نويسنده: اميد |
Tuesday, August 9, 2005 ساعت 12:41 |
سلام اولا ممنون که به من سر زديد...دوما با اجازتون به شما لينک دادم...سوما خوشحالم که گنجی اعتصاب خود را شکست ولی منم مثل شما دلم شو ر ميزنه...به روزم |
URL:
http://www.omid66.blogsky.com
|
نويسنده: ساسان . م . ک . عاصی |
Tuesday, August 9, 2005 ساعت 09:54 |
باورتان میشود دلش نيست که کوه بروم حتی با اينکه سايهاش درست بالای سرمان است؟
دل من هم لک زده برای دربند و شیرپلا و آبشار اوسون...(و هنوز حیران همان یک باری هستم که به البرز غربی رفتم از بسطام... روزی آرزو داشتم که دماوند را هم ببینم.)
خيلی دلم میخواهد کوههای لرستان را ببينم. دوست عزيزی داشتم که بروجردی بود و هميشه از خاطرات دشت و کوهنوردیاش برايمان میگفت.
اميدوارم روز خوبی برسد و به ايران بياييد.
و بار ديگر خاک البرز و زاگرس را لمس کنید.
به اميد روزهای خوش
پيروز باشيد. |
URL:
http://pandopan.persianblog.com
|
نويسنده: سميرا |
Tuesday, August 9, 2005 ساعت 09:44 |
سلام! خبر را خواندم و کلی خوشحال شدم... ولی خوب اون دلگرفتگی که با اينمه موضوعات پيش امده بود هنوز به قوت خود باقی است!/ خواهش ميکنم... چرا بد و بيراه بگم؟! ميام سلام و خسته نباشيد عرض ميکنم! |
URL:
http://samira5.persianblog.com
|
نويسنده: Saeid |
Tuesday, August 9, 2005 ساعت 06:56 |
ممنون اسد جان. جای شما خالی. خوش که چه عرض کنم. فقط جان میکنیم ناخوش نباشیم! در مورد مطلب
۱- سکوت
۲- سکوت
۳- احساسشان را کاملا درک میکنم و البته کار ایشان را درست نمیدانم. مثل شاعر معتقدم:
اسلام به نفس خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست.
شاد باشی و بیلی رو ببوس قربانت. |
URL:
http://www.giliran.org/weblog/
|
نويسنده: حميد |
Tuesday, August 9, 2005 ساعت 04:22 |
من و هم نوايی آمين چوفغان کنی که الهی... |
URL:
http://farasoo0.persianblog.com
|
نويسنده: ساسان . م . ک . عاصی |
Monday, August 8, 2005 ساعت 12:51 |
سلام اسد گرامی
دلشوره و خشمتان را درک میکنم. شايد از سر همين دلشوره و خشم بوده که من هم عنان قلمم را کشيدم و به سوی دنیای خودم بردم تا از چيزهايی بنويسم که عاشقانه دوستشان دارم و دارند جلوی چشمانم پرپر میشوند.(گفته بودم قبلا که خسته شدم از این همه دور شدن از خویش و بازیگر نقشهایی شدن که جز خستگی و ضرر چیزی در خود برای من و دیگران ندارند.) مثل وقتی که يک لباس بویعرق پدربزرگ گرفته را در دستمالی نگاه میداريم تا ياد پدربزرگ نميرد. حتی اگر بوی تند عرق باشد.
مثل وقتی که برای نوشتن یک نامه یک شبانهروز نمیخوابیم و هر کلمه را صد بار میسنجیم که اصل حرف دل را داشته باشد.
تا وقتی اينها قدرت دارند، باید با چنگ و دندان عشقمان را حفظ کنیم. هر کس از هر چیز انسانی که میشناسد و میخواهد بگوید و بنویسد و بخواند... عمر این دیو به این است که ما دچار فراموشی شوم ترک برداریم و بشکنیم. اما شیشه عمرش را میشکنیم با عشقمان به هر چیز زیبا و انسانی.
سپاسگزار شما هستم که بزرگوارانه عشقتان را به آزادی و انسان و عشق و زیبایی و امید در هر کلام که مینویسید بیان میکنید.
پیروز باشید و سربلند. |
URL:
http://pandopan.persianblog.com
|
نويسنده: مهتا |
Monday, August 8, 2005 ساعت 12:19 |
با هر خشونتی مخالفم.با هر خشونتی مخالفيم.پس آن هموطن مهابادی را چه کسانی.....؟يعنی از ماست که بر ماست.همين حالا هم که عدالت را ميجوييم از تکه پاره کردن دشمن ميخوانيم.ما نبايد مثل آنها شويم.ما قصاوت نخواهيم خواست |
URL:
http://mainogaiti.persianblog.com
|
نويسنده: مصي |
Monday, August 8, 2005 ساعت 11:39 |
سلام عمو اسد. وبلاگم فيلتر شده كه هيچ، مخم هم آب روغن قاطي كرده. ديگه خيلي خسته ام. اين دردها هيچوقت تمومي نداره. |
URL:
http://velammkon.blogspot.com
|
نويسنده: مهتاب |
Monday, August 8, 2005 ساعت 11:35 |
با این پستتون ياد يک شعر قديمی افتادم که ميگه : اولاد حسين اگر شماييد حق با طرف يزيد باشد! |
URL:
http://moonlightlady.blogsky.com
|
نويسنده: گوشزد |
Monday, August 8, 2005 ساعت 11:33 |
اسد عزيز...سالها پيش پيرمردي از آشنايان ما قبل از مرگش آخرين جمله اي كه گفته بود اين بود: اين آخوندها ما را برمي گردانند به 1/1/1 |
URL:
http://gooshzad.persianblog.com
|
نويسنده: روزنه |
Monday, August 8, 2005 ساعت 07:09 |
:)اميدوارم بد غافلگيرمون نکنن. |
نويسنده: سوسکی |
Monday, August 8, 2005 ساعت 06:55 |
چلوکباب روی چشمم!! ولی دسرش (شيرينی دانمارکی) با شما! قبوله؟ :)
--سوسکی |
URL:
http://sooski.persianblog.com
|
نويسنده: leyla |
Monday, August 8, 2005 ساعت 06:00 |
اسد عزيز دلشوره تو را ميفهمم........
از اينكه گنحی از مرگ نحات يافته خوشحا لم ولی آيا اين هدف او بوده؟... آيا او و امثا ل او می توانند زندگی كنند تا وقتی هنوز اين رژيم سركو بگر سر كار است؟.....
تا بيا يند نفسی بكشند در حا خفه اشان می كنند.....
تنها خوشحاليم اينست كه حناياتشان تا حدی امروزه در تمام دنيا منعكس ميشود و روز بروز ماهيت واقعی خود را بيشتر نشان می دهند. |
نويسنده: بانوی کوچک Minor Lady |
Monday, August 8, 2005 ساعت 05:59 |
يورش به خانه گنجی ساعت ۱۰ صبح دوشنبه ۱۷/۵/۸۴ |
URL:
http://banokocholo.blogfa.com/
|
نويسنده: شهلا |
Monday, August 8, 2005 ساعت 05:38 |
میدونی اسد خان جان اینان
آدم کشهای خونخاری هستند که با ماسک خدا و پیغمبر به جنگ روح و روان و جسمهای هم مینهانمان آمدند. |
URL:
http://21mehr.com
|
نويسنده: سوسکی |
Monday, August 8, 2005 ساعت 05:21 |
نميدونم اين وضع داره اينا رو به پايان عمرشون نزديک ميکنه و يا اينکه دورهء هيتلريشون هيچوقت به پايان نميرسه!! حداقل به عمر ما ممکنه قد نده!! :( |
URL:
http://sooski.persianblog.com
|
نويسنده: ساسان . م . ک . عاصی |
Monday, August 8, 2005 ساعت 03:36 |
سلام اسد گرامی
به نوشته خوبتان لينک دادم.
تراکبک ظاهرا درست عمل نکرد٬ پس از همين طريق به اطلاعتان میرسانم. |
URL:
http://pandopan.persianblog.com
|
نويسنده: آشيل |
Monday, August 8, 2005 ساعت 02:58 |
اسد عزيز . قياسی داشتيد بين دغدغه های امروز ايرانيان با ديگر کشورهای زمین . ياد آن شعر معروف افتادم که می گفت :
مردم دروازه غار و مردم دريا کنار ...هر دو لختند ولی اين کجا و آن کجا
سقف حمام گلی و خانه مش ممدلی ....هر دو گريانند ولی اين کجا و آن کجا
......
شاد باشيد |
URL:
http://achilles.blogfa.com
|
نويسنده: احمد زاهدي لنگرودي |
Monday, August 8, 2005 ساعت 02:11 |
خطرسازان درکارند
بسیار مهم در وبلاگ لنگر
بخوانید و انعکاس دهید لطفاً
شاد باشید و موفق
بدرود |
URL:
http://leebar.blogspot.com
|
نويسنده: محمدرضا |
Monday, August 8, 2005 ساعت 01:25 |
هيچوقت از يادمون نره که ممکنه که هر لحظه ای از يادها برويم ـ بياييد تا زنده ايم شاد باشيم . |
نويسنده: حنيف |
Monday, August 8, 2005 ساعت 01:16 |
با عرض سلام،
اول روز يك نشريه اينترنتي است و انتشار مكتوب نداره،
دوم هم دفترش در تهران هم نيست بلكه در فرانسه است،
با احترام |
URL:
http://hanif.ir
|
|