نويسنده: شهلا |
Friday, May 27, 2005 ساعت 10:51 |
اسد خان جان درود بر تو
ببینم من همون روز اول اینجا پیام نوشتم که!!!!!!!
هر چی گشتم پیداش نکردم چرا )):
من خورشید خانم را پیش از اینکه از ایران بره با نوشته اش آشنایی داشتم و از توی بلاگ ( زنان ) پیداش کرده بودم و به تمام دوستانم نیز معرفیش می کردم.
سال پیش هم وقتی از ایران خارج شده مصاحبه اش و عکسش را در بی بی سی گوش کردم و دیدم.
آقا این حساسیتت به کباب، به دیگران نیز سرایت کرده .
تا درودی دگر بدرود. |
URL:
http://www.21mehr.com
|
نويسنده: دختر همسايه |
Friday, May 27, 2005 ساعت 08:59 |
خورشيد خانم آفتاب کن....
لطفا به توک پا بيا...وبلاگ من..... باهات کلی حرف دارم.....از حرفات کیف کردم اما بیا نظر منو هم بدون....
اسد عزیز مثل همیشه عالی بود......و هر روز عالیتر میشه.......خسته نباشی.... |
URL:
http://dokhtarehamsaye.blogsky.com/
|
نويسنده: يک دختر ايرانی |
Friday, May 27, 2005 ساعت 08:14 |
آخيييييييييييی
چه مصاحبه خوبی بود . من و ياد قديمها انداخت |
URL:
http://persiangirl.blogspot.com
|
نويسنده: ليدا آيلار |
Friday, May 27, 2005 ساعت 06:41 |
خيلي وقتها ميشه كه آدم با يه نفر زندگي مي كنه...با خوشيهاش شاد ميشه، با غمهاش مغموم ميشه و به دغدغه هاش اهميت ميده، بدون اينكه خود اون شخص خبردار بشه...خيلي وقته كه وبلاگ خورشيد خانم را مي خونم و بارها از صراحت صنم عزيز لذت بردم.اما هيچ وقت نه ايميلي زدم نه هيچ ردپايي به جا گذاشتم. مثل خواننده اي كه با شخصيت محوري يه داستان نفس مي كشه بدون اينكه اون شخصيت يا خالقش خبردار بشه...وقتي شما اين ابتكار جالب را به خرج داديد و باب مصاحبه را در وبلاگستان باز كرديد منتظر يه همچين مصاحبه اي بودم.ديگه حالا بي انصافي دونستم اگه نيام و به شما وصنم عزيز خسته نباشيدي نگم.ممنون./جاري باشيد. |
URL:
http://weblog.zendehrood.com/atashkadeh
|
نويسنده: mehdi |
Friday, May 27, 2005 ساعت 06:28 |
کاش عکس ايشون رو هم تو مصاحبه می ذاشتيد ، من بيشتر از يک ساله مطالبشون رو می خونم و خيلی دوست دارم تصويرشون رو هم ببينم. :) |
نويسنده: فرزانه بابایی |
Friday, May 27, 2005 ساعت 01:17 |
در میان اینهمه کامنت وادم های معروف اسد خان اگه پیام ببینه شانسی برا خودش /ولی باید بگم مصاحبتون جذاب بود ولی اگر بدونید این روزها من چه درد دلی از این وبلاگ نویسی دارم وچه بحرانهایی انوقت باورتون می شه با اسم خودت بی اسم خودت زن یا مرد /دنیا برای ما ادمها پر از سوئ برداشته |
URL:
http://www.bdel.persianblog.com
|
نويسنده: دختر همسايه |
Friday, May 27, 2005 ساعت 01:04 |
اسد خان عزيز...من ميخواستم متن جديدم رو در مورد انتخاب بنا به درخواست شما بفرستم ولی مشکل اينه که PDF ندارم و با ابن mail من هم نميشه چون format عوض ميشه.....ميشه خودتون زحمت بکشيد و متن رو copi -paste کنيد.....واقعا ممنون :-) |
URL:
http://dokhtarehamsaye.blogsky.com/
|
نويسنده: دخو |
Thursday, May 26, 2005 ساعت 11:51 |
اسد گرامی من نظرم را به طور کامل در اينجا گفته ام
http://khanesh.blogspot.com/2005/05/blog-post_22.html#111677978508161954
ممنون.ای ميل من هم همين است که ميبينيد |
URL:
http://khanesh.blogspot.com
|
نويسنده: آرتميس |
Thursday, May 26, 2005 ساعت 10:00 |
سلام عمو اسد / اين گفتگو هم جالب بود / ولی اين که زنان بايد هميشه دقت کنند کم کم خسته کننده می شود / من امروز تصميم گرفته بودم که وبلاگم را تعطيل کنم چون در پست قبلی شعری نوشتم که خيلی ها تعبيری ضد اخلاقی کردند / و اگر اين آرتميس از اينی که هست مخفی تر می ماند ديگر هر حرفش را موضوع خانوادگی نمی کردند/ و انقدر دلم گرفت که خواستم ديگر ننويسم / ولی باز هم گفتم زود تصميم نگيرم / هيج جا راحت نيستی حتی در وبلاگ خودت حتی با نامی غير اصلی |
URL:
http://www.rahro53.persianblog.com
|
نويسنده: FP |
Thursday, May 26, 2005 ساعت 09:07 |
سلام . متاسفانه اکانت مزخرف من باعث شد در ارسال پينگ اين مشکل پيش بياد و هيچ قصدی در کار نبوده دوست خوب . مدام پيغام ارور می داد اما انگار پينگ ها را می فرستاد .
اميدوارم ببخشيد . |
URL:
http://firstprint.blogspot.com
|
نويسنده: محمد |
Thursday, May 26, 2005 ساعت 07:12 |
چه چهره دوست داشتنی دارن اين خورشيد خانوم. ميگم صادق بيا ما خودمون از خودمون مصاحبه کنيم تا دچار افسردگی نشديم ( دی ). |
URL:
http://www.sarzamineajayeb.com
|
نويسنده: علی اکبر کرمانی نژاد |
Thursday, May 26, 2005 ساعت 04:05 |
سلام دوست . ممنونم . |
URL:
http://kermanialiakbar.blogspot.com
|
نويسنده: احسان |
Thursday, May 26, 2005 ساعت 01:47 |
سلام.... بازم از اين مصاحبه ها انجام بدين |
URL:
http://www.harzehgard.persianblog.com
|
نويسنده: دختر كولي |
Wednesday, May 25, 2005 ساعت 12:26 |
از خوندن مصاحبههاتون لذت میبرم |
URL:
http://koli.blogdrive.com
|
نويسنده: زیتا |
Wednesday, May 25, 2005 ساعت 12:20 |
سلام.من هم با خورشيد خانوم موافق هستم.يعنی نظر واقعی اين جامعه کوچک و بگفته شما وبلاگشهر را به نظر حساب شده و سانسور شده(که کاملن درک ميکنم)ترجيح ميدهم. |
URL:
http://ertebatbamihan.persianblog.com
|
نويسنده: لاله |
Wednesday, May 25, 2005 ساعت 08:26 |
البته اينم بگم که اين دليل نمی شه من خورشيد خانوم رو دوست نداشته باشم.مهربونيش رو يکجا خوب بهم ثابت کرده |
URL:
http://www.roselale.net
|
نويسنده: لاله |
Wednesday, May 25, 2005 ساعت 08:17 |
هميشه از کسانی مثل صنم عصبی می شم نمی دونم چرا فکر می کنم رابطه مستقيمی بين امکانات و رفاه و پيشرفت براشون وجود داشته که برا خيلی ها وجود نداره |
URL:
http://www.roselaleh.net
|
نويسنده: س.ی |
Wednesday, May 25, 2005 ساعت 08:03 |
سلام اسد جان. از فلک الافلاک یک میل اکسپرس داری!! راستی در مورد این مطلب نگفته بودم خوانده شد و همه چیز خیلی به جا بود. لطفا با آقای زهری بیشتر پیرامون مجهول الهویه نویسی مستعار نویسی و هرز نویسی در پیامگیر صحبت کنید. موفق باشید. |
URL:
http://www.giliran.blogfa.com
|
نويسنده: سورئاليست |
Wednesday, May 25, 2005 ساعت 07:48 |
خوب يکی بيايد با ما هم مصاحبه کند!! !!!( چشمک) |
URL:
http://PersianSurrealist.blogspot.com
|
نويسنده: عزيز ميبدی Aziz Meybodi |
Wednesday, May 25, 2005 ساعت 03:48 |
۳لام
حالتان؟ احوالتان؟ دماغتان؟
اميدوارم که خوب بوده باشيد و همچنان شاد باشيد
از مصاحبه های عالی شما کمال تشکر را دارم
خوشحالم که شما با خورشيد خانم هم مصاحبه کرديد به اميد ادامه اين کار و ثبت تمامی حرفهای زده شده
من هم تقريبا همزمان با خورشيد خانم و همين طور ندا خانم دارای نگاره شدم من در اینترنت گردش می کردم که به نگاره خورشید خانم برخورد کردم و بعد من نیز نگاره را در پرشین بلاگ ساخته و بعد همچنان تا اکنون
امیدوارم که بتوانم هر چند کم حضور در اینترنت داشته باشم
باز هم مر۳۰
۳۰ یو
نای۳
۳پا۳ |
URL:
http://WwW.Nasab.BlogSpot.com/
|
نويسنده: مسعود |
Wednesday, May 25, 2005 ساعت 03:17 |
سلام به شما و سلام به خورشيد خانم ..
به نظر من يکی از علتهای موفقيت صنم خانوم همين شيوا و صريح نوشتن هست، تو اين مصاحبه هم خيلی راحت صحبت ميکنه .. یعنی زیاد درگیر قالب خاصی نیست!
مصاحبه با بلاگر ها از اون کارهای بکره ..مرسی وسپاس |
نويسنده: سعيد |
Wednesday, May 25, 2005 ساعت 01:32 |
سلام.نظرم در باره انتخابات رو تو وبلاگم نوشتم.خوشحال ميشم بخونيد و نظرتونو بگيد. |
URL:
http://worldinmyview.persianblog.com/
|
نويسنده: آوات |
Tuesday, May 24, 2005 ساعت 12:44 |
سوالای خوبی مطرح میشه، و اين خيلی خوبه |
URL:
http://www.awathiva.persianblog.com/
|
نويسنده: نرگس |
Tuesday, May 24, 2005 ساعت 10:41 |
۲بار خوندمش گفتگوی خوبی بود....شخصيت صنم عزيز با نوشته هاش همخونی داره ولی خودش دوست داشتنيتره...از زحمت شما ممنونيم. |
URL:
http://www.sharabenoor.blogspot.com/
|
نويسنده: نوشا |
Tuesday, May 24, 2005 ساعت 09:53 |
سلام. واي ي ي چه كار خوبي كردين كه عكس صنم رو گذاشتين. من توي كامنتدوني شما وقتي با پرستو مصاحبه كرده بودين يه كامنت ديدم كه با اصرار فراوان گفته بود كه خيلي از بلاگرهاي فمينيست زشت اند!!!( مثالهاش هم صنم و شيده و ..بودن) و دلم خنك شد كه دروغش رو شد با عكسي كه از صنم گذاشتين. در ضمن حس فضولي من هم ديگه تحريك نمي شه!!
LOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOL |
URL:
http://www.nooshaafarin.persianblog.com
|
نويسنده: يلدا |
Tuesday, May 24, 2005 ساعت 06:15 |
مصاحبه بسيار قشنگي بود. موفق باشيد. ضمناً خورشيد خانوم هر روز وبلاگ قشنگتو ميخونم. |
URL:
http://-
|
نويسنده: تيلا |
Tuesday, May 24, 2005 ساعت 04:39 |
اسد جان شرمنده درستش کردم . اما اين کامپيوتر من يه کم الان قاط زده هر کار می کنيم به وبلاگ بيلی و من لينک بدم کار نميکنه فقط کلمه وبلاگ ميکنه دارم تلاش ميکنم درستش کنم تا آن وقت ببخشيد .ولی ميگم من و بيلی قشنگتر و روانتر هست :) |
نويسنده: سلام |
Tuesday, May 24, 2005 ساعت 02:52 |
سلام
مرسی از مصاحبه عالیتون! در ضمن من خبر کاملا جدیدی شنیده ام که خیلی در تصمیم گیری برای شرکت در انتخابات کمکم کرد. من در شیراز زندگی و تحصیل می کنم، تا چندی پیش به بهانه انتخاب بین بد و بدتر دکتر معین در نظرم بود ولی توجیهات یکی از دوستان تصمیم من را برای شرکت نکردن در انتخابات تقویت کرد:
۱- جناب دکتر معین در کابینه رفسنجانی بوده و حالا هم با شرایط زمان خود را به آقای خاتمی چسبانده.
۲- در انقلاب فرهنگی دکتر معین با عنوان سمت ریاست دانشگاه شیراز نامه هایی خطاب به اساتید با تیتر {اطیعوا ا... و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم} نوشته و اخراجی آنان را ابلاغ می فرمودند!!!! به حدی عمل ایشان شور بود که اکثر این اساتید توانستند با اعتراض به مقامات بالاتر به سر کار خود برگردند. سرکار خانم دکتر نیرزاده (استاد فیزیولوزی) و همسر ایشان مرحوم دکتر اجتهادی استاد فارماکولوزی و... بودند. حال شما نهایت ملون بودن یک فرد را به مرور زمان بنگرید و خود تصمیم بگیرید. |
نويسنده: ورگ |
Tuesday, May 24, 2005 ساعت 01:02 |
من به هيچ وجه خودم رو خواننده دائمي وبلاگت محسوب نميكنم. اما نميدونم چرا يكي دو ماهيه كه تا به خودم ميام، ميبينم توي وبلاگ «من و بيلي» هستم و دارم يكي از يادداشتهات رو ميخونم! اي بابا!!! چرا همچين ميشه؟ خسته نباشي و موفق باشي. كلي با اين مصاحبههات حال ميكنم. اميدوارم ديگه اين طرفا پيدام نشه. ياحق |
URL:
http://varg.blogspot.com
|
نويسنده: يک پنجره |
Monday, May 23, 2005 ساعت 12:02 |
ممنون. پرسش های هوشمندانه و جوابهای هوشمندانه. این یعنی یک مصاحبه عالی! و بعدش هم زنده شدن احساس خوبی که حرفها و نوشته های صنم در من می آفریند (چه از زبان خورشید خانوم باشد و چه نه). |
URL:
http://yekpanjere2.persianblog.com
|
نويسنده: مریم فرخ نیا |
Monday, May 23, 2005 ساعت 10:39 |
سلام ...قبل از هر تعريف و تمجيدی لازم است بگويم اين اقدام شما ( مصاحبه با وبلاگ نويسان معروف) واقعا قابل تمجيد است .چرا که تجربه ها و احساسات و انديشه های اين دوستان ناديده را بسيار راحت و ارزان در اختيار مان قرار می دهيد .گفتگو با خورشيد خانوم هم برای من به شخصه سرشار بود از نکته هايی ظريف و قابل تا مل و ارزومی کنم همواره سربلندباشيد و کامتان هماره شيرين! |
URL:
http://zolalparast.parsiblog.com
|
نويسنده: نازخاتون |
Monday, May 23, 2005 ساعت 10:15 |
سلام اسد عزيز. ديشب خودت و بيلي و خوابگرد و فرناز و بقيه ي مهمون من بوديد:) مطالبت رو کامل سيو کرده بودم و آي با دل سير و با دقت خوندم و گاهي هم سر بعضي از جملات حسابي به فکر فرو رفتم. بازم ممنون از سخاوتت، فکر و ايده ي خوبت و مطالب ارزنده. ممنون ازهمه ي مصاحبه شوندگان. موفق باشي دوست عزيز! |
URL:
http://nazkhatoon.blogspot.com
|
نويسنده: شادان |
Monday, May 23, 2005 ساعت 09:48 |
ممنون که با خورشيد خانوم مصاحبه کردين. دختر خيلی نازيه. از همونا که آدم دوست داره باهاشون رفيق باشه. |
URL:
http://koodakedaroon.blogspot.com
|
نويسنده: Anonymous |
Monday, May 23, 2005 ساعت 07:40 |
THANX FOR THIS INTERVIEW,COULD YOU ALSO DO ONE WITH ZEITOON,THAT WEBLOG IS ONE OF MY FAVORATES,IT WOULD BE GREAT IF THAT BE THE NEXT |
نويسنده: سفر شب |
Monday, May 23, 2005 ساعت 07:00 |
در مورد مستعار نوبسی اظهار نظر زيبايی بود.ا
سدخان نه خسته! |
URL:
http://sefreshab.blogfa.com
|
نويسنده: آرمین گیله مرد |
Monday, May 23, 2005 ساعت 05:14 |
سلام ... از همان اول همش اسم خورشید خانم را میخواندم اما نمیدانم جرا که فقط یکبار و ان هم درمورد انتخابات نوشت بهش سر زدم ...یعنی میدانم چرا سر زدم اما نمیدانم چرا قبلا سر نزدم ؛-) ... خیلی خوب هم جوابت را در مورد ماسک داد ... |
URL:
http://gilehmard.blogspot.com
|
نويسنده: ثابت |
Monday, May 23, 2005 ساعت 04:43 |
طبق معمول مثل همه مصاحبه ها بسیار جالب وخواندنی بود مخصوصا از این دختر خانم خوش سیما
موفق باشید |
نويسنده: زهرا |
Monday, May 23, 2005 ساعت 04:32 |
يکی از صميمی ترين مصاحبه هايی بود که خوندم. صنم يکی از خوش قلب ترين آدمهاييه که من توی زندگيم شناختم. هيچ وقت يادم نميره که من فقط يکبار بهش ايميل زده بودم و باهاش درددل کرده بودم، ولی وقتی توی جلسه وبلاگ نويسهای زن همديگه رو ديديم، تقريبا نيم ساعت با من صحبت کرد و تجربياتش رو بهم منتقل کرد.
اسد جان ممنونم بابت اين مصاحبه واقعا توپ :) |
URL:
http://zahra-hb.com
|
نويسنده: بي تا |
Monday, May 23, 2005 ساعت 03:40 |
خورشيد خانوم و آقای علی محمدی ممنون از مصاحبه خوبتون.اولين باگر زنی که شناختم خورسيد خانوم بود .وبلاگش از بهترين و صميمي ترين وبلاگهاست.اميدوارم هميشه همينطور بمونه |
URL:
http://khanumhanna.blogspot.com
|
نويسنده: لکنت |
Monday, May 23, 2005 ساعت 03:22 |
سلام. چرا همهاش سياسی؟ مثل همه چيز تو ايران. نه؟ |
URL:
http://sadjad2357.persianblog.com
|
نويسنده: آفتاب |
Monday, May 23, 2005 ساعت 02:18 |
مرسی از این گفتگوی قشنگ! چقدر خوشحال شدم که دیدم نویسنده وبلاگ محبوبم کیه! بیشتر از 2 سال است که نوشته های خورشید خانمی را می خوانم و من هم فکر می کنم از یک مقطعی حرفهایش کلی تر شدند. البته از ارزش و جذابیت اونها کم نشده. متشکرم از این انتخاب. |
نويسنده: هولدن کالفيلد |
Monday, May 23, 2005 ساعت 02:07 |
من هم يه زمانی به خورشيد خانم یه ايميل زدم و جواب هم گرفتم که هنوز دارمش. گرچه اون منظور منو نگرفته بود ولی چون ماههای اول وبلاگ نویسی بود بعنوان شیء(؟!) تاریخی نگهش داشتم. در واقع در مورد يکی از مطالب وبلاگش بود که درش نوشته بود زمان دبيرستان کتابهای غیر درسی رو يواشکی و با گذاشتن لای يه کتاب ديگه می خونده. يعنی همون کاری که من هم از ترس تشرهای خونواده می کردم! و اينکه يه نفر ديگه هم همين کارو می کرده برام جالب بود. |
نويسنده: شادان |
Monday, May 23, 2005 ساعت 01:03 |
ممنون از راهنمايی شما. گرچه اختيار وبلاگ من با کودک درون است اما اون آدم بزرگای خوب رو زود تشخيص ميده. من نظر جنابعالی رو اعمال کردم. اميد وارم خوب شده باشه |
URL:
http://koodakedaroon.blogspot.com
|
نويسنده: ali |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 12:31 |
قسمتی از نوشتهها آورده شده...
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-530657
گفتوگو با اولين بلاگر زن ايراني در وبلاگ بيليومن
انتهای پيام D: |
URL:
http://www.alotfi.com
|
نويسنده: پرستو |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 10:30 |
خیلی ممنون اولین بار مصاحبتون با خانم پرستو دوکوهکی رو خوندم از اون موقع منتظر این مصاحبه بودم .مصاحبه ی خیلی خوبی بود من صنم و خیلی دوست دارم و دو سال ونیم میشه که وبلاگشو میخونم و همیشه دوست داشتم صنم و ببینم :) ولی قبل از این مصاحبه توارکات پیداش کردم بهر هال خیلی دوسش دارم و احساس نزدیکی باهاش میکنم (متشکرم آقای علیمحمدی). |
نويسنده: مانی |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 10:18 |
اتفاقا هم خوشگلی و هم معروف. |
نويسنده: ويولت |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 10:03 |
سلام به شما و صنم عزیز
خیلی مصاحبه دل نشینی بود ممنون.من وبلاگ رو با وبلاگ صنم و زیتون و هاله برای اولین بار شناختم |
URL:
http://violet.special.ir
|
نويسنده: سامان |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 09:27 |
نوستالژناک شديم با اين مصاحبه D: |
URL:
http://jaddeh.blogspot.com
|
نويسنده: شبح |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 09:06 |
اسد عزيز!
از اين که با اين مصاحبه مرا به سالهای دور و روزهايی که هنوز وبلاگستان دنيای کوچکی بود با آدمهای معدود بردی تشکر میکنم. آنوقتها اينجا روستای کوچکی بود با آدمهای شناخته شده و معدود به همين دليل بحث مجازی و اسم مستعار و اين حرفها معنی نداشت. ما هم ديگر را میشناختيم در حالی که با نام مستعار مینوشتيم. حالا تبديل شده است به شهر بزرگ و بیدروپيکری که حتا وقتی با نامهای حقيقی هم مینويسيم باز هم را نمیشناسيم. به هر حال حرفهای صنم عزيز در مورد مستعارنويسی کاملا درست است و من اگر میخواستم نظرم را بگويم در صورتی که به شيوایی خورشيد خانم قادر به بيان نظرم بودم کلمه به کلمه همينها را میگفتم.
چيزی که برای من در رابطه با خورشيد خانم مهمه اين موضوعه که در تمام اين سالها (چه زود شد سالها) سر مسايل مختلف با هم اختلاف عقيده داشتيم اما هرگز اين اختلافها موجب نشده که رابطهی کليمون خدشهدار بشه. شايد دليلش اين باشه که اينقدر به هم نزديک نشديم که از هم دور بشيم!
از نظر من هوشمندانهترين پاسخی که داده شده بود در اين مصاحبه اين قسمت بود:
"فکر نمیکنی اگر بلاگرها با نام واقعی خودشان بنويسند مجبور نمیشوند از ماسک استفاده کنند و اینکه میخواهم نظرت را هم در مورد مستعار نويسی بدانم؟
خب در مورد ماسک که اتفاقا من نظرم برعکس شماست! يعنی فکر میکنم بلاگری که با نام خودش مینويسه هم ماسکهای اجتماعیای رو که هميشه همراهش داره وارد وبلاگش میکنه، و هم بعضی وقتها از ماسکهای دنيای مجازی استفاده میکنه."
به هر حال مصاحبهی دلنشينی بود با حسي نوستالوژيک. از طرفين متشکرم. |
URL:
http://www.shabah.ir
|
نويسنده: مهدی |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 08:28 |
اینترستینگ! |
URL:
http://lifepath.persianblog.com
|
نويسنده: رضا |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 08:12 |
سلام اقای علیمحمدی
خسته نباشید میگم بهتون
این مصاحبه رو خیلی دوست دارم چون خیلی برام جالب بود با خورشید خانوم بیشتر اشنا بشم
دستتون درد نکنه |
URL:
http://meandyou.blogfa.com
|
نويسنده: هاله |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 07:56 |
اسد جان، مثل همیشه عالی. همیشه همینرو میگم ولی خوب وقتی همیشه عالیه فقط میشه همین رو گفت دیگه. راهاش اینه که گاهی کارهای متوسط ارائه بدی این وسط!
صنم جان، در مورد مستعارنویسی با تو همعقیده هستم. اونکه با نام مستعار یا حتی بینام مینویسه و کامنت میگذاره مشکل من یکی نیست. مشکل گندم نمایان جوفروش است و بس. با کسی که وانمود به چنین بودن میکند ولی در واقع چنان است چه باید کرد؟
از طرفی به قول مهشید به چه دلیل فکر میکنیم دنیای مجازی باید با دنیای واقعی تفاوتی داشته باشه؟ مگر تو دنیای واقعی آدمهای اینچنینی نداریم؟
چه قدر سر درددلام باز شد.
بیلی رو ببوس از طرف من اسد جان. :) |
URL:
http://mithras.org
|
نويسنده: پرنيان |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 07:34 |
مصاحبهي خيلي خوبي بود. مرسي. |
URL:
http://parnevesht.blogspot.com
|
نويسنده: DizzyRocker |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 06:56 |
اره من هم فکر میکنم اينکه وبلاگ های پر بازديد خواه ناخواه بايد در مورد يک چيزهايی دکمه بزنن تا مورد حمله قرار نگيرن خیلی به جو بلاگی صدمه میزنه.... ممنون بابت زحمتی که برای مصاحبه ها می کشید...یا حق بر دود |
URL:
http://dizzyrocker.com
|
نويسنده: زیتون |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 06:44 |
وای... بعداز تلاش فراوان و صدبار ارور دادن بالاخره تونستم اينجا رو باز کنم و بخونم. آونم آنلاين:) صورتحساب تلفنو میفرستم برای صنم..
خورشيد خانم شخصيتيه که من از همون روز اول دوستش داشتم. صادق و صميمی و رک.
خیلی از جواباش حرف دل من هم هست.
چهرهشم خیلی خیلی شیرینه. عین حرفاش:) اگه اینجا بود یا من اونجا بودم یه ماچ گندهی آبدار(تفی) ازش میکردم.
اسد جان خسته نباشی! واقعا ممنون.
اگه بتونی ندا رو هم پیدا کنی برای مصاحبه٬ عالی میشه. |
URL:
http://z8un.com
|
نويسنده: ملودي |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 05:39 |
آقاي عليمحمدي عزيز واقعا مصاحبه جالبي بود و خيلي ممنون ..من كلي لذت بردم چون صنم يكي از بلاگرها خيلي خوب و موردعلاقه من است موفق باشيد |
URL:
http://www.melodyirani.persianblog.com
|
نويسنده: شقايق |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 05:38 |
من هم به اين نوشته لينک دادم. |
URL:
http://www.baharesepid.blogfa.com
|
نويسنده: مهتاب |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 05:28 |
از اون مصاحبه هاي خيلي روان و صميمي بود...... |
URL:
http://moonlightlady.blogsky.com
|
نويسنده: داريوش کبير |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 05:14 |
مصاحبه جالبی بود.واقعا ارزش خوندن داشت. |
URL:
http://dariushkabir.com
|
نويسنده: مهسا |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 05:02 |
مرسی از ترتيب دادن اين مصاحبه .. من اول با وبلاگ ندا آشنا شدم و از اون طريق با خورشيد خانم ..هميشه از نوشتن و خود رو بيان کردنش خوشم ميومد |
URL:
http://salad.persianblog.com
|
نويسنده: افرا |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 04:52 |
من هميشه برای صنم احترام خاصی قايل بودم الان بيشتر.مرسی اقای علی محمدی. |
URL:
http://afranevesht.blogspot.com
|
نويسنده: سعید |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 02:44 |
بازم سلام/ ادرس درج نشده بود ناچار برگشتم. |
URL:
http://rangink.blogspot.com
|
نويسنده: سعید |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 02:37 |
سلام/ دست مریزاد/ هم به اسد خان و هم خورشید خانم... به نظرم خورشید خانم هویتی واقعی و برتر از اون مشخصاتیه که در شناسنامه درج شده و بعضی ها فقط برای رضای خدا؟؟ به دنبال اون مشخصات هستن. من خودم در جنگ جهانی دوم سه تا از اونها رو دیدم که به روش سوئیسی - بدون ریسک- مطلب می نوشتن و با همدیگه داد میزدن: برای جنگ با نازی بیا بریم اسم بازی. و هی به سربازای روسی ایراد میگرفتن که چرا به اسم واقعی نمی جنگند. بالاخره هم نفهمیدیم این اسما رو واسه متحدین بردن یا متفقین؟ دروغ نمیگم ... تا قبر... ا...ا...ا |
URL:
http://
|
نويسنده: آشيل |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 02:10 |
اسد گرامی سلام و ممنون . گفنگوی بی شيله پيله ای بود .راحت و خودمانی .. با تشکر خورشید خانوم شاد باشيد |
URL:
http://achilles.blogfa.com
|
نويسنده: حميد / ميداف |
Sunday, May 22, 2005 ساعت 01:00 |
اسد جان اين مصاحبه را تاکنون دوبارخوانده ام از گپ خودمانی و پرمغزتان لذت بردم ومثل هميشه بردانستنی هايم افزوده شد. دست هردوی شما دردنکنه. خيلی خوشحالم که ميبينم کامنت ها بسيارمتين هستند. ياد آوری هايی که چند بارکردی مثمر ثمر واقع شده است.
لابد بيلی تدارک زناشويی می بيند که اين بار درمصاحبه شرکت نداشته. يا شايد هم زن گرفته وسرش خيلی شلوغ است وتو از ما پنهان می کنی ! |
URL:
http://midaf.blogfa.com
|
نويسنده: رهايی |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 12:58 |
اسد عزیز ممنون از انتخاب همیشه خوبت.
يادم مياد يه بار كه تو دانشكده وبلاگ خورشيد خانوم رو باز كرده بوديم پستهاي خورشيد همه تو حال و هواي پريدن و خواستگاری و شرح ماوقع بود.اونقده ريز و دقیق شده بوديم تو نوشتهها و بيتابيهاي خورشيد و حرص خوردناش كه وقتي چند تا از اقايون كلاس با تعجب اومدن بالا سرمون كه ببينن قضيه از كجا اب ميخوره عينهو خروس جنگي وبلاگو ول كرديم و همچين چسبيديم به يقهها و محكوم كردن همديگه كه مسئول سايت اومد و رسمن انداختمون بيرون از اونجا...البته اون بحث بدنی ما بعدن مدنی شد و افتاد تو کانال خودش. اما اینا رو گفتم که بگم خورشيد راحت و صميمي مينويسه و از همه مهمتر تاثیرگذار. جوری که من هنوزم از خوندن اون تيكه هاي خصوصي كه الان ديگه خواهي نخواهي تحت شعاع رندگيه مشتركشه لذت ميبرم. |
URL:
http://www.rahayee.blogfa.com/
|
نويسنده: دخو |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 12:51 |
بريده ای از اين گفتگو در قسمت حديث ديگران وبلاگ دخو ضبط شد. خسته نباشيد |
URL:
http://khanesh.blogspot.com
|
نويسنده: مریم |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 11:09 |
خورشیدخانوم یکی از اولین وبلاگهایی بود که شناختم و یکی از معدود وبلاگهایی که همیشه میخوندم. نیمهی گمشدهی خورشید انگار جزئی از وجودم بود. از نوشتههای راحت و صمیمیش لذت میبردم و با خوندنش سعی میکردم من هم نیمههای گمشدهامو، همهی زنهای وجودمو، باور کنم. ولی اون صمیمیت دیگه نیست. گم شده. اوایل فکر میکردم بهخاطر مهاجرته. و حالا خودش گفته که به خاطر واقعی شدن شخصیت مجازیشه که محدود میشه. خیلی وقته وبلاگشو نخوندم. وقتی صفحهاش باز میشه دلم میگیره. از وقتی قالبش عوض شد، تهموندههای اون حس آشنا هم پرید. دلم میخواست باز هم بیپروا مینوشت. ولی میدونم که نمیشه و به نظرش احترام میذارم و سعی میکنم درک کنم.
این مصاحبه همهی اون حس شیرین رو تو وجودم دوباره بیدار کرد. برای شما و خورشید عزیز آرزوی موفقیت میکنم. |
URL:
http://tardeed.blogspot.com
|
نويسنده: جسد |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 11:04 |
سلام
خیلی کار قشنگی میکنید
امیدوارم موفق باشید |
URL:
http://jasad.blogfa.com/
|
نويسنده: rohan |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 09:49 |
سلام. خيلی دوست داشتم صنم رو ببينم. مرسی از اين مصاحبه. اما انقدر که روی مسائل زنان تمرکز کرديد. جدا ادم کم کم از اين دنيای مجازی می ترسه. که ترسناک هم هست. اما تمرکز کردن زياد روی مساله ی زنان در اينترنت داره زنها و مردها رو تو اين دنيا هم از هم جدا ميکنه. يعنی تو مصاحبه ها تا عکس يک زن می بينم. تو ذهنم يه چيزی فلش می زنه که اين زنه و يه سری سوالات به خصوص رو انتظار دارم پرسيده باشيد. |
URL:
http://rohanlife.blogspot.com
|
نويسنده: بانوی باران |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 09:39 |
نه الان ديدم که درست فرستادم.........با آرزوی موفقيت |
URL:
http://pouyehm.blogfa.com/
|
نويسنده: بانوی باران |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 09:38 |
ا اسد من خیلی تلاش کردم که از تراک بک برای لینک مطلب شما استفاده ولی فکر نکنم درست انجام داده باشم |
URL:
http://pouyehm.blogfa.com/
|
نويسنده: بانوی باران |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 09:21 |
واييييييييی دستتون درد نکنه هميشه يکی از آرزوهام اين بود که در مورد نويسنده وبلاگ خورشيد خانم بدونم در حقيقت اولين وبلاگی که من باهاش آشنا شدم خورشيد خانم بود ..................در مورد آدرس ديگه روم نشد بهتون خبر بدم هرچند که اين بار آخر تقصير من نبود...
|
URL:
http://pouyehm.blogfa.com
|
نويسنده: علیرضا مجاهدی |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 08:58 |
سلام
خیلی خوشحال شدم که این وبلاگ رو دیدم. فوری لینکتان دادم تا همیشه دم دست من و خوانندگانم باشید.
کار بسیار جالبی است و اینطوری خیلی خوب با نویسنده های وبلاگها آشنا میشیم.
موفق باشید و کامروا |
URL:
http://weblog.mojahedi.ir
|
نويسنده: نی لبک |
Saturday, May 21, 2005 ساعت 08:56 |
اسد عزيز ممنون.از ديدن خورشيد خانم احساس خوبی به من دست داد .نکته ای که برايم جالب است يکدست و همخوان بودن مصاحبه صنم عزيز با سبک نوشته ها و حتی قیافه اش هست. به نظر من شیوه عاری از غامض سازی های معمول ٬ و طرح دغدغه های سیاسی ٬دغدغه های زن بودن و دغدغه های اجتماعی خورشید خانم وبلاگ وی ر |
|