اکبر محمدی را فراموش نخواهیم کرد
انگیزه نوشتن این یادداشت کوتاه، خواندن مطلبی بود از ف.م. سخن با عنوان: « راديو زمانه، نشريهی کاوه، و باقی قضايا...» که دیدم به نوعی میتواند شرح حال بلاگنیوز هم باشد.
میدانم دردِدل، نق و غرولند سودی بحال ما ندارد اما از بسکه خودخوری کردهای، همهچیز بغضی شود و نه گریه...
تجربه بیش از نیمقرن زندگی بیثمرم به من آموخته است، آدمهایی که اهل کار و عمل نیستند بیش از همه شعار میدهند و چون خود نمیتوانند یا نمیخواهند انگار وظیفه دارند گلوی آنهاییکه میتوانند و میخواهند بفشارند. من این آدمها را شرلوک هلمزهای وطنی نامیدهام، اینها همیشه گوش بزنگ ایستادهاند تا اگر کسی در حوزه فرهنگ دست بکاری زد، ذرهبین بدبینی، حسادت و تخریبشان را بردارند و دنبال ردپای جاسوس، نوکر و... بگردند چرا که بهزعم اینان چنین فردی مرتکب جرمی شده است.
یکی از ویژهگیهای شرلوک هلمزهای وطنی این است که بطور غیرعادی و هیستریک برای آزادی و حقوقبشر حنجره پاره میکنند اما در عمل و با هر قدم نه تنها حقوق دیگران را لگدمال و لجنمال میکنند بلکه اصولا برای هیچ موجودی جز خودشان حقی را به رسمیت نمیشناسند.