امروز کریسمس است اگرچه هوا ابری است. برف نمیبارد و اصلا قرار نیست ببارد. هوا ده درجه بالای صفر است، سارها فکر میکنند بهار است و میخوانند البته اشتباه میکنند اِ ... اینکه شد انشا! خب دیدم امین، بلوچ ، سعید، آب و گل و دختر همسایه از من خواستهاند در این بازی یلدا بازی شرکت کنم و احمد هم بیلی را دعوت کرده است و اگر دیگرانی هم بودهاند که ندیدهام از اینکه نامشان را نبردهام پوزش میطلبم(اگر ببینم اضافه میکنم این از آن امتیازهای بیبدیل وبلاگ است).
۵ اعتراف بیلی:
۱) احساس میکنم شجاعترین، بزرگترین، باهوشترین سگ دنیا هستم اما از شما چه پنهان عین سگ از ترقه و فشفشه میترسم بهمین خاطر از هرچه کریسمس و سالنو و نوروز و عید و عیدفطر متنفرم.
۲) هر خانم سگی را که میبینم بدون توجه به بزرگی و کوچکی روش میپرم. و نمیدونم چرا بابام فکر میکنه من آبرویش را با این کار تو محله بردهام.
۳) عاشق بستنی و شکلاتم. دکتر پدرسوخته به بابام گفته حق نداری از این چیزا به این زبون بسته بدی!
۴) بیشتر اوقات فکر میکنم آدمم تا سگ!
۵) معمولا بیرون یا تو خونه این منم که تصمیم میگیرم و ارادهام رو به بابام تحمیل میکنم اما خودش اینطور فکر نمیکنه!
و اما میبینم بلاگرهای سگ و گربه دار یا دعوت شدهاند یا نوشتهاند بنابراین موندم ۵ نفر از کجا بیارم پس از تمام کسانی که لینکشان در بیلی و من هست دعوت میکنم تا در این بازی شرکت کنند.
۵ اعتراف من:
۱) در خواب مثل دیو سفید خرناسه میکشم و سنفونی خر و پف را تا بیداری اجرا میکنم با این وجود تا امروز نه زیر بار رفتهام و نه کسی توانسته به من ثابت کند که خرناسه میکشم.
۲) اگر کسی به مهمانی دعوتم کند حتما باید بیلی را هم بحساب بیاورد اگر اینطور نباشد بهانهای میآورم و نمیروم.
۳) تقریبا همه کاری بلدم اما هیچوقت و هیچجا نمیگویم چون تا دوستان ایرانی بفهمند که فلان کار را بلدی، وقت و بیوقت زنگ میزنند که بیا مثلا حمام ما را رنگ کن به همینخاطر همه فکر میکنند من دست و پا چلفتیترین آدم روی زمینم.
۴) برخلاف همه بستنی دوست ندارم. عاشق فالودهام و دریغ... چندبار اینجا خودم درست کردم اما هرگز به فالودههایی که در ایران میخوردم نشد لذا از خیرش گذشتم.
۵) هر کاری که میکنم باید پرفکت باشد و این بزرگترین ضعف زندگیم بوده و هست.
و اما ۵ نفر بعدی: حمید کجوری، ف.م. سخن، اشکان آویشن، سینا هدا و عمو اروند عزیز.