خیال نکنید رفته بودم پاریس یا ونیز! نخیر همینجا بودم و داشتم و دارم پاییز را مزهمزه میکنم. مدیریت وبلاگم خراب شده بود مثل خودم و امکان نوشتن نداشتم، یعنی نبود. در این مدت غیبت، کلی اتفاق در جهان افتاد چون همیشه که به نظر من مهمتریناش آزمایش بمباتمی کره شمالی در قلب زمین بود. این دیکتاتورهای نیموجبی علاوه بر استبداد و درندهخوییشان، سرکوب شهروندان کشورشان، ضدیت و دشمنی با آزادی! در حق محیط زیست هم جنایت میکنند. دیکتاتورهای نیموجبی اول خود را مالک آن خرابشدهای که مثلا رییسجمهور یا رهبرش هستند میدانند و چون دچار کیش شخصیتاند، زمین و زمان و آسمان را هم ارث پدریشان میدانند و هر غلطی که دلشان خواست میکنند. مرتب هم سفر میروند و از آن بالا رژه ارتش گرسنه را نظاره میکنند و برای پابرهنهها دست تکان میدهند نمایشی که تمام نیموجبیها، عاشق تکرار آنند. عجبا! همه این نیموجبیهای دیکتاتور شبیه یکدیگرند.
راستی مدتی است از ف.م.سخن خبری نیست! آدمی که روزی دوتا مطلب در وبلاگش مینوشت و چندتا برای گویا چرا این همه کمکار شده! امیدوارم هرجا که هست سلامت باشد.
هنوز دنبال خانه میگردم، دربدری هم بد دردی است. بیلی هم کلافه شده اما با تمام سختیها من عاشق زندگیم.