در کشورهایی که همه چیز حساب و کتاب دارد هر سال واژنامهها تجدید چاپ میشوند تا واژههای جدیدی که وارد زبان شدهاند بوسیله کمیتهای با صلاحیت به آن افزوزده شود. ولی در ایران هر که دلش میخواهد بدون توجه به اینکه آیا دانش و صلاحیتش را دارد دست به واژهسازی میزند و شگفتا که دیگران را هم به بکار بردن این واژههای من درآوردی و غیرمسؤلانه دعوت میکنند. مثلا همین «بلاگر» خودمان که برگردان واژه Blogger است و تقریبا در همه زبانها به همین شکل و با همین تلفظ پذیرفته شده عدهای با یکدندگی اصرار دارند که نوشته شود «وبلاگر» حال آنکه چیزی به نام weblogger نداریم. به تازگی هم یه آدم بیکار به بهانه کمکاری فرهنگستان زبان و ادب پارسی آستینهایش را بالا زده و در وبلاگش کلی واژهی وبلاگی ساختهاست و به این هم بسنده نکرده و «در ضمن اعتراض نامهای خطاب به فرهنگستان ادب و زبان فارسی به منظور درخواست از آن نهاد برای طراحی هرچه سریع تر واژگان فارسی(با پیشنهاد واژگان مبتنی بر ریشه فرا) در زمینه فرانوشتها (وب لاگها ) به طور خاص و در پهنه فرانما (اینترنت) به طور عام در سایت پرشین پتیشن» تنظیم کرده و خواسته است تا ملت امضا کنند. و البته از بلاگرها هم میخواهد تا زمانی که فرهنگستان واژههای جایگزین را پیدا کند از ساختههای ایشان استفاده کنیم. و اما واژههای پیشنهادی ایشان:
بلاگر را بگوییم: «فرانویس» یعنی اگر روزی خواستید خودتان را معرفی کنید بگویید من حسین هستم و فرانویسم. وبلاگ هم که میشود: «فرانوشت» مانند فرانوشت بیلی و من.
وبلاگهای گروهی «فراگروهها» مثل فراگروه راهیان سپیده.
و دیگر پیشنهادات: سايت اينترنتی: فرانگار، شبکه اينترنت: شبکه فرانما٬ايميل: فرانامه٬ وبگردی: فرا گردی٬ دامنه اينترنتی: فرادامنه.
حال با اجازه این فرانویس بنده یادداشت کوتاهی مینویسم و پیشنهادات ایشان را تجربه میکنم.
گلهی یک فرانویس
دیروز فرانامهی جیمایلم را بازکردم (آخه من چندین فرانامه دارم در یاهو، ام.اس.ان و...) دیدم فرانامهای از ملاحسنی فرانویس فرانوشت ملاحسنی در کانادا دارم که در آن گله کرده بود که فلانی من در حال فراگردی در شبکه فرانما بودم که تصادفی وارد فرانگار بلاگنیوز شدم و دیدم شما بدون اجازه به فرانوشت من لینک دادهاید بدون اینکه نام فرانوشت من قید شده باشد. برادر دستکم نام فرانویس را می نوشتید. با تشکر ملاحسنی فرانویس فرانوشت ملاحسنی در کانادا.