1)خبر خوبی دارم برای علاقه مندانی که دوست دارند نواختن ساز تار و یا سه تار را بیاموزند و امکان دسترسی به استاد را ندارند، بویژه آنها که در خارج از کشورزندگی میکنند. سایت "موسیقی هنری ایران" که به همت رضا کلانتری در سال 2000 راه اندازی شد برای نخستین بار دست به شیوه آموزش از طریق اینترنت زده است.
چگونگی آموزش به نقل از این سایت:
در اين روش استاد به وسيله امكاناتي كه اين وب سايت و اينترنت در اختيارش قرار مي دهد، با شاگرد ارتباط خواهد داشت.
اختصاص يك پست الكترونيكي براي استاد و شاگرد
استفاده از اينترنت پر سرعت
استفاده از (وب كم) Web cam و... براي داشتن ارتباط تصويري و صوتي و...
كتاب هاي آموزشي به همراه اجراي آن ها بر روي سي دي يا كاست
دفترچه جداگانه توضيحات براي كتاب هاي آموزشي و...
اختصاص يك ساعت در هفته براي آموزش آنلاين و يك جزوه آموزشي در هر هفته براي آموزش دروس
و...
امكان ايجاد ارتباط با اساتيد موسيقي ايران در كلاس هاي آنلاين
لازم به ذكر است كه شهريه كلاس هاي اين دوره به دليل استفاده از امكاناتي كه هزينه در بر مي گيرند كمي بيشتر از كلاس هاي عادي است.
من نمیدانم این شیوه تا چه حدودی میتواند کاربرد داشته باشد، برای امتحان تصمیم دارم این روش را با یکی از هنرجویانم آزمایش کنم. برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.
2) شاید یکی از بهترین وبلاگها "خوابگرد" سید رضا شکراللهی است. من که خواننده ثابت این وبلاگ هستم و روزی که بدلایل شخصی رضا آنجا را تعطیل کرد بینهایت متاسف شدم و در یاداشتی با نام "غم نان" نوشتم، شکراللهی وبلاگ زیبا و پر محتوایش "خوابگرد" را بر اساس همان داستان قدیمی «اگر غم نان بگذارد» تعطیل کرد.....
خوشبختانه او برگشت و این آمدن من و شاید اکثر خوانندگانش را خوشحال کرد. دیروز که وبلاگش را میخواندم از خوانندگانش گله کرد بود که چرا کمتر نظر میدهند:
"صريحا میگويم که من در وبلاگم به نظرات خوانندگانم احتياج دارم. با نظرات آنهاست که احساس زندهبودن میکنم، پخته میشوم، آبديده میشوم، آگاهتر میشوم، کاستیها را جبران میکنم، احساس هويت میکنم، ايده میگيرم، عصبانی میشوم، خوشحال میشوم، اميدوار میشوم، نااميد میشوم، لبخند میزنم، اخم میکنم، و زندگی میکنم. چرا زندگی را از آدمهای ابلهی مثل من که وبلاگ برایشان جدیست، دريغ میکنيد؟"
من با او در این مورد موافقم و نمیدانم چرا فکر میکنم بدون نظر خوانندگان وبلاگ به خرابه ای میماند که کمتر کسی از آنجا عبور میکند، هر چند میدانی خیلیها وبلاگت را میخوانند.