My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


آقای گنجی! ما را تنها نگذاريد

Sunday, August 7, 2005

تو باید زنده بمانی و در « یه شبِ مهتاب» در راه خانه آواز بخوانی... راستی « اینان» آواز می‌خوانند؟



::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 07:13 :::

LINK  | Comment 3
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: مردی به نام هيچ کس

Monday, August 8, 2005 ساعت 09:52

وقتی که سيم حکم کند زر خدا شود
وقتی که دروغ داور هر ماجرا شود
وقتی که هوای تنقس هوای زيست
سر پوش مرگ بر سر صدها صدا شود
وقتی که در انتظار یک پاره استخوان
هنگامه زجنبش دم ها به پا شود
وقتی به بوی سفره ی همسایه مغز و عقل
بی اختیار معده شود اشتها شود
وقتی که سوسمار صفت پیش آفتاب
یک رنگ رنگها شود و رنگها شود
وقتی که دامن شرف و نطفه گیر شرم
رجاله خیز گردد و پتیاره زا شود
بگذار در بزرگی این منجلاب یاس
دنیای من به کوچکی انزوا شود

 URL:  http://zehneh-ziba.persianblog.com


 نويسنده: پاتتا

Sunday, August 7, 2005 ساعت 07:58

دقيقن . همفکريم . من از گنجی بعنوان يک هموطن تقاضا و التماس عاجزانه دارم جانش را برای چون منی ندهد . لیاقتمون کجا بود که حمايتت کنيم برادر ! بلند شو اکبر . دست زن و بچه ات را بگير و بقول اسد برايشان بستنی بخر . هر کتابی که دوست داشتی از فلان راسته بازار و خيابان بگير و برای خودت بخوان . ما لیاقت از خود گذشتگيت را نداريم . ما يعنی مردم ايران . عامه مردم .

 URL:  http://patta.blogfa.com


 نويسنده: ثابت

Sunday, August 7, 2005 ساعت 07:29

نميدان زنده خواهم يا نه ولی دارم بهای آنرا به قيمت جانم مایه میگذارم اگر حیا کنند وخجالت بکشند که متاسفانه شرم وحیا حالیشان نیست مبارزه من برای برای ایرا وملت ایران است وگرنه من میتوانم با یک توبه خودم را نجات دهم ولی من راه مبارزه تا اخرین نفس ادامه خواهم داد نظر از طرف ثابت.




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.