس ۲۰۰۹ نوشتم و لیستی از وبلاگهای مطرح و با سابقه را به ترتیب حروف الفبا تهیه کردم. البته همان وقت توضیح دادم که این لیست کامل نیست و تدریجا به آن اضافه خواهد شد و از بلاگرهایی که فکر می‌کردند باید جزو این لیست باشند خواستم لینک وبلاگشان را برایم بفرستند. باری مدتی گذشت و به یکبار آن بازار گرم رو  سردی گرایید. خیلی از وبلاگها از جهان نت برای همیشه گم و گور شدن و عده‌ای کرکره وبلاگشان را پایین کشیدند و شماری اگر چه هستند ولی  تاریخ آخرین پست‌شان به چند سال پیش برمی‌گرد. با اینحال تعداد اندکی از آن لیست همچنان گاه گاهی می‌نویسند. برخی کسادی بازار وبلاگ‌ها را به گردن شبکه‌های اجتمایی می‌اندازد. اگرچه خیلی از بلاگرها در فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی حضور دارد اما این دلیل چندان کافی و درستی نیست. به باور من همه چیز با جنبش سبز شروع شد. در آن روزها وبلاگ‌ها پر مطالب بقول معروف سبز بودند. روزی نبود که بلاگرها تحلیل سیاسی نکنند، آنها اخبار جنبش سبز را پوشش می‌دادند، از مردم در کشورهای مختلف می‌خواستند در حمایت از سبزها به خیابان بیایند و خلاصه وبلاگ‌ها خواب  و خوراک نداشتند. سرکوب خشن و وحشیانه  جنبش سبز به فرمان علی خامنه‌ای و رییس جمهور احمدی‌نژاد با رمز «فتنه»، همه مردم و ازجمله بلاگرها را شوکه کرد. با اینحال آنها مدت کوتاهی  به نوشتن مطالب اعتراضی ادامه دادند و بعد کم کم سکوت بر وبلاگستان حاکم شد. مامورین سرکوب حکومت اسلامی، علاوه بر قتل رساندن و دستگیری معترضین در داخل ایران، بلاگرها و در مواردی خانواده آنها در ایران را تهدید به مجازات کردند. بقول خودشان ۳۰ هزار بلاگر بسیجی را برای شناسایی و چک نوشته‌های وبلاگها  آماده جهاد اینترنتی کردند. این دلیل اصلی سکوت و بستن وبلاگ بود و نه شبکه‌های اجتماعی! در چنین زمانه‌ای برآن شدم که سرنوشت وبلاگهایی که در لیست «وبلاگهای کلاسیک ایرانی» جمع‌آوری کرده‌ بودم پی‌گیری کنم و به وبلاگستان گزارش دهم. بدیهی است که به اساسی لیست الفبا از حرف «آ» شروع می‌کنم.

13735457_10154362512199553_1688031866_n.jpg1وبلاگ: آشپزباشی

وقتی روی وبلاگ آشپزباشی کلیک می‌کنی صفحه‌ای باز می‌شود با عنوان «این وبلاگ فقط برای خوانندگان دعوت شده باز است» یعنی کشک! و بعد می‌خوانی «به نظر نمی‌رسد از شما برای خواندن این وبلاگ دعوت شده باشد. اگر فکر می‌کنید اشتباهی رخ داده است، می‌توانید با نویسنده وبلاگ تماس گرفته و یک دعوت‌نامه درخواست کنید.» آری همین دو جمله را می‌بینی از وبلاگی که زمانی محبوب‌ترین بود. نویسنده آن با آنکه با نام مستعار می‌نوشت برای ما چهره‌ای آشنا بود با نثری زیبا، پخته و طنزی ملوس! من مشتری دایمی این وبلاگ بودم و هیچ نوشته‌ای را از دست نمی‌دادم. او که در فرانسه زندگی می‌کند با چنین نثری از زندگی در فرانسه حرف می‌زد و گاهی سیاست‌های این کشور را بخوبی تحلیل می‌کرد. از مسائل ایران هم غافل نبود. اگر حواننده دایمی وبلاگش بودی خیلی زود متوجه می‌شدی که نویسنده به آشپزی و تولید شیرینی و کیک علاقه‌مند است. بی‌دلیلی نیست که نام وبلاگش را آشپزباشی گذاشته است.  گاهی هم عکس‌هایی از این هنرنمایی‌ها را به اشتراک می‌گذاشت و باعث ترشح بزاق شما می‌شد. مدتی مسئول صفحه فرانسه مرحوم بلاگ نیوز بود و با چه وسواسی این صفحه را اداره می‌کرد. خیلی علاقه داشتم با او مصاحبه کنم که نشد. در پایان باید بگویم بلاگستان یکی از بهترین و خواننده‌ترین وبلاگ‌هایش را از دست داد. امیدوارم روز و دوباره شاید بالارفتن کرکره وبلاگ آشپزباشی باشیم.

منتظر نظر و پشنهادهای شما هستم.

 

 

image_pdfimage_print

2 thoughts on “سرنوشت وبلاگهای کلاسیک ایرانی(۱)

پاسخ دهید