My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


بیلی و کریسمس

Tuesday, December 20, 2005


این‌روزها مردم دانمارک خوشحال، شاد و شنگول به استقبال کریسمس و سال نو می‌روند که از نظر ما هیچ اشکالی ندارد و ما هم خودمان را در این شادی شریک می‌دانیم و از تعطیلاتش لذت وافر می‌بریم، بویژه دو دوست عزیز و همشهری‌های خوب و مهربانم عطا و محسن امسال کریسمس را با ما هستند. عطا از راهی دور می‌آید و محسن با این‌که بغل گوشمان زندگی می‌کند کمتر سعادت دیدارش را داریم. پس گله‌ای نیست جز آن‌که آقابیلی عزیز که نه تنها از این روزها متنفر است، افسرده و پریشان‌حال هم می‌شود. فکر نکنید بیلی از شادی انسان‌ها بدش می‌آید که عاشق شادی است. و اما صدای مهیب ترقه و فشفشه‌ها اعصابش را خط خطی می‌کند و این حکایت هر سال است. از او خواستم چیزی بنویسد، گفت اصلأ حال و دماغش را ندارم و اشاره‌ای داشت فیلسوفانه به کار و کردار بشر دوپا که چگونه یک‌سال پیرشدن، یکسال به مرگ نزدیک‌تر شدن را با انفجارجشن می‌گیرد و این رقص مرگ هرساله تکرار می‌شود.

این دوماه، دسامبر و ژانویه بیلی حال و روز درست حسابی ندارد، میل به خوردن نیست، بیشتر دوست دارد خودش را جایی پنهان کند، با اکراه و گاهی به زور ما به گردش روزانه‌اش می‌رود کاری که عاشق آن است، در موقع هواخوری کافی است صدای آزاردهنده ترقه را بشنود، محال است از جایش تکان بخورد باید بغلش کرد و برگشت خانه، از همین‌رو کارهای آنچنانی‌ش نیمه تمام می‌ماند و دایم تحت فشار است. بیشتر می‌خوابد و کمتر بازی می‌کند و علت این تغییر خُلق و خو همین انفجارهای پی‌درپی بمب‌های کوچک مخصوص کریسمس است. و این تنها سگ‌ها نیستند که این‌روزها حال و روز خوبی ندارند بلکه گربه، اسب، پرندگان و کلا همه حیوانات تا پایان این شادی‌ها در رنج‌اند. برای کاهش دادن استرس بیلی باید پرده‌ها را کشید، پنجره‌ها را بست، تلویزیون را مرتب روشن کرد آنهم با صدای بلند. سرش را هم به بازی‌های مورد علاقه‌اش گرم کرد، شب‌ها هم که می‌آید روی تخت و سرش را می‌کند زیر لحاف و تا صبح به‌من می‌چسبد. گردش‌های روزانه‌اش را هم زمانی تنظیم می‌کنم که کمتر ترقه بازی است. این پریشان حالی بیلی هم روی من اثر می‌گذارد و این‌ داستانی است که هر ساله تکرار می‌شود. آن‌هایی که سگ دارند می‌دانند چه می‌گویم. گاه که می‌بینم گوشه‌ای غمگین کز کرده است، دلم می‌گیرد و هربار به چشمان درشت زیبایش نگاه می‌کنم احساس می‌کنم دارد از من می‌پرسد «جشن تولد مسیح» کی تمام می‌شود؟



MARRY CHRISTMAS


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 01:16 :::

LINK  | Comment 43
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: بيلی و من

Thursday, December 29, 2005 ساعت 08:44

من جان، بيلی ديگه توله سگ نيست بلکه يک سگ عاقل و بالغه، در ضمن لوس هم نيست.

 URL:  http://www.mebaily.com/


 نويسنده: من

Thursday, December 29, 2005 ساعت 08:13

دو جور جونور رو هميشه دوست داشتم.. جونورهای کوچولو و جمع و جور مثل موش و خرگوش و جونورهای پشمالو و دوست داشتنی مثل يه سگ بزرگ! بيلی جزء دسته ی اوله.. يه توله سگ لوس و دوست داشتنی!

 URL:  http://pardismadhouse.blogsky.com


 نويسنده: يرقان

Thursday, December 29, 2005 ساعت 02:39

اميدوارم اين ايام هم به خوبی و خوشی بگذرد و اخلاق سگتان دوباره مثل اولش بشود

 URL:  http://www.yaraghan.persianblog.com/


 نويسنده: غزل

Wednesday, December 28, 2005 ساعت 12:53

ماچ ماچ واسه بيلی کريسمس مبارک .خوش و شاد کاش نوروز ايران باشی

 URL:  http://www.aghaghiyahayekabood.persianblog.com


 نويسنده: Mania

Wednesday, December 28, 2005 ساعت 06:56

My dear friend
Marry christmas

 URL:  http://maniaa.blogfa.com


 نويسنده: کامياذ

Tuesday, December 27, 2005 ساعت 12:15

وب زیبایی بود .
موفق باشی .

 URL:  http://www.kamyararyana.blogfa.com/


 نويسنده: احسان.پ

Tuesday, December 27, 2005 ساعت 11:43

سلام. سال نو ميلادی و تولد حضرت عيسی هم بر شما و بيلی مبارک :دی ! والا و بلا گاهی اوقات حيوان ها بيشتر از انسان ها ميفهمند انسانها روز به روز دارن از احساس و انسانيت دور ميشن ... اما اين هم ............... خلاصه نوشته هات خوبه اما ........ و اما ..... و اما ..... و خوشحالم که ايرانيان عزيز چه داخل و چه خارج به وبلاگ نويسی رو ميارن خلاصه شما جای عمو ما هستی ! نوشته جالبی بود خوش باشی

 URL:  http://www.js4blogs.com


 نويسنده: آرتميس

Tuesday, December 27, 2005 ساعت 08:58

خوشحالم حالت بهتر شده عمو اسد / تعطيلات سال ديگه ايشالله بيا ايران در خدمتت هستيم

 URL:  http://


 نويسنده: گلین بانو

Tuesday, December 27, 2005 ساعت 07:32

**(( از طرف من و با نام من هیچگاه و در هیچ شرایطی در وبلاگ دوستان ؛ نظر توهین آمیز و یا نا مربوط گذاشته نمی شود )) .**

 URL:  http://galinbanoo.blogsky.com/


 نويسنده: رنگين کلام

Tuesday, December 27, 2005 ساعت 06:47

اسدجان تعطيلات خوش بگذره.

 URL:  http://rangink.blogspot.com


 نويسنده: Anonymous

Monday, December 26, 2005 ساعت 12:34

اسد جان
شما بهایی هستین
درسته


 نويسنده: Anonymous

Monday, December 26, 2005 ساعت 12:28

بگور جان
تو ذاستی بگوری
ایران
پر از
بگوره
شعران
بند
تمبانی
اگه ما
نخوایم
این
هم شاعر
بگور
داشته
باشیم
کیو
باید
ببینیم
امن از دست اینهمه بگور


 نويسنده: Anonymous

Monday, December 26, 2005 ساعت 12:22

من
بگوری هستم
بگوری من
شاعر وطنم
سعدی زمانه
شعرم تک بيد
بگوری ح.د.ک
برنده جايزه نوبل
مفلوك ااشعرا’ خما
الحسين اديلمي الكشكولي پشم الشیشه شیر البیشه الادبیات


 نويسنده: فتانه

Monday, December 26, 2005 ساعت 12:13

خيلی ضايع
بيدی
اخلاق
سگی
گرفتی


 نويسنده: مهيار

Monday, December 26, 2005 ساعت 12:11

اسد جان مدتهاس که
ديگه نوشته هات
جالب نيستند


 نويسنده: گلين بانو

Monday, December 26, 2005 ساعت 12:08

اسد عزيز سلام
چه قدر شبيه سگت هستی
انگار يه سيب هستين که از و سط نصف کره باشن


 نويسنده: اسفنديار

Monday, December 26, 2005 ساعت 12:00

اسد جان باسلام وخسته نباشی
کریسمس و سال نو بر شما مبارک

 URL:  http://www.diyareketab.dk


 نويسنده: سياورشن

Monday, December 26, 2005 ساعت 08:23

سلام عمو اسد ! ... در باره پست قبلی و زمينه ظهور موافقم ...حتی بيعدالتی و ظلم هم برای همين بايد زياد شود که الحق و النصاف روی اين قضيه خوب کار می شود ...

 URL:  http://siavarshan.blogsky.com/


 نويسنده: مسعود

Monday, December 26, 2005 ساعت 01:20

سلام عمو اسد خسته نباشيد انشاا.. تعطيلات خوش بگذره و يک سال هم گذشت و ماهم يکسال بزرگتر شديم . در ضمن نمی دونم کريسمس چه رسم و رسوماتی داره آيا مثل ما شيرينی و اجيل و از اين جور حرفها به راهه يا نه ولی موظب بيلی باشيد که زياده روی نکنه .. برای شما و خانواده آرزوی خوشبختی و دل خوش دارم

 URL:  http://www.masoudbeigi.persianblog.com


 نويسنده: مهتاب

Sunday, December 25, 2005 ساعت 10:42

اسد جان اينو ببين.http://www.mrcomputerservices.com/DancingHippo.htm

 URL:  http://moonlightlady.blogsky.com/


 نويسنده: مهدی

Saturday, December 24, 2005 ساعت 09:57

اسد جان کریسمس شما بیلی کوچولو مبارک باشه و سال خوبی داشته باشيد

 URL:  http://nahibesokot.blogspot.com/


 نويسنده: بيلی و من

Saturday, December 24, 2005 ساعت 09:08

آشيل جان بيلی بزرگ است و سگی بالغ ولی اندازه‌اش همين است. بيلی کوچکترين سگ جهان است از نظر نژادش.

 URL:  http://www.mebaily.com/


 نويسنده: گلين بانو

Saturday, December 24, 2005 ساعت 08:10

درود به اسد عزيز . من خودم عاشق حيواناتم. اما از سال پش که همسترم ( فندوق ) مرد . خيلی حالم گرفته شدش! . مراقب بيلی بامزه خيلی باشین!
ممکن هست با نام من توهين يا نظر نامربوطی گذاشته شود. مطمئن باشین که از طرف من نبوده !

 URL:  http://galinbanoo.blogsky.com/


 نويسنده: آشيل

Saturday, December 24, 2005 ساعت 07:46

اسد عزيز اين بيلی چرا دير به دير رشد می کند يا عکس آنچنان جديد نيست!

 URL:  http://achilles.blogfa.com


 نويسنده: حسین دیلم کتولی

Friday, December 23, 2005 ساعت 12:51

سلام /به روزم نظر بده /فدا

 URL:  http://www.sayehayebad.blogfa.com


 نويسنده: سيروس

Friday, December 23, 2005 ساعت 09:54

با سلام دوباره .امروز در پیک نت . خواندم .که استاد لطفی رفته ایران تا دوباره گروه شیدا را تشکیل بدهد و میخواهد در ایران باشد.


 نويسنده: سيروس

Friday, December 23, 2005 ساعت 09:21

با سلام . اسد جان امیدوارم که حال شما خوب یاشد من سال نو مسیحی به شما و خانواده تبریک مگم آرزو مکنم سال حوبی داشته باشید .به امید دیدار


 نويسنده: علی

Friday, December 23, 2005 ساعت 09:07

سلام خوب بود
ایدی من هست
gorgepeer2006
اگه خواستید اد کنید مهتاب خانوم چون یک سوال داشتم


 نويسنده: banafsheh

Friday, December 23, 2005 ساعت 05:39

تازگی با وبلاگتون اشنا شدم.و هميشه دنبال ميکنم .خوب حيوانات با اينکه شعور ندارند خوب معنی همه چيز را ميفهمند پس چرا بهشون ميگن بی شعور؟

 URL:  http://banafsheh192.blogfa.com/


 نويسنده: بيلی و من

Friday, December 23, 2005 ساعت 02:26

سيروس جان ممنونم. سال نو شما هم مبارک. بله مي‌دانم استاد لطفی ايران هستند ولی اين‌که بماند و گروه شيدا را دوباره راه بياندازد چشمم آب نمي‌خورد.

 URL:  http://www.mebaily.com/


 نويسنده: رنگین کمان عشق

Thursday, December 22, 2005 ساعت 06:09

بلی بيلی جان اين آش هر ساله خالته. بخوری پاته نخوری پاته. عمو اسد پيشنهاد می کنم تو گوشاش پنبه بزاری بلکه فرجی باشد. اما ديشب داستانی شنيدم که کيف کردم. به بيلی سلام منو برسون بگو بيلی شانس آوردی که از خونه بيرون ننداختنت چون اين دانمارکی ها می گرفتنت و تربيتت می کردن که کارهای بی تربيتی انجام بدی. مثلا بری رو پای اونا که پاهاشون بو می ده خودتو خلاص کنی. بازم هی از بابات تو اين وبلاگا بد بگو. شاد باشيد. شب يلداتون هم که قطعا بلند بوده.

 URL:  http://ranginkamaneeshgh.persianblog.com


 نويسنده: بيلی و من

Thursday, December 22, 2005 ساعت 03:23

تازه راوی عزیز کجایش را دیدی در چین و ویت نام و تایلند و دیگر کشورهای با مردمان چشم بادامی سگ ها را کباب می کنند و با عرق میل می فرمایند. بیلی اینجا عضو انجمن مبارزه برای پایان دادن خوردن سگ ها در این جور کشورهاست.

 URL:  http://www.mebaily.com/


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

Thursday, December 22, 2005 ساعت 02:19

به بيلی بگين برو شکر خدا کن که سرنوشتی اينچنين داری !
چند شب پيش توی اخبار شنيدم که پالتو پوست سگ برای افراد کم در آمد بازار گرمی داره و باز ادامه دادن که برای مرغوب تر شدن جنس ، بعضی ها رو زنده زنده پوست می کنند !. حالم از آدم بودن خودم به هم خورد !

 URL:  http://www.aavang.blogfa.com/


 نويسنده: ولنتاین

Wednesday, December 21, 2005 ساعت 12:20

آخی ... با اینکه می‌ترسم سگ بغل کنم اما خیلی دلم سوخت. نمی‌شه همونطور که شهلا گفت یه چیزی تو گوشش بذاری؟ تعطیلات خیلی بهت خوش بگذره

 URL:  http://valentine-2005.blogspot.com/


 نويسنده: شهلا

Wednesday, December 21, 2005 ساعت 11:44

آخـــــی نازی
اسد جان نمیشه برای بــِیلی گوشی یا هدفونی چیزی تهیه کرد که اینقدر آزرده نشه؟
بـــِیلی جان را ببوسش.
مـــــــاچ.

 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: غزل

Wednesday, December 21, 2005 ساعت 11:36

چه صاحب خوفی داره اين بيلی بی خود نيست خودش را لوس می کنه ولی با توجه به تجربه ی من در گربه داری شما هم کم حال نمی کنی که بیلی شب می ياد تا صبح بغلت نگهبانی می ده. راستی کسالت که بر طرف شد ٫نه؟

 URL:  http://www.aghaghiyahayekabood.persianblog.com


 نويسنده: جواد

Wednesday, December 21, 2005 ساعت 08:27

سلام اسد خان. از وقتی شما چسبيدی به اين وبلاگ اين سگ زبون بسته هم تو ذوغش خورده دل شکسته شده. به نظر من برای تنوع هم که شده يک گربه هم سن و سال خودش براش بگير شايد اون موثر باشه .

 URL:  http://www.1irani.ir


 نويسنده: بيلی و من

Wednesday, December 21, 2005 ساعت 01:42

نه! شهلاجان نمی شه چیزی گذاشت تو گوشش.

 URL:  http://www.mebaily.com/


 نويسنده: Chihuahua

Tuesday, December 20, 2005 ساعت 09:43

چی هوو آ هوو‌ آ ! چی هاپ هاپ ! چی چی؟ واق واق‌!


 نويسنده: بهمن

Tuesday, December 20, 2005 ساعت 05:13

شايد مسئله فقط سروصدا نيست.يا شايد سروصدا فقط يه طرف قضييه است. سال نو ارتعاش هاي غم انگيزي داره كه مربوط به افكار انسان هاي هست كه در اين موقع از سال غصه هاشون عود ميكنه.هر چند دانمارك! شايد با كمك به اون ها بيلي اعصابش كمي آروم بشه شايد.....
موفق باشيد

 URL:  http://www.firman.blogfa.com


 نويسنده: هاله

Tuesday, December 20, 2005 ساعت 04:17

اسد جان، ما هم همیشه در ایام ترقه‌بازی رستم رو در منزل نگه می‌داریم چون اون‌ام مثل بیلی از این بساط دل خوشی نداره. بخصوص که سگ چوپان بلژیکی که ایشان باشد به طور طبیعی از صداهای ناگهانی سه زرغ از جا می‌پرد و می‌چسبد به آدم. طفلی بیلی. هم‌دردی ما را به پسرعمو بیلی جان برسان.


 نويسنده: مهتاب

Tuesday, December 20, 2005 ساعت 04:07

اوخی طفلکی بيلی.....

 URL:  http://moonlightlady.blogsky.com/


 نويسنده: اميد(مسافری در کوير)

Tuesday, December 20, 2005 ساعت 03:18

جالب بود...پس مواظبش باشين.

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.