My Danish Blog

« December 2006    صفحه اصلی    May 2008 »

نامه سرگشاده بیلی و من به وزیر ارشاد

Wednesday, January 3, 2007

حضرت آیت‌الله محمدحسین صفار هرندی دامت برکاته، سردار بزرگ اسلام و جانباز امام (ره) و مقام معظم رهبری مدظلله‌العالی، ذوالفقار نگهبان بیضه اسلام انقلابی و محمدی، افلاطون مسلمانان و خار چشم همه بلاگرهایی که صبح تا شب در مورد امتحانات و هیجانات امتحانی، روزمره‌گی‌ها، سریال‌های صدا و سیمای محترم اسلامی می‌نویسند و لینک به برنامه‌های جشنواره‌هایی چون بیست‌ودومین جشنواره دشمن‌شکن موسیقی دهه‌فجر می‌دهند.

 با عرض سلام و ارادت اسلامی، در مورد آئین‌نامه بلاگر شکن اخیر وزرارت‌خانه متبوع و تحت صدارت شما سئوالاتی داشتیم که با آن همسنگر شجاع «هاله اسلام» مطرح و امیدواریم با پاسخ جنابعالی اینجانب و بیلی را از نگرانی شدید نجات دهید.

حضرت آیت‌‌الله، وزیر محترم وزرات‌خانه فرهنگ‌ساز و فر هنگ‌پرور جمهوری اسلامی جناب آقای ه(رند)ی دامت برکاته و همه آن چیزهای که آن اول گفتیم اخیرا که آیین نامه جدید ساماندهی فعالیت پایگاه‌های اطلاع‌رسانی (سایت‌های) اینترنتی ایران شما قابل‌الاجرا شده است چند سئوال در ذهن ما چراغ زد که با شما مطرح می‌نماییم و چون فکر کردیم ممکن است برادران و خواهران بلاگر و بلاگره، هم سئوالاتی شبیه داشته باشند بی‌ادبی کرده و عرایضمان را بصورت نامه سرگشاده نوشتیم :

۱) اینجانب همیشه با نام واقعی خودم در این وبلاگ بی‌ارزش نوشته‌ام و می‌نویسم، همچنین و با اجازه شما عکس ناقابلم را هم می‌توانید هم در لوگو و هم در بنر مشاهده بفرمایید آیا ضروری است بنده هم ثبت‌نام بنمایم؟ یا ننمایم؟ بمانم یا نمانم؟ هرچه شما بفرمایید.

۲) اگر بنا به ثبت‌نام شد کجا باید مراجعه کنم؟ سفارت فخیمه در دانمارک؟ دفتر حماس؟  یا حزب‌الله لبنان؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.

۳) و اما مشکل اصلی، همچنان که برادران بسیجی بلاگر به اطلاع شما رسانده‌اند بیلی سگ است یعنی آدم نیست. آیا حضور این سگ که بهرحال برادران و خواهران بلاگر و بلاگره او را بعنوان اولین سگ بلاگر ایرانی پذیرفته‌اند اصلا در اینترنت جایز است؟ حرام است یا خیر؟ ( برای اطمینان می‌توانید با آیت‌الله‌هان مصباح یزدی، مشگینی و احتمالا ناصر مکارم شیرازی مشورت کرده و ما را امر به معروف و نهی از منکر بفرمایید).

۴) آیا وجود بیلی فضای اینترنت را نجس نمی‌نماید؟

۵) در صورت منفی بودن پاسخ شما مرقوم بفرمایید بیلی چگونه و کجا برای ثبت وبلاگش مراجعه بنماید.

از اینکه مزاحم وقت شریف شما که در حال خدمت شبانه‌روزی به فرهنگ ایران اسلامی هستید شدیم پوزش می‌طلبیم. بیلی و من


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 04:01 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 12

بلاگ‌نیوز (۱)

Monday, January 8, 2007

راستی شده از خودتان بپرسید ملتی که به شهادت تاریخ، تمدن را به بشریت عرضه کرد چرا خود سه‌هزار سال است زیر چکمه دیکتاتورها له شده و می‌شود؟ بیایید یکبار هم شده بدون آن که پای همسایه را به میان بکشیم و همه چیز را به گردن دخالت خارجی بیانداریم به این پرسش بیاندیشیم که واقعا این چه رمز و رازی است که سرنوشت یک ملت متمدن  چنین سیاه رقم خورده است؟

من، نه گاهی که مدتهاست درگیر این پرسش آزار دهنده‌ام، هنوز نتواسته‌ام پاسخی قانع کننده بیابم اما مطئنم که روشنفکران و تحصیل‌کردگان ما در این نابسامانی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نقش غالب و سنگینی داشته و دارند. علت آن‌هم چندان پیچیده نیست روشنفکران و تحصیل‌کردگان ایرانی به آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند و به آنچه عمل می‌کنند باور و اعتقاد ندارند. یعنی همواره بین گفتار و رفتار این گروه تضاد عمیقی بوده و هست و به‌همین خاطر، کمتر مورد اعتماد مردم عادی بوده‌اند، در عین‌حال در بزنگاه‌ها و دوران حساس تاریخ به خاطر وجود همان تضاد! نقشی مخرب و متحجر در حوادث مهم تاریخ ایران بازی کرده‌اند. به باور من بدون حل این تضاد هر حرکت و تحولی در جامعه ایران به بن‌بست خواهد رسید تا زمانی‌که روشنفکر ایرانی بویژه آنان که ادعای اصلاح سیستم سیاسی، اجتماعی ما را دارند اگر نتوانند این تضاد درونی را به جد حل کرده و در گفتار و رفتار آن‌ها هارمونی صادقانه‌ای برقرار نشود تمام ادعاها و  سخنانانشان پشیزی ارزش ندارد و بی‌اعتبار است. و تا چنین هست در آن ویرانه بر همین پاشنه می‌چرخد.

برای آن‌که سخنی به گزاف نگفته باشم بخشی از تجربه یکسال و اندی خود را در بلاگ‌نیوز در رابطه با رفتار بلاگرهایی که افتخار همکاری با آن‌ها را داشته‌ام و بهرحال همین افراد طیفی از روشنفکران و تحصیل‌کردگان ما را تشکیل می‌دهند، اینجا به میان می‌کشم.  از وبلاگ یا نویسنده‌اش نامی نخواهم برد اگر چه همه آنچه را که می‌گویم ثبت کرده‌ام و هیج غرض و مرضی هم با کسی ندارم آنچه می‌آید بخاطر ثبت در تاریخ است. همین و بس.

 

گروه نخست: زرنگ‌ها

بلاگ‌نیوز خودش را متعلق به وبلاگستان می‌داند و بهمین‌خاطر تمام همکاران را از بین بلاگر‌ها انتخاب کرده و می‌کند. بلاگری که روزانه لینک می‌دهد وبلاگش،معرف، شناسنامه و امضای اوست. زمانی‌که بلاگری فرم همکاری با بلاگ‌نیوز را برای ما می‌فرستد ایمیلی دریافت می‌کند که در آن ضمن خوش‌آمد برخی از مقررات لینک‌دادن به او یاد‌آوری می‌شود از جمله در همان ایمیل که در مطلع آن نوشته شده: «لطفا این ایمیل را با دقت بخوانید» هشدار داده‌ایم که «اگر اولین لینک به وبلاگ خودتان باشد کاربری شما بدون اخطار حذف خواهد شد». و بعد با شگفتی می‌بینم بلاگری که ساعتی قبل کاربری‌اش فعال شده، درست اولین لینکش به وبلاگ خودش بوده است که تاکنون ۷۰ مورد را ثبت کرده‌ام.اگر فرض را  حتا براین بگذاریم که طرف ایمیل را نخوانده است کارش غیراخلاقی، خودخواهانه و زیر پا گذاشتن اساسنامه بلاگ‌نیوز است. نمی‌دانم این عزیزان چه درک و تصوری از کار داوطلبانه دارند! کار داوطلبانه یعنی کار بدون اجبار یا تهدید و تمهید. فرد به موضوعی علاقه دارد، انتخاب می‌کند و بر اساس توانایی و وقتی که دارد بخشی از انرژی و نیروی خود را صرف آن موضوع مورد علاقه‌اش می‌کند، حالا هرچه می‌خواهد باشد. در کار دسته‌جمعی داوطلبانه باید نظمی باشد که همه روی آن توافق کرده باشند. در بلاگ‌نیوز این توافق‌نامه همان اساسنامه ماست و فردی که عضو می‌شود معنی‌اش آن است که « من این اساسنامه را قبول دارم و اخلاقا پای‌بند رعایت بند بند آن هستم»  بلاگری که چنین می‌کند دلم می‌خواهد بدانم در آن‌لحظه در ذهنش چه می‌گذشته است که دست به چنین کار غیردموکراتیکی می‌زند من نام‌اش را «زرنگ‌بازی ایرانی نهاده‌ام» شما چه فکر می‌کنید؟ جالب آن‌که من وبلاگ‌هایشان را خوانده‌ام کاش شما هم می‌دیدید! پر است از نوشته‌های اخلاقی و انسانی.

 

گروه دوم: دوآتشه‌ها

بخش دیگری از بلاگر‌هایی که به کیفیت بلاگ‌نیوز بی‌علاقه بوده‌اند و بارها اساسنامه ما را زیر پا گذاشته‌اند مذهبی‌ها و چپ‌های دوآتشه‌اند. این دو گروه که جهان را در همان جعبه کوچک اعتقادات و ایدئولوژی‌شان می‌ببیند از فضای دموکراتیک بلاگ‌نیوز که در اختیار آن‌ها گذاشته شده است برای تبلیغ اندیشه‌های کساد و فسیل شده‌ای که به شهادت تاریخ امتحان خود را پس‌داده‌اند استفاده می‌کنند. من خیلی از لینک‌های این دو گروه را بخاطر احترام به خوانندگان بلاگ‌نیوز حذف می‌کردم. بیشترین تهمت‌ها و بی‌احترامی‌ها را هم از آنها دیده‌ام مثلا اگر لینک مذهبیون حذف می‌شد ما را نوکر آمریکا و جیره‌خوار و جاسوس غرب می‌خواندند و در اعتراض چپ‌ها نوکر جمهوری اسلامی و آخوندها می‌شدیم. وبلاگ همه آن‌ها را هم دیده‌ام در وبلاگ مذهبیون دو آتشه یا صدای اذان می‌آید یا قرآن پخش می‌شود و یا رهبر در حال موعظه‌های اخلاقی است. یادداشت‌ها هم بیشتر حول و حوش نصایح اخلاقی و پند و اندرز پیامبران و امامان است.

وبلاگ چپ‌ها هم که پر از شعارهای انقلابی دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی، افشاگیرها در مورد نقض حقوق بشر، زنان، کودکان و کارگران توسط جمهوری اسلامی و البته افشای امپریالیسم آمریکا و...

یک وجه مشترک هم که این دوگروه دارند این است که تنها به وبلاگ گروه‌های خودشان یعنی به برادران و رفقا در بلاگ‌نیوز لینک می‌دهند.

 

گروه سوم: خبرنگاران

 باور کنیداوایلش برایم خیلی سخت و غیرقابل درک بود که بلاگری در معرفی خودش می‌نویسد: «خبرنگار» و کلی به خودش مدال می‌دهد اما در یک کار داوطلبانه و دموکراتیک قانون شکنی می‌کند و مرتب هم در وبلاگشان جمهوری اسلامی را متهم به نقض قوانین مطبوعات  و عدم رعایت حقوق خبرنگاران و فلان و بهمان می‌کنند. این تناقض را هرگز نفهمیدم.

 

گروه چهارم: نمی‌دانم نام‌شان را چه بگذارم!

این گروه غیر از وبلاگ خودشان وبلاگ دومی هم درست می‌کنند و آدرسش را به ما می‌دهند (در بلاگ نیوز اگر کسی وبلاگ نداشته باشد کاربری‌اش فعال نمی‌شود) و بعد مرتب به وبلاگ اصلی خودشان لینک می‌دهند این دوستان توجه نمی‌کنند که وبلاگ‌نویسی هم مثل هرکار فرهنگی احتیاج به جوهری دارد. اگر می‌خواهید خوانندگان بیشتری داشته باشید، اگر می‌خواهید در وبلاگستان مطرح شوید باید زحمت بکشید، منظم باشید، حرفی برای ‌گفتن داشته باشید. باورکنید اگر از این طریق هم معروف شوید از شانه‌های دیگران بالا رفته‌اید و حق خیلی‌ها را زیر پا گذاشته‌اید. باید بگویم وبلاگ این دوستان را هم خوانده‌ام پر از حرف‌های قشنگ و انسانی است و شگفتا که چنان از دموکراسی و حقوق بشر می‌نویسند که اشک آدم را درمی‌آورند. 

 

حرف آخر

اما حال که عیبش را گفتم بگذارید حسنش را هم بگویم. بلاگ‌نیوز تاکنون از هیچ دولت‌ خارجی، جمهوری اسلامی و افراد یکریال هم کمک مالی دریافت نکرده است و کاملا مستقل است و اگر تا امروز دوام آورده مرهون تلاش  تعدادی از بلاگرهای ایرانی است که در هیچ‌کدام از گروهای نام‌برده گنجانده نمی‌شوند. این عزیزان در این مدت ثابت کرده‌اند که به سرنوشت بلاگ‌نیوز علاقه‌مندند و دغدغه اصلی‌شان بقا و دوام بلاگ‌نیوز است با کیفیتی قابل قبول، این دوستان موتور اصلی بلاگ‌نیوز تا به امروز بوده‌اند، بدون هیچ چشم‌داشت و توقعی و این راز ماندن ماست. صورت ماه این دوستان را از دور می‌بوسم. 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 03:01 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 35

بیلی و من فیلتر شد!

Tuesday, January 9, 2007

روز شنبه ۲۲ دی‌ماه ۱۳۸۳ اولین وبلاگم در «پرشین بلاگ» مسدود شد. ایمیلی برایشان فرستادم و علت را جویا شدم (چقدر ما ساده‌ا‌یم)، تا به امروز پاسخی نداده‌اند و می‌دانم نخواهند داد آن موقع دولت اصلاحات بر سر کار بود. بهرحال به همت سعید حاتمی یکروز بعد یعنی یکشنبه۲۳ دی‌ماه  «بیلی و من» راه افتاد. و حالا چند روزی است که از طریق دوستان بلاگر در ایران با خبر شدم که وبلاگم در بیشتر شهرها قابل دسترسی نیست و فیلتر شده است، این‌بار در دولت مهرورز و اصول‌گرا، کاری از دستم جز نوشتن این یادداشت برنمی‌آید و حتا چندشم می‌شود برای این خدایان اخلاق، و عدالت و پیروان اسلام ناب محمدی اعتراضیه بنویسم وقتی می‌بینم خودشان برای قوانینی که وضع می‌کنند به اندازه یک دستمال کاغذی هم ارزش قایل نیستند. مگر وزارت‌خانه ارشاد اسلامی (سازمان جدید اطلاعات و امنیت اینترنت)  در این طرح امنیتی و آزادی‌کش «ساماندهی پایگاه‌های اینترنتی ایرانی» مهلتی دو ماهه برای ثبت‌نام سایت‌ها منظور نکرده است پس چگونه وبلاگ من قبل از این فرصت فیلتر می‌شود. حکومتی که برای قوانین خودش که مدام هم این قوانین ارتجاعی الهی ـ اسلامی را به رخ جهان می‌کشد یک صناری ارزش قایل نیست آیا لیاقت اعتراض و نامه‌نگاری را دارد؟ 

من اولین و بالطبع آخرین قربانی فیلترینگ نیستم این شتری است که در خانه‌ی بیشتر وبلاگ‌ها می‌خوابد بویژه آنهایی که نگاهی انتقادی به منش و روش حکومت جمهوری اسلامی دارند. من از اهالی ریا و تزویر هیچ انتظاری ندارم اما از همکاران بلاگر انتظار دارم دستکم خبر فیلترینگ «بیلی و من» را در وبلاگ‌های‌شان انعکاس دهند. ملالی نیست به جز دوری دیدارتان. 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 06:01 :::

LINK |  TrackBack 1 |  Comment 15

سیاست شفاف!

Thursday, January 18, 2007

امروز در یکی از روزنامه‌های دانمارکی به نقل از بی‌بی‌سی نوشته بود: «مقامات جمهوری اسلامی چند روز بعد از حمله‌ی آمریکا به‌عراق نامه‌ای مخفیانه برای آمریکایی‌ها می‌فرستند و حاضر می‌شوند به تمام خواسته‌های آن‌ها تن در دهند، از جمله متوقف کردن غنی‌سازی ارانیوم و دست‌برداشتن از کمک‌های مالی و حمایت از حماس و حزب‌الله لبنان». و اما نکته جالب این افشاگری این است که جمهوری اسلامی در ازای این خوش‌خدمتی از آمریکایی‌ها خواسته است که اولا تحریم را لغو کنند و دویم سران اپوزیسیون را تحویل آنها بدهند. این نامه در زمان دولت اصلاحات نوشته و فرستاده می‌شود و نمی‌توان گفت خاتمی و رهبر آز آن بی‌خبر بوده‌اند. البته کسی مخالف رابطه با آمریکا و یا هر کشور دیگری نیست اما دم خروس اطلاح‌طلبان را بینید که در سرکوب و حفظ نظام فرقی با دارودسته مصباح یزدی و دیگر ذوب شدگان در ولایت‌فقیه را ندارند.


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 02:01 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 3

استراتژی جوجه تیغی

Saturday, January 20, 2007

جناب برادر دکتر محسن رضایی، فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر فعلی مجلس شورای مصلحت نظام در مصاحبه با سیمای شبکه دوم جمهوری اسلامی فرمودند: « آمریکا از استراتژی جوجه تیغی بر علیه جمهوری اسلامی استفاده می‌کند، به این معنا که جوجه تیغی در درگیری با مار به دم مار حمله می‌کند». معنی این سخن آن است که آخوندها «مار» هستند و جرج بوش و دارودسته‌اش «جوجه تیغی»! خدا وکیلی اگر این تشبیه را یک شوفر تاکسی کرده بود الان کفن‌پوشان همیشه در صحنه، مجلس شورای اسلامی را بعنوان اعتراض اشغال کرده بودند.


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 04:01 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 4

چیز!

Friday, January 26, 2007
نمی‌دانم چرا از وقتی که وبلاگم را فیل ـ تر کرده‌اند مُدام به چُس‌فیل فکر می‌کنم!

::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 08:01 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 14

گفتگوی پارسا صائبی با بیلی و من

Tuesday, January 30, 2007

زمانی‌که گفتگو با بلاگرها را شروع کردم آرزویم این بود که کار در انحصار من نماند. چقدر ذوق کردم که پارسا آستین‌ها را بالا زده و کار گفتگو با بلاگرها را که بسیار وقت‌گیر است و چندان هم آسان نیست آغاز کرده است. و اما یک کار قشنگ از او دیدم که به احترامش کلاه از سر برمی‌دارم. برایم نوشته بود که می‌خواهد با بلاگرها به سبک و سیاق خودش مصاحبه کند و اشاره کرده بود به این‌که: «گفتم قبل از هر چیز ازخودت که متولی این‌ کار هستی رخصت بگیرم». هم بغضم گرفت و هم خوشحال شدم که پارسا با این حرفش از کاری که کرده‌ام قدردانی می‌کند. متاسفانه در فرهنگ ایرانی چنین روش و منشی بسیار نادر است. بگذریم. نمی‌دانستم قرعه فال به نام من بدنام زده خواهد شد او از بیلی و من برای شروع اولین گفتگو دعوت کرد و ما هم با کمال میل پذیرفتیم.

این شما و این هم مصاحبه پارسا صائبی با بیلی و من


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 03:01 :::

LINK |  TrackBack 0 |  Comment 28


Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.