My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


آیا در انتخابات شرکت می‌کنید؟

Friday, June 3, 2005

از امروز نظرخواهی در باره انتخابات از حاشیه به اینجا منتقل می‌شود و کار و بار مصاحبه‌ها می‌ماند برای بعد از انتخابات. دوستانی پرسیده بودند چرا تنها نظر مخالفین شرکت در انتخابات را منتشر می‌کنی؟ جهت اطلاع این عزیزان باید بگویم: « نظرات رسیده بر اساس تاریخ دریافت و به نوبت منتشر می‌شود و اگر طرفداران شرکت در انتخابات از ارسال نظراتشان تاکنون خودداری کرده‌اند دیگر مشکل من نیست.» از همان آغاز اختصاص بخش حاشیه به انتشار نظرات بلاگرها هدفی جز این نبوده که همه بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند. بدیهی است از درج نظراتی که حاوی تهمت به دیگران و یا رعایت نکردن حرمت قلم و کلام است معذورم. چنانچه شما نیز در باره‌ی انتخابات نظری دارید، همچنان می‌توانید از طریق ایمیل من را در جریان بگذارید. اگر خلاصه و کوتاه بنویسید که ممنون می‌شوم و امیدوارم دوستان با گذاشتن کامنت به غنای بحث‌ها بیفزایند.


پاسخ نویسنده‌ی وبلاگ «وبلاگ پویا»

مصالح مردم یا بازی نامعلوم؟

اینروزها بحث‌های انتخاباتی داغ شده است و یا شاید بهتر است بگوییم تند. در محیط نه چندان دوستانه‌ی وبلاگ‌ها هم این هیزمی شده است بر آتش‌های دیرینه. اما بطور کلی از یک طرف بحث این بوده است که نباید تسلیم حکم حکومتی شد و حالا که کار به «لطف حاکم» رسیده است نباید به این تن در داد. در این انتخابات از ابتدا هم که کاندیداهای مردم اجازه‌ی شرکت نداشته اند. حالا یا یکی دو تا زن بوده اند و خودی و غیر خودی فرق نمی‌کرده است و اصلا همان زن بودنشان نشانه‌ی عدم صلاحیت !!! است و یا از مردان هم که فقط خودی‌های حلقه‌ی قدرت اجازه ی شرکت داشته اند. از طرف دیگر هم اینکه سیاست هنر تبدیل فرصت ها به امکانات است یا بر عکس، بستگی به اینکه چه تعریفی از فرصت و امکانات داشته باشیم. در مورد موضوع مصلحت‌ها هم فکر می‌کنم ما مثال‌های فراوانی در تاریخمان داشته‌ایم که این «مصلحت اندیشی‌ها» همیشه و ضرورتا ما را به مقصود نزدیکتر نمی‌کند. یک نمونه‌ی تاریخی که مربوط به زمان مشروطه می‌شود مصلحت اندیشی مستشارالدوله است که قانون سکولار فرانسه را به ایران آورده بود و برای جا انداختن آن و رفع مقاومت روحانیون، بند بند آن را با آیه‌های قرآن مقایسه می‌کرد و تازه نتیجه می‌گرفت که بسیاری از این قوانین از قرآن و آموزش‌های اسلامی گرفته شده است ! و آنقدر گفته شد تا اصولا مفاهیم و اصول مشروطه در ذهن خود روشنفکران و مردم هم بهم ریخت. هیچ‌گاه نتوانستیم تعریفی از ریشه‌های نظری و اجتماعی خردگرایی و جامعه‌ی مدنی آن‌چنان که در غرب پدید آمده بود بدست بدهیم. هنوز مفهوم ناروشن «جامعه‌ی مدنی اسلامی» در ذهن خیلی از نواندیشان ما خوش منظر جلوه می‌کند. نگرانی من در اینجاست که امروز هم در پی مخدوش کردن مفاهیم جامعه مدنی و «حکم حکومتی» هستیم. به نظر من دو حالت دارد: حالا که آقای معین بر کاندیدایی خود مانده است، در صورت رای دادن باید بپذیریم که حکم حکومتی بخشی از ابزار قانونی در کشور ماست صرف نظر از اینکه به نفع جناح ما باشد یا نباشد. در این‌صورت ما تعریف درستی از جامعه مدنی نداریم چرا که ماهیت «حکم حکومتی» بر ضد حقوق مدنی شهروندان است. و در این شرایط چگونه می‌خواهیم گفتمان جامعه‌ی مدنی را پیش ببریم؟ اگر امروز به حکم حکومتی - چون به نفع ماست - گردن بگذاریم فردا هم در قدم به قدم آن اصلاحاتی که وعده‌اش را می‌دهیم با همین احکام حکومتی مستقیم و غیر مستقیم رو به رو هستیم که دیگر معلوم نیست در جهت تعمیق اصلاحات باشد مانند نمونه‌ی مسکوت گذاشتن طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم. حالت دوم اینست که ما به این سیاست های خودکامگی نه بگوییم. قدمی از «زمزمه ها و گلایه های کمرنگ» اصلاح طلبان حکومتی و بخصوص آقای خاتمی پیش‌تر بگذاریم و انحصارطلبان را به چالش افکار عمومی دعوت کنیم. تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که همه چیز را فدای «مصالح» امروز کردن نه در کوتاه مدت نتیجه می‌دهد - که در این ۸ سال هم نداد - و نه در دراز مدت کمکی به مردم می‌کند. به نظر من شرکت اصلاح طلبان حکومتی در انتخابات، شرکت در بازی نامعلومی است که قوانین آن را مردم و حقوق شهروندی آنان تعیین نکرده اند. من فکر نمی‌کنم آقای معین به ریاست جمهوری برسد ولی اگر هم اینطور بشود فقط افتادن در سراشیبی منافع انحصارطلبان است.



::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:20 :::

LINK  | TrackBack 2 | Comment 9
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
سعيد حاتمی - ميداف -

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: شيدا

Sunday, June 5, 2005 ساعت 06:34

سلام. من خيلي به اينكه آيا بايد در انتخابات همراه بود و يانبودنش اولاست فكر كردم و نتيجه اي كه به دست آمد، راي ندادن بود. در مورد حكم حكومتي با پوياي عزيز موافقم. پذيرفتنش، سر سپردن به اين حكم هست...نميشه اينجا كه به نفع اصلاح طلب هاست پذيرفت و در باقي موارد نفي كرد. و اما راي دادن شركت در بازي قدرت دولت مردهاست و جلوه اي از مشروعيت نظام. نبودن آزادي، محدوديت هاي ديني و سياسي، سانسور شديد كتاب و مطبوعات، فيلتريگ شديد اينترنتي، نا برابري هاي اقتصادي، فقر موجود در جامعه، فساد رو به افزايش- كه در بيشتر موارد از برنامه ريزيها و محدوديت هاي غلط ناشي ميشه-، تبعيض هاي موجود در جامعه به اسم سهميه ها و استفاده عده محدودي از امكانات اكثريت،عدم امنيت در همه سطوح- جاني، مالي، حيثيتي- و و و .... همه اينها باعث ميشه كه نظام رو مشروع ندونم كه بخوام با راي خودم مهر تاييدي زده باشم به خواستني بودن و مشاركت مردمي در اون. و در هر صورت بودن يا نبودن آقاي معين رو هم زيادمهم نميدونم، چون به كار آمدي ايشون هم ايمان ندارم. من در زمان وزارت آقاي معين دانشجو بودم و هيچ تحول خاص و يا تلاش خاص براي بهبود اوضاع نابه سامان دانشگاه نديدم. و فكر مي كنم كسي كه از عهده سامان دهي به يك نهاد- اون هم دانشگاه ، با فرهنگ به ظاهر بالاتر از سطح عمومي جامعه - بر نياد از سامان دادن به كشوري بزرگ برنخواهد آمد- هر چند خواست قلبي ايشون و هوادارانشون باشه.
از فرصتي كه براي گفتن حرفم به من داديد؛ ممنونم. شادباشيد


 نويسنده: هادی منتخبی

Saturday, June 4, 2005 ساعت 11:50

سلام. به ما سر بزن. شاید تو هم خواستی با ما باشی...

 URL:  http://hadimontakhabi.persianblog.com


 نويسنده: پویا

Saturday, June 4, 2005 ساعت 11:44

سفر گرامی، کوتاه اگر بخواهم گفته باشم اینکه من به معین بعنوان نماینده یک تفکر یعنی اصلاح طلبان حکومتی نگاه می کنم و معین را از دوران 8 ساله اصلاحات جدا نمی کنم. این یعنی که تجربه ی 8 ساله شعارها و سیاست های مشارکت و خاتمی را بایگانی نمی کنم که بگویم که خوب آن دو بار نشد، حالا با معین امتحان می کنیم. برداشت من اینست که سیاست معین همان سیاست گذشته اصلاح طلبان است. اگر این شعارهای زیبای انتخاباتی را بگذاریم کنار، برنامه ی معین، تشکیلاتی که از آن بر آمده است و همکارانی که می تواند انتخاب کند چیزی بیشتر از آنچه خاتمی داشت نیست با این فرق که خاتمی 22+20 میلیون رای داشت که معین فکر می کنم حالا دیگر خیلی کمتر دارد. از حمایت مردم که می گویی، مردم آنجا که توانسته اند حمایت کرده اند. حمایتی که شما می گویی جز بوسیله نهادهای مدنی نمی تواند بیان شود. مردم که با رای دادن و افکار عمومی که دو بار اعلام حمایت کردند. بیشتر از آن را خود اصلاح طلبان حکومتی اجازه ندادند. حتی آن گردهمایی های امجدیه و دانشگاه ها هم تمام شد و آقای خاتمی یه یهانه های مختلف دیگر در گردهمایی ها شرکت نکرد بجز یکی دو بار. مشکل درعدم وجود حمایت مردم نبود، مشکل در کم باوری و بی باوری اصلاح طلبان حکومتی به نقش مشارکت فعال مردم بود. در مورد پیش شرط و نقش روزنامه ها. روزنامه های اصلاح طلب که متاسفانه به ارگان اصلاح طلبان حکومتی تبدیل شده اند مثل اقبال. من نمونه هایی را می توانم از این روزنامه ها بیاورم که واقعا تعجب می کنم که یک روزنامه نگار می تواند اینقدر ساده انگار باشد. یک نمونه را می توانی در اینجا ببینی:http://www.pouyashome.com/weblog/archives/000224.html و متاسفانه نمونه ها کم نیستند. بعد هم اینکه ضامن اجرایی این پیش شرطها چیست؟ آقای خاتمی 3 لایحه به مجلس برد که یکی افزایش اختیارات رئیس جمهوری بود. ایشان گفت اگر اینها رای نیاوردند من کار نخواهم کرد. امروز 14 یا 15 خرداد است. ایشان هنوز رئیس جمهور است. پیش شرطها وقتی کارگر هستند که مردم امکان عمل مدنی داشته باشند. از طرف دیگر این پیش شرطها باید امروز در برنامه ی معین باشند. یعنی ایشان برنامه بدهد و مهم تر اینکه بگوید چگونه و از چه راهی می خواهد این را پیاده کند. هیچکدام از اینها را متاسفانه در برنامه معین نمی بینیم. واژه های زیبا هست، اما راهکاری برای چگونگی اجرای آنها نیست. آخر هم اینکه من دوران معین را در خوشبینانه ترین حالت مثل دوران دوم خاتمی می بینم (در خوشبینانه ترین حالت) و ارزیابی من از آن دوره دوره ی عقیم شدن اصلاحات بود.
از اسد گرامی هم ممنون که موقعیت این گفتگوی ما را فراهم کرد.
شاد باشی
پویا

 URL:  http://www.pouyashome.com


 نويسنده: سفر شب

Saturday, June 4, 2005 ساعت 10:41

پويای عزيز ، اين خواسته را ميتوان و باید در قالب پيش شرط رای دادن وانتخاب کردن معين، توسط گروههای مستقل از خود مردم و نيز روشنفکرانی که هنوز نفوذ کلامی زياد مخوصا میان قشر دانشجو دارند،به حضرات مشارکتی تحميل کنند!
در واقع از کسی که انتظار داريم بر سر شاخ بنشيند و بن ببرد، بايد از جانب حمايت های بعدی رای دهندگانش مطمين باشد ، و اين اطمينان را بايد در گرو يک معامله با مشارکت و معين قرار داد ، و بهترين معامله کنندگان در اين مورد در غياب احزاب و گروههای تشکيلاتی ، روزنامه های آزادیخواه و ساير ابزارهای ارتباطی مستقل و دگرگون طلب هستند که ميتوانند به جای تبليغ تحريم انتخابات ، در هر حرکتی هماهنگ و منسجم ، معين و مشارکت را به چنين معامله ای وارد کرد.
در واقع معين بايد بداند که اگر لايحه همه پرسی قانون اساسی را مجلس و ساير نهادهای قدرت رد کنند، مردمی که به او رای داده اند، ساکت نخواهند نشست و در ادامه رای خود نيز ثابت قدم هستند، و همچنین به عکس اگر معین و مشارکت به چنین خواسته پشت کنند در آن صورت باید آرزوی مشارکت در قدرت را برای همیشه در این کشور فراموش کنند که رسواییشان در آن صورت عیان خواهد بود ،که باز ذر اين مورد گروههای پيش گفته ميتوانند مسيوليت بپذيرند و چنین معامله ای را تبلیغ و منتشر کنند و سندیت تاریخی آنچه میگذرد را وجهالمعامله خویش کنند تا در چنين برهه حساسی فرصتی چنين تاريخی را از دست ندهيم......
ببخشيد روه درازی شد اسد خان!

 URL:  http://sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: سحر

Saturday, June 4, 2005 ساعت 09:27

سلام آقا اسد ما آژديت شديم اومديم که نگی نگفتی

 URL:  http://rain3.persianblog.com


 نويسنده: پویا

Saturday, June 4, 2005 ساعت 08:35

سفر شب گرامی، من سعی ام بر این بوده که احساسات شخصی ام را در تحلیل و برداشتم دخالت ندهم. برای همین عصبانی نبوده ام از آقای معین. اما دوست من یادمان باشد که "حکم حکومتی" یک واژه نیست. یکی از ابزارهای اعمال قدرت است و از مطلقه بودن اختیارات است. برای همین مبارزه با آن در واقع تغییر ساختار تقسیم قدرت است. همان چیزی که آقای خاتمی متاسفانه "خیانت" نام گذاشت. من فکر نمی کنم آقای معین توانایی این تغییر را داشته باشد حتی اگر بخواهد. چون از همان حزب مشارکت می آید که در تمام این 8-7 سال نتوانست پایه ای در جامعه برای خودش بسازد و اصولا امکان استفاده از فشار افکار عمومی را ندارد. حدود 3 سال پیش بهزاد نبوی در نشریه آفتاب نوشت که ما پنج هزار نفر نمی توانیم در خیابان بیاوریم و کنترل کنیم. حالا که وضع گویا بدتر باشد. از طرف دیگر خود آقای معین اعلام کرده که در چارچوب همین قانون اساسی می خواهد کار کند. که البته در موقعیت کاندید ریاست جمهوری چیز دیگری هم نمی تواند بگوید. من فکر می کنم هدف آقای معین چیزی در همان حد آقای خاتمی ست که با وجود حسن نیت (ما در قلبمردم که نیستیم) بخاطر روش چانه زنی در بالا در پشت اتاقهای دربسته نتوانست کاری از پیش ببرد. اصلاحات بدون مشارکت فعال مردم (منظورم خشونت و شورش و این ها نیست) در چانه زنی های سیاسی پیش نخواهد رفت. این هم چیزی نیست که جبهه مشارکت و آقای معین بخواهند بکار ببندند. تجربه 8 ساله که این را نشان داده است.
ممنونم که نظر دادی.
پویا

 URL:  http://www.pouyashome.com


 نويسنده: سفر شب

Saturday, June 4, 2005 ساعت 07:59

نويسنده پويا به نکته بسيار حساس و ظريفی اشاره کردند که واقعيت تلخ متد سياستمداری ايرونی ست ، اما در نتيجه گيريشان در مورد معين به نظرم کمی عصبانی نظر داده اند .به نظرم بهتر است از معين خواست حالا که با اصطلاح بی معنی حکم حکومتی مانده است پيش شرط شروع به کار رياستش را مبارزه با همين واژه بی معنا از هر طريقی که ميتواند ،قرار دهد، که بدين ترتيب در سيکل معيوبی که خاتمی و مجلس ششم گرفتار شد ند ،قرار نميگيرد و از طرفی نتايج مطلوبی برای جامعه سياسی به بار خواهد آمد.و در نهايت به عنوان يک شالوده شکن نامش را ماندگار خواهد کرد ،البته اگر مشاورانش بگذارند.......

 URL:  http://sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: تيلا

Saturday, June 4, 2005 ساعت 07:23

آقا اسد نازنين خيل کار خوبی کرديدکه حاشیه را منتقل کرديد به متن. ممنون
نويسنده اين وبلاگ هم خيلی قشنگ توضيح داده بود اين مسئله حکم حکومتی را از ايشان هم ممنون.


 نويسنده: نقش خيال

Saturday, June 4, 2005 ساعت 06:04

شنيده بودم حاشيه ها متن را می بلعند اما نديده بودم!. از شوخی گذشته خواستم تقديری کنم از اسد عزيز بابت چشم بيداری که به بلاگستان و کنش‌هايش دارد . اخذ و درج نظرات متفاوت در مورد انتخابات، اقدام و ايده جالبی‌ست. مستدام باد.

 URL:  http://zandi.blogfa.com




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.