|
ناخدا چه زود رفت
|
|
Thursday, April 8, 2010
|
تازه از یبمارستان آمده بودم. رفتم سراغ کامپیوتر، عنوان نوشته فرهاد حیرانی را که خواندم دلم لرزید. ناخدا حمید کجوری نویسنده وبلاگ میداف همه را قال گذاشت و رفت، آنهم چه زود!
همین چندماه پیش بعداز عمل قلبم به من زنگ زد آنقدر خندیدیم که نزدیک بود بخیههای سینهام پاره شود. با اینکه خودش بیمار بود مرتب به من روحیه میداد. قول دادم بدیدنش بروم، از کپنهاگ تا هامبورگ راهی نیست... هر دو بدقولی کردیم.
یکبار دیگر گفتگویم را با ناخدا بخوانیم. یادش گرامی باد
::: ایمیل ::
اسدالله علیمحمدی :: 13:40 :::
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
LINK
| TrackBack 0 | Comment 16
|
|
وبلاگ و سايتهایی که به اين نوشته لينک دادهاند يا در مورد آن نوشتهاند:
|
|
|
|
|
پيامهاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
|
نويسنده: bahman |
Monday, April 26, 2010 ساعت 01:20 |
من پنج سال بود که نوشته های دلسوزانه وطنزگونه ناخدا حمید کجوری نازنین را می خواندم. کاپیتانی کشتی بازرگانی وسفر به همه جهان به او دیدی وسیع وباز داده بود وروانشناسی مردم جهان را نیک می دانست.خبرش ناگوار بود وتلخ.دردو بلایش بخورد توسر سرداران کیلویی داخلی که به اندازه یک مثقال غیرت وحمیت اورانداشتند.به همسرآلمانیش وخانواده ونوادگانش تسلیت می گویم روحشش شاد شاد. |
نويسنده: عمو اروند |
Wednesday, April 21, 2010 ساعت 19:53 |
نویسندهی وبلاگ کلموک آقا چنین پیشنهادی داده است:
عمو اروند عزیزم . با توجه به اینکه بعلت عدم اعتقادم به روح و زندگی دوباره و ... کنار آمدنِ با مرگ برایم بسیار مشکل بود, مدتهاست که با آن کنار آمده و آنرا پذیرفته ام و دیگر آزارم نمیدهد. ولی با تمام این احوال, مرگ ناخدا بد جوری غافلگیرم کرد. هنوز هم شوکه ام. به آقای حیرانی هم پیشنهاد داده ام , به شما هم به عنوان کسی که از ناخدا خاطراتی برای گفتن دارد. عرض میکنم که سزاوار است به جهت تجلیل از ناخدا, سایتی و یا حد اقل وبلاگی فراهم شود تا همه’ مطالبی که در مورد آن یار سفرکرده نوشته میشوند, در یکجا گرد آیند تا دسترسی به انها آسانتر و میسرتر بشود. اطمینان دارم که یاران و دوستداران ناخدا , تا مدتهای مدیدی از ایشان خواهند نوشت. فلذا, اختصاص یک جایگاه ویژه برای نشر این نوشته ها, کمک فراوانی به دوستداران , از نظر دسترسی به این مطالب خواهد کرد. اگر از بنده خدمتی بر می آید بفرمائید ... |
URL:
http://amoo-arvand.blogspt.cim
|
نويسنده: چوک سورو |
Wednesday, April 14, 2010 ساعت 20:26 |
یادش گرامی باد همیشه نوشتهای ایشان می خواندم اطلاعات جالبی از دریا و دریانودی داشت و بعضی وقتها تبادل اطلاعات می کردیم .
راستی چه کسی می خواهد بعد از رفتن ایشان میداف ( پارو ) بزند و این قایق را به ساحل برساند .
یادش گرامی |
URL:
http://www.suru.blogsky.com
|
نويسنده: عوض |
Monday, April 12, 2010 ساعت 15:57 |
یادش گرامی و روحش شاد |
نويسنده: ساحل |
Sunday, April 11, 2010 ساعت 11:49 |
اسد عزیز
رفتن ناخدا حمید را به شما و به خویشاوندان او تسلیت می گویم. ناخدایی که ما را به خاطرات زیبای خود دعوت کرد و به گوشه هایی از تاریخ برد. ما را به دریاها و اقیانوسها و سرزمینهای دور و بیگانه برد ولی هیچگاه میهن خود را فراموش نکرد و میداف زنان ما را دوباره به ایران برگردانید.با طنزهای شیرین و تلخش ما را خندانید و اشکمان را در آورد. به گفته خود ایشان از 18 سالگی به آلمان آمده بود ولی بعد از این همه سال در غربت زندگی کردن سرزمین اش و گویش و زبان مادری را فراموش نکرده و به آنها عشق میورزید و در آرزوی شکافتن سقف فلک و طرحی نو در آن انداختن بود.با وجودیکه من با همه نظرات او موافق نبودم ولی در انتقاد همیشه باز بود. او همیشه نظرات خود را ساده و صادقانه و بدون ترس و خود سانسوری می نوشت. انسانی بزرگ بود او را فراموش نمیکنیم. یادش گرامی باد
|
نويسنده: بهلول |
Saturday, April 10, 2010 ساعت 08:55 |
رفتن یک نفر از دنیای مجازی سخت است چه برسد به سفری
بازنگشتنی . تسلیت به دوستان و نزدیکانش .
تا هستیم قدر بدانیم . وقتی رفتیم نالیدن چه سود |
URL:
http://popricorn.blogspot.com
|
نويسنده: کریم |
Saturday, April 10, 2010 ساعت 02:08 |
از نصف شب دیشب که خبر فوت ناخدا را از وبلاگ ملا خواندم تا حالا دمق و پکرم!
به همه وبلاگستان تسلیت عرض می کنم |
URL:
http://ayandema.blogspot.com
|
نويسنده: سام الدین ضیائی |
Friday, April 9, 2010 ساعت 09:53 |
هزار هزار افسوس... |
نويسنده: Anonymous |
Friday, April 9, 2010 ساعت 08:55 |
از شنیدن این خبر بسیار بسیار ناراحت و غمگین شدم. چند خطی به یاد او نوشتم اسد جان! |
URL:
http://borjian.info
|
نويسنده: زیتون |
Friday, April 9, 2010 ساعت 00:38 |
گریه امونم نمیده:( تسلیت به همه اهالی بلاگستان |
URL:
http://z8un.com
|
نويسنده: عمو اروند |
Thursday, April 8, 2010 ساعت 22:56 |
خبری بدی بود. تازه گوشی تلفن را گذاشته بودم و در مرگ دوستی دیگر به اندیشه فرو رفته بودم که همسرم خبر داد:
ممد! کاپیتان رفت!
و چه رفتنی! میگفت شماره تلفنت را به شاتسی دادهام تا اگر مردم ترا و دیگر دوستان بلاگ نیوزی را خبردار کند.
دریغ!
گرگ اجل یکایک ازین گله میبرد
این گله را نگر که چه آسوده میچرد! |
URL:
http://amoo-arvand.blogspt.cim
|
نويسنده: هاله |
Thursday, April 8, 2010 ساعت 17:17 |
ای وای عجب حالام خیلی بد شد |
نويسنده: مینو صابری |
Thursday, April 8, 2010 ساعت 17:13 |
باورم نمیشه!
افسوس... |
نويسنده: دختر همسايه |
Thursday, April 8, 2010 ساعت 14:40 |
حمید عزیز انسان بزرگ با استعداد و خوبی بودی امیدوارم که روحت شاد باشه ...با امید که به دنیای بهتری وارد شده باشی....مطمئنا بسیاری دلتنگت خواهند شد ....و دنیا چقدر کوتاه و چقدر نا عادله ...
دوستدارت دخی |
نويسنده: فرهاد |
Thursday, April 8, 2010 ساعت 14:30 |
اسد عزیز
بد نیست اگر دوستان در بلاگ نیوز پیامی از طرف مدیریت سایت در بزرگداشت ناخدا قرار دهند .
فرهاد جان من مدتهاست که خودم را در بلاگ نیوز بازنشسته کرده ام. دوستانی که هستند باید اینکار را بکنند
|
URL:
http://farhadheyrani.blogspot.com/
|
نويسنده: فرهاد |
Thursday, April 8, 2010 ساعت 14:28 |
اسد عزیز
باور نبود مردی که در اوج درد به همه ما روحیه می داد دشوار است .
تنها دلخوشم به اینکه دیگر دردی نمی کشد و کابوس صندلی چرخدار به سراغش نمی آید .
دریا دلانه با درد ستون فقرات کنار آمد اما غافل شد از قلب رئوفش که طاقت درد مردم نداشت .
به تو و همه دوستان بلاگ نیوزی تسلیت می گویم. |
URL:
http://farhadheyrani.blogspot.com/
|
|
شما میتوانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
|
|
|
|
Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by
1saeed.com.
|
|

آگهی
|