My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


نامه سرگشاده به نسل امروز

Monday, February 7, 2005

برای خواندن نامه سرگشاده ام به نسل امروز در گویا اینجا را کلیک کنید.


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 03:10 :::

LINK  | TrackBack 1 | Comment 11
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
جزیره سرگردانی -

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: samira

Tuesday, February 8, 2005 ساعت 12:28

سلام! اخه خوب چرا همين جا هم مطلب رو نياوردين؟.... مگه نميدونين اينجا ما دچار فيلتر هستيم؟!... اسد جان... من متاسفانه نتونستم بخونم نامه ات رو.. سعي ميكنم يه فيلتر شكن پيدا كنم... اما خوب همين جا هم مينوشتيش ديگه!

 URL:  http://samira5.persianblog.com


 نويسنده: حنانه

Tuesday, February 8, 2005 ساعت 12:13

سلام عمو . بخشين كه در مورد سياست اطلاعات هر چند كمي هم ندارم . فقط بخاطر تعريف بابام از شما گفتم سلامي بدم تا بعد ها كه بزرگ شدم حرفتون رو معني كنم . تا بعد ها زنده باشي

 URL:  http://hannane.persianblog.com


 نويسنده: pooya

Tuesday, February 8, 2005 ساعت 10:12

حتما در مقاله اي به آن مي پردازم

 URL:  http://azadsho.blogspot.com[khf


 نويسنده: SHIVA

Tuesday, February 8, 2005 ساعت 10:05

سلام نامه ت رو خوندم اما قانع نشدم !!!! بعنوان يک نسل سوخته قانع نشدم ! مي دوني چرا ؟
من قبول دارم که ملت شاه رو مي پرستيدن و حتي زماني که رضا پهلوي به دنيا اومد شاه بدون محافظ رفت تا خيابان مولوي و رضا و شهبانو رو از بيمارستان برد اون هم در بين موج خوشحالي و جشن مردم و اين رو هم ميدونم که از زمان کودتاي ۲۸ مرداد به بعد بخاطر علم شدن ساواک و خفقان سياسي نيمي از همون ملت از شاه نفرت پيدا کردن .
ولي يک چيز رو نمي فهمم و اون هم اينه که وقتي ميايي مي نويسي ما با شعار استقلال آزادي و جمهوري به خيل کودتا چيان پيوستيم و بعد خميني ملعون شعار جمهوري اسلامي رو سر داد که توي هيچ بقالي اي پيدا نميشد : سوال من و هم نسلي هاي من از شما اينه که :

وقتي ادعا ميکني آگاهانه به خيل انقلابيون پيوستي پس گناه تو و امثال تو اين بود که همون زمان با شعار جمهوري اسلامي مخالفت مي کردي نه اينکه سکوت کني !!!!!! وقتي لفظ آگاهانه به ميون مياد پس لابد اونقدر آگاهي هم بوده که فرق بين بد و بدترين رو هم بتونين تشخيص بدين !

اما اعتقاد من و هم نسلي هاي من بعنوان افرادي که فقط از کشور و ميهن و کلات داشتن حق حيات يک چيز رو ميخوان و بخاطرش هميشه شما رو محکوم ميکنن اينه که :
گيريم ازادي سياسي و بيان و خيلي چيزهاي ديگه نداشتين اما رفاه و خوشي که داشتين و خيلي چيزهايي که براي روح آدمي سمه ! آيا ارزش داشت بخاطر فقط نداشتن همين چند مورد بي ارزش با قيامي همکاري کنين که ۲۶ سال تمام آه و نفرين مردم رو براتون به دنبال بياره ؟ و همينطور تا جايي که من ميدونم اون ۹۸ درصدي که به حکومت اسلامي راي داد در واقع يک دهم جمعيت ايران هم نبود و مشتي افراد زياده خواه بودن وگرنه اون آدم هايي که ما تو تظاهرات ديديم که جزو لات ها و علاف ها و مزلف هاي اون زمان بودن و هيچ شباهتي به افراد آگاه به امور اون دوره نداشتن ... بکار بردن لفظ آگاهانه خيلي دردناکه و اصلا قابل تحمل نيست ... فکر کنم بايد دنبال چيز بهتري براي توجيحات بود !!!!!
من از زندگيم در درجه اول دل خوش ميخوام و بعد رفاه نسبي و معمولي و آينده مطمئن و وقتي همه اينها جور شد تازه ميشينم ببينم چه چيزي فراتر وجود داره که ميشه اسمشو گذاشت سياست و آزادي بيان و خيلي چيزهاي جنبي ديگه ! نميدونم شايد زبون هم رو نمي فهميم !؟! اما بايد تو هم زندگي کرده باشي تا بفهمي بايد چشم باز کني و درد و محروميت از کمترين حقوق رو ديده باشي و بفهمي . حجاب اجباري دين اجباري گرفتن کوچکترين آزادي ها و خيلي چيزهاي ديگه که شده شعار همون امثال سيد خندان خاتمي لعنت الله و آلت دستي براي سو استفاده از کمبود هاي مردم ...

به عبارت درست تر من وقتي از زندگي دل خوش ندارم و تفريح ندارم و زنداني مشتي عقايد پوسيده 1400 ساله هستم و هشتم گرو 9 آخه آزادي بيان و اين مزخرفات رو ميخوام چيكار ؟؟؟؟؟؟؟؟ مي توني درك كني ؟

 URL:  http://shima.blogspot.com


 نويسنده: hamid

Tuesday, February 8, 2005 ساعت 01:25

اين گفته ها ؛ گفته عجيبي نيست ... اين حكايتي ديرينه است كه روزگاري ابوالفضل بيهقي در باره آن گفته است:" اغلب عامه، باطل ممتنع!! را دوست تر دارند؛ چون اقوال ديو و پري و غول بيابان! كه احمقي هنگامه اي سازد و گروهي چون او، گرد آيند"

 URL:  http://hammmid.blogfa.com


 نويسنده: عبدالقادر

Monday, February 7, 2005 ساعت 09:23

با عرض ادب و احترام به بیلی تا وقتی ما اسد الله علیمحمدی را داریم حیف است خطبه را به نام کسی دیگر بخوانیم. این سئوال مدتهاست که مطرح بود اما ندیده بودم کسی به آن جوابی داده باشد. دیدن همین سئوال و پرداختن به جوابش راه را برای پاسخ های بعدی باز میکند. من به قلم قوی شما حسادت نمی کنم به نگاه تیز شما حسودیم می شود. شاد باش و دیر زی

 URL:  http://balouch.blogspot.com


 نويسنده: همشهری

Monday, February 7, 2005 ساعت 08:54

آفرین بر تو / رفتم و خوندم . بسیار جالب و متین بود . آخه دقیقا احساسم همین بود که نوشتی . یه جورایی گول خوردیم ماها .اینکه اینقدر میفهمی حسودیم میشه . /موفق باشی پسر


 نويسنده: آرمین گیله مرد

Monday, February 7, 2005 ساعت 07:20

سلام ... خوب äفتي

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: شهلا

Monday, February 7, 2005 ساعت 06:07

بااینکه من دیگر جزو جوانان ایران حساب نمیشم ولی ازت سپاس دارم که برایشان چنین زیبا نوشتی و آرزوی پیروز شان رو دارم.

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: شهلا

Monday, February 7, 2005 ساعت 05:51

اول بگم بابا "
خوش تيپ.........
نمیتونم تا آخرش رو بخونم و این رو نگم آقای برادر .........
میدونم خوشت نمیاد ولی میگه که دوباره میام.
(چشمک)

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: ف.م.سخن

Monday, February 7, 2005 ساعت 04:40

آقای عليمحمدی عزيز
روشن تر از اين نمي شد مسئله انقلاب را توضيح داد. حق مطلب را به خوبي ادا کرديد. شاد و سربلند باشيد.

 URL:  http://www.fmsokhan.com




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.