My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


فرزندان خلف

Thursday, June 19, 2008

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند!

برملا شدن فسادی که اخیرا در حکومت مدعی اخلاق اتفاق افتاده است نه اولین بار است و نه آخرین! تازه آنچه این روزها از پرده برون افتاد بخش کوچکی است که از دستشان در رفت. وای بروزی که پرونده سیاه حکومت اسلامی را تاریخ برای نسلهای بعدی بگشاید. اصولا یکی از ویژه‌گی‌های رژیم‌های استبدادی و ایدئولوژیک ایجاد فضایی برای جذب نیروهای فرصت‌طلب و نوکرمنش است. چرا که آنها با تصفیه نیروهای مستقل، منتقد، متخصص و کاردان تنها کسانی را به خدمت می‌گیرند که ستایشگر بی‌چون و چرای رهبر و اندیشه‌اش باشند. نمونه آن را می‌توان در روسیه دوران استالین، کوبای فیدل کاسترو و رهبران ریز و درشت حکومت‌های سابق اروپای شرقی دید. پروژه تصفیه و جذب عناصر فرصت‌طلب و بقول خودشان مکتبی در همان روزهای اول انقلاب آغاز شد. نسل من شاهد است که چگونه افرادی با شعار «حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله» با قمه، زنجیر، چاقو و پنجه‌بوکس احتماع مسالمت آمیز گروههای سیاسی را به خاک و خون می‌کشیدند. کتابفروشی‌ها را آتش می‌زدند. به صورت زنان به اصطلاح بی‌حجاب اسید می‌پاشیدند و حتا دست به ترور می‌زدند. من خود شاهد بودم که چگونه حزب‌الله ( مردم آنروزها به حزب‌الله فالانژ می‌گفتند) مصطفی بختی از اعضای حزب توده و کاندیدای نمایندگی دوره اول مجلس در خرم‌آباد را جلوی خانه‌اش به گلوله بستند. زمان ترور، او بیست و جندسال بیشتر نداشت. بعدها حکومت اسلامی، تمام پست‌های حساس را بین فالانژها تقسیم کرد. آنها را به دانشگاه فرستاد و خیلی‌هاشان بدون آنکه لیاقتش را داشته باشند امروز عنوان استاد و دکتر را یدک می‌کشند. به همین‌خاطر است که واژه استاد از معنای واقعی تهی شده و بیشتر به دشنامی می‌ماند تا یک عنوان آکادمیک! تصادفی نیست که دکتر محمد ملکی در یادداشت اخیرش می‌نویسد: «من که همیشه افتخارم استادیِ دانشگاه بود، غمگینانه باید بگویم دیگر استادی دانشگاه برایم افتخاری نیست و تا و ضع چنین است من استاد دانشگاه نیستم».

نتیجه آنکه نباید از افشاگری‌های عباس پالیزار، نماز جماعت خواندن سرداری با زنان لخت و تعرض حسن مددی استاد و معاون دانشگاه به یک دانشجو شگفت‌زده شد. این‌ها فرزندان و تولیدات خلف همین حکومت‌اند.

 

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 11:01 :::

LINK  | TrackBack 0 | Comment 11
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: شهلا

Wednesday, July 9, 2008 ساعت 16:45


اسد خان جان دیروز به خدا رسیدم از بس دلهره برای بچه های ایران داشتم؛۱۸تیر؛ بود دیگه...

حرفهایی که نوشتی عین واقعیت است.
-----
خیلی کم پیدائید شازده!؟

امیدوارم خوب باشی نازنین.


 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: لاله

Sunday, July 6, 2008 ساعت 14:29

آه و وای و واویلا

 URL:  http://www.rozlaleh.net


 نويسنده: بهروز

Sunday, July 6, 2008 ساعت 09:57

من نمی دونم این دروغ بافی ها که از روی حسادت و عقده شما از نرسیدن به اون چیزی که می خواستید ساخته میشه تا کی می خواد ادامه داشته باشه ؟

خب مشخصه که همیشه فساد توی هر حکومتی وجود داشته. یعنی شما می خواین بگین فقط و فقط توی جمهوری اسلامی این چیزاو جود داره ؟

افرادی رو می شناسم که مخالفان این حکومت هستند و متاسفانه فکر می کنم آشغال تر و پست تر از خودشون روی زمین وجود نداشته باشه و از انجام هیچ کار پستی ابایی ندارند و مطمئنم که فقط دستشون کوتاهه وگرنه اگه به مقامی می رسیدند روی تمامی فاسدان رو کم می کردند . وقتی اینا رو می بینم و حرفاشون رو در مخالفت با این حکومت می شنوم همه چیز برام کاملا مشخصه که چه افرادی مخالف این حکومت هستند ؟ در ضمن یه نفر و دو نفر هم نیستند که بشه گفت از روی طیف کمی به این نتیجه رسیدم !

به نظر من اصلاحات بهتر از براندازیه !


 نويسنده: مهران بهادری

Wednesday, July 2, 2008 ساعت 22:15

اینجانب دو سه ماه پیش بلاگ نیوز ثبت نام کردم اما هنوز اجازه اضافه خبر را ندارم ؟
به آقای حاتمی ایمیل می زنم جوابی نمی دهد ؟
آیا واقعا سرکاری نیست ؟ اگر نمی خواهید ثبت نام کنید این دعوت همکاران را حذف کنید .
شب خوش


بیلی و من: دوست گرامی در حال حاظر بنده هیچ مسئولیتی در بلاگ نیوز ندارم


 نويسنده: مالک

Thursday, June 26, 2008 ساعت 09:31

سلام عمو .. گل گفتی من همیشه اینجا میامدم اون قبلنها حدودا یه سالی میشه خوشحالم هنوز هستی و موفق باشید. . میداف فیلتر شده !


 نويسنده: وبلاگ كامپيوتر و ارتباطات

Thursday, June 26, 2008 ساعت 05:52

خسته نباشی
علی از وبلاگ کامپیوتر و ارتباطات
راستی میشه یه لینک از وبلاگ گروهی ما بزنی
ممنون میشم

 URL:  http://it.blogfa.com


 نويسنده: پانته‌آ

Sunday, June 22, 2008 ساعت 00:13

ما هنوز هم‌نسل شما نيستيم،(خوب ميرسيم بهتون دير يا زود) اما يه چيزهايی يادمون مياد!
از اين حرفها گذشته اصل حال شما چطوره؟ جويای احوال شما از اينور و اونور هستيم، خودتون که کم‌لطفی ميکنيد :)


بیلی و من: ممنون والله همین دورو ورا می پلکیم

 URL:  http://pantea.wordpress.com


 نويسنده: عزیز

Friday, June 20, 2008 ساعت 18:11

سلام بیلی منو لینک کن و به من بگو
بای

 URL:  http://azizi69.persianblog.ir


 نويسنده: حمید میداف

Thursday, June 19, 2008 ساعت 19:18

سنگ را می‌بندند و سگ را رها می‌کنند. هیچ‌یک از کسانی که پالیزدار به آن‌ها اتهام غارت زده است، کتبا یا شفاها، انکار نکرده است. سهل است، شکایتی هم به‌هیچ مقامی ارائه نشده . هنگام افشاگری جزایری آخوندهای متهم به رشوه‌گیری خیلی راحت گفتند: بعله گرفتیم، سهم امام بود، خمس و زکات بود، سهم سادات بود، حق ما بود، گرفتیم خوب هم کردیم. قبح همه چیز در جیم الف از بین رفته است. گویا دکتر مددی معاون دانشگاه گفته است: همانطور که سردار زارعی به‌دستور رهبر آزاد شد، من نیز پس از اینکه سرو صداها خوابید، ولم می‌کنند. تازه من فقط با یک صعیفه نماز گزارده‌ام؛ سردار زارعی که آن‌ها را ردیف کرده بود، من از جلو پیش‌نماز شدم، سردار از عقب، پس‌نماز. ضمنا بی‌خود معطل‌اید، ۹ ماه دیگر بچه مچه‌ای تو کار نخواهد بود، برادران غیور دانشجو نگذاشتند کارمون را بکنیم و لقمه را تو دهن مان حروم کردند.
اسد جان خوش‌حالم مشغله تدریس مهلتی داد برای نوشته‌ای. با اجازه در بلاگ نیوز لینک شد ایضا در بالاترین http://balatarin.com/permlink/2008/6/19/1333330

سپاسگزارم حمیدجان

 URL:  http://www.hamid-midaf.blogspot.com


 نويسنده: خُسن آقا

Thursday, June 19, 2008 ساعت 19:18

باور کن این فالانژها حتی پنج شش ماه قبل از انقلاب هم فعال شده بودند، همانها که در اشغال ادارات و موسسات دولتی اجناس با ارزش را می‌دزدیدند، بعد از تخریب بانک‌ها پول‌های آنرا به تاراج می‌بردند. من خودم بارها شاهد اینگونه صحنه‌ها بودم، متاسفانه در آن حرج و مرج انقلابی، هیچ کش وقت نداشت تا این فالانژها را ببیند. وقتی که حکومت دست آخوندها افتاد که دیگر طبیعی بود. فکر می‌کنی این فالانژها چه کسانی بودند!؟ اینها همانها بودند که سر محله‌ها چاقوکشی می‌کردند و به قول معروف لات‌های محل بودند (اراذل و اوباش زمان شاه) همان‌ها که شب های سینه زنی و محرم و الخ، الم و کتل بر می‌داشتند. همانها که در طول سال جیب می‌بریدند و فاحشه خانه اداره می‌کردند و ماه محرم پیراهن سیاه می‌پوشیدند و همراه آخوندها معرکه کربلا راه می انداختند و در ماه‌های دیگر شر خری می‌کردند. به سخن ساده تر این حکومت اوباشان است، اگر شعبان بی مخ سی سال دیرتر به دنیا آمده بود یقینا در دوران حکومت آخوندی می‌شد سردار شعبان جعفری، نمونه‌های شعبان بی مخ در حکومت آخوندی به وفور داریم.

 URL:  http://blog.hasanagha.org/


 نويسنده: hossein

Thursday, June 19, 2008 ساعت 17:56

دوست عزیز بعد از مدتها باز نوشتهایی از شما اینجا دیده میشود انشاله که کلاس ایده ال پیش میرود و دانش آموزان همه ساعی . دوست عزیز چاپلوسان و دیکتاتور لازم و ملزوم یکدیگرند که اینان او را میسازند و بوجود میاورند و او هم امثال اینها را پرورش میدهد که این بیماری هم ریشه ایی کهن در میهن ما دارد آنقدر مردم نا درست دیده اند کسی هم وظیفه اش را انجام دهد او را آنقدر بزرگ میکنند که دیکتاتور بعدی میشود خلاصه بدنبال قهرمان خواه دن کیشوت خواه خاتمی و خواه ....و مشکل بزرگ فراموش کردن تاریخ نه مال دور دور ها بلکه همین تاریخ معاصر را
موفق باشید

 URL:  http://www.amiryeh.blogspot.com/


شما می‌توانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 


يادآوری می‌شود، به دليل جلوگيری از کامنت‌های حاوی تبليغ، کامنت شما پس از بازبينی منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزارم.



Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.