My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


آمد نوبهار!

Tuesday, March 20, 2007

دوستی برایم نوشت: «از زمانی وبلاگت را فیل ـ تر کردند، انگار خودت هم فیلتر شده‌ای!». پاسخ من به این دوست و همه‌ی خوانندگان با وفا و با صفای این وبلاگ یک کلمه است: «گرفتاری» و نه چیز دیگر، واقعا مدت‌هاست بشدت گرفتارم. امیدوارم در سال جدید این کم‌کاری را جبران کنم. و اما یکی دو مطلب خدمت‌تان عرض کنم و بروم سراغ گرفتاری‌هایم.

۱) با تشکر از پارسا صائبی، گفتگوی او با من در دو بخش به پایان رسید اگر نخوانده‌اید نگاهی به بخش اول و دوم آن بیاندازید شب عیدی ثواب دارد.

۲) سایت «گل‌آقا» زمانی که در تدارک «ویژه‌نامه‌ی نوروزی» بود از من خواستند به تعدادی پرسش نوروزی پاسخ دهم که دادم. چندی گذشت و ایمیلی از این دوستان دریافت کردم که ضمن پوزش نوشته بودند: « نمی‌توانند پاسخ من به سئوال سوم را منعکس کنند.» و علت را هم که همه می‌دانیم... زندگی در سرزمین سابق گل و بلبل با این‌حال تصمیم گرفتم آن خاطره را همان‌طور که برای آن‌ها نوشته بودم اینجا بیاورم تا کلاه سر خوانندگان بیلی و من نرود.

پرسش سوم گل‌آقایی‌ها این بود: «بهترین عیدی که گرفتید؟ بهترین عیدی که دادید؟».

این هم پاسخ من: «تعصیلات نوروز بود، شبی پدرم  دیدار دوستی را بهانه کرد و برای آن‌که رد گم کند مرا  هم با خود برد چون می‌دانست اهل لو دادن نیستم. کت و شلوار عیدم را پوشیدم و به همراه چندتن از دوستانش رفتیم به کاباره‌ای در خیابان لاله‌زار جایی‌که زنده‌یاد «مهوش» خواننده و رقاصه‌ی محبوب و معروف آن زمان برنامه اجرا می‌کرد. میز ما نزدیک سن بود. مهوش آمد، خواند و رقصید و بعد در حالی‌که ارکستر می‌نواخت از سن پایین آمد و در حال رقص به میز ما نزدیک شد. ناگهان خم شد و صورتم را بوسید و با آن صدای ملکوتی گفت: «آقا کوچولو عیدت مبارک!» من که دست و پایم را گم کرده بودم نمی‌دانستم چکار کنم. پدرم از زیر میز یک اسکناس پنج تومنی گذاشت توی دستم و با اشاره‌ی چشم و ابرو حالی‌ام کرد که پول را به مهوش بدهم. اسکناس سبز و براق را دو دستی دادم به مهوش‌خانم و گفتم: «عید شما هم مبارک» اسکناس را گرفت و یک بوسه دیگر مهمانم کرد. این بهترین عیدی بود که در عمرم گرفتم و آن پنج‌تومنی خاطره‌انگیزترین عیدی  بود که به دیگری می‌دادم. هنوز بعد از این همه سال گرمی بوسه‌اش را روی صورتم حس می‌کنم.»

در پایان سال نو را به هموطنانم، در سرتاسر جهان، خانواده‌ی عزیرم که سال‌هاست بی من کنار سفره هفت‌سین می‌نشینند، دوستان مهربانم، همکاران گرام بلاگ‌نیوز و بلاگرهای عزیز تبریک می‌گویم و برای‌ همگی شادی و سلامتی جاودانه آرزو دارم. 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 05:04 :::

LINK
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: ملا حسنی

Sunday, May 13, 2007 ساعت 07:51

اسد جان کجایی؟
دلمون واست تنگ شده. یک چیزی بنویس.
(در ضمن وبلاگ خودت و سعید و بلاگ نیوز خیلی دیر آپلود میشوند. یک فکری بکن)

 URL:  http://mollah.blogspot.com


 نويسنده: شراره

Monday, April 30, 2007 ساعت 07:24

مرسی از لینکدر بلاگ نیوز

 URL:  http://harfhayehyek54ri.blogspot.com/


 نويسنده: نهیب سکوت

Sunday, April 8, 2007 ساعت 11:10

سلام اسد جان
هر چند قبلا سال نو رو تبریک عرض کرده بودم اما مجددا سال نو مبارک و صد سال به از این سالها .
میگم اسد جان اصل مطلب رو بنده خدا ها نتونستند چاپ کنند چقدر حیف که این خاطرات با این نوع محدودیتها به سختی به نسل های بعدی منتقل می شوند.
راستی اسد جان معذرت از کم کاری من امیدوارم بزودی وقتم آزاد تر بشه ـ ایام به کام

 URL:  http://www.nahibesokot.blogspot.com


 نويسنده: حميد هاتف

Friday, April 6, 2007 ساعت 08:57

با سلام
از لطف شما ممنون
سال خوبي داشته باشيد

 URL:  http://www.hatef1.blogfa.com


 نويسنده: حامد

Saturday, March 31, 2007 ساعت 12:56

سلام-تبریکات نوروز 2566 شاهنشاهی و سال کوروش کبیر را از من پذیرا باشید.سالی پر از طراوت و شادی برایتان آرزو میکنم.
اما در ایران ما سه دهه است که آن خاطره ها دیگر تکرار نمیشود.آن نغمه ها خاموش شده اند و بوسه ها ناپیدا.ایران ما غمگین است.....
شاد باش و دیر زی

 URL:  http://mycity.blogfa.com


 نويسنده: دختر همسايه

Tuesday, March 27, 2007 ساعت 09:49

جناب اسد خان عید نوروز بر شما مبارک ....به امید سالی بهتر برای همگییمان ....به بیلی هم سلام عید مخصوص برسانید...ایامی شاد برایتان آرزومندم
ضمنا قسمت دوم مصاحبه هم حرف نداشت ....بسیار مستفیض (اگه املاش درست باشد) شدم....فارسیش یادم رفته ....:-)

 URL:  http://dokhtarehamsaye.blogsky.com/


 نويسنده: سعید

Monday, March 26, 2007 ساعت 11:57

اسدخان
عید بر شما و بیلی مبارک.
سال خوبی داشته باشید.

 URL:  http://www.rangink.blogspot.com


 نويسنده: امید

Saturday, March 24, 2007 ساعت 01:16

سلام عیدتون مبارک/خاطره جالبی بود

 URL:  http://omid66.blogfa.com


 نويسنده: Roya - Minor Lady

Friday, March 23, 2007 ساعت 11:44

تبریکات صمیمانه سال جدید مرا پذیرا باشد.
با آرزوی بهترین‌ها!

بیلی و من: ممنون! عید شما مبارک

 URL:  http://banokocholo.blogfa.com


 نويسنده: نق نقو

Wednesday, March 21, 2007 ساعت 12:51

سلام ودرود
نوروزت مبارک وسالی پراز صلح و صفا وتندرستی پیش رویت باد

 URL:  http://www.neghneghoo.com


 نويسنده: لاله

Wednesday, March 21, 2007 ساعت 11:56

سلام.سال نو مبارک. به بیلی جان هم از طرف ما یک عید مبارکی هدیه بدهید. خاطره قشنگی بود.

بیلی و من: عید شما هم مبارک! آقا بیلی هم صورت زیبای شما را از راه دور می لیسد.

 URL:  http://www.reallifelog.com/laleh/


 نويسنده: داریوش کبیر

Wednesday, March 21, 2007 ساعت 09:36

عجب خاطره ای هم شد برای شما . چند روز پیش یکی از همکاران که سن و سالی داشت یک روز کامل از مهوش حرف میزد!
سال خوبی داشته باشی

بیلی و من: داریوش کبیر عزیز عیدت مبارک راستش من هنوز بیست سالم نشده، سن و سال؛ مشکل همکار شماست نه ماا برای ایشان هم سلام دارم احتمالا آن همکا ر شما یا لر است یا یک رگ لری دارد.

 URL:  http://dariushkabir.com


 نويسنده: عبدالقادر بلوچ

Wednesday, March 21, 2007 ساعت 08:25

اسد گرامی خواستم با عمه جان خدمت برسم اما هم بیلی را داری و هم مطالبی مینویسی که گل آقایی ها را در معذوریت می گذاری. گذاشتمش لب چاه جمکران کمی برایت دعا کند که حالاتت حول بشود. بزنم به تخته عکسهای مصاحبه ات را که دیدم فکر کردم بیخودی چرا مزاحم محول الاحوال بشویم. احوالات تو که خیلی خوش تیپ است

بیلی و من: سلام قادر جان عید خودت و عمه جانت مبارک باد بیلی هم از دور صورت شما و عمه جان را می لیسد. در ضمن اینطور هم که می فرمایید نیست. راستی آقا شما ایمیل ندارید؟

 URL:  http://balouch.blogspot.com/


 نويسنده: مهران

Wednesday, March 21, 2007 ساعت 03:32

اسد جان عیدت مبارک. امیدوارم امسال برای تو و خانواده و همه ی ایرونیا سال خوبی باشه. محبت‌های شما را فراموش نمی‌کنم دوست عزیزم.

بیلی و من: ممنونم عید شما هم مبارک

 URL:  http://xseer.net/


 نويسنده: خیابان شماره ۱۱

Tuesday, March 20, 2007 ساعت 06:28

کری پس امن جای لبی که روی صورت مهوش پیداست کار توی لر بوده؟ بابا دمت گرم! پاینده باشی کری!

بیلی و من: سلام بله مهوش لر بود و یکی از اولین زنهای سنت شکن ایران که خیلی ها هنوز عارشان می آید در مورد این شجاع زن جامعه مردسالار و مذهبی ایران بنویسند.

 URL:  http://11ave.blogspot.com


 نويسنده: آشیل

Tuesday, March 20, 2007 ساعت 06:16

اسد جان سال خوبی را برای شما و تمامی عزیزانتان آرزومندم .
جایتان سبز است این‌جا

بیلی و من: آشیل جان عید شما هم مبارک

 URL:  http://www.achilles.blogfa.com


 نويسنده: عمو اروند

Tuesday, March 20, 2007 ساعت 06:05

خوب می‌شد این بخش را از زبان بیلی نقل می‌کردند.




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.