My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


مرگ بر پاپ!

Friday, September 22, 2006

آقا این چندروز چنان جریان پاپ مشغولم کرده بود که در خواب هم دست از سرم برنمی‌دارد. دیشب خوابی دیدم که تا صبح توی رختخواب می‌لرزیدم و باورکنید تمام موهای بدنم سیخ شده بود و شُر‌شُر، عرق می‌ریختم با این‌که بیاد آوردنش عذاب آور است، تصمیم گرفتم برایتان تعریفش کنم. از الان هم بگویم که نخیر شام سنگین نخورده بودم. بله... خواب دیدم نشسته بودم توی اتاقم، پشت این مانیتور لعنتی! اندکی از ساعت دوازده شب گذشته بود که متوجه شدم پنجره اتاق بشدت می‌لرزد. چیزی شبیه زلزله...  ناگهان در با  صدای مهیبی باز شد، چنان‌که بند دلم را پاره کرد. چشم‌تان روز بد نبیند دیدم موجودی مثل سوپرمن پرید وسط اتاق. نفسم بند آمد. نگاهش کردم. مردی بود بلند قامت با بینی عقابی و صورتی پر پشم و ریش با عبا و عمامه‌ای سیاه، در دست راستش شمشیر عربی و در دست چپش کتابی، که چون موقع خوابیدن عینک نمی‌زنم نتوانستم عنوان کتاب را بخوانم. کمی که دقیق شدم دیدم شبیه سیدهای لُر خودمان است که اتفاقا مادرم هم از همان طایفه و تبار است و دیالکت با مزه‌ای دارند که بچه‌ها لر می‌دانند من چه می‌گویم.


خلاصه همان‌طور که از ترس می‌لرزیدم فریاد کشید: «ملعون حالا از پاپی حمایت می‌کنی؟»


با من و من و لکنت زبان گفتم:« به قربان جدت کدام پاپی؟»


شمشیر را دور سرش چرخاند و گفت: « ملعون کافر پاپی‌های «بالاگریوه» را می‌گویم. خودت را حالا به خریت می‌زنی!»


تازه دوزاریم افتاد که منظورش طایفه پاپی است که بخشی از آنها در منطقه‌‌ای بنام «بالاگریوه» Bala gerivah  لرستان زندگی می‌کنند و این سیدها زیاد دل‌خوشی از آن‌ها ندارند.کمی خیالم راحت شد و گفتم: « حاج‌آقا این حرفها چیه می‌زنی ما مادر خودمان از سادات است و از قوم و خویش‌های شما!»


گفت: « خب، پس بگو مرگ بر پاپی»


گفتم: «مرگ بر پاپی!»


گفت: «حالا بگو مرگ بر پاپ!»


با تعجب نگاهش کردم و پرسیدم: « حاج آقا، پاپ چه ربطی به پاپی دارد؟»


گفت: « آن ملعون هم از طایفه پاپی است رفته پادشاه واتیکون شده! پاپ که پاپ است، «ی» را برداشته است، خر بیشعور!» و بعد با یکدست گردنم را گرفت و شمشیرش را زیر گلویم گذاشت و گفت صدبار می‌گویی مرگ بر پاپ، صدبار هم می‌گویی مرگ بر پاپی، اگر هم تقلب بکنی به ولای علی با این شمشیر دو شق‌ات می‌کنم.


مثل جوجه‌ای در چنگ عقاب بودم و از ترس جان فریاد زدم: «مرگ بر پاپ... مرگ بر پاپ... مرگ برپاپ... مرگ بر.................»


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 05:18 :::

LINK  | TrackBack 0 | Comment 11
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: صادق جم

Monday, September 25, 2006 ساعت 04:03

اسد عزيز! از نظري كه درباره "انجمن وبلاگ‌نويسان گيلك" داديد سپاسگزارم. اما در اين مورد منظور از واژه "انجمن" چيزي شبيه به انجمن‌هاي مجازي اينترنت همچون انجمن بلاگ‌نيوز نيست. اين انجمن فعاليتهايي فراتر از بحثهاي غبر آن‌لاين يا آنلاين اينترنتي دارد كه اگر به اساسنامه و منشور آن مراجعه كنيد در خواهيد يافت. شايد اين واژه را در اينجا بتوان با "كانون" مترادف دانست.

اما در مورد پيشنهاد شما بنده موافقم.
من پيشنهاد ميكنم كه در بلاگ نيوز يك انجمن وبلاگ‌نويسان ايران و همچنين انجمنهاي وبلاگ نويسان استاني تشكيل دهيم. فكر كنم كه ايده جالبي باشد.

 URL:  http://blognevesht.com


 نويسنده: لاله

Sunday, September 24, 2006 ساعت 07:51

سلام.پاپی جون تو خواب سراغ بیلی رو نگرفت؟

 URL:  http://www.roselaleh.com


 نويسنده: آرش

Sunday, September 24, 2006 ساعت 06:18

سكوت روشنفكران
كيوان صميمی

(مديرمسئول ماهنامه‌ی توقيف‌شده نامه)

بنظر می‌رسد می‌بايست فعالين سياسی و مدافعان حقوق بشر اعتراضات فراگيرتری نسبت به فشارهای شديدی كه بر دانشجويان دگرانديش وارد شدخ است به عمل آورند.

دانشجويان بستر اصلی جنبش دموكراتيك ايران را فراهم می‌آورند و سزاوار نيست نيروهای دموكراسی‌خواه به تضييق فزاينده‌ی حقوق اين قشر ارزشمند توجه درخور نشان ندهند. يورش به ظاهر قانونی كه هفته‌ی گذشته به دفتر سازمان دانش‌آموختگان (ادوار تحكيم) انجام شد و دستگيری دانشجوی فرهيخته‌ی تازه فارغ‌التحصيل، دكتر مهندس كيوان انصاری، نشان آشكاری از پروژه‌ی مهار جنبش دانشجويی است.

نشان ديگر عدم ثبت‌نام دانشگاه صنعتی اميركبير (پلی تكنيك تهران) از دانشجويان موثر آزادی‌خواه است كه تنها به علت دگرانديشی و دگرباشی در آستانه‌ی محروميت از تحصيل قرار گرفته‌اند.
نشان ديگر فشارهای گسترده بر بسياری از تشكل‌های موثر دانشجويی و تحديد بسياری از دانشجويان شهرهای مختلف است.

نشان ديگر محروم كردن تعدادی از دانشجويان سراسر كشور است كه در دوران تحصيل كارشناسی به برخی دستورات حاكميت تن نمی‌دادند و اكنون عليرغم قبول شدن در رقابت نفس‌گير كنكور كارشناسی ارشد، موانعی برای ادامه تحصيل‌شان ايجاد شده است.

نشان ديگر اين است كه تندروهای دورن حكومت با زندانی كردن غيرقانونی مهندس موسوی خويينی و سپس فشارهای شديد جسمی و شنكجه‌ی روحی بر اين مبارز مقاوم و با سابقه‌ی دانشجويی اين پيام را به اپوزيسيون قانونی داخل كشور می‌دهند كه دست از متشكل كردن فعالان دانشگاهی بردارند. همانگونه كه اين تندروها در زمان دولت خاتمی با زندانی كردن تقی رحمانی ، رضا عليجانی و هدی صابر عين همين پيام را به مخالفان قانونی جمهوری اسلامی منتقل كردند.

اگر امروز ما نيروهای اپوزيسيون، با شفافيت از حقوق حقه‌ی نيروهای فعال دانشجويی حمايت موثر نكنيم روزی خواهد آمد كه پروژه سركوب، نه تنها دامن ما بلكه دامن اصلاح‌طلبان درون حاكميت را هم خواهد گرفت. پاشنه‌ی آشيل حركت دموكراتيك مردم ايران تحزب و تشكل است و فعالين سياسی و اجتماعی می‌بايست هزينه‌ی متناسب با اين امر مهم را بپردازند.

تندروهای تماميت‌خواه كه بخش قابل ‌توجهی از حاكميت را اشغال كرده‌اند در دورن حكومت با آن دسته از تندروهايی كه كمی هم به مصلحت‌جويی روی آورده‌اند، دچار اختلاف هستند. فعاليت مسالمت‌آميز، پيگيرانه، علنی و شجاعانه‌ی اپوزيسيون، بدون اين كه بر هيچ طيفی از جمهوری اسلامی صحه گذارد، می‌تواند به انزوای تدريجی تندورهای سركوبگر منجر شود.

عيرغم اين كه بسياری از ساختارهای جامعه‌شناختی و برخی از شرايط داخلی و خارجی، آرام آرام در جهت اين انزوای تدريجی هستند، ولی اگر به دترمينيسم دل‌خوش كنيم و نقش كنشگری مثبت را فراموش كنيم، كنشگری منفی در كوتاه‌مدت – و حتی در ميان مدت – فجايع و ويرانی های زيادی را رقم خواهد زد. در اين صورت، بی‌عملی ما شريك جرم جرم عمل سركوبگران خواهد بود.


 نويسنده: بنفشه

Saturday, September 23, 2006 ساعت 12:26

عجب خوابی کاش ما هم از این سعادت ها داشته باشیم که آقا به خوابمون بیان................

 URL:  http://banafsheh192.blogfa.com/


 نويسنده: رضا خرم آبادی

Saturday, September 23, 2006 ساعت 10:13

خیلی خوب اومدی .
خیلی .
حال کردم .

 URL:  http://younglog.persianblog.com/


 نويسنده: بهمن خدائی

Saturday, September 23, 2006 ساعت 05:33

وقت به خیر
عرق ملی ومحلی ما را مجاب کرد که خود را ماذون از ناحیه همشهری بزرگمان بدونیم وبه سایتش لینک بدیم

 URL:  http://sabzesara.blogfa.com


 نويسنده: احسان اخباری

Saturday, September 23, 2006 ساعت 03:31

دل بد نکن برادر. انشاالله خیر است.
راستش را بخواهی من بین کشیش و ملا٬ یا پاپ و آیت‌الله چندان تفاوتی نمی‌بینم. سرو ته یک کرباسند. نگران آزادی بیان اگر هستی نگران آزادی بیان ضعیف‌ها و بی‌پشتیبان‌ها باش. پاپ مثل ملاها سمبل اتوریته مذهبی است.
از این حرف‌ها گذشته٬ مطلب جالبی بود. خندیدم.

 URL:  http://ttfarsi.blogspot.com


 نويسنده: آرش

Saturday, September 23, 2006 ساعت 02:23

مهندس خوييني چه عمل خشونت باري انجام داده كه اين گونه توسظ ملاها شكنجه مي شود؟؟ اين دين و نماز و روزه به كمرتون بخوره آخوندهاي پست فطرت جاني!!

"موسوی خوئینی خبر داد که ماموران امنیتی و بازجوها وی را تحت فشار قرار داده اند تا خطاب به مقامات عالی رتبه کشور توبه نامه نوشته و از اقدامات گذشته اش اظهار پشیمانی کند. موسوی خوئینی در مراسم چهلمين روز درگذشت پدرش فرياد زد: "به همه اعلام کنید که من تحت فشارم و هر روز در حدود پنج بار بازجویی می شوم". وی که آثار کبودی بر گردن و شکستی در سرش قابل مشاهده بود با بیان این که تحت فشار انواع شکنجه های روحی و جسمی است اظهار داشت: "من شب ها با دستبند و پابند می خوابم و تمام امکانات از من گرفته شده". وی در حالی که خطاب به خبرنگاران رسانه های خبری فریاد می زد خواستار انعکاس این خبر به گوش آزادی خواهان شد تا مانع سناریو سازی حکومت شوند." منبع ادوار نیوز

كجايند اون خبرنگاران عبا شكلاتي؟؟؟؟

كجاست خود جناب آقاي عباشكلاتي جناب رئيس تمدن ها؟؟ رئيس جمهور بزمجه ي مهرورز؟؟ سردار رفسنجان؟؟ آقاي كروبي ماهواره اي؟ واقعا گنده ش رو در اوردن! از رو هم نميرن. بيخ گوششان اين چنين حرمت انسان كه خداي نكرده نماينده مجلس رژيم شان هم بوده، در قرن بيست و يكم شكسته ميشه... ولي هي براي دنيا زر الكي ميزنن و روضه مي خونن! رو كه نيست!


 نويسنده: آرمان

Friday, September 22, 2006 ساعت 10:03

چه خواب خفنی دیدید ها!
ولی ظاهرا چند روزیه بازار خواب های عجیب داغه چون هم یکی از دوستای من یه خواب تعریف کرد هم مامانم شما هم که ماشالله عجب خوابی.
شاد باشید.

 URL:  http://freecry.persianblog.com


 نويسنده: saeed

Friday, September 22, 2006 ساعت 07:55

اسدجان پاپ و پاپی را ول کن از پاپی سلیمانی بگو.

 URL:  http://rangink.blogspot.com


 نويسنده: حامین

Friday, September 22, 2006 ساعت 06:46

Bala gerivah :دی!! بازم بعید میدونم هر کسی متوجه بشه!! قربونش برم یه سری کلمات داره هر کسی از پسش بر نمیاد!!

 URL:  http://Haminpersia.persianblog.com


شما می‌توانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 


يادآوری می‌شود، به دليل جلوگيری از کامنت‌های حاوی تبليغ، کامنت شما پس از بازبينی منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزارم.



Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.