
او تصمیم دارد اکبر گنجی را بکشد تا به مردم ایران نشان دهد عبور از خط قرمز و گفتن این که «رهبر باید برود» بیپرداخت هزینه نخواهد بود. البته این اولین باری نیست که اینان به دلگرمی و دستور «او» میخواهند دست به جنایت بزنند، مگر زهرا کاظمی را کشتند آب از آب تکان خورد. هم خاتمی و هم اصلاحطلبان و هم دولتهای طرفدار حقوق بشر در برابر جنایات«او» همواره مماشات کردهاند و از این روست که پاسخگوی خدا هم نیست چه برسد به بندگان خدا. تاکنون و به اعتراف سعید حجاریان این همه نامهی سرگشاده و سربسته و رایزنیهای پشت پرده و علنی نتوانسته کوچکترین خدشهای در تصمیم این جانی که کمر به قتل اکبر گنجی بسته است وارد کند. مقصر دانستن و محکوم کردن آن مردک رذل یعنی دادستان و رییس عراقی بی پرنسیباش که سالها به مردم عراق و ایران دروغ گفته است هیچ مشکلی را حل نمیکند باید اعتراضات متوجه کسی شود که اینان نوکر و غلام و فرمانبردارش هستند. هشت سال است دولت اصلاح طلب و طرفدارانش چون کبک سر را در برف فرو کردهاند و تمام کارشکنیها و بگیر و به بندها را به گردن آدمهای کوچک و دونمایه میاندازند و خودشان را به کوچه علی چپ میزنند، حال آنکه بچههای کودکستانی هم میدانند عامل این همه جنایت و مانع اساسی و سد هر تحولی در ایران آخوندی است که اکبر گنجی با جسم و جان تحلیل رفتهاش نامش را فریاد زد « خامنه ای باید برود» بیایید به جای حاشیه پردازی و تئوریبافیهای ملال آور هیولای واقعی را رسوا کنیم.