از بسکه خبر بد میشنوم یادم میرود که خبرهای خوب هم هست، خنده و شادی هنوز در فضای شهر و محله میپیچد، اما خبرهای بد عصبیم میکند، کشتار کودکان، زنان و مردان بیگناه در لبنان، سریلانکا، سودان، عراق، افعانستان و... سرخط همهی خبرگزاریها و روزنامهها با کشته شدن چندتن در فلان جا شروع میشود و نمیدانی آیا این فجایع را روزی پایانی هست؟
همه اینها باعث میشود که یادت برود هی مرد! «هفتان» یکساله شد و باید به بچههای زحمت کش هفتان تبریک بگویی! (حالا میگویم). بدون آنکه بخواهم نانی قرض داده باشم باید همینجا اعتراف کنم که هفتان واقعا خواندنی است و غنیمتی در این جنگل بی سروته! مبارک باد.
یک خبر خوب دیگر هم بود. افتتاح آزمایشی «رادیو زمانه» رادیویی که چه بخواهیم و نخواهیم خودش را وبلاگی میداند و اهل وبلاگستان، و بقول مهدی: «راديويی که از وبلاگ میآموزد».
میدانم اینروزها بچههای زمانه یکریز کار میکنند، نگرانندو دلهره و هیجان یکآن رهایشان نمیکند. خب قدم گذاشتن در سرزمین ناشناختهها همین است. خسته نباشید و تولد این کودک چند روزه را که حرف میزند به همه شما تبریک میگویم.