My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


روز مادر

Sunday, May 14, 2006

امروز در دانمارک روز مادر است و ما هم بر اساس روز مادر اینجا به دالکه‌ی عزیزم تبریک می‌گویم و برایش تندرستی آرزو دارم. می‌دانم که بشدت بیمار است. سالمندی و بیماری مچاله‌اش کرده است. چندی پیش تلفنی با هم گپی زدیم، حرف‌هایم را خوب نمی‌شنید. می‌گفت قبل از مرگش بدیدنش بروم و طبق معمول قربان صدقه‌های مادرانه را مرتب نثارم می‌کرد.

سال ۱۹۹۰ به دیدنم آمد. آنروزها سالم و قبراق بود. سه ماهی با هم بودیم. همان روز اول چمدانش را در فرودگاه گم کرد یا دزیدند به‌هر‌حال سوغاتی‌ها دود شدند. تابستان بود. بیشتر وقت‌ها توی تراس می‌نشست و همسایه‌ها و بیرون را دید می‌زد. همسایه پایینی ما «سونیا» یک زن خوشگل و خوش‌اندام دانمارکی بود و روزهای آفتابی لخت‌و‌مادزاد زیر نگاه کنجکاو و شگفت‌زده دالکه حمام آفتاب می‌گرفت.

یکروز که هردو توی تراس نشسته بودیم و داشتیم اوضاع جهان را بررسی می‌کردیم، «سونیا» خانم هم سروکله‌اش پیدا شد و اندام زیبا را به آفتاب سپرد. مادر نگاهی به او کرد و بعد به من گفت: « رولَه، می‌دونی چرا در ایران این همه کم بارون می‌باره؟»

گقتم: « نه! چرا؟»

گفت: « چون این دانمارکی‌های بی‌حیا لخت می‌شند و خدا هم غضب می‌کنه و خب توی ایران نمی‌ذاره بارون بیاد.»

گفتم: « آخه دالکه، لخت شدن اینها چه ربطی به خشکسالی در ایران داره؟»

گفت: «فرمایش می‌کنی، خیلی هم ربط داره!»

در حالی‌که می‌خندیدم، سونیا را صدا زدم و گفتم: «سونیا دوست‌داری نظر مادر را در مورد لخت شدنت بدونی؟»

نگاهی از آن پایین به ما کرد و گفت: « البته که دوست دارم.»

گفتم: « مادر معتقده چون تو لخت می‌شی تو ایران بارون کم می‌باره!»

در حالی‌که بلند بلند می‌خندید گفت به مادرت بگو برای ایران ممکنه خوب نباشه ولی واسه خودمون که خیلی خوبه تازه از این همه بارندگی خسته شدیم و بعد قیافه جدی بخودش گرفت و گفت: « طبق استدلال مادرت از او بخواه وقتی رفت ایران مثل من لخت بشه و حمام آفتاب بگیره تا شاید بارون دانمارک کمتر بشه و آفتابش بیشتر و در عوض در ایران بیشتر بارون بیاد.»

برای مادر این گفتگو را ترجمه کردم.

خندید و گفت: « ممکنه این‌طور بشه ولی اونوقت من جهنم رو خریده‌ام! نه رولَه، نه بارون می‌خوام نه لخت می‌شم.»



::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 08:04 :::

LINK  | Comment 11
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: شیدا

Monday, May 15, 2006 ساعت 09:57

همهء این روزها و این اسامی، بهانه است... بهانه ای برای شادیِ دل، برای یادآوری! روزهای دیگه هم کم از امروز یادِ دالکهء عزیز نخواهید کرد...امیدوارم زودتر دیداری میسر بشه.. نه فقط برای ایشون که برای دلِ خودتون. شاد باشید

 URL:  http://weblog.zendehrood.com/sheyda


 نويسنده: saeed

Monday, May 15, 2006 ساعت 08:17

روز دالکه خارجی مبارک.

 URL:  http://rangink.blogspot.com


 نويسنده: احسان اخباری

Monday, May 15, 2006 ساعت 03:24

اول: خارج هم خارج شما نه خارج ما. ما از ايران که زديم بيرون سر از ام القرای مصيحيت تگزاس درآورديم. آنهم يک شهری که فروش مشروب هم در آن ممنوع بود چه رسد به لخت شدن زنها زير آفتاب.
دوم: اميدوارم تو و دالکه عزيزت زودتر به ديدار هم برسيد.

 URL:  http://ttfarsi.blogspot.com


 نويسنده: علی

Sunday, May 14, 2006 ساعت 12:09

بسیار نوشته زیبایی بود. به یاد آوردن عزیزی که دوستش داریم با یادی از یک خاطره شیرین و به یاد ماندنی از او . بعضی خاطره ها هيچوقت فراموش نميشوند.

 URL:  http://lostdreams.blogfa.com/


 نويسنده: ابراهيم

Sunday, May 14, 2006 ساعت 11:45

تو خوزستانی نيستی؟


 نويسنده: نی لبک

Sunday, May 14, 2006 ساعت 11:06

ها ها هااااااااااااااااااااااااااااااا....چه جالب!

 URL:  http://neylabak1.blogspot.com


 نويسنده: هزار و يک روزنه

Sunday, May 14, 2006 ساعت 10:58

آخی زنده باشن ايشالا و به زودی ديدار ميسر بشه.

 URL:  http://www.sharabenoor.blogspot.com


 نويسنده: اميد

Sunday, May 14, 2006 ساعت 09:45

سلام روز مادر مبارک...

خيلی جالب بود.از اون عقايد نسل های گذشته امروز چيزی برای نسل امروز باقی مانده است؟

اميدوارم ديدارتون تازه بشه...

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com


 نويسنده: banafsheh

Sunday, May 14, 2006 ساعت 08:38

امیدوارم موفق به دیدارشون بشین مادر گوهر نایابه.من به دختر کوچکم که گاهی خیلی شیطونی میکنه میگم دشمن عزیز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 URL:  http://banafsheh192.blogfa.com/


 نويسنده: هاله

Sunday, May 14, 2006 ساعت 03:42

جالب. فرهنگ های متفاوت.....

 URL:  http://www.corona.blogfa.com


 نويسنده: هاله

Sunday, May 14, 2006 ساعت 02:17

خیلی کیف کردم از این نوشته‌ات اسد جان. انشالله به همین زودی‌ها دیدار میسر بشه. از صمیم قلب دعا می‌کنم.

 URL:  http://mithras.org




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.