My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


گفتگو با استاد مجید درخشانی

Sunday, October 16, 2005

استاد مجید درخشانی


در حالیکه این مصاحبه را می‌خوانید اینجا را کلیک کنید و آهنگ من طربم را با صدای مجید درخشانی بشنوید.


ضمن خوش‌‌آمد به دانمارک و با اینکه می‌دانم بسیار خسته هستید از فرصتی که به من برای این گفتگو دادید بی‌نهایت سپاسگزارم.

ضمن تشکر و باید عرض کنم هروقت برای تدریس به دانمارک می‌آیم، فضای صمیمی و پر شور بچه‌های انجمن موسیقی چنان تاثیری روی من می‌گذارد که تمام خستگی‌ راه فراموش می‌شود.


این روزها مصاحبه‌های زیاد و بسیارمتنوعی با شما شده که من سعی می‌کنم هم کمتر وقتتان را بگیرم و هم از پرسش‌های تکراری خودداری کنم. بااینکه پنجسال است کلاس‌های شما به‌طور منظم در دانمارک برگزارمی‌شود از وقتی که مقیم ایران شده‌اید راستش هنرجویان شما نگران تعطیل شدن این کلاس‌ها هستند؟ آیا امکانش هست؟

کلاس‌های دانمارک به چند دلیل برای من اهمیت ویژه‌ای دارد:

۱- انجمن موسیقی ایرانی در دانمارک به جر‌ات می‌توانم بگویم تنها تشکل فرهنگی و هنری واقعی است که به دور از هرگونه وابستگی و تعلقات خاص سیاسی و دسته بندی‌‌ها، فقط برای اعتلای موسیقی هنری ایران تلاش می‌کند. اگر کلاس‌های من کوچکترین کمکی به این هدف ارزشمندکند، من وظیفه هنری خود می‌دانم که در تداوم و کمک به این حرکت نقشی داشته باشتم و همین که این کلاس‌ها عمر پنجساله دارد نشان‌دهنده‌ی این است که تحت هیچ شرایطی تعطیل نخواهد شد و جای نگرانی نیست.

۲- سازماندهی بسیار عالی و مسئولانه‌ی برگزارکنندگان این کارگاه‌ها، نه تنها اندیشه تعطیلی به ذهنم خطور نمی‌کند، برعکس خود را موظف می‌‌دانم در ماندگاری و بهتر شدن این کلاس‌ها هرچه از دستم بر‌می‌آید کوتاهی نکنم.

۳ - علاوه بر آن وجود نوجوانان و جوانان بسیار با استعداد و فهمیم و سخت‌کوش در این کلاس‌ها اشتیاق مرا برای آمدن به دانمارک همواره دو چندان می‌کند.

۴ـ فضای عاشقانه و روابط صمیمی هنرجویان با هم، کوشش و جدیت بچه های اینجا را در طول بیست سال تدریس در نقاط مختلف اروپا کمتر دیده و تجربه کرده‌ام. حالا راضی شدی؟


صددرصد، راستش علت نگرانی بچه‌ها بیشتر به خاطر آن است که شنیده ایم برخی از کلاس‌هایتان در اروپا، از جمله آلمان را تعطیل کرده‌اید، چرا؟

البته در بعضی از شهرهای آلمان از جمله کلن، عدم سازماندهی مناسب که مستلزم تشکیل چنین گارگاه‌هایی است و ندیدن آن شور و عشقی که باز هم لازمه یادگیری موسیقی است علت تعطیلی این کلاس‌ها شد. اما ناگفته نماند که کلاس‌هایم در شهرهای «ویسبادن»، «لودویگزهافن» و «دوسلدرف »آلمان هم‌چنان برقراراست.


بدون تعارف بگویم همه ما بسیار ممنون و سپاسگزاریم که شما رنج سفر و این همه خستگی را تقبل می کنید و مشتاقانه به آموزش و تدریس موسیقی ایرانی در اینجا می‌پردازید اما آیا فکر نمی‌‌کنید این همه تلاش شما در خارج از کشورآن بازدهی دلخواه را نداشته باشد که در ایران. مثلا در بین هنرجویان، کسانی تربیت خواهند شد که بتوانند این موسیقی را حفظ کنند و نماینده موسیقی هنری ما در غربت باشند؟

البته! نه تنها نمایندگان بسیار شایسته‌ای خواهند بود بلکه نوجوانانی که در این کارگاه‌ها شرکت می‌کنند بخاطر فضایی که در آن رشد کرده اند با برداشتی کاملا متفاوت و دیدی بسیار وسیع و موشکافانه با موسیقی ایرانی برخورد می‌کنند. بطور مثال دو هنرجوی جوانم در دانمارک «یاشار شیرازیان» و «ساسان اخلاقی» می‌توانند از امیدهای آینده موسیقی ما باشند. علاوه بر این ممکن است همه هنرجویان نتوانند به سطح حرفه ای برسند اما می‌‌توانند در شناسناندن موسیقی ایرانی در جامعه‌ای که زندگی می‌کنند تاثیر داشته و سفیران خوبی باشند. گذشته از این بارها مشاهده کرده‌ام که یادگیری یک نغمه ساده، چه شادابی روحی به هنر جویان میانسالی که سال‌ها عشق به این موسیقی را در خود پنهان کرده بودند می‌بخشد و این احساس نه تنها مرا همیشه بوجد می‌آورد بلکه شدیدا برایم لذت بخش است.


با توجه به این که اصولا ما ایرانی‌ها در کارهای جمعی شدیدا ضعف داریم، جمع بچه‌هایی که بنوعی با شما در رابطه با موسیقی سروکار داشته‌اند چگونه می‌بییند؟

به عقیده من موسیقی و هر هنر دیگری اگر باعث تفرقه و دوری عاطفی انسان‌ها شود هیچ ارزشی ندارد. من موسیقی را یک هنر جمعی می‌بینم که باعث نزدیکی عاطفی و روحی انسان‌ها به هم‌دیگر می‌شود و حس همبستگی را در آنها تقویت می‌کند اگر نظری به کارنامه بیست ساله فعالیت‌هایم در اروپا بیندازید می‌بینید که در این رابطه نهایت تلاش خود را کرده‌ام و اعتقاد دارم که موسیقی می‌تواند بسیاری از مشکلات روحی و روانی و استرس‌های روزمره زندگی امروز را کاهش دهد و انسان‌ها را بهم نزدیک و نزدیک تر کند، پنج سال برگزاری اردوهای صمیمی و دوستانه‌ی علاقه‌مندان به موسیقی ایرانی و تشکل‌های دیگر مثل همین انجمن شما گواه براین ادعاست.


شما بهتر می‌دانیدامروز ایرانیان در گوشه و کنار جهان پراکنده‌اند و طبیعی است که موسیقی هم اکنون در خارج از کشور مخاطبینی دارد و سازمان‌ها و انجمن‌های گوناگونی کنسرت برگزار می‌کنند که یا از گروهای موجود در خارج از کشور است و یا از ایران دعوت می شوند. می‌خواستم نظرت را درمورد کیفیت این کنسرت‌ها بپرسم؟

پرسش شما از جنبه‌های مختلف جای بحث بسیار دارد که من مختصر اشاره‌ای به آن می‌کنم، امیدوارم تعبیر بد نشود و آن‌ را یه‌حساب دلسوزی بگذارند و نه چیز دیگر. انجمن‌های به اصطلاح فرهنگی ایرانیان در اروپا منتظر موقعیت‌هایی هستند که نقاب انسانیت بزنند و هم درآمدی از این طریق کسب کنند و هم خودی نشان دهند و به تنها چیزی که نمی‌اندیشند فرهنگ و هنر است. مثلا با کمال تاسف باید بگویم همین زلزله بم دکانی شد برای چنین انجمن‌هایی در برلین و خیلی از شهرهای آلمان که برنامه‌هایی در سطح هنری بسیار نازل به بهانه کمک به زلزله‌زدگان برگزار کنند. متاسفانه علی‌رغم میل باطنی‌ام باید بگویم انگار این سازمان‌ها و گروه‌های موسیقی غیرحرفه‌ای منتظر چنین حادثه‌های جانخراشی هستند که هم خودی نشان دهند و هم جیب‌شان را پر کنند تازه معلوم نیست چند درصد عایدی این کنسرت‌های در واقع غیر هنری به صاحبان اصلی یعنی کودکان و مصیبت زدگان بم می‌رسد. شق دیگر قضیه کنسرت‌های خارج از کشور برمی گردد به گروه‌ها و هنرمندان سرشناس داخل کشور که بیشتر به جنبه تجاری این سفرها نگاه می‌کنند نه به کیفیت کار، که اگر چنین ادعایی ندارند چرا به ندرت در داخل کشور کنسرت می‌دهند که این موضوع امروزه پرسش به حق ‌خیل‌ عظیم علاقمندان و شیفتگان به موسیقی است.


علت ضعف چنین انجمن‌ها و برگزارگنندگان کنسرت‌های برنمی‌گرد به این‌که این‌ها خودشان شناختی در مورد موسیقی ایرانی ندارند و به‌همین خاطر کیفیت کار نازل است؟

بله اشاره درستی کردی، اشخاصی که رابط هنرمندان با مراکز فرهنگی آلمانی که عموما برنامه‌های بزرگ را تدارک می‌بینند هستند متاسفانه هیچگونه شناختی از موسیقی ایرانی ندارند و فقط دوست دارند در کنار هنرمندان مشهور خودشان را به نوعی مطرح کنند این دست‌اندرکاران عموما از پزشکان و فرش فروشان ساکن آلمانند و سال‌هاست که این حرکت به اصطلاح فرهنگی در انحصار این دو حرفه است که چندان ربطی هم به موسیقی ندارد. ببینید در شهر کلن تشکیلات قدرتمند رادیو کلن که عموم برنامه‌های موسیقی شرقی را تدارک می‌بیند با تایید و نظر یک پزشک ایرانی برنامه خود را انتخاب می‌کند و طبیعی است یک پزشک هرچند پزشک حاذقی باشد نمی‌تواند ارزش والای هنری استاد کامل و گرانقدری چون محمدرضا لطفی را درک کند و با این‌که ایشان در اروپا زندگی می‌کند تا کنون از او دعوتی نشده است. حال آنکه بارها شاگردان دست چندم استاد لطفی بعنوان نمایندگان موسیقی ایرانی برای اجرای کنسرت به کلن دعوت شده‌اند.


حال اگر اجازه بدهید می‌خواستم از ایران بپرسم، از زندگیت در آنجا ، اوضاع موسیقی و...؟

زندگی در ایران مثل همه جای دنیا مشکلات خاص خودش را دارد، مهم این است که انسان از زندگی چه توقعی داشته باشد. از این که بعد از سال‌ها دوری از وطن می‌توانم در کنار طیف عظیمی از مردم علاقه‌مند و مشتاق موسیقی ایرانی با یاری هنرمندان جوان و توانمند فعالیت مثبتی در زمینه کار حرفه‌ایم داشته باشم بسیار خوشحالم، هرچند که زندگی در آنجا پر از تب و تاب است و تا دلت بخواهد مشکلات، این از خودم. و اما در مورد اوضاع موسیقی باید بگویم درک مخاطبین و علاقه مندان به موسیقی هنری ایران بسیار امیدوارکننده است، از این که بگذریم روبرو شدن با جوانان هنرمند، با ذوق و فعال در عرصه موسیقی در این مدت کوتاه اقامتم در ایران شگفت زده‌ام کرد و سطح آگاهی و شناخت عمیق‌شان نه تنها به من نیرو بلکه امیدم را چندبرابر کرد. با این حال و با وجود چنین پتانسیلی، در این سال‌ها به استثنای آثار چند هنرمند انگشت شمار کمتر کار با ارزشی ارائه شده است.


راستی در این مدت کوتاه فعالیت موسیقایی‌ات در ایران با مشکلاتی روبرو شده‌ای؟

مشکلات که بله، مشکل اول باندبازی در مراکز مختلف مربوط به موسیقی است. مشکل دیگر، کارشکنی‌ها و تنگ نظری‌های همکارانی است که پست‌های کلیدی را اشغال کرده‌اند و به هر شکل سعی می‌کنند مانع انتشار کارهای با ارزش و هنری شوند و مرتب سنگ‌اندازی می‌کنند. در عوض افراد علاقه‌مند و صالحی هم پیدا می‌شود که گرچه موسیقدان نیستند اما به موسیقی ایرانی عشق می‌وزند و شگفتا! که این افراد حامی ارایه آثار با ارزش‌اند.


می‌دانم یک گروه بزرگ از نوازندگان جوان تشکیل داده‌ای! همین گروه چندی پیش در تالار وحدت به مدت سه شب اجرا داشتند که در خیلی از روزنامه‌ها و سایت‌ها منعکس شد، می‌خواهم هم در مورد این گروه و هم کنسرت تالار وحدت برایمان بگویی، آیا خودت راضی هستی؟

این گروه همان‌طور که خودت می‌دانی از جوانانی تشکیل شده است که علاوه بر توانایی‌های تکنیکی به شیوه‌ی کاری که من می‌خواستم ارایه بدهم اعتقاد داشتند و به همین‌خاطر بخش‌های همنوازی گروه خورشید توانست تاثیر گذار باشد. اگر چه در مطبوعات داخلی و خارجی از جمله بی بی سی ضمن تمجید کار به ضعف‌ها هم اشاره‌ای شده بود که خود من هم قبول دارم اما در مجموع به آنچه که هدفم بودم در این اجرا رسیدم و خب این هم تجربه ای بود مثبت که بتوانیم در اجراهای بعدی به کیفیت بهتری دست پیدا کنیم، باید بگویم که انعکاس مثبت این اجرا همان‌گونه بود که انتظار داشتم بنابراین من راضی‌ام.


معمولا من تا حالا با بلاگرها مصاحبه کرده‌ام اما شاید خیلی ها ندانند که تو علاوه بر کار جدی در حوزه موسیقی، بلاگر هم هستی ولی بسیار کم کار، چرا به وبلاگت نمی‌رسی و کمتر می نویسی؟

من واقعا علاقه‌مندم که فرصتی باشد تا به وبلاگم برسم که می‌دانم می تواند پل ارتباطی باشد بین من و هنرجویان، اما بدلیل انتقالم به ایران و فعالیت‌های فشرده‌ای که برای آماده کردن یک گروه ۳۲ نفره سازهای ایرانی داشته‌ام دیگر وقتی برای نوشتن در وبلاگم پیدا نمی‌کردم که امیدوارم با عادی شدن روال زندگی و کارم در ایران شاید کمی وبلاگم را فعال کنم الیته کار وبلاگ نویسی، هم استعداد می‌خواهد و هم توانایی شاید هم جرات این کار را نداشته‌ام، نمیدانم.


استاد باز هم سپاس به خاطر این گفتگو و امیدوارم در دیدار بعدی فرصتی پیش آید تا در مورد دیگر هنرهایت، نقاشی و عکاسی باز هم گپی بزنیم.

حتما، من هم از شما تشکر می‌کنم.







::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 12:21 :::

LINK  | TrackBack 8 | Comment 34
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
بلاگ نیوز - گویا نیوز - گفتار نیک - ميداف - حسن درويش پور - پینگفلودیش - هفتان - آواره -

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: sheida mohamadi

Thursday, November 3, 2005 ساعت 04:56

لينک وبلاگ نيوز را اضافه کردم.

 URL:  http://sheidamohamadi.persianblog.com


 نويسنده: امير

Wednesday, November 2, 2005 ساعت 05:17

سلام دوست من . با طرح مشکلاتی از بندرعباس در جنوب ایران بروزم . موفق باشی و هميشه سبز

 URL:  http://kargahhonar.blogsky.com


 نويسنده: صلح

Wednesday, November 2, 2005 ساعت 03:48

برای دستيابی به نـان٫مسـکن٫آزادی بايد مبـارزه کـرد.براي رفع تبعيض از حقوق زنـهای ايـران بايد مبـارزه کـرد.مـردم ايران حق دارند سوال کنندچـرا در آمد حاصله از منابع طبیعی خرِج گروهای تروريستی حزب الله لبنان ميشود.مـردم ايران حق دارند سوال کنندچـرا آقازادها پولها را از ايران خارج و درکانادا٫هلند٫دبی سرمايه گزاری ميکنند.مـردم ايران حق دارند سوال کنندچـرا ثروت ملی ايران را خرِج گروهای حزب الله وآنها را روانه اروپـا جهت فعاليتهای مذهبی وصدور انقلاب ميکنند در حالی که ۷۵٪مـردم ايران زیر خط فقر بسر می برند .ما ملت ایران سیاست را دوست داریم میخواهیم بدانیم٫ میخواهیم در سرنوشت خود وایران نقش داشته باشیم .يــاران تــا کــی خمــوش!


 نويسنده: فرزاد مشیری

Tuesday, November 1, 2005 ساعت 08:33

بلاگر بيلی و من با سلام و تقديم احترام ،از زحماتی که شما دوستان در جهت اعتلای نام ايران و ايرانی در خارج از سرزمين مادری متحمل می شويد سپاس گذارم...لينک شما را افزودم.پيروز و کامياب باشيد فرزاد مشيری

 URL:  http://www.mellimazhabi.blogfa.com


 نويسنده: ساسان . م . ک . عاصی

Tuesday, November 1, 2005 ساعت 04:41

خیلی عذر می چواهم. در یادداشت قبلی جمله‌ای را ناتمام نوشته‌ام که تصحیح می‌کنم:
«زبان ایشان بسیار شیرین است و قطعا در دریای دانش ایشان غوطه‌خوردن لذت‌بخش و آموزنده خواهد بود»
پیروز و سرخوش باشید

 URL:  http://pandopan.persianblog.com


 نويسنده: ساسان . م . ک . عاصی

Tuesday, November 1, 2005 ساعت 04:37

آقای علیمحمدی گرامی
مدتی‌ بود که متاسفانه فرصت کافی نداشتم و از خواندن صفحه بسیار خوب شما محروم شده بودم. امروز بالاخره فرصت شد که هم گفتگوی شما با آقای کجوری را بخوانم و هم گفتگو با استاد درخشانی را. دست مریزاد به شما و اساتید عزیز. سپاسگزار زحماتتان هستم. خواندن گفتگو با آقای کجوری گرامی بسیار برایم لذت‌بخش بود و بسیار متاسف شدم که چرا پیش از این وبلاگ ایشان را نخوانده‌ام( زبان ایشان بسیار شیرین قطعا در دریای دانش ایشان غوطه‌خوردن لذت‌بخش و آموزنده خواهد بود). از شور و نگاه استاد درخشانی هم واقعا به وجد آمدم. به‌راستی که موسیقی انسان را به درجه ابر انسانی می‌رساند و شوق موسیقائی زیباترین شوق‌هاست
خیلی مشتاق خواندن گفتگوی شما با استاد معروفی هستم.
سپاسگزار شما هستم و برای‌تان آرزوی سرخوشی و پیروزی دارم.
سربلند باشید.
(می‌بخشید که یادداشت مربوط به پست قبلی را همراه یادداشت مربوط به این پست نوشتم، فکر کردم حالا که یک‌جا خواندم، یک‌جا هم یادداشت بنویسم و تشکر کنم)
راستی! من با اینکه با حیوانات اصلا میانه خوبی ندارم(البته دوست‌شان دارم. میانه نداشتنم برمی‌گردد به اینکه همیشه فکر می‌کنم ما آدم‌ها جای‌شان را گرفته‌ایم!) اما به جناب بیلی خیلی علاقه پیدا کرده‌ام. می‌توانم بگویم شیرین‌زبان‌ترین سگی است که تا به حال شناخته‌ام(البته بخت شنیدن حرف هیچ سگی را نداشته‌ام متاسفانه). امیدوارم همیشه سالم و سرحال باشد.

 URL:  http://pandopan.persianblog.com


 نويسنده: آرمین گیله‌مرد

Tuesday, November 1, 2005 ساعت 02:25

ضبط شد و در خانه گوش خواهم داد ...یک نکته: وای اگر هنرمندان و دانشمندان سیاسی نباشند (سیاسی نبودن بزرگترن حامی سیاست حکمفرما هست) .... اما درمورد برگزارکنندگان در آلمان، دقیقا همانطور هست که فرمودند...

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: آرمین گیله‌مرد

Tuesday, November 1, 2005 ساعت 01:27

سلام ... قشنگترین پاییز آلمان بود، چه آفتابی و چه مهتابی ..فقط متاسفانه هفته آخرش سرما خوردم

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: من

Monday, October 31, 2005 ساعت 11:15

ميشه بپرسم نژاد بيلی چيه؟

 URL:  http://pardismadhouse.blogsky.com


 نويسنده: سيامک فريد

Monday, October 31, 2005 ساعت 04:30

سلام اسد حان.اکبر گنحی را تنهان نزاريم.شايد لازمه دوباره گنحی بشيم

 URL:  http://belgiran.persianblog.com


 نويسنده: يرقان نويس‌دوم

Friday, October 28, 2005 ساعت 12:05

عمو جان سلام. مي‌خواهم جسارت کنم و يک ايراد تکنيکي از مصاحبه‌هاي شما بگيرم و آن اينکه حدس مي‌زنم گفتگوها را تقريبا بکر و بدون ويرايش تبديل به متن مي‌کنيد و در اينجا مي‌گذاريد. شايد حق بدهيد به مخاطب که دلش بخواهد اين گفتگوها را با يک تصحيح و ويرايش دلپذير بخواند. مقلا اين تشکر کردن‌ها و نان قرض هم دادن‌هاي اول و آخر گفتگوها خيلي اذيتم مي‌کند.

 URL:  http://yaraghan.persianblog.com


 نويسنده: فواد

Thursday, October 27, 2005 ساعت 11:57

دارند تاريخ مان را خراب می کنند ان هم تاريخ مردان بزرگمان را قطعه ۳۳ بهشت زهرا را تخريب نکنيد بياييد به تخريب ان اعتراض کنيم!!!

 URL:  http://www.ashoob.com/


 نويسنده: زیتا

Thursday, October 27, 2005 ساعت 11:40

سلام.عجب هديه زيبايی.هميشه خوش باشيد.

 URL:  http://ertebatbamihan.persianblog.com


 نويسنده: روح ارديبهشت

Thursday, October 27, 2005 ساعت 04:21

سلامم خوبی؟ ديگه سری بهم نميزنيد؟ من آژم

 URL:  http://rain3.persianblog.com


 نويسنده: afsaneh

Wednesday, October 26, 2005 ساعت 10:34

سلام جناب آقای عليمحمدی خواستم تشکری کرده باشم برای لينک ممنون و سپاسگذار از لطفتون.

 URL:  http://www.afsane.com


 نويسنده: آرش

Wednesday, October 26, 2005 ساعت 10:25

فيزيوتراپی به سبک ملاها:

در قرنطينه طبقه ١٢، چند نفری بر سر گنجی می‌ريزند و طی يك روز او را سه بار به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند به طوری كه غرق خون می‌شود و دستش جراحت عميقی بر می‌دارد؛ سرش را به شدت به تخت می‌كوبند و در حالی كه الفاظی بسيار ركيك و زننده به كار می‌بردند، می‌گفتند: كسی كه چنين است، "خودش بايد برود"........

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news/more/4895/

پ.ن. اين آقای ابطحی عزيز خودمان که از ژاپن تا انگليس هر روز در حال شرکت در کنفرانس و مقاله دادن در مورد گفتگوی تمدن ها هستند، و هر شب افطار هم با ساير اصلاح طلبان و روحانيون «مبارز» مشغول دود کردن دخانيات - خوب است روی يک قوطی سيگار هم شده دو کلمه ای در محکوميت اين جنايات بنويسند و از آقايان امضا بگيرند. ثوابش از آن حرف های کليشه ای تو کنفرانس بيشتره!!!

 URL:  http://www.doust114.persianblog.com


 نويسنده: کائوس

Wednesday, October 26, 2005 ساعت 07:17

ممنون. جالب بود.
من وقتی می شنوم کسی خارج از ايران داره موسيقی سنتی ياد می گيره فکر می کنم برای خريد ساز و اينا مشکلی براش پيش نمياد؟ يا مثلا برای خريدن سيم و ...

 URL:  http://bgchaos.blogspot.com/


 نويسنده: فراز

Tuesday, October 25, 2005 ساعت 11:35

سلام


 نويسنده: فواد

Tuesday, October 25, 2005 ساعت 10:22

برای من فعال بودن استاد واقعآ جالب بود و بازهم اسد جان ممنون از گفتگوها.

 URL:  http://www.rah-e-man.com


 نويسنده: سهيل

Tuesday, October 25, 2005 ساعت 10:18

من اين بلاگ رو همين امروز ديدم.دست مريزاد.
با اجازتون لينک دادم.

 URL:  http://www.soheil145.blogspot.com


 نويسنده: ياسی

Tuesday, October 25, 2005 ساعت 09:29

واقعا عاليه.....حرف نداره اين کارتون اقای عليمحمدی...همچنان ادامه بديد..راستی بيلی چطوره؟

 URL:  http://www.yasaminn.persianblog.com


 نويسنده: پدرام

Tuesday, October 25, 2005 ساعت 05:47

اسد جان واقعا احسنت و آفرين بر اين همت عاليت ..... ممنون خيلي عالي بود ....


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

Tuesday, October 25, 2005 ساعت 02:28

سلام . من که نتونستم بشنوم :(

 URL:  http://www.aavang.blogfa.com/


 نويسنده: مهدی رحيمی نصر

Tuesday, October 25, 2005 ساعت 01:38

سلام جناب علیمحمدی عزیز
من به تازگی لینک وب دوستان را دارم به وبم اضافه می کنم با اجازتون لینک وب شما رو هم گذاشتم خوشحال می شم در صورت تمایل من هم جزو لیست دوستان شما باشم
سر فرازو سر بلند باشید

 URL:  http://www.nahibesokot.blogspot.com/


 نويسنده: مهتاب

Monday, October 24, 2005 ساعت 10:48

چقدر خوب شد آهنگ من طربم رو روي مصاحبه گذاشتيد. خيلي زيباست...

 URL:  http://moonlightlady.blogsky.com


 نويسنده: بیلی و من

Sunday, October 23, 2005 ساعت 12:27

حمید عریز فیلمی از کنسرت استاد که چندی پیش در تالار رودکی سابق اجرا شده بود داشتم که نشد اینجا بگذارم بخاطر حجم زیادش. موسیقی هم چشم.

 URL:  http://www.mebaily.com/


 نويسنده: پانته‌آ

Sunday, October 23, 2005 ساعت 12:08

‌سلام آقای علیمحمدی، خسته نباشيد و دستتون درد نکنه بابت مصاحبه و ضمناً خوش به سعادتتون که ميزبان و هم‌صحبت آقای درخشانی بوديد... افتخار می‌کنم به داشتن گنجينه‌های گرانقدری چون استاد درخشانی در کشورمان و غبطه می‌خورم به روحيه سازنده و پر از عشق ايشون که برخلاف بسياری، چنين ديد مثبت و پراميدی به فضای ايران و آينده دارند. بدون هيچ اغراقی تحت تأثير قرار گرفتم و لذت بردم از پاسخ‌های ايشون مخصوصاً در مورد زندگی در ايران و همينطور روابط صميمانه‌شون با گروه شاگردانشون. به ايشون خسته نباشيد می‌گم و به احترام شخصيت بزرگشون، دستان هنرمندشون رو می‌بوسم. ضمناً اميدوارم کلاس‌های موسيقيشون در برلين تداوم داشته باشه.


 نويسنده: حميد/ميداف

Sunday, October 23, 2005 ساعت 11:27

اسد جان کاش مي شد قطعه کوتاهي از استاد را اينجا در وبلاگ پخش کني !

 URL:  http://midaf.blogfa.com


 نويسنده: حميد/ميداف

Sunday, October 23, 2005 ساعت 11:15

اسد جان ممنون وسپاس از محبت ات، لذت بردم از آهنگ استاد درخشاني ؛ من طربم ؛ آهنگ را دو بار گوش دادم والبته ضبط اش کردم که هميشه در دسترس باشد. اين آهنگ استاد جلوه ديگري به مصاحبه مي دهد دست هردوي شما درد نکند وپوزش مي طلبم که در پاسخ واظهار امتنان تأخير شد، چند ساعتي منزل نبودم.

 URL:  http://midaf.blogfa.com


 نويسنده: ولنتاین

Saturday, October 22, 2005 ساعت 10:30

چقدر لذت بخشه که شغل کسی نواختن موسیقی باشه و یاد دادن اون! فکر کنم از این بهتر نمیشه.

 URL:  http://valentine-2005.blogspot.com


 نويسنده: شهلا

Saturday, October 22, 2005 ساعت 09:18

میخواستم اول بشم ولی دوم شدم...

 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: آونگ خاطره های ما

Saturday, October 22, 2005 ساعت 08:43

ای مطرب دهر، پرده بنواز / هان از سر درد ،در ده ،آواز / تا سوخته ای، دمی بنالد / تا شيفته ای، شود سرافراز .

 URL:  http://www.aavang.blogfa.com/


 نويسنده: شهلا

Saturday, October 22, 2005 ساعت 03:26

درود بر استاد اسد خان جان
به به از دیدن چنین هنرمندانی مانند استاد درخشانی بسیار خرسند میشوم.
با آرزوی تندرستی و شادکامی شما استادان موسیقی ایران.
تا درودی دگر بدرود.

 URL:  http://21mehr.com


 نويسنده: سياورشن

Saturday, October 22, 2005 ساعت 01:17

سلام ...خواندم و استفاده کردم ....ممنون

 URL:  http://siavarshan.blogsky.com/




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.