آقای ابطحی در
یاداشت امروزش «انفجارهای اردن و عراق و سرنوشت اسلام» آنچه را که در اردن و عراق اتفاق افتاده است جنایت نامیده است و آنرا نشانهی جنایتکاری عاملان و آمران چنین عملیات غیرجنگی میداند. من در این مورد کاملا با ایشان موافقم اما مثل همیشه آقای ابطحی بنا به مصلحتهایی و یا محافظهکاری آخوندی باز هم نصف حقیقت را میگوید. شما قبلا دولتی بودید و میشد فهمید که نمیتوانید با خوانندگانتان رک و راست باشید اما حالا چرا؟ شما که مثل ما شدهاید تازه. آقای ابطحی می نویسد: «ایکاش رهبران دینی مسلمان در برابر این رفتارهای وحشیانه که میخواهند لکه ننگ پاک نشدنی به پیکره اسلام باقی بگذارند به طور یکپارچه موضع میگرفتندتا تاریخ و آیندگان و حتی افکار عمومی امروز جهان مسلمانی را مساوی با جنایتپیشگی نداند و اسلام و دین خدا قربانی این مجموعهی از خدا بی خبر نشود. این مهمترین و تاریخیترین تصمیمی است که علمای اسلامی باید بگیرند.» آقای ابطحی! این رفتار جنایتکارانه که مختص امروز نبوده است؟ آیا تاکنون به جز یکی دو نفر کدام یک از این علمای اسلامی در کشورهای مسلمان که چندین جین از آنها هم در بلاد قم به امورات مسلمین مشغولند این جنایات را محکوم کردهاند؟ چرا خودتان را به کوچه علی چپ میزنید این علمای مسلمان از ته دل با این باندهای جنایتکار موافقند و حتا از آنها پشتیبانی معنوی و مادی میکنند. زمانی که رییس جمهور کشور اسلامی شما تصمیم دارد کشور دیگری را از نقشه جغرافیای جهان حذف کند و وقتیکه گروههای استشهادی در پادگانها و خیابان در مقابل علمای مسلمان رژه میروند و آمادهی عملیات انتحاری در اقصی نقاط جهان هستند انتظار شما از اینان برای محکوم کردن ترور و تروریست خندهدار نیست؟ اصلا چرا شما راه دور میروید ترور اسلامی با روی کار آمدن جمهوری اسلامی وارد عصر طلایی خود شد. لابد این بقول
بلوچ عمهی بنده بود که زندهیاد قاسلمو، شرفکندی، بختیار و... را بیشرمانه ترور کرد؟ لابد باز هم عمهی بنده بود که فتوای قتل سلمان رشدی را صادر کرد؟ آقای ابطحی یا ننویسید یا اگر مینویسید حقیقت را قربانی مصلحت نکنید.