ای آقا از زمانی که بلاگ رولینگ تنهاش خورد به تنه ما ایرانیها روزی نیست که حال این بلاگرهای مظلوم و ستمدیده را نگیرد. یکروز پینگ نمیکند، روز دگر آنقدر پینگات میکند که پیش همه از جمله اهل و عیال شرمنده میشوی، یکروز غیبش میزند و انگار این جماعت بلاگر بلانسبت تخ... ایشان هستند. خلاصه هر روز یک عشوه. کاری هم از دستمان ساخته نیست مگر آنکه این «دودردو» خودمان را حمایت کنیم و هم بلاگ نیوز را، ما هم تو دعوا نرخ تعیین میکنیم.
تمام سیاستمداران دنیا و احزاب زور میزنند، پول خرج میکنندتا به قدرت برسند و بتوانند برنامهشان را و قول و قراری که به مردم دادهاند پیاده کنند، درست... اما در ایران عزیز ما مثل همه چیز موضوع برعکسه. یعنی رییس جمهوری که با رای ۲۲ میلیونی که میشود اکثریت، وقتی به قدرت میرسد، سیاست و برنامهی اقلیتی را که رای نیاوردهاند اجرا میکند و بقول علما تحقق میبخشد و اگر در دوران ریاستش همان اقلیت خشتک ملت را جر بدهد سکوت اماموار میکند. اما همین که از قدرت افتاد یکباره انگار که تخم کفتر خورده باشد تلافی هشت سال سکوت را در میآورد و شروع میکند به انتقاد از همان اقلیت اسبق که برنامههایشان را پیش میبرد. من که سردر نمیآورم شما چطور؟
خودمانیم این بابا رییس جمهور جدید هم که عین بچههای کودکستانی حرف میزند. حتما سخنانش را در دیدار با برخی از شخصیتها و مردم ترکمن شنیدهاید باور کنید من که از خنده رودهبرشدم. یاد بچهگیم میافتم که تا از یکی دلخور میشدم میگفتم قهر، قهر تا روز قیامت قهر.
فردا انتخابات شهرداریهای دانمارک است (اینجا به شهرداری میگویند کمون) حالا فکر نکنید دانمارکیها کمونیست هستند. در مصاحبه کوتاهی که با یکی از روزنامههای محلی شهرمان داشتم که نظرم را در مورد انتخابات پرسید و طبق معمول به کی رای میدهی گفتم: « اینها بیخودی خودشان را اینجا کاندید کردهاند بروند ایران و در انتخابات شهرداری آنجا شرکت کنند من قول میدهم بعداز شش ماه میشوند رییسجمهور.»