My Danish Blog

« January 2008    صفحه اصلی    May 2008 »

یک خبر از بیژن

Friday, February 1, 2008

سه‌شنبه ۲۹ ژانویه دیدم وبلاگ «روزگارما» آپدیت شده است. طبق معمول رفتم ببینم بیژن چیزی نوشته است یانه! دو عکس از او دیدم، آنهم روی تخت بیمارستان! کلی دم و دستگاه و لوله به او وصل کرده بودند و با اکسیژن نفس می‌کشید. نگران شدم. کامنتی نوشتم: «ایکاش کمی می‌نوشتی و از حالت خبرمان می‌کردی».

امروز دیدم همسرش خانم آناهیتا پزشکپور، پیامی در وبلاگم نوشته‌اند که با اجازه ایشان در همین صفحه جهت اطلاع دوستان بیژن منتشر می‌کنم و برایش آرزوی سلامتی دارم.

 

«سلام. من همسر بیژن صف‌سری هستم. کامنت محبت‌آمیزتان را خواندم و احساس کردم نیاز به توضیح است. بیژن، در بیمارستان است و قادر به نوشتن مطلب نیست و در حال حاضر ممنوع‌الملاقات است و من فکر کردم بدنیست برای آن دسته از دوستان که با محبت تمام، پیگیر بیماری و شرایط جسمی بیژن هستند عکسی گویا  در وبلاگش بزنم. به سهم خود مجددا از محبت شما سپاسگزارم. انشاالله بعد از بهبودی، بیژن شخصا از محبتتان سپاسگزاری خواهد کرد».
                                                                          

                                                                 با احترام آناهیتا پزشکپور


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 15:02 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 4

پنج سال گذشت

Wednesday, February 6, 2008

امروز بیلی پنج ساله شد. پنج سال است که او رفیق و مونس من است. گاهی دوستان می‌پرسند فلانی حوصله‌ات از تنهایی سرنرفت که پاسخم همیشه این بوده: «من تنها نیستم مگر بیلی را نمی‌ببینید.»

زندگی با بیلی چندان هم ساده نیست. دستکم سه بار باید بیرون برود در هر هوایی و در هر فصلی. صبح‌های زود یکبار، که معمولا زمان و مسیر گردش را من تعیین می‌کنم چون باید بروم سرکار. باردوم بعدازظهر است که بیلی تصمیم می‌گیرد کجا برویم و کی برگردیم که معمولا بیش از یکساعتی طول می‌کشد. می‌ماند گردش شبانه که هردو تصمیم می‌گیریم.

بیلی تنها یک وعده غذا می‌خورد. ساعت شش عصر حتما شامش باید آماده باشد وگرنه زمین و زمان را بهم می‌ریزد. عاشق چلومرغ است و اگر هرروز برایش آماده کنی با اشتها و رضایت کامل میل می‌کند. کباب و ماکارونی در رده‌های بعدی لیست غذاهایش قرار می‌گیرد.

بیلی با آن‌که کوچکترین سگ دنیاست(کوچکتر از یک گربه‌، با وزنی حدود ۲۵۰۰ گرم) شخصیتی بسیار قوی دارد و سری نترس، در عین‌حال فوق‌العاده با هوش است. صدای سه‌تار را نسبت به سازهای دیگر خیلی زود تشخیص می‌دهد و عاشق سه‌تار احمد عبادی است. گاهی که خیلی سربسرم می‌گذارد و می‌خواهد با او بازی کنم و من گرفتار کاری هستم یا بی‌حوصله‌ام سی‌دی عبادی را برایش می‌گذارم، بلافاصله می‌پرد روی مبل و گوش می‌دهد. جالب آن‌که وقتی سی‌دی تمام می‌شود نگاهی به من می‌اندازد و چندتا پارس می‌کند که یعنی فلانی تمام شد دوباره می‌خواهم گوش کنم، باورکنید اغراق نیست.

بیلی با استفاده از حس بویایی، شنوایی، نگاه، اندام(بویژه حرکت دُم و گوش) و با صداهای مختلفی با من ارتباط برقرار می‌کند به عبارتی سخن می‌گوید و در عین‌حال تمام عادت‌ها و رفتارهای من را در حالت‌های روحی مختلف می‌شناسد. من با او دانمارکی حرف می‌زنم. مثلا بیا، برو، بنشین، از این طرف، بایست، منتظر بمان و بطورکلی جمله‌ها و واژه‌هایی که برای ارتباط با او ضروری است. در عین حال فارسی را هم در همان حد می‌فهمد. یکی از دوستانم که بیلی را خیلی دوست دارد و البته این احساس دوطرفه است وقتی بدیدنمان می‌آید با او لری حرف می‌زند. این را هم بگویم که رفتارش با دوستانم یکسان نیست و بستگی دارد که هرکدام چگونه و چطور او را تحویل بگیرند. دوست داشتن و عشق در قاموس بیلی بی‌مرز است. نه باید و نبایدی دارد و نه خط قرمزی تا آنجا که اگر خطری تورا تهدید کند او خود را برای نجات تو قربانی می‌کند. بی‌خود نیست که می‌گویند کاش انسان عشق و وفاداری و محبت را از سگ‌ می‌آموخت.

می‌بینم این پست دارد بیش از حد دراز می‌شود. گفته‌ها و ناگفته‌ها در مورد بیلی بسیار است اما باید بگویم زندگی با موجودی دیگر نگاهت را به طبیعت و جهان پیرامون عوض می‌کند و از این‌که می‌بینی انسان این جانوری که مدال اشرف‌ مخلوقات را هم به گردن انداخته است در نابودی کره زمین چه شتابی دارد بغض‌ات می‌گیرد و از انسان بودنت خجالت می‌کشی.

آلودگی محیط زیست، از بین بردن جانوارانی که در هارمونی کامل با طبیعت زندگی می‌کنند و قبل از انسان در این کره خاکی زیسته‌اند، جنگ و کشتار به نام خدا و مذهب، ایدئولوژی، ناسیونالیست و هزار کوفت و زهرمار دیگر بخش کوچکی از پرونده سیاه بشریت است. آیا شما حیوانی را می‌شناسید که این همه جنایت کرده باشد؟

بیلی جان تولدت مبارک   


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 09:02 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 33

کشف!

Friday, February 22, 2008

نخست از تمام دوستانی که در پست قبلی‌ام «پنح سال گذشت» با نوشتن پیام‌های پر مهر ما را مورد تفقد قرار دادند سپاسگزاریم. برخی از دوستان هم خواسته بودند که بیشتر در مورد بیلی بنویسم که می‌گذارم برای بعداز انتخابات مجلس حکومت اسلامی!

 

راستش ما تازگی‌ها کشف بزرگی کرده‌ایم که نمی‌دانم شما تا چه اندازه این کشف را جدی می‌گیرید. قضیه از این قرار است حقیر دشمن اصلی حکومت اسلامی را کشف کرده‌است. این دشمن نه آمریکاست نه اسراییل و نه ضد انقلاب، بلکه یک جفت «دست» است. باور نمی‌کنید؟ با کمی توضیح متوجه خواهید شد.

ببیند مثلا رهبر، مرتب می‌گوید: «دست‌ها»یی در کارند تا ملت ما را نسبت به نظام بدبین کنند. رییس‌جمهور هم چپ و راست و در هر سخنرانی از این «دست‌ها» نام می‌برد. فرضا اگر گفته شود تورم در دولت آقای احمدی‌نژاد بیداد می‌کند، ایشان بلافاصله می‌گویند: «دست‌ها»یی در کارند تا دولت مردمی را تضعیف کنند یا «دست‌ها»یی در کارند تا تمام مشکلات مملکت را به گردن دولت بیاندازند. رییس و اعضای شورای نگهبان، رییس و اعضای مجلس تشخیص مصلحت، روسای ارتش و سپاه، بسیج، شهردار تهران، نمایندگان مجلس، امامان جماعت و خلاصه همه از دخالت و کارشکنی این «دست‌ها» گله‌مندند. از طرف دیگر کسانی هم که در قدرت نیستند کلی از دست این «دست‌ها» شاکی‌اند. به سخنرانی‌های اخیر خاتمی‌چی‌ها نگاهی بیاندازید تا متوجه شوید که ما پرت و پلا نمی‌گوییم. آنها هم می‌گویند: «دست‌ها»یی درکارند تا بازماندگان امام (ره) را تخریب کنند یا همان «دست‌ها» درکارند تا برعلیه نیروهای خط ‌امام سم‌پاشی کنند و یا «دست‌ها»یی در کارند تا صلاحیت کاندیدهای خط‌امام را رد کنند.

البته این «دست‌ها» ویژگی‌هایی هم دارند که در بیشتر سخنرانی‌ها به آن اشاره می‌شود که ما با دقت و تحقیق و تفحص خصوصیات این دست‌ها را برای شناسایی بیشتر دسته‌بندی کرده‌ایم:

۱) این دست‌ها «نامریی» هستند یعنی آنها را نمی‌توان دید مثال: « دست‌های نامریی درکارند تا اسلامی بودن نظام را زیر سوال ببرند»

۲)  این دست‌ها یک «دست» نیستند بلکه دو تا دست هستند چون همیشه گفته می‌شود: «دست‌هایی در کارند» اگر می‌گفتند دستی در کار است طبیعتا ما می‌فهمیدیم که تمام دخالت‌هایی که در حکومت اسلامی می‌شود زیر سر یک «دست» است که تحقیقات ما خلاف آن را ثابت می‌کند یعنی ما با یک جفت دست سروکارداریم.

۳) این دست‌ها علاقه‌ی عجیبی به برقراری رابطه با آمریکا را دارند. مثال: «دست‌هایی در کارند تا نظام را مجبور کند با آمریکا پای میز مذاکره بنشیند.»

۴) این دست‌ها با صهیونیزم و اسراییل رابطه تنگاتنگ و دوستانه‌ای دارد. مثال: « دست‌هایی نامریی در کارند تا ما جنایات اسراییل و صهیونیست‌ها را فراموش کنیم و آنها را به رسمیت بشناسیم.»

۵) این دست‌ها چند ویژگی کم اهمیت‌هم دارند که پشت‌سرهم ردیف می‌کنیم و مبحث را می‌بندیم.

طرفداری از حکومت لائیک، بی‌ناموسی، تهاجم فرهنگی، ضدانقلاب و...

 

حکم اعدام «یعقوب مهرنهاد»، را شدیدا محکوم می‌کنم و خواهان آزادی بدون قید و شرط او هستم.

 

 

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:02 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 5

میهمانی

Monday, February 25, 2008

آقای هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان رهبری میهمانی ترتیب داده‌اند که در آن سران سه قوه هم شرکت داشته‌اند. اول اینکه مناسبت میهمانی معلوم نیست. دویم مدعوین به صرف چای و قلیان دعوت شده‌اند یا چلوکباب؟ آنهم در هاله‌ای از ابهام است. بهرحال این موضوعات چندان اهمیت ندارد آنچه مهم است سخنرانی‌های کوتاه و بلند میزبان و میهمانان است که هرچه ما به مغزمان فشار آوردیم که توضیح و تفسیری برایش پیدا کنیم نتواستیم، حتا بیلی هم با آن همه هوش از اظهار نظر در این مورد عاجز است و می‌گوید تفسیر را بعهده خوانندگان وبلاگ بگذاریم.

سخنان میزبان: «متصديان و مروجان فرهنگ غرب و لائيك در تكاپو هستند تا مثل خوره در جامعه ما رخنه نمايند كه آثار منفی آن بسيار فروان است.»

رییس جمهور: «دولت برای مساجد و مصلی‌ها، علاوه بر بودجه‌‌های استانی، رديف‌های بودجه ملی در نظر گرفت.»

رییس مجلس: «يكی از افتخارات مجلس هفتم تخصيص بودجه برای حوزه‌های علميه و مراكز دينی مثل مصلی‌ها و مساجد است.

پیدا کنید پرتقال فروش را؟ 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:02 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 4


Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.