My Danish Blog

« نوشته قبلی

  

صفحه اصلی

  

نوشته بعدی »


قصه

Monday, January 17, 2005

قصه برای بچه های بالای پنجاه، می شود این قصه را هم به آواز کوچه بازاری در میزان دو چهارم خواند.

اتل متل توتوله

مرتضوی جه جوره

نه دین داره نه ایمان

نه عقل داره نه وجدان

صبح که میره اداره

شلوارو در میاره

تودفترش می شینه

به ریش آقا می رینه

اتل متل توتوله

مرتضوی چه جوره

شب که کارش تمومه

با سرورش حمومه

از خستگی می ناله

تخم آقارو می ماله

آقاش اونو باد می زنه

لپهاشو یه گاز می زنه

اتل متل توتوله

مرتضوی چه جوره

غضبناکه همیشه

آدم بشو نمیشه

کج بذارید پاهاتون

یه حکم داره براتون

عاشق بند و حبسه

وافور و بنگ و بسه

اتل متل توتوله

مرتضوی چه جوره

آقا از اون راضیه

ملیجک بازیه

رو زانوهاش می شونه

براش غزل می خونه

دست به دولش می ماله

ملیجکش می ناله

اتل متل توتوله

مرتضوی چه جوره

گند کاراش دراومد

عراقی میدون اومد

عاقبتش که زاره

یا واجبی یا داره

ملت ما بیداره

از این کارا بیذاره









::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 01:35 :::

LINK  | TrackBack 1 | Comment 20
دوستان به اين نوشته لينک داده‌اند:
محموددهقانی -

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: آرتميس

Wednesday, January 19, 2005 ساعت 12:39

سلام عمو اسد ... خنديديم بيشتر هم چيزي نمي نويسيم

 URL:  http:///


 نويسنده: sarvin

Wednesday, January 19, 2005 ساعت 10:02

سلام عمو اسد بيلي و مرتضوي براي شما حواس نگذاشتن كه چيستان حل كني وگرنه پونه جون توانست يكيش را حل كنه و من بايد برايش جايزه بفرستم
فعلا تا جمعه دوروز ديگه وقت داريد.


 نويسنده: kore khar

Tuesday, January 18, 2005 ساعت 12:09

آقايون خانمها به دادم برسيننننننننننننننننننننننن عرررررررررررررررررررررررررررررررر عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر عررررررررررررررررررررررررررررررررررررر


 نويسنده: man

Tuesday, January 18, 2005 ساعت 03:18

راستي يك جمله هم از رفيقه تان ،عشرت شايق شنيدم كه حيفم امد بهتان نگويم(هرچند احتمالآ خودتان قبل از همه خبرداريد)ايشان فرموده اند:((تا اين شكاف بين ما زنهاست ،مردها بر ما سوارند!))

 URL:  http://www.yaraghanl.oersianblog.com


 نويسنده: پولاد همایونی

Tuesday, January 18, 2005 ساعت 02:01

اسد روله ام دلمه حونک کردی. ای مرتضوی ولد چموش حقه اش. الهی که بیلی گوشش بیره . اما نوحورش . بو تفش بکه. اسد جان اینم به زبان دالکه. خوشت میاد یادمون که نرفته. محسنی آمد یا نه ؟

 URL:  http://siprisk.blogspot.com


 نويسنده: بهرنگ

Tuesday, January 18, 2005 ساعت 01:22

اتل متل توتوله
ايرون بودن چه جوره
حرف بزني مي بيني
هردوي چشمات كوره
شرتت و در ميارن
روي سرت مي ذارن
ايرون بودن اينجوريه
وگرنه شعر جوريه
سلام دايي عزيز . سوء تفاهم نشه منظور شعرم شما نبودي كلي گفتم
به هر حال هر چي باشه حلال زاده به داييش ميره.
ممنونم از اينكه به من سر زدي
قرار بود نظراتت هم بگي
مي بوسمت

 URL:  http://www.barbodebaba.persianblog.com


 نويسنده: roselaleh

Monday, January 17, 2005 ساعت 07:59

حالا از اينا بدت مي ياد چلا به شعلاي مقدس ما افتلا مي بندي./بهتله بلي يه كم ادبيات كودكان بخوني بدوني كه گاوا هم بلا خودشون كسي هستن/نبايد مسخلسون كني ديده(ديگه).از بيلي بپلس بهت ميگه كه لاست ميگم./ولي بازم ملسي از نوشته هات.از فلكت خوشم اومد.

 URL:  http://www.roselaleh.persianblog.com


 نويسنده: آرمین گیله مرد

Monday, January 17, 2005 ساعت 07:40

سلام و مخصوصا امان ز دست مافیای قانونی (دولت) ... وای من مردم از خنده ....

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: شهلا

Monday, January 17, 2005 ساعت 07:34

ولی خدائیش من که با این چسمون باباقوریم نمیفهمم که اینجا کی به روزه کی نیست.........
حالا مهم اینه که خودت بدانی.....

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: شهلا

Monday, January 17, 2005 ساعت 07:30

اسداله خان، حالا خودم خدمت رسیدم که بگم دوباره آپدیت شد.

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: شهاب

Monday, January 17, 2005 ساعت 07:13

چه شعر نمكي ! راستي مطلب قبلي هم باحال بود .... ولي حقيقتش من زياد از سگ ها خوشم نمياد .... منم مث آشپز شما هروقت بد اخلاق مي شم اخلاقم رو به سگ تشبيه مي كنم ... ولي به خدا منظورم بيلي شما نيستا ... از اين سگ گنده و سياه ها ديدين ؟ از اونا رو مي گم !

 URL:  http://pesaremamooli.persianblog.com


 نويسنده: سفر شب

Monday, January 17, 2005 ساعت 05:55

اسداله خان تو ايرون نيستي وگرنه اين شعر برا سي سال به بالا ممنوع ميكردي!

 URL:  http://www.sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: رنگین کمان عشق

Monday, January 17, 2005 ساعت 05:09

اسدالله خان. ما هم زير پنجاه بوديم ولي خونديمشاااا. دستمريزاد به اين آقاي مرتضوي. حداقل باعث شد كه ذوق هنري شما شكوفا تر بشه. (چشمك)

 URL:  http://ranginkamaneeshgh.persianblog.com


 نويسنده: بیلی و من

Monday, January 17, 2005 ساعت 04:45

عموجان یرقان گفته ام که این قصه مال پنجاه به بالاست، حالا تو فضولی چکارت کنم.

 URL:  http://www.mebaily.com


 نويسنده: man

Monday, January 17, 2005 ساعت 04:37

خدامرگم بده عمو!شما كه از ماهم وقيح تر به اركان تخمي حمله ميكنيد.ولي خودمانيم ها طبع خدابيامرز هم خوب روان است

 URL:  http://www.yaraghanl.oersianblog.com


 نويسنده: شهلا

Monday, January 17, 2005 ساعت 04:20

خیلی بابا............

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: خدابيامرز

Monday, January 17, 2005 ساعت 03:04

سلام عليكم

اتل متل توتوله
يك بيليه كوتوله
خيلي زياد مي فهمه
بيشتر از اون شاشوله!
مرتضوي رو گفتم
براش يه آشي پختم
با نعنا داغ و روغن
كه ريخته شه دفعتن!
به زير شلوارشون
نزديك افكارشون!

دست شما درد نكنه اسدالله خان! خيلي بامزه سرودي.

 URL:  http://aorta.persianblog.com


 نويسنده: بانوی باران

Monday, January 17, 2005 ساعت 02:42

كاش ميشد فرستاد براي مرتضوي...........

 URL:  http://pouyehm.parsiblog.com


 نويسنده: بیلی و من

Monday, January 17, 2005 ساعت 02:25

شعر که چه عرض کنم، این چرندیات از خود خودمه.

 URL:  http://www.mebaily.com


 نويسنده: H.sabet

Monday, January 17, 2005 ساعت 02:18

اقا اسد اين شعر ازخودت بود يا از جائي ّ




Copyright © 2005, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.