My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


چه کسی اهل دیالوگ نیست؟

Tuesday, September 19, 2006

 بابا شما مسلمان‌ها، واقعا که شورش را درآورده‌اید! وقتی می‌گویم: «شما مسلمان‌ها» منظورم هم این لشگر جانباز آماده شهادت است که اگر کسی در یک گوشه جهان چیزی در مورد اسلام گفت، خین جلوی چشمشان را می‌گیرد و از سفارت گرفته تا پرچم و میز و مبل و صندلی را به آتش می‌کشد و در این گیرودار ترتیب گردن هر مسگر بینوایی هم  که دم دست‌شان بیاید می‌دهند و هم آندسته از روشنفکران مسلمان است که می‌خواهند به‌ ما زورتپان کنند که اسلام هیچ تضادی با دموکراسی ندارد، دین مدارا و رحمت و عدالت و برابری و برادری و دیالوگ است و از این دست. اصلا آقا فرض کنید جناب پاپ به جای نقل و قول از دیگران، مستقیما و از قول خودش بگوید: « دین اسلام دین خشونت است»؟ آیا باید خشتکش را در آورد؟ آیا باید او را وقیح  و بی‌عقل خواند؟ و اینکه اهل معنویت نیست و بی‌باور به پیام مسیح؟ و هم‌صدا با طلبه‌های قم، پاپ را به یک عذرخواهی جدی و صميمانه به مسلمانان بدهکار کرد؟ چرا؟ شما که از پاپ ایراد می‌گیرید که قصد گفتگو با مسلمانان را ندارد آیا مسلمانان اهل گفتگو هستند؟ شما که می‌خواهید معنویت را به پاپ نشان دهید با توهین و تحقیر این پیشوای یکی از بزرگ‌ترین ادیان دنیا شروع کرده‌اید. آیا اینطور که به پاپ توپیده‌اید شهمات و شجاعت آن را هم دارید که فتوا دهنده قتل سلمان رشیدی را هم علنا محکوم کنید؟ آیا تاکنون یکبار شده از «رهبر» انتقاد کنید و بگویید:« شما به نام اسلام در این مدت کاری جز گسترش فرهنگ خشونت، سرکوب دگراندیشان و منتقدین، بستن روزنامه‌ها و... کرده‌اید؟» آیا واژه وقیح را هم در مورد ایشان بکار می‌برید؟

شما با قلم‌هایتان و لشگر استشهادی با بمب و کوکتل مولوتوف، صدای هر منتقدی را خفه می‌کنید و برای حتا فتوای یک ملای کون نشسته در شاخ آفریقا به روی جهانیان شمشیر می‌کشید و با این‌حال انتظار دارید به شما نگویند بالای چشمتان ابروست!

ما در قرن پنجم زندگی نمی‌کنیم، شهروندان جهان هر لحظه در رسانه‌ها از این خشونت‌ها که شما چه بخواهید و چه نخواهید بنام الله و اسلام انجام می‌گیرد با خبر می‌شوند. سنگسار زنان، اعدام کودکان و نوجوانان، کشتار مردم بیگناه بوسیله بمب‌های انسانی، سرکوب بیرحمانه آزادی‌های سیاسی و اجتماعی انسانها در کشورهای مسلمان و صدها جنایت دیگر را نمی‌توان مرتب توجیه کرد. تا زبان به اعتراض هم می‌گشاییم پاسخ آماده‌ای دارید که آقا! «این اسلام نیست، این‌ها مسلمان نیستند» یعنی به گفته‌ی شما فلان مفتی اعظم در مصر، یا آیت‌الله‌هایی مثل، مصباح یزدی و مشگینی و ناصر مکارم و شاهرودی و... مسلمان نیستند؟ آیا آگاهی‌شان از اسلام باندازه شما نیست؟

استالین اگر به دیکتاتوری خونخوار تبدیل می‌شود بواسطه اعتقادش به آن ایدئولوژی و فلسفه‌ای است که دیکتاتوری را برسمیت می‌شناسد و به او اجازه قهر انقلابی برای سرکوب دشمنان خلق می‌دهد، وقتی که قرار باشد با دیکتاتوری پرولتاریا جهان را به بهشت تبدیل کرد، از دل چنین تفکری است که استالین و فیدل و یکی‌دوجین حاکم مستبد بیرون می‌زند.

قاضی مسلمانی که زنی را به جرم عشق به سنگسار محکوم می‌کند یا دستور قطع دست آفتابه دزدی را می‌دهد آیا به این خاطر نیست که دین اسلام چنین اجازه‌ای را به او داده است تا با وجدانی آسوده دست به چنین خشونتی بزند که اشک هر آدم با شرفی را در می‌آورد؟

خودتان بهتر از من و بیشتر از من می‌دانید بجای گرفتن یقه پاپ و فلان کاریکاتوریست بینوای دانمارکی بروید یقه پاپ‌های مسلمان خودتان را که باعث چنین تشنج و بحرانی در جهان متمدن امروز شده‌اند بگیرید.

مسلمانان اهل دیالوگ نیستند و بیخود مردم را سرکار نگذارید باور نمی‌کنید از آقای سروش بپرسید که در انقلاب فرهنگی آیا با اساتید دگراندیش و منتقد دانشگاه‌ها دیالوگ داشتند یا فله‌ای و از روی حروف الفبا آنها را تسویه کردند؟ 

من کاری با روشنفکران عرب ندارم اما روشنفکران دگراندیش ایرانی از نسل مشروطه تا به امروز به نوعی با اسلام و آخوندیسم مماشات کرده‌اند و هیچگاه بطور جدی از اسلام و سنت‌های خشن و غیر دموکراتیک آن انتقاد نکرده‌اند و این مهم را به خودشان به مردم ایران و جهان بدهکارند. حکومت امروز ایران ادعا می‌کند که نماینده خداوند و جانشینان پیامبر اسلام و سنت‌های او هستند و حکومتش به تایید امام زمان رسیده است و دارد جهان را بطرف جنگ و خشونت می‌کشاند، این فرصت هرگز تکرار نمی‌شود، باید از آن استفاده کرد و این اسلام را به چالش کشید اگر کوتاهی کنیم تاریخ ما را هرگزنخواهد بخشید.

 

لرنوشت: از بدی شانس «بیلی و من» برای تغییراتی در قالب و نصب مووبل تایپ جدید رفته بود تعمیرگاه، کار با سیستم جدیدکمی زمان می‌برد  که باید عادت کنم بویژه اشکالی در بخش کامنت‌ها بود که برطرف شد. و از همه پوزش می‌خواهم. داریوش کامنتی نوشته بود که حالا به خود مطلبش لینک می‌دهم که آن کامنت هم هست.

وقتی اسد داغ می‌کند، بيلی شلوغ می‌کند! / وبلاگ ملکوت

پاپ جدید و پاپ قدیم / وبلاگ آریان 

 حیف معذرت خواهی کرد / وبلاگ عبدالقادر بلوچ


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:47 :::

LINK  | TrackBack 1 | Comment 8
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
ملکوت -

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: zita

Thursday, September 21, 2006 ساعت 12:21

سلام.ما مسلمانها میخواهیم دهان همه را ببندیم.اگر خود ما در کشورهایمان نمیتوانیم دهان باز کنیم و اگر باز کنیم پس از سالها در زندان بودن سکته میکنیم خوب دیگران هم باید خفه شوند دیگر.

 URL:  http://www.ertebatbamihan.persianblog.com


 نويسنده: محمد رضا ویژه

Thursday, September 21, 2006 ساعت 11:40

با سلام آقای علیمحمدی
گرچه با موضع پاپ به عنوان یک رهبر دینی که باید درایت بیشتری به خرج دهد و به قول معروف دیپلماتیک صحبت کند موافق نیستم ولی نظر شما درست است زیرا مخالفت با این اشتباهات اولاً خارج از قاعده است و دوماً نظیر این سخنان ناصواب هر روز در جهان اسلام دیده می شود. معتقدم واکنش دنیای مسیحی به مراتب با تساهل بیشتری همراه بوده است. بهتر است به جای شعار و بحثهای تاریخی کمی هم به واقعیت ولو ناخوشایند برای ما، توجه کنیم. مگر در قرون وسطا که کلیسا چنین و چنان می کرده ما چه می کرده ایم؟ آیا با تساهل و مدارا با یکدیگر برادروار می زیستیم؟ به نظرم تمسک به پیشینه ی تاریخی و فلسفی در این مورد خطاست چرا که خود نیز پیشینه ای بهتر نداریم. به جای تعصب، انصاف را نصب العین کنیم.
پیروز باشید

 URL:  http://safiredalat.persianblog.com/


 نويسنده: گلناز

Thursday, September 21, 2006 ساعت 07:58

آقای علیمحمدی: در اینکه آقای داریوش محمد پور یکطرفه قضاوت کرده و تقریبا همیشه هم همینطوری بوده اصلا شکی نیست؛ ولی خود جنابعالی هم دچار همین بیماری غرض هستید. من به حرفهای شما زمانی ارزش قائل میشوم که بی طرفی را مراعات فرمائید. تابحال ندیده ام که شما حتی کلمه ای در باره آزار جنسی دهها هزار کودک خردسال توسط کشیشان و در روز روشن در همان کلیسا هائی که شما آنها را به عرش الاهی برده ایدگ نوشته باشید. من اصلا به جنایات چندین قرن قبل شان را نادیده میگیرم. شما بفرمائید؛ فرق بین شما و داریوش چیست؟

بیلی و من: خانم گلناز من نه طرفدار پاپ هستم و نه مسیحیت و نه دین دیگری؛ آنچه را هم گفته ام صرفا دفاع از آزادی بیان است. نمی دانم در کجای این نوشته من کلیسا به عرش الهی رفته است.


 نويسنده: داريوش

Wednesday, September 20, 2006 ساعت 12:13

اسد جان،

يادداشت ديگری نوشتم شايد مقصودم روشن‌تر شده باشد.

د. م.

 URL:  http://blog.malakut.org


 نويسنده: علیرضا

Wednesday, September 20, 2006 ساعت 11:09

من به اصطلاح نقد نویسنده‌ی صاحب ملکوت را خواندم. حرف در درست بودن نوشته‌ی شما ندارم یا غلطش. بلکه نوشته‌ی دوم ایشان است. ایشان نوشته‌ای نوشته‌اند که نه پاسخ هیچکدام از سووالات شما را می‌داد و نه در آن حدود بود. علتش هم شاید مشکل ایشان از بعد از موضوع پاپ در سخن شماست. درباره ی فتوای سلمان رشدی ایشان چه می‌اندیشد. و آیا افرادی دیگر و از بانیان و طرفداران کانون انجمن اسلامی توحید چه می‌اندیشند؟ آیا ایشان قتل وانگوگ هلندی را از چه زاویه ای دیده بودند؟ چه کسی گفته است که بحث باید فقط در دانشگاه صورت بگیرد و ایشان اصلا نوشته‌ی فلسفی را می‌تواند با چنین ذهنیتی بخواند؟. توصیف ایشان از اینکه انها که اینگونه می‌اندیشند با نفس اسلام مخالفند چیست؟
آیا اینکه کسی با مذهب مخالف است دانشگاهی نیاندیشده است؟ درباره‌ی اسلام کجا باید بحث شود ؟ آیا برخورد فلسفه و جامعه شناسی و روانشناسی را از چه زاویه‌ای می‌بینند؟ یک رواشناس یا روانکاو آیا حق حضور اجتماعی دارد ؟ در اجتماعی که موجودیت ایشان با سووالی خدشه دار شود؟ ایشان نسبت و در یک برخورد مستقیم نسبت به همان پاپ‌های اسلامی چگونه احساسی دارند ؟ ایا احساس ایشان با من بی دین نه کافر ! نسبت به آنها یکی است حال نمی‌گویم دولا راست هم می‌شوند نه . نمی‌گویم. ایشان درباره ی انقلاب فرهنگی و نقش سروش و دیگر اصلاح‌طلبان و روشنفکران مذهبی چه می‌دانند ؟ چرا من نوعی می‌توانم نظرم را داشته باشم ولی ایشان بگوید از خودش سووال کنیدخودشان جوابش را دارد! ایشان در باره‌ی تاریخ اسلام و چگونگی مسلمان شدن ملت چه نظری دارند؟ ایا فقط وقوع تاریخی آنرا دلیل می‌شمارند یا نگاه تاریخی به ان مجاز است؟ نمی‌دانم ایشان چگونه پاسخ مستقلی به سواالات شما خواهد داشت. لمس انچه من نوعی به تقدسش باوری ندارم برای انکس که باورش با تقدسها اغاز میشود اسان نیست. اما ایشان حق دارد اکنون حق دارد به سووالات شما واینچنین ی پاسخی ندهد و چنان پاسخی که سر وته ش ربطی به نوشته‌ی شما ندارد بدهد . متاسفانه فقط می‌توان انرا یک واکنش شمارد.


 نويسنده: بيلی و من

Wednesday, September 20, 2006 ساعت 10:58

خب انگار بخش نطرخواهی راه افتاد.

 URL:  http://www.mebaily.com


 نويسنده: زيتون

Wednesday, September 20, 2006 ساعت 10:38

سلام آقای علیمحمدی عزیز
حرف دل خیلیها رو چه خوب گفتید.
(خواستم بگم پاپ هم نباید اون حرفا رو می زد. بعد دیدم بایدها و نباید ها رو چه کسی تعیین می کنه؟)
همین الان در وبلاگ کاریز هم این مطلب رو دیدم:
http://kaariz.com/category.asp?cat_id=25
اسلام دین رحمت!
------
تولد بلاگنیوز رو (با عرض شرمندگی بهخاطر تاخیر زیاد) تبریک میگم.
و به خاطر کامنتتون در نظرخواهیم واقعا ممنونم. خیلی خوشحالم کردید.

 URL:  http://www.z8un.com


 نويسنده: ابوالفتحی

Wednesday, September 20, 2006 ساعت 01:20

فکر ‌می‌کنم باید نصبتی برقرار باشد بین روش برخوردمان با دیگران و انتظاری که از دیگران داریم درباره‌ی نوع برخوردشان با ما، خداییش تالرنس در جامعه‌ی غربی خیلی خوب رسوخ کرده، این جور که مسلمان‌ها دارند می‌تازند اگر غربی ها هم می‌خواستند بتازند الان هاله‌ی عظیمی از نور! سطح جهان را پوشانده بود.

داریوش ملکوت در جواب نوشته‌ی تو مطلبی نوشته، جواب‌هایی هست که زیر همان مطلب می‌نویسم فقط بگویم فرقی وجود دارد بین اعتراض به سخنان پاپ از سر ایمان به اسلام با اعتراض یک لائیک و یا حتی مسیحی که معتقد است پاپ با گفتن این سخنان ناشکیبایی به خرج داده و روادارانه برخورد نکرده.
بیلی و من: من زیاد شتاب ندارم، حتما پاسخی که نه، یک پست وبلاگی خواهم نوشت.

 URL:  http://shirva.blogspot.com


شما می‌توانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:

نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 


يادآوری می‌شود، به دليل جلوگيری از کامنت‌های حاوی تبليغ، کامنت شما پس از بازبينی منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزارم.



Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.