به مناسبت دهه زجر و ضجر و عَنقِلاب بیست و دوم بهمن.
قبل از عنقلاب:
دلار را هفت تومان می خریدیم، می رفتیم پان امریکن یه بلیط رفت و برگشت می خریدیم برای فرانکفورت بدون ویزا سوار می شدیم، دوهفته فرانکفورت.
دست دوست دخترمان را می گرفتیم، می رفتیم چاتا نوگا دوتا بستنی حال می کردیم جلوی جماعت لب می گرفتیم و یکی نبود بگه هالو خرت به چند من.
پوشش ملت آزاد بود، هم چادری داشتیم هم بی حجاب.
رباخواری کاری بود شنیع، چیزی مثل جاکشی.
سر برج بعد از دادن کرایه خانه و قسط ها، می رفتیم کاباره میامی، داریوش برایمان می خواند و آخر شب مست و پاتیل می آمدیم خانه، از پست های بازرسی هم خبری نبود.
تلویزیون البته دولتی بود اما شوی میخک نقره ای فریدون فرخزاد هم بود با خواننده و ساز وضرب و سریال دائی جان ناپلئون.
از رادیو، برنامه جاویدان، گلها پخش می شد. احمد عبادی برایت سه تار می زد، ابوالحسن صبا ویلون، حسین تهرانی تمبک، جلیل شهناز تار، یا بنان میخواند یا دلکش و یا مرضیه.
هر جنسی که در اروپا و آمریکا به بازار می آمد اصل آن را روز بعدش می شد تو بازار ایران خرید.
یه شاه داشتیم که همه کاره بود با یک نخست وزیر بله قربان گو و یک مجلس فرمایشی.
یک سری وزارتخانه داشتیم با یک مجلس سنا.
یک وزارت اطلاعات داشتیم، یک ارتش، یک شهربانی و یک ژاندارمری
یک زندان اوین داشتیم برای زندانیان سیاسی.
اول دو سه تا حزب فرمایشی بود، ایران نوین، حزب مردم، پان ایرانیست، بعد شد یک حزب "رستاخیز".
تا آنجا که ما به خاطر داریم، مهمترین قتل زنجیره ای که خیلی سر و صدا کرد، جنایت اصغر قاتل از اهالی بروجرد بود.
بعداز عنقلاب
دلار را باید هزار تومان خرید، هیچ جا هم نمیشه رفت، چون بهمان ویزا نمی دهند.
دست دوست دخترمان را که نمی توانیم بگیرم هیچی! وقتی هم باهاش قرار می گذاریم قلبمان مثل کون گنجشگ می زند که مبادا برادران و خواهران ناموس پرست بیایند و دستگیرمان کنند
پوشش ملت نه تنها آزاد نیست بلکه حجاب اجباری است.
رباخواری امروز شغلی است شریف و پر درآمد.
سر برج باید همه حقوقمان را بدهیم به این و آن، کاباره تو سرش بخوره باید تا ماه بعدی سماق بمکیم.
هرجنسی که در اروپا و آمریکا به بازار میاد بعد از چند سال بدل تایلندی و چینی و کره ای آن وارد ایران می شود، آنهم به قیمت خون امام حسین.
تلویزیون باز هم دولتی است و از آن شوها خبری نیست تازه موسیقی هم که پخش می شود خجالت می کشند شکل ساز را نشان دهند.
از رادیو سرودهای انقلابی می شنوی و نوحه، گاهی هم که دلشان می سوزد آهنگی پخش می کنند که به درد عمه شان میخورد.
یک وزارت اطلاعات رسمی داریم، و چندین وزارت اطلاعات موازی، افقی و عمودی. وزارت اطلاعات موازی قوه قضائیه، وزارت اطلاعات بیت رهبری، وزارت اطلاعات مساجد، وزارت اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات بسیج بیست میلیونی یک ارتش، یک سپاه، یک بسیج ، یک شهربانی، یک کمیته، یک ژاندارمری و یک جهاد سازندگی...
همان زندان اوین را داریم باضافه ده ها زندان مخفی بی نام و نشان ویژه زندانیان سیاسی.
شاه نداریم بجاش یک رهبر داریم که همه کاره است و بارگاهش باندازه چندین دربار سلطنتی بودجه دارد، با یک رئیس جمهور بله قربان گو و یک مجلس فرمایشی.
امروز همان وزارتخانه ها را داریم باضافه: شورای نگهبان، مجلس خبرگان رهبری، مجلس تشخیص مصلحت نظام، شورای ملی امنیت، شورای انقلاب فرهنگی، شورای سیاست گذاری نظام و ده بیست تا مجلس و شورا برای روز مبادا.
امروز علاوه بر چندتا حزب یه مشت جبهه فرمایشی هم داریم و زمزمه تشکیل یک حزب فراگیر، چیزی شبیه حزب رستاخیز با پسوند اسلامی هم شنیده می شود.
حالا سه نوع قتل زنجیره ای داریم: دولتی، انتفاعی و غیر انتفایی.
بعدالتحریر
می دانم این لیست می تواند دراز تر شود، ما چیزی فعلا به عقلمان نمی رسد، دوستان خواننده می توانند در کامنتدونی به این لیست اضافه کنند و قول می دهیم پیشنهادات رسیده را با ذکر نام اضافه کنیم تا شاید این سیاهه برای اولاد اولادمان بماند در تاریخ، که اجدادشان چه بودند و چه شدند.
و اما یک خواهش بی ربط اگر دوست دارید بروید اینجا و با امضایتان مخالفت خود را با حمله احتمالی آمریکا به ایران ثبت کنید این امضا نشانه آن است که شما جنگ را به هر صورتش نفی می کنید.
پیشنهادات دوستان اینجا اضافه می شود
قبل ار عنقلاب
گیله مرد: ملت در خانه نماز می خواندند و بیرون عرق می خوردند.
سیخونک: عمو يادت نره که اگه همون پهلوی علیه سلام اونقده ایجاد خفقان نمیکرد، مردم فکر نمیکردن که میتونن از آخوند و مذهب انتظار بهبودی و بهروزی داشته باشن. عمو یادت نره همون موقع نسبت فقر و ثروت تو جامعه چهجوری بود. خلاصه بر زیر بنای دیکتاتوری و بیسوادی و ضعف حکومت پیشین بود که حکومت جدید پا گرفت. راس راسی بعضی وقتا مردم سیخونک لازم دارن!
فریاد بی صدا: اون زمان كسي كه سينه ميزد و نماز ميخوند براي دل خودش ميخوند و خداي قلب خودش
آواره: این آواره قبل از عن قلاب توی خیابون مینی ژوپ می دید و شلوار لی چسبان.
رنگین کمان عشق: قبل از عنقلاب هروئين گرمي بود و ترياك كيلويي
بعد از عنقلاب
گیله مرد: ملت در خانه عرق می خورند و بیرون نماز می خوانند
لاله: قبل از انقلاب را نمي دانم ولي بعد از انقلاب هرسال ستاد مبارزه با مواد مخدر هزارها تن ترياك و گراس و هرويين را آتش مي زند و هزاران معتاد كه معلوم نيست با اين همه تدابير چطور معتاد شده اند دور آن جمع شده و از هواي پاك آن اشتشااااااااق مي كنند.
یرقان: راستش ما قبل از انقلاب نبوديم ولي اگر اينطور كه شما ميفرماييد و اگر بلانسبت اينقدر ملت ....تشريف داشتند كه مملكت گل و بلبل را اينجوريش كردند ....حقشان است.ولي خودمانيم ها........(حرفهاي خودماني باشد بعدآ)
فریاد بی صدا: امروز هر كي نماز ميخونه و سينه ميزنه براي تظاهر ميكنه و بگه كه يا ايها الناس من مسلمونم !
آواره: این آواره بعد از عن قلاب توی خیابون فقط پنگوئن می بیند.
شادونه: بعد از عنقلاب مدرسه ها از هم جدا شده ولی نمی دونم چرا آمار ایدز از این راه داره بالا می ره.
رنگین کمان عشق: بعد از عنقلاب هروئني كيلوئي شد و ترياك تني و بانضمام پيشرفت انواع و اقسام قرص ها و موارد افيوني.
علياحضرتا! گذشته ها نگذشته! مقاله ف.م.سخن را به خانم فرح پهلوی اینجا بخوانید