My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


نسلهای بدهکار

Friday, March 18, 2005

نامه سی و پنجم وبلاگ "نامه های ایرونی" را که پاسخی ست به کامنت "بی بی باران"، بلند بلند برای "بیلی" خواندم. می گوید انگار نسل های گذشته همیشه ی خدا بدهکارند. می گویم به کی؟ گفت: به نسل بعدی. شما هم بروید این بدهکاری را بپردازید و تمامش کنید دیگه. خوب، اگه اوضاع مالی ناجوره، قسط بندیش کنید تا نه سیخ بسوزه نه کباب. می گویم: بیلی جان! تا آنجا که من میدونم به کسی بدهکار نیستم. سری می جنباند و می گوید؛ پس اینا چرا طلبکارند؟ می گویم؛ آخه تاریخ را از روی "پنجاه و سه نفر" علوی می خوانند! لابد برای خواندن بیولوژی هم می روند سراغ "چشمهایش"! می گوید؛ حالا از نسل شما که گذشت ولی برای پیشگیری از این طلبکاری تاریخی پیشنهادی برای نسل امروز دارم.می گویم خوب؟

می گوید؛ اولش این که اصلن ازدواج نکنند!

دومش این که اگر کردند، بچه دار نشوند. این خودش جلوگیری از تولید طلبکار است. چون بچه ها عادت دارند هر "صدای مشکوکی" را می اندازند گردن پدر و مادر.

سومندش اگر دیدید نمی تونید بعد از ازدواج جلوی خودتون رو بگیرید، برای این که بعدها هم حرفی پشت سرتون نباشه، پیش از ازدواج خودتون را از بیخ "ختنه" کنید. اون وقت دیگه مجبور نیستید از کسی عذر خواهی کنید.

می گویم بیلی جان؛ اون وقت دیگه کی حاضره با آدم اخته ازدواج کنه؟ نگاه متفکرانه ای به من کرد و گفت؛ چطور سگ و اسب و ... را برای جلوگیری از دردسرها بعدی تون، اخته می کنید اما وقتی نوبت به خودتون می رسه، اخم هاتون میره تو هم؟

::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 12:25 :::

LINK  | Comment 14
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: عمو اروند

Saturday, April 16, 2005 ساعت 02:21

سلام! والله و بالله من هم همين حرف را به بيبی‌باران و هم نسلی‌هایشان عرض کردم که کتاب‌های دیگری هم هست مثل جامعه شناسی نخبه کشی و... ولی همین پاسخ اینجا را از ایشان شنیدم. حالا که کتاب سه مکتوب میزرا آقاخان کرمانی را در دست مطاله دارم، می بینم که او هم، همین گله ها را دارد، البته نه از نسل پیشین‌اش که از همان‌هائی که چندی بعد بی‌چاره مثل مرغ سرش را لبه باغچه گذاشتند و پخ‌پخ‌اش کردند.

 URL:  http://weblog.zendehrood.com/arvand


 نويسنده: khamol

Saturday, March 19, 2005 ساعت 11:46

قربان تو عموي خوب غريب بروم.اميدوارم سفره هفت سيني كنار هم با دلي سبز و لب خندان داته باشيم.ازطرف من بيلي راهم ببوس و عيد را تبريك بگو

 URL:  http://www.khamol.persianblog.com


 نويسنده: سرگردون

Saturday, March 19, 2005 ساعت 11:11

سلام اسد جان. سال نو مبارك اميد وارم سال خوبي رو در پيش داشته باشي! و ممنون به خاطر اينكه هميشه به يادم بودي و بهم سر زدي!

 URL:  http://dmm.persianblog.com


 نويسنده: آرمین گیله مرد

Friday, March 18, 2005 ساعت 07:47

سلام و سال نو مبارک

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: sadegh

Friday, March 18, 2005 ساعت 06:54

سه لام اسد جون! من الان ووريردم! سال نو خو و خوشينه ورت ارزو دارم. به اقا بيلي هم سه لام برسون! (اين پيام خصوصيه ... بقيه نخونند!)

 URL:  http://www.montaghed.com


 نويسنده: مهتاب

Friday, March 18, 2005 ساعت 06:41

ميگم اين بيلي شما خيلي متفكره ها....... راس راسي كه بيليتون شرف داره به خيليا !

 URL:  http://www.moonlightlady.blogsky.com


 نويسنده: yaraghan

Friday, March 18, 2005 ساعت 05:20

اخرش هم ما نفهميديم اين توله دوساله شما جزو كدام نسل طبقه بندي ميشود؟

 URL:  http://www.yaraghan.persianblog.com


 نويسنده: yaraghan

Friday, March 18, 2005 ساعت 05:19

خيالتان راحت.ماكه درزندگي نه از شما كه از هيچكس ديگر طلبكار نيستيم.هروقت چيزي را خواسته باشيم دستمان را ميگذاريم كش زانويمان و ياعلي ميگوييم.شد شد .نشد هم حتمآ يك ايرادي در كار خودمان بوده.ولي درمورد اخته كردن شرمنده ام.به قول معروف هوارا از من بير ولي تخمهايم را نه!فكر ميكنم اگر ما اخته بشويم وزن مغزمان هم نصف ميشود

 URL:  http://www.yaraghan.persianblog.com


 نويسنده: Asemoon

Friday, March 18, 2005 ساعت 05:12

اي داد بي داد...ببخشيد من يادم رفت كه لينك شما رو اضافه كنم...همين الان ميكنم كه يادم نره. آهنگ مرغ سحر رو هم زير موسيقي كنوني وبلاگم دوباره قرار ميدم كه شما هم لذت ببريد. من موسيقي زير خاكي خيلي دوست دارم:) در اولين فرصت براتون با ايميل توضيح ميدم كه چطور ميشه در وبلاگ موسيقي قرار داد. سال نو شما هم مبارك باشه.

 URL:  http://saayeye-aabi.blogspot.com


 نويسنده: بیلی و من

Friday, March 18, 2005 ساعت 05:08

آقا پیمان شما تا دلتون میخواهد جیک بزنید، ما هم اجازه داریم جیک بزنیم یا نه؟

 URL:  http://www.mebaily.com


 نويسنده: payam

Friday, March 18, 2005 ساعت 05:04

بابا اين روزا كه همه از هم طلبكارن.چيز جديدي نيست.حالا نسل جديد از نسل قبلي يه خورده طلبش سنگين شده.حقم دارن.با ديركردش زياده.بايد طلب رو پرداخت تا سبك بشه.همين جوري نميشه روم به ديوار اوضاع و احوال رو گهي كرد و گذاشت واسه نسل بعدي توقعم داشته باشيم كه جيك نزنن.

 URL:  http://golpayee.persianblog.com


 نويسنده: Asemoon

Friday, March 18, 2005 ساعت 04:51

بزرگ علوی.....چشمهایش. شما کلی خاطره را زنده کردید.
در ضمن سگ شما باهوش تشریف دارن:)

 URL:  http://saayeye-aabi.blogspot.com


 نويسنده: شهلا

Friday, March 18, 2005 ساعت 04:30

آخ دهن اون بيلي رو از طرف من ببوس که با ازدواج اصلن مخالف است.
من برای شما یک میل می فرستم چونکه.........حالا تو میل مینویسم دیگه .
بهارا زنده مانی زندگی بخش
به فروردين ما فرخندگی بخش
مگو کاين سرزمين شوره زار است
چو فردا در رسد رشگ بهار است
بهارا باش کاين خون گل آلود
برآرد سرخ گل چون آتش از دود
ميان خون و آبش ره گشائيم
از اين موج و از اين توفان برآئيم
به نوروز دگر هنگام ديدار
به آئين دگر آيی پديدار.
اسد خان جان نوروزتان پیروز باد.

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: بانوی باران

Friday, March 18, 2005 ساعت 03:51

باشه دیگه به نسل شما خورده نمیگیریم!!!!!راستی من تاریخ رو از روی 53 نفر نمی خونم آقا اسد من حال و هوای زندانها رو گفتم که اصلا تفاوتی نکرده و احساس بزرگ علوی با زندانی های سیاسی چند دهه اخیر هیچ تفاوتی نداره من منظورم این بود نه اینکه 53 نفر ملاک تاریخی انگار منظورم رو نتونستم درست بنویسم....باز هم ممنون

 URL:  http://pouyehm.parsiblog.com




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.