My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


نظرخواهی در باره جنگ

Saturday, October 27, 2007

در این پست، قصد دارم از ایرانیان داخل و خارج کشور در مورد حمله احتمالی آمریکا به ایران، نظرشان را بپرسم اما قبل آن بشنوید پاسخ خودم را به این پرسش که مدت‌ها مشغله‌ ذهنی‌ام بوده است.

«من اصولا با جنگ مخالفم حالا در هر پوششی می‌خواهد باشد، جنگ مقدس، دفاع از میهن، مبارزه با تروریست و ... برای من جنگِ خوب و جنگ بد وجود ندارد. جنگ یعنی کشتار، تخریب و ویرانی، مختل کردن زندگی روزمره یک ملت، نابودی محیط زیست، آسییب‌های جبران ناپذیر روحی و روانی و در یک کلام «خشونت مطلق». از این منظراست که من در هیچ جنگی شرکت نخواهم کرد».

و حالا  از شما می‌پرسم:

آیا اگر آمریکا به ایران حمله کند شما در کنار نیروهای نظامی جمهوری اسلامی قرار می‌گیرید و با مهاجمان می‌جنگید؟ اگر در خارج از کشور هستید به ایران برمی‌گردید و در جنگ شرکت می‌کنید؟ چرا؟

امیدوارم دوستان در این نظرخواهی شرکت کنند.

 

 

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 11:20 :::

LINK  | TrackBack 0 | Comment 35
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: مینا

Wednesday, February 6, 2008 ساعت 17:36

باسلام. اگر من پسر بودم نشونه امریکا و بعضی از این پسرا میدادم


 نويسنده: فرخ

Thursday, November 22, 2007 ساعت 16:47

ارزوم اغاز جنگه چون چون وقته که با تمام وجود داد میزنم


 نويسنده: کيومرث

Saturday, November 3, 2007 ساعت 08:45

ازآن وقت ها:
يک گروه ازهمولاتی ها داوطلب رفتن به جنگ و رهسپار گرديدند. بعدازکوتاه مدتی تعدادی ازآنها برگشتند البته نصفه نيمه ، ازآنها پرسيده شد که چرابرگشتند ميگفتند، برار اونجا جنگ خداباخدا بود وبرنوهای ما بدردکاری نمیخورد.يک صدای غرمبه ميامد دو،سه تا ازماناکار ميافتادندو....
متاسفانه بايستی سئوال شمارابايک سئوال پاسخ دهم ، آنموقع جنگ خداباخدا بود حالا جنگ کی باکيست؟
سبزباشی

 URL:  http://www.qmars.dk


 نويسنده: امین ثابتی

Thursday, November 1, 2007 ساعت 09:45

سلام اسد خان:
به نظر من جنگ بدترین و حالت تهوع‌آورترین رخ داد دوران بشری است که از تمام وجودم از آن بدم می‌آید. حتی از واژه‌ی آن.
اما اگر آمریکا به ایران حمله کند من یکی به نوبه‌ی خودم در این جنگ شرکت نمی‌کنم چون ایران را به عنوان وطنم قبول ندارم. در ضمن من باعث ایجاد این جنگ نشده‌ام و به همین دلیل، علتی برای دفاع و شرکت در جنگ نمی‌بینم.
ممکن است کمی خودخواهانه باشد ولی این دیدگاه من است.

 URL:  http://www.aminsabeti.net


 نويسنده: مانی

Wednesday, October 31, 2007 ساعت 15:44

هیچ آدمی با جنگ موافق نیست. حتی سربازهای آمریکایی اگر به میل خودشان باشد فورا به خانه هایشان بازمی گردند. یا مزدوران بلاک واتر، اگر می توانستند همان دستمزدی را که در عراق می گیرند از اداره سوسیال دانمارک بگیرند، یک لحظه هم در عراق نمی ماندند. مخالفت با جنگ به این معنا نیست که «من نمی رم ایران در کنار سربازان جمهوری اسلامی علیه مهاجمان بجنگم». مخالفت با جنگ یعنی تلاش برای جلوگیری از آن یا تلاش برای صلح.
حالا اگر هم جنگ شد، لازم نیست در ایران علیه مهاجمان بجنگید. اما بیلی می تواند لای آوارها دنبال اجساد بگردد و خودتان هم می توانید برای رفع بی حوصله گی سربازهای آمریکایی، برای آن ها برقصید یا استریپ تیز کنید. می دانید که، سربازهای آمریکایی عادت دارند وقتی که حوصله شان سر می رود، به قتل و غارت بپردازند.

 URL:  http://manib.blogfa.com


 نويسنده: صادق

Wednesday, October 31, 2007 ساعت 10:39

مسخره است که در این قرن و با این تکامل هنوز مشکل جنگها حل نشده است!
من هرگز تن به جنگ نخواهم داد...

 URL:  http://blognevesht.com


 نويسنده: داریوش

Wednesday, October 31, 2007 ساعت 06:29

قطعا با جنگ مخالفم . تصور همکاری با هر تشکیلاتی در حال حاظر کمی سخته هر چند فکر کنم اگر جنگی بشه نیروی انتظامی و هر ارگان دیگه ای دوست داره با خودی هاش جنگ پیش رو ببره نه با مو سیخ سیخ کرده ها ای پاد به دست !!به نظرم تصور چنین برخوردی در اون زمان چیزی غیر از این نیست .جنگمون هم سلیقه ای میشه

 URL:  http://dariushkabir.com


 نويسنده: yek nazar

Tuesday, October 30, 2007 ساعت 11:56

بله برمیگردم چون نمی خوام مثل پدرانم در آینده جوابگو باشم که چرا برای مشکل داشتن با حکومت کشورم رو دو دستی تحویل بیگانه دادم (حالا چه عرب چه مغول چه چشم آبی مو بلوند)


 نويسنده: صادق دالوندی

Monday, October 29, 2007 ساعت 23:04

جنگ سیاه است. مطلقا سیاه ! اما اگر تیغ این زنگیان مست به جانم بیفتد بعید می دانم که راهی جز دفاع داشته باشم اخوی! اما به طور کل سلطه هیچ خارجی را دوست ندارم و با آن مقابله خواهم کرد.

 URL:  http://montaghed.net


 نويسنده: Mohsen

Monday, October 29, 2007 ساعت 20:32

Salaam
I do agree with most of the stuff you have written about war, at a personal level I believe killing a person is the worst of the crimes anybody would commit,
I am forty years old, I have got two kids, a boy 8 years old, his name is Danial and a girl 11 month old, her name is Denise, If I feel anybody is trying to hurt them, I am ready to kill, regardless of the negative emotions and even my personal principles.
Best regards
Mohsen


 نويسنده: سایه دموکراسی

Monday, October 29, 2007 ساعت 08:40

خواهش میکنم یه گفتگویی هم در مورد حقوق از بین رفته ایران در اجلاس اخیر، در مورد دریای مازندران مطرح کنید.
سپاسگزارم


 نويسنده: سایه دموکراسی

Monday, October 29, 2007 ساعت 08:27

سلام
به نظر من در این کشور برای اینکه اوضاع ملت دارای ثبات و سر و سامانی بشه و محیط مناسبی برای آیندگان و فرزندان این مملکت ایجاد بشه میبایستی جور خیلی از کارها رو کشید. خون و خونریزی که مطمئنا اتفاق خواهد افتاد. اما به نظر من نسلی از بین می روند تا نسلهای دیگر بتوانند زنده بمانند بتوانند خودشان تصمیم بگیرند. نمیگم ما محکوم قبول مساله جنگ باشیم ولی اگه کشت و کشتار توی این دوره اتفاق نیفته توی دوره بعد یا بعدترش اتفاق میفته. این یه اتفاق ناگریز برای ایرانیان داخل کشور هست. مطمئنا هیچ کس باور نداره که مملکت ایران با آرامش و بدون خونریزی به ثبات و دموکراسی میرسه. پس اگه ما فدای این جنگ ناخواسته شدیم میشیم زمینه ساز دموکراسی آیندگان.به خدا منظورم این نیست که جنگ خوبه ولی فکر کنم تنها راه حل باشه. اگه از بیرون این کشمکش رخ نده، از داخل ملت به جان هم می افتند.


 نويسنده: رضا

Monday, October 29, 2007 ساعت 06:13

ای کاش یک فرم نظر خواهی درست می کردی و همه چیز را آماری می تو نستی تفسیر کنی. مثلا
مرد-زن
آیا خانواده در ایران دارند بلی-خیر
ضد جنگ بلی-خیر
آیا در صورت بروز جنگ به ایران میروند بلی-خیر
انگیزه از رفتن میهن- خانواده- مذهب- قوم
آیا دولت جمهوری اسلامی را به طور کلی حمایت می کنید؟ بلی-خیر
و...

بیلی و من: پیشنهاد جالب و قابل تعمقی است. شاید در آینده اینکار را کردم


 نويسنده: طاهره

Monday, October 29, 2007 ساعت 05:55

وقتي كامنت آقاي شاهين دلنشين رو ميخوندم به فكر فرو رفتم، آقاي عليمحمدي؟ فكر نمي كنيد حق با ايشون باشه؟

 URL:  http://delamchoondaryast.persianblog.ir


 نويسنده: مانی خان

Monday, October 29, 2007 ساعت 04:02

اسد جان چرا سوالهای سخت سخت میپرسی اول اینکه جنگی در کار نیست این آخوندها را خود اینها آورده اند و حال میخواهند از کیسه مردم خرج کنند و اینها را ببرند جریان انقلاب مخملی اینها را چنان ترسانده که سپاه و بسیج را یکی کردند برای دشمنان داخلی که مردم باشند غرب دست اند کار معامله با اینهاست که اگر باج را دادند که دویست سال دیگر هم میمانند چه ما جنگ را دوست داشته باشیم و در آن بخواهیم شرکت کنیم و با دوست نداشته باشیم ولی اگر امریکا حمله کند و بخواهد به ما تجاوز کند مطمئن باش که من اولین نفر شاید نه ولی دومین نفر خواهم بود که اسلحه را بردارم و به جنگ امریکا بروم البته اگر به کانادا مخصوصا ونکوور حمله کند اگر به ایران حمله کرد راهش دور است بلیط هم گران میشود نمیشه رفت البته من هم مثل خیلی های دیگر از راه دور پارس میکنم

 URL:  http://gapvgoft.blogspot.com


 نويسنده: مسعود

Monday, October 29, 2007 ساعت 03:04

سئوال نا میزان جواب های نامربوط تر هم در دنبال دارد. اگر کسی فکر میکند که قادر است آدرنالین خونش را تنظیم کند محتمل یا خل است یا خیلی پدر سوخته. ببخشید من بعد از خواندن وبلاگ سیبل طلا این چند خط بی ادبانه را نوشتم و کمال همنشین در من اثر کرده. وگر نه من اینقدر بد دهن نیستم!

 URL:  http://www.lost_peice.blogspot.com


 نويسنده: شاهین دلنشین

Sunday, October 28, 2007 ساعت 17:47

ایران در اشغال نظامی ِ نیروهای بسیج و حزب الله و سپاه پاسداران است. من این جمله که میگوید:؛من اصولا با جنگ مخالفم؛ را نمیتوانم بفهمم. شما فکر کنید که یک نفر هر روز میاید و یک چک محکم در گوشت میکوبد و هیچ نصیحت و اندرز و تهدیدی هم حالیش نمی شود و تو به هیچ جا هم نمیتونی شکایت کنی. پس یا باید تا آخر عمر تحمل کنی؛یا غیرت نداری و یا قدرت نداری و نمیتوانی بدست بیاری؛ یا کاری کنی که طرف از بین برود. البته میتوانید به جای ؛چک زدن؛ سنگسار بذارید، اعدام بذارید، شکنجه بذارید. من هم مانند شما، با حمله ی نظامی آمریکا به ایران مخالفم. اما اگر حمله ای صورت گرفت، دیگر با واقعیت جنگ روبرو هستیم و در آن موقع، دیگر گفتن اینکه ؛من اصولا با جنگ مخالفم؛ به دردی نمیخورد. آیا در کنار این اصل، فرعی هم وجود دارد؟ من به ایران برنمیگردم که بجنگم، اما اگر مجبور به زندگی در ایران بودم و جنگ، واقعیتی برایم بود، اولین کاری که میکردم، شرکت در سرنگونی ِ جمهوری اسلامی بود.

 URL:  http://rendeaalamsuz.blogspot.com


 نويسنده: محمود زمانی

Sunday, October 28, 2007 ساعت 12:07

من نیز در خارج از کشور زندگی می‌کنم. اگر آمریکا به ایران حمله کند در جنگ شرکت نخواهم کرد چونکه ایران دیگر وطن من نیست. آنجا وطن آخوندها و امثال احمدی نژاد و شریعتمداری و انصار حزب‌الله، بسیج و حوزه‌های دولتی علمیه قم و مشهد و اصفهان است. خودشان جنگ افروزی کرده‌اند خودشان هم از ام‌القرای اسلام دفاع کنند.


 نويسنده: فریچ

Sunday, October 28, 2007 ساعت 09:08

من در خارج زندگی می‌کنم و اگر چنین تهاجمی صورت بگیرد به باور من رژیم ملاها مقصر اصلی هستند که از روز روی کارآمدن جهان را تهدید می‌کنند و مرتب عربده می‌کشند و من مثل همه مردم ایران طرفدار صلح و گفتگو هستم. با هر جنگی مخالفم به جز جنگ خونین انار و دندان!


 نويسنده: نق نقو

Sunday, October 28, 2007 ساعت 06:34

اگر این چنین جنگی اتفاق بیفتد، چه درآن شرکت کنیم، چه نکنیم، چه به ایران برویم چه نرویم، چه درکنار آمریکا بجنگیم چه درکنار جمهوری اسلامی، نتیجه اش فرقی ندارد: ویرانی، کشتار، تجزیه، اضمحلال، بدبختی، نکبت، و وضعیتی که آرزوی روزی مثل حالا را بکنیم (کما اینکه خیلی ها آرزوی بازگشت به دوره ی شاهنشاهی را دارند). باید به هرترتیب جلوی چنین جنگی را گرفت.

 URL:  http://www.neghneghoo.com


 نويسنده: محمد

Sunday, October 28, 2007 ساعت 02:48

من داشتم به سوال شما فکر می کردم: «در کنار نیروهای نظامی جمهوری اسلامی» اين نيروهای نظامي کي هستند؟‌از کره مريخ که نيامده اند. همه شان در اقليمي بزرگ شده اند که ما به نام ايران مي شناسيم. به همان اندازه حق زندگي و حق زندگي خوب را دارند که ما داريم. حالا چون به قضاي روزگار قرار شده که اين چند روز عمر را به دور از آن اقليم بگذرانيم، دليل نشد که خودمان را بهتر از آنها بدانيم. که ما اين گزينش را داريم که برگرديم ويا برنگرديم. ولي آنها اين گزينش را ندارند. چون در آن اقليم به دنيا آمده اند و پول و پله کافي نداشته اند که از مملکت خارج شوند پس چشمشان هم کور در نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي بجنگند و از جمهوري اسلامي دفاع کنند. فکر مي کنم اشکال با طرح سوال است که بين «ما» خارج نشين ها و «آنها» که به قضاي روزگار بايستي در جبهه ها بجنگند تفاوت قائل شده ايد. وقتي هم به بمب ها شروع به ريزش کردند، ما مي توانيم به ميخانه هايمان پناه ببريم و همه چيز را فراموش کنيم ولي هيهات که آنها نمي توانند.

 URL:  http://nagoftaniha2.blogspot.com


 نويسنده: سمیه

Saturday, October 27, 2007 ساعت 21:51

من احتمالا برمیگردم. نه برای این که در جنگ شرکت کنم، برای این که کنار خانواده باشم و یا با هم بمیریم،‌ یا با هم زنده بمانیم. و حداقلش در ترس و سختی کنار هم باشیم.


 نويسنده: شهلا

Saturday, October 27, 2007 ساعت 21:32


البته با حمله آمریکا به ایران نیر همینجور

 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: شهلا

Saturday, October 27, 2007 ساعت 21:31


من نیز با جنگ مخالفم.


 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: رهگذر

Saturday, October 27, 2007 ساعت 21:27

مسلما نه. به فرض جنگ شود نیروی خارجی چه می کند که این حکومت نکبت نمی کند؟ عراق را عراقی ها دارند به آتش می کشند یا امریکاییان؟


 نويسنده: ایران امروز

Saturday, October 27, 2007 ساعت 18:49

نه اسد جان. من در جنگ شرکت نمی کنم - و بطور کلی به هر جنگی مخالف هستم. حتی اگر در خیابان به عنوان سرباز فراری دستگیر بشوم. جنگ یعنی خون ، یعنی یک عمر تلاش و کوشش و همه را یک شبه به باد دادن ، یعنی نابودی را به جای ساختن و آبادانی جایگزین کردن.

باز هم می گویم ، روزگار امروز ما با سال های اول انقلاب که شور انقلابی در میان مردم و حاکمان برپا بود فاصله های زیادی دارد.

 URL:  http://siyasat.blogsky.com


 نويسنده: پویا

Saturday, October 27, 2007 ساعت 17:21

اسد جان سلام. موضوع خوبی را مطرح کردی. من فکر می کنم بخصوص با تجربه ی جنگ ۶ ساله ای (پس از آزادسازی خرمشهر) که آقایان، کشور ما را به آن کشاندند دیگر باید روشن باشد که در مقابل ماجراجویی ها و رویاهای قدرت طلبانه، باید صدای سومی را بلند کرد. صدای سوم یعنی در مقابل ماجراجویی های هر دو طرف ایستادن. شاید این صدای سوم بتواند به آقایان بقبولاند که مردم در برابر ماجراجویی های شان بی تفاوت نیستند. اگر کسی بگوید که خوب،‌ این که جلوی جنگ را نمی گیرد، می شود گفت که زیر پرچم آقایان هم شعارهای ؛جنگ جنگ تا پیروزی؛ را دادن هم فقط به نفع ماجراجویانی مثل دیک چنی و لابی های اسرائیلی است که می خواهند مسئله ی ایران را بعنوان یک قدرت با جمعیت و توانایی زیاد در منطقه شاید برای همیشه حل کنند. من دفاع از ماجراجویی های آقایان را کشور دوستی و ناسیونالیسم نمی دانم. همین حالا هم سیاست های اتمی و موشکی در کشور ما،‌ منطقه را وارد یک بحران مسابقه تسلیحاتی و امنیتی کرده است. این ها به نفع کشور ماست؟ به نظر من باید با جنگ و ماجراجویی مخالفت کرد، چه از نوع ؛ایرانی اش؛ و چه از نوع خارجی آن. ببخش که طولانی نوشتم.
به امید روزهای بهتر - پویا

 URL:  http://www.pouyashome.com/weblog/


 نويسنده: فرید

Saturday, October 27, 2007 ساعت 16:55

من آدم ترسو و بزدلی هستم .در جنگ ایران و عراق شرکت نکردم کسی را نکشتم و
کسی هم مرا نکشت .کمتر ملتی را دیدم که دیالوگ پذیر باشد و در جنگ شرکت کرده باشد.
بگذاریم این دفعه، سران حکومتها در خط اول باشند و ببینیم چگونه این وطن پرستان برای
وطنشان جان می دهند.
آیا خون ما ارزش کمتری دارد؟

 URL:  http://www.relaxinstitut.blogfa.com


 نويسنده: شیرین رئیسی دهکردی

Saturday, October 27, 2007 ساعت 15:12

سلام و خسته نباشی به همه شما دوستان
صحبت از جنگ که می شه همه بدنم می لرزه ، جنگ یعنی ویرانی و من با جنگ
مخالفم. ولی اگه جنگ هم بشه متاسفانه ویا خوشبختانه به جنگ با دشمن و مخالف
آن هم نمی روم. همیشه در هر جایی وقتی جنگی تموم می شه هیچ کس بخاطر
نمی آره اصلا چرا شروع شد؟ و بعد می بینیم چه بهای سنگین و غیر قابل جبرانی
واسش دادیم.
اینه که از ته دل آرزو می کنم روزی را ببینم که همه بتونند در کمال آزادی و امنیت
و با احترام به همدیگه به حرفهای هم گوش بدهند و جنگ، واژه ای ناآشنا شود.
این تنها چیزی است که آرزو می کنم .

 URL:  http://www.medicalinformation.blogfa.com


 نويسنده: عمو اروند

Saturday, October 27, 2007 ساعت 14:33

من نیز با جنگ از هر نوعش مخالفم ولی دفاع از وطن نیز معنائی دارد. از کدام وطن باید دفاع کرد؟ از وطنی که حاکمانش دردی بدل ندارند جز ریشه‌کنی مخالفان خویش، از هر نوعش مسلمان یا غیر مسلمان، فرقی نمیکند برای آنان. تازه رفتیم جنگیدیم و در جنگ هم پیروز شدیم، همان‌گونه که در جنگ عراق به نوعی پیروز شدیم، چه دست ما را خواهد گرفت؟

 URL:  http://amooarvand.blogspot.com/


 نويسنده: ملا حسنی

Saturday, October 27, 2007 ساعت 13:21

اسد جان
سوال خوبی پرسیدی. من حدس میزنم اکثر دوستان در جواب این سوال شروع کنند به شعار دادن و حرفهای حماسی زدن ولی من میخواهم رک و پوست کنده حرف دلم را بزنم:

فکر نمیکنم کسی را در دنیا پیدا کنی که ادعا کند جنگ خیلی خوب است. حتی کسانی هم که منافع مستقیمی در جنگ دارند- مثل صاحبان اسلحه سازی- هیچوقت نمیگویند جنگ چیز خوبی است.
بنابر این زیاد وقت خودمان را در این باره تلف نکنیم.
اما قسمت بعدی سوالت جای تامل دارد.
اصولا چرا ما با جنگ مخالفیم؟ چون خرابی و ویرانی و کشتار بیگناهان را بهمراه دارد. غیر از این است؟
خب. حالا سوال اینجاست چکونه ما از جنگی که امریکا علیه ایران براه بیاندازد بیزاریم- بدلیل همان خرابی و ویرانی و کشت و کشتار بیگناهان- ولی از حضور و تداوم یک حکومتی که شاید میزان خرابی و ویرانی و کشتار و زندانی کردن بیگناهانش دست کمی از یک جنگ مخرب را ندارد واکنش نشان نمیدهیم؟
ممکن است کسی بگوید خب٬ تغییر شرایط داخلی حتما باید از داخل شروع شود و تا مردم خودشان نکان نخورند هیچ فایده‌ای ندارد.
این حرف در ظاهر حرف درستی است ولی مگر ما خودمان را نمی شناسیم. ما ملت تنبل و فرصت طلبی هستیم. حاضر نیستیم برای آینده خودمان هزینه کنیم. منتظر فرصت هستیم تا حکومت ضعیف شود تا او را چنان زمین بزنیم که از صفحه روزگار محو شود.
من هم که عضوی از این ملت هستم٬ حاضر نیستم خودم را بخطر بیاندازم. نه حاضرم علیه متجاوزان بجنگم و نه حاضرم بنفع این حکومت خودم را بخطر بیاندازم. منتظرم این حکومت را دیگران به زمین بزنند و من هم برگردم ایران زندگی‌ام را بکنم.
راست و حسینی حرف دلم را زدم.

 URL:  http://mollah.blogspot.com


 نويسنده: مهران

Saturday, October 27, 2007 ساعت 13:19

سلام
به نظر من حمله ی آمریکا به ایران جزو سناریو های ساختگی کاخ سفید برای کنترل / انحراف افکار عمومی است و برنامه ای برای این کار در کار نیست. اما اگر چنین شود فکر نمی کنم از دست من و امثال من کاری بر بیاید. من که نمی توانم جلوی موشک کروز را بگیرم. در آن یکی دو هفته هم پروازی به تهران نیست که برگردیم. فقط باید پای تلویزیون و اینترنت بنشینیم و دعا کنیم.

 URL:  http://xseer.com/


 نويسنده: طاهره

Saturday, October 27, 2007 ساعت 12:33

اسد جان من از جنگ متنفرم. به تبعاتش كه فكر ميكنم دلم به درد مياد. من نسل جنگ ايران و عراق هستم. هم سن هاي من رفتند توي جبهه كشته شدند و يا حالا گوشه بيمارستانها و يا آسايشگاهها شيميايي اند .

 URL:  http://delamchoondaryast.persianblog.ir


 نويسنده: مهراز

Saturday, October 27, 2007 ساعت 12:26

درک نمیکنم حرفتان را! جنگ بد است کشتار هم همین طور ناوبدی محیط زیست و ... اما دفاع لازم است به صرف بد بودن جنگ نمیتوان چشم بر همه چیز بست و گفت بد بد است دیگر حال میخواهد مقدسش باشد یا چیز دیگر؟ نمیجنگی اما حاضری برادرت جلوی چشمانت کشته شود؟ نمی جنگی اما حاضری خانه ات در مقابل چشمانت ویران شود؟ به ناموس و وطنت تجاوز شود اما چون دلرحمی تان اجازه نمیدهد در جنگ شرکت نمیکنید... کسی مجبور به شرکت در جنگ نیست تو مجبور نیستی بجنگی و اگر نجنگی هم خرده ای بر تو وارد نیست اما اگر با دفاع ار خاک دفاع از ناموس و دفاع از وطن مخالف باشی دیگر نمیدانم چه میشود بر تو گفت؟


 نويسنده: طاهره

Saturday, October 27, 2007 ساعت 12:16

به قولي: جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو اين جنگهاست!

 URL:  http://delamchoondaryast.persianblog.ir


شما می‌توانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 


يادآوری می‌شود، به دليل جلوگيری از کامنت‌های حاوی تبليغ، کامنت شما پس از بازبينی منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزارم.



Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.