|
نگاهی دیگر
|
|
Friday, February 17, 2006
|
به: Flemming Rose
تاکنون آنچه که در مورد جنجال کاریکاتورها دیدهام، خواندهام. میشود گفت امروز همه نظری در این مورد دارند. برخی تنها روزنامه یولند پست را محکوم کرده و تظاهرات خشونت بار را امری طبیعی دانستهاند. برعکس عدهای مدافع این روزنامه و مخالف اعتراضات آنچنانی بودهاند. کسانی هم عمل هر دو طرف را نادرست خواندهاند و برخی هم انتشار کاریکاتورها راتوطئه مشترک صهیونیسم، آمریکا و استکبار جهانی میدانند. اما من میخواهم ببینم آیا میشد نگاهی دیگر به قضیه کرد؟ نگاهی انسانیتر؟ یک لحظه بیایید تمام پیشداوریهایی را که در باره این جنجال در ذهن انباشتهایم کنار گذاشته و با هم با ذهنی تازه به موضوع نگاه کنیم و مبنای قضاوتمان را حرفهای «فلیمینگ رُز» دبیر فرهنگی روزنامه «یولند پست»، متهم شماره یک، منتشر کنندهی کاریکاتورهای محمد و آفریننده این بحران بگذاریم، بشرط آنکه به حرفهایش که مکرر در رسانههای مختلف تکرار و تکرار کرد اعتماد کنیم. بعنوان یک انسان نگاهش کنیم، روزنامهنگار، نویسنده، منتقد... بعنوان آدمی که زندگیاش از راه قلم تامین میشود. میتوان با افکار او مخالف بود، میتوان در هستی شناسی جهان با او به تفاهم نرسید، میتوان اورا دوست نداشت اما میتوان پذیرفت که او هم اشتباه میکند، میتوان درکش کرد، حتا امروز که زیر وحشتناکترین فشارهای روانی قرار گرفته برایش دل سوزاند، اندکی با او همدل بود. این همه سرزنشش نکرد. چرا باید انسانها از مچاله شدن انسانی دیگر این همه لذت ببرند؟
«فلیمینگ رُز » زمانی که کاریکاتورهای پیامبر اسلام را منتشر کرد اگر میدانست با چنین اعتراضی روبر خواهد شد هرگز دست به این کار نمیزد. او یک روزنامهنگار است و مثل همه روزنامهنگاران میتواند اشتباه کند. آیا هیچکدام از ما در زندگی اشتباه نکردهایم؟ آیا در آینده نخواهیم کرد؟ آیا تاکنون روزنامهنگاران در چهار گوشه جهان اشتباه نکردهاند؟ و اگر فردی پی به اشتباه خود برد چه کاری جز عذرخواهی از دستش برمیآید. آیا اگر من اشتباهی مرتکب شوم و عذرخواهی کنم، نباید بخشوده شوم؟ آیا باید تا دم مرگ صلیب اشتباهم را بدوش بکشم تا جُلجتای پایان؟
«فلیمینگ» بارها در گفتگو با خبرنگاران گفت: «من مخالف هیچ مذهبی نیستم!»...« من از اینکه احساسات مسلمانان را جریحهدار کردهام واقعا متاسفم»...« من ضد خارجی نیستم، همسر خودم خارجی است و دو فرزندم خارجی ـ دانمارکی هستند»...« من ۱۵ سال دور از دانمارک زندگی کردهام و در این مدت در کشورهای مختلف خارجی بودهام، من حس و حال خارجیها را از هر دانمارکی بهتر میفهمم»... « در انتشار کاریکاتورها قصد توهین به اسلام را نداشتهام»...« اگر برخی از مسلمانان اندکی تولرانس داشتند، داستان به اینجا کشیده نمیشد» و... این جملهها را او بارها و بارها تکرار کرد و دست آخر میدانیم عذرخواهی از مسلمانان به چند زبان از جمله عربی در صفحه اول یولند پست منتشر شد. میشد او را بخشید نه؟
این روزها او را مجبور کردند به مرخصی اجباری برود. اگر نگاه ما به «فلیمینگ»کمی تنها به اندازه یک قطره کوچک انسانی بود، امشب تا دم دمای صبح درحالیکه همسر و دو کودکش بیدلهره و ترس از مرگی که هرلحظه در هیبت نوجوانی بسراعشان بیاید در خواب بودند... آری او الان در دفتر روزنامه نشسته بود و مطالب فرهنگی را برای فردا آماده میکرد آخر روزنامه یولند پست صبحها منتشر میشود.

فلیمینگ رُز دبیر فرهنگی روزنامه یولندپست
::: ایمیل ::
اسدالله علیمحمدی :: 02:17 :::
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
LINK
| TrackBack 2 | Comment 18
|
|
وبلاگ و سايتهایی که به اين نوشته لينک دادهاند يا در مورد آن نوشتهاند:
|
|
ميداف -
حسن درويش پور -
|
|
|
پيامهاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
|
نويسنده: آرمان |
Sunday, February 19, 2006 ساعت 10:41 |
دیروز من یکی از بیضه هام تیر میکشید. نکنه کار "اسشراییلی" ها باشه ؟ "ای تف بر تو ای اروپا !" |
نويسنده: آرمان |
Sunday, February 19, 2006 ساعت 10:33 |
اگر ممکنه يک مسلمون جواب منو بده ! ما که نفهميدیم ! عده ای گفتند که: "مسلمانان جواب دندانشکنی به غرب دادند !"
ببینیم ! حدود 30 نفر از افراد عقب افتاده در دهات افغانستان، نیجریه و پاکستان به خاطر این کاریکاتورهای بامزه به دست پلیس مسلمان کشته شدند, کلی ساختمون و ماشین مردم بی گناه را آتش زدند, ساختمان سفارت را خراب کردند (که تعمیرش به عهده دولت است) و ...
آیا به این میگن "جواب دندان شکن به غرب !" آیا سنتی (cent) به غرب ضرر رسيد ؟!
ياد اون داستان افتادم که يک مُردنی به يک گردن کلفت داشت کٌری ميخوند که : "حالا حسابت رو میرسم ! با دهنم چنان میکوبم توی مشتت که حالت جا بیاد !" |
نويسنده: بیلی و من |
Sunday, February 19, 2006 ساعت 09:11 |
شهرزاد عزيزم برايت ايميلی فرستادم. |
URL:
http://www.mebaily.com/
|
نويسنده: شهرزاد |
Sunday, February 19, 2006 ساعت 08:56 |
اسی جان با سلام زیاد امیدوارم خودت و خانمت ودخترها سلامت باشید دیدم منصور دارد وبلاگ تو را نگاه می کند گفتم بگذار من هم سلامی به اسی بکنم دفغه قبل که فرانسه آمدی از تو پذیرائی زیادی نکردیم امیدوارم مجددا به فرانسه بیائی ودیداری تازه کنیم. به خانمت سلام مرا زیاد برسان نمی دانم من را به یاد دارد یا نه
قربانت شهرزاد |
نويسنده: Winston |
Sunday, February 19, 2006 ساعت 08:54 |
شاخه هاي علم سياست هست و به هيچ عنوان به چيزي که دنيا از اون به عنوان محافظه کاري ديني در ايران ياد ميکند نداره. و چون من تا اكنون نديدم که محافظه کاري ايراني از نوع علمي و جهان شناخته شده اش وجود داشته باشه سعي کردم که يک بلاگرول وبلاگ هاي محافظه کار ايراني رو درست کنم. حالا اگر که علاقمند هستيد و خودتون رو یک محافطه کارمیدونید براي من اسم و ادرس بلاگتون رو بذارين که بتونيم با هم این کار را شروع کنيم . ممنونم |
URL:
http://thespiritofman.blogspot.com
|
نويسنده: سيدمهدي |
Sunday, February 19, 2006 ساعت 04:21 |
مرگ به دانمارک مرگ به آلمان مرگ به فرانسه مرگ بر اسشراييل کهئ همه اين منافقت ها از آن اوست |
URL:
http://7
|
نويسنده: سيدکميل |
Sunday, February 19, 2006 ساعت 04:17 |
مرگ به دانمارک
جهاد عليه دانمارک واجب است |
URL:
http://7
|
نويسنده: سيدباقر |
Sunday, February 19, 2006 ساعت 04:13 |
مرگ به دانمارک خبيث که يک چاپ خانه را اداره نميتواند |
URL:
http://121
|
نويسنده: سيدباقر |
Sunday, February 19, 2006 ساعت 04:12 |
مرگ به دانمارک خبيث که يک چاپ خانه را اداره نميتواند |
نويسنده: لری بختیاری |
Saturday, February 18, 2006 ساعت 08:18 |
سلام.. همتبار .. من از طريق يکی از بلاگر های همتبار به پست قبليتان رهنمون شدم.. چرا نميخوی اون بيت را برداری اقا؟ اصارا داری که به لرها توهين بشود؟ |
URL:
http://www.lorebakhtiari.persianblog.com
|
نويسنده: آشیل |
Saturday, February 18, 2006 ساعت 07:43 |
بينش فیلمینگ بينشی انسان گرايانه و انسان بینانه و غير مذهبی بوده است بینشی که منحصر به وی نیست .خوشحالم که جامعه ایران در این حریق همراه حکام نبود . می دانید اسد جای توجه دارد سیر تحولاتی که جامعه ای مذهبی یا به عبارتی مذهب زده را به سوی جامعه ای بی مذهب و سپس ضد مذهب سوق می دهد. |
URL:
http://achilles.blogfa.com
|
نويسنده: خیابان شماره ۱۱ |
Friday, February 17, 2006 ساعت 10:12 |
سلام اسد عزیز
من چند تا دوست دانمارکی دارم. به جرات میتونم یکی بگم صلح طلب ترین و دوست داشتنی ترین مردمان روی کره خاکی هستند. اون جماعتی هم که با قضیه برخورد می کنند امر برایشان مشتبه شده. چهار تا آدم بی پناه مثل آرش سیگارچی و مجتبی سمیعی نژاد رو انداختن توی زندان فکر می کنند دنیا ملک طلق پدرشان است که با همه همین رفتار را بکنند. |
URL:
http://11ave.blogspot.com
|
نويسنده: آبنوس |
Friday, February 17, 2006 ساعت 09:54 |
دوست عزيز توقع داري مسلمانان ببخشند؟ هيچكسي بهتر از اين بابا نتونسته بود رگ خواب مسلمانان را نشان دولت مردانشان بده. |
نويسنده: ساسان . م . ک . عاصی |
Friday, February 17, 2006 ساعت 07:24 |
کاملا درک میکنم و کاملا با شما همعقیدهام. و نمیدانم دیگر دقیقا چه میشود بگویم... اگر قرار به مقدس بودن چیزی باشد، جان آدم و کرامت و شرافت آدم فکر کنم بتواند از همهچیزهای خیالی مقدستر باشد. حالا دنیائی هم نه، فقط کسانی که مثل آب خوردن آدم میکشند صبح تا شب، هیچوقت نه عذرخواهی میکنند و نه حتی از پلیدی وجودشان ناراحت میشوند، همه اینها باید راست راست راه بروند و دم از مقدساتشان بزنند و یک روزنامهنگار، کسی که به هر دلیلی و با هر فرضی کاری کرده، اما خون نریخته، آدم نکشته، خرد و نابود نکرده، نه تنها مورد حمله قرار بگیرد بلکه مجازات هم بشود. اصولا کل این دنیا و کل آدمهائی که لنگی در کار این سیستم نمیبینند زیر سوال میرود برای آدم. واقعا نمیدانم چه بگویم. بههرحال نوشتهتان واقعا عالی و تاثیر گذار بود. کاش آنهائی که آنقدر خیالاتشان و افسانههایشان برایشان مقدس است که دنیا را به خاطرشان میخواهند به آتش بکشند، ذرهای فقط ذرهای میتوانستند بفهمند و شرافت انسانها برایشان محترم و مهم میشد. / آرزو میکنم سرخوش باشید آقای علیمحمدی عزیز. |
URL:
http://pandopan.persianblog.com
|
نويسنده: فواد |
Friday, February 17, 2006 ساعت 07:22 |
کاش انسانی فکر میکردیم و کاش انسانی تصمیم میگرفتیم که اگر اینگونه بود... |
URL:
http://www.rah-e-man.com
|
نويسنده: آرمین گیله مرد |
Friday, February 17, 2006 ساعت 05:58 |
سلام ... ببخش میخواستم چیزی بگویم ناگهان چشمم به کامنت قبلی افتاد و رفتم یک سر زدم و کنون شکم درد گرفتم، البته نمیدانم بخاطر خنده یا بخاطر بهم خوردن حالم هست!!!! امان ز دست میمون و مورچه و گوسپند انسان نما و امان ز دست نازیها که خصلت هرسه را با خشونت و تنبلی و لاشخوری شیر درهم آمیختند و این را آدم برتر مینامند!!!!! |
URL:
http://gilehmard.blogspot.com
|
نويسنده: دفتر نازیسم |
Friday, February 17, 2006 ساعت 05:31 |
فیلمینگ به سبب اینکه می خواست در صورت چاپ کاریکاتورهای مربوط به واقعه هولوکاست در روزنامه همشهری آنها را در یولاندپستن بازچاپ کنه به مرخصی فرستاده شد یعنی به نوعی او را از اینکار منع کردند و دلیل امنیتی نداشته چون در همان روزهای اول همه کارمندان این روزنامه تحت حفاظت پلیس رفت و آمد می کنند... |
URL:
http://nazismbook.blogspot.com/
|
نويسنده: اميد |
Friday, February 17, 2006 ساعت 05:13 |
آره ...شما و خيلی از خوانندگانتون و من و چندين مليون نفر ديگه ميتونيم به اين قضيه انقدر انسانی و امروزی نگاه کنيم.ولی مشکل اون اقليت مسلمانان تند رو و متعصب هستند که متاسفانه نميتونند مثه شما فکر کنند.با اونا بايد چه کنيم؟ اون اقليت هستند که دنيا رو لرزوندند.چند نفر مگه تو کل دنيا به خاطر اين قضيه تظاهرات کردند و يا ميگن ریختن خون اين روزنامه نگار حلاله؟ |
URL:
http://www.omid66.blogfa.com
|
|
Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by
1saeed.com.
|
|

آگهی
|