در سال جدید چون درجه انقلابگری ما بالا رفته است، تصمیم داریم به سبک خاتمیچیها یک سری اصلاحات سطحی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در وبلاگستان انجام بدهیم و سال جدید را برخلاف سالهای گذشته با شوخ و شنگی آعاز کنیم. و اگر چشممان نزدند هر از گاهی مطالبی زیر همین عنوان لُرینیوز بعرض برسانیم، مشروط بر آنکه مصرف ترشیجاتمان را هم کمی پایین بیاوریم.
وبلاگستان
خبر خوبی دارم برای آندسته از بلاگرهایی که مشکل سبک و استیل نویسندگی دارند. بروید اینجا و با دقت و وسواس چند بار این پست را بخوانید تا سبک «سینوسی» را بیاموزید. خواهش دارم قبل از خواندن، یک نگاهی به خودتان بیاندازید، اگر بیمار هستید یا دچار توهم این مطلب بدرتان نمیخورد. و اما سبک سینوسی اینطور است که نویسنده، مطلب را کمجان، بیربط و بدون محتوا آغاز میکند... بعد یکهو جوگیر میشود و وسطش را پُراز محتوا میکند. آخر مطلب هم عین آغازش باز بیربط و بیمحتوا میشود به همین سادگی. به رضا سیدحسینی پیشنهاد میکنیم اگر روزی تصمیم گرفتند کتاب «مکتبهای ادبی»اش را تجدید چاپ کنند این سبک سینوسی را هم اضافه بفرمایند. ما یک همشهری داریم به نام براتعلی(لطفا این نام را بخاطر بسپارید که بعدها اسمش را خیلی خواهید شنید) که خیلی با مزه بود و لابد هنوز هم هست. براتعلی، یک روز آفتابی جمعه به رفیقش میگوید بیا بریم نماز جمعه که به شرکتکنندگان نفری ۱۰هزارتومن میدهند. رفیقش میگوید: «براتجان آمدیم، رفتیم و این پول را ندادند آنوقت چی؟» براتعلی جواب میدهد: « برارجان اینکه مشکلی نیست اگر پول ندادند ما هم میگوزیم تا نمازمان باطل بُوه»
سیاست
راستش شک دارم اصلا در مورد سیاست و وقایع مهم سیاسی هربار بنویسم یا نه! چون میبینم خبرهای سیاسی در ایران سیسال است که تکراری است و بقول ادیبان ملالآور، مگر هر روز شاهد این وقایع در ایران نیستیم:
۱) هر روز، ده بیست نفر دانشجو به جرم «انقلاب مخملی» یا وابستگی به دشمن دستگیر میشوند و همان روز یک نفر با وثیقه میلیونی آزاد میشود که هفته بعد باز دستگیرش میکنند.
۲) هر روز تعدادی از فعالین حقوق بشر، سندیکایی، اهل قلم، ژورنالیست و اینها دستگیر میشوند و همان روز یک نفر را باز با وثیقه سنگین آزادش میکنند و هفته بعد هم طرف مجددا دستگیر میشود.
۳) هر روز درِ چندتا روزنامه یا هفتهنامه را تخته میکنند و در عوض به چندتا از رسانههای خودشان جواز کسب میدهند.
۴) هر روز چند نفر اعدام میشوند، دو سهتا زن سنگسار و چهل، پنجاه نفر به جرم بدحجابی دستگیر که یکی دو نفر از دستگیرشدگان بدشانس هم بطرز مرموزی به قتل میرسند.
۵) هر روز نرخ اجناس، مواد خوراکی، کرایه خانه و... بالا میرود دولت هم مثل همیشه آنرا به گردن دشمن و ضدانقلاب میاندازد.
۶) هر هفته نماز دشمنشکن جمعه به امامت آخوندهای متعهد به نظام و با حضور گسترده دویست، سیصد نفری برادران و خواهران بسیج و انصار، سران سپاه و ارتش، مدیران کلان و روسای ادارات دولتی برگزار میشود. مردم هم در خانههایشان با صدای گوگوش و لیلا فروهر احیانا قری به کمر میدهند.
خب، این خبرهای تکراری و خسته کننده به چه درد میخورد! تازه حرفی هم از هسته، آلودگی محیطزیست، شلاق، دروغهای شاخدار و این چیزها نزدیم و گرنه شماره به صد میرسید.
تا لُرینیوز بعدی شما را به صفار هرندی میسپارم.
بعدالتحریر: این اصطلاح خاتمیچیها، بجای اصلاحطلبان، از شاهکارهای هادی خرسندی است و خیلی هم گویاست. اصلاحطلب به فرد یا افرادی میگویند که عمیقا به حقوق بشر و دموکراسی به معنای واقعیاش اعتقاد داشته باشند و عمل کنند آیا خاتمیچیها اهل چنین پرنسیبی هستند؟